یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا


جینداباین Jindabyne


جینداباین  Jindabyne
▪ کارگردان: ری لارنس.
▪ فیلمنامه: بئاتریکس کریستین بر اساس داستان کوتاه "So Much Water So Close to Home" از ریموند کارور.
▪ موسیقی: پل کلی، دان لاسکومب.
▪ مدیر فیلمبرداری: دیوید ویلیامسون.
▪ تدوین: کارل سادراستن.
▪ طراح صحنه: مارگوت ویلسون.
▪ بازیگران: لورا لینی[کلر]، گابریل بایرن[استوارت]، دبرا لی فورنس[جاد]، جان هاوارد[کارل]، لی پورسل[کارمل]، استلیوس یاکه میس[روکو]، سایمون استون[بیلی]، شون ریس ومیس[تام]، اوا لازارو[کایلین کالاندریا]، بتی لوکاس[ونیسا].
▪ ١٢٣ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ استرالیا. نامزد ٩ جایزه از انستیتوی فیلم استرالیا، برنده جایزه ویژه داوران جشنواره فیلم های پلیسی کنیاک، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل/دبرا لی فورنس-بهترین فیلمبرداری، کارگردانی، فیلمنامه اقتباسی و نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد نقس مکمل/جان هاوارد-بهترین بازیگر زن/لورا لینی، بهترین فیلم و موسیقی از انجمن منتقدان سینمایی استرالیا، نامزد ٤ جایزه از مراسم IF، برنده جایزه بهترین فیلمنامه و جایزه فیپرشی بهترین فیلم از جشنواره استکهلم، برنده جایزه بهترین بازیگر زن/لورا لینی و بهترین موسیقی و نامزد صدف طلایی جشنواره والادولید.
▪ ژانر: جنایی، درام، راز آمیز، مهیج.
استوارت کین ایرلندی تبار که در شهر کوچک جینداباین استرالیا زندگی می کند، در سفری به قصد ماهیگیری به همراه سه نفر دیگر جسد دختر جوانی را در رودخانه پیدا می کنند. آنها به جای بازگشت فوری به شهر، ماهیگیری را ادامه داده و فردای آن روز، در بازگشت به شهر واقعه هولناکی را که شاهد بوده اند گزارش می دهند. کلر، همسر بیمار استوارت که از رفتار شوهرش آگاه شده، دچار ناراحتی گشته و اعتقاد و علاقه اش به وی سست می شود. سپس می کوشد تا تا به خانواده دختر قربانی کمک کند. اما رفته رفته زندگی خانوادگی خودش با مادرشوهرش، استوارت و پسر جوان شان دچار عدم تعادل می شود....
● چرا باید دید؟
داستان یک زناشویی و یک قتل، وقایعی که می تواند زندگی چندین انسان را از این رو به آن بگرداند. اما قرار نیست این بار به دنبال یافتن قاتل یا انگیزه های او باشیم. آن چه مهم تر است تاثیر این جنایت بر زندگی کسانی است که در آن حوالی زندگی می کنند. جایی که به خودی خود نه فقط محلی جذاب، بلکه راز آمیز نیز هست.
شهری که امروز به نام جینداباین شناخته می شود در ١٩٦٧ ساخته شده و شهر قدیمی جینداباین به خاطر احداث بزرگ ترین دریاچه مصنوعی جهان در آن منطقه به زیر آب رفته است. [یک موضوع دبش برای ترسناک سازان که از ویرانه های شهر زیر آب و کلیساهای قدیمی موجود در شهر جدید و قدیم می توانند ده ها قصه بیرون بکشند!]. اما داستان ریموند کارور و ترانه ای که بر الهام از قصه ساخته شده ، موقعیتی دیگر برای ری لارنس فراهم کرده است.
ری لارنس متولد ١٩٤٨ استرالیا نویسنده و کارگردان کم کاری است که از اواسط دهه ١٩٨٠ تا امروز فقط سه فیلم بلند کارگردانی کرده است.
فیلم اولش سعادت در ١٩٨٥ توانست در مراسم انستیتوی فیلم استرالیا برنده جایزه بهترین کارگردانی شود و به نامزدی نخل طلای جشنواره کن نائل شود. اما لارنس دومین فیلمش Lantana را ١٦ سال بعد مقابل دوربین برد. Lantana اولین طبع آزمایی او در ژانر پلیسی بود، اما موفقیت شگفتی برای وی به دنبال آورد. کسب ٣٢ جایزه معتبر از جشنواره های بین المللی از جمله جشنواره فیلم های پلیسی کنیاک نشان از ظهور استعدادی درخشان در این ژانر داشت. و اینک پس از ٥ سال با دومین فیلمش در همین ژانر که مانند فیلم دومش نام خود را از یک شهر گرفته، بازگشته است.
جینداباین از نظر خلق هیجان و تنش شاید به پای فیلم دوم وی نرسد، اما تاکید لارنس بر روانشناسی افراد درگیر ماجرا و از همه مهم ترکلر و استوارت کین و درامی که در اطراف قتل دختری جوان شکل می گیرد، بسیار چشمگیر و تماشایی است.
همچون فیلم قبلی صحبت بر سر انتخاب های اخلاقی[نه قانونی!] شخصیت های قصه است؛ و همچنین حفظ وحدت خانوادگی که می تواند هر فاجعه ای را قابل تحمل کند. اما زیر جنبه های پنهان شخصیت ها درپی واقعه ای که حتی دخالتی در وقوع آن ندارند، بروز پیدا کرده و زندگی را بر آنان سخت می کند. چنین تمی می تواند در نگاهی کلی نوعی دیدگاه اجتماعی سیاسی به فیلم و کارگردانش اعطا کند که نهایت بلندپروازی هر فیلمسازی است.
لارنس به خوبی به این مهم دست می یابد و با پرهیز از هیجانات کاذب توجه تماشاگر را در چشم اندازهای لخت استرالیا و اطراف شهر جینداباین به کاراکترهای سرگشته خود جذب می کند. البته شاید برای تماشاگری که به دنبال فیلم متعارف پلیسی است، معرفی جورج[پیرمرد قاتل] در سکانس آغازین و ریتم کند فیلم اندکی ملال آور باشد. اما قول می دهم اگر کمی حوصله به خرج دهید درامی به شدت قوی را نظاره خواهید کرد که قتل فقط استارت موتور آن است!
منبع : موج نو