سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا


احساسات، ذاتی یا اکتسابی


احساسات، ذاتی یا اکتسابی
چطور احساسات انسان با گذشت زمان به پیچیدگی زمان حال خود می‌رسد؟ منشا و سرچشمه ناكامی‌ها، ترس‌ها و احساسات عاشقانه او كجاست؟ آیا انسان با همه این احساسات به دنیا می‌آید، یا به مرور زمان آنها را یاد می‌گیرد؟ آیا احساسات انسان با رشد و یادگیری‌های بیشتر او پرورش یافته و گسترش می‌یابند؟
تحقیقات نشان می‌دهد كه احساسات از كودكی تا بلوغ پیوسته در حال رشد و توسعه هستند كه قسمتی از آن به خاطر رشد و توسعه سیستم عصبی مركزی بدن است اما برخی از واكنش‌های احساسی ذاتی هستند، گرچه تا رسیدن فرد به مرحله خاصی از زندگی خود، آشكار نمی‌شوند اما تحقیقات نشان می‌دهند كه بسیاری از واكنش‌های احساسی از طریق تجربه كسب می‌شوند. با توجه به طبیعت پیچیده احساسات انسان، تعجب آور نیست كه رشد و توسعه آنها هم پیچیده باشد.
نوزاد تازه به دنیا آمده، موجودی بیچاره و رشدنیافته است كه بیشتر از شیرخوردن و در جای خود تكان‌خوردن، گریه كردن در مواقع گرسنگی و ناراحتی و خوابیدن كاری نمی‌تواند انجام دهد اما اگر با انداختن نور یا به صدا درآوردن زنگ، كودك را وحشت زده كنید، ممكن است باعث گریه‌كردن او شوید. نوزاد تازه به دنیا آمده نسبت به درد، ناراحتی یا محرك‌های تكان دهنده، واكنش نشان می‌دهد، اما عكس‌العمل‌های او غیرقابل كنترل و كلی هستند. در واقع، زندگی احساسی نوزاد شامل درجات كمی از راحتی و ناراحتی است.
نوزاد هرچه بزرگ‌تر شده و رشد می‌كند، یاد می‌گیرد كه چطور با افراد و اشیای دیگر در پیرامون خود ارتباط برقرار كند و تعداد واكنش‌های احساسی او افزایش می‌یابد. وقتی به پنج ماهگی می‌رسد، نوزاد می‌تواند نشانه‌هایی از احساسات خوشایند و ناخوشایند از خود بروز دهد كه شامل اندوه، ناراحتی و حتی عصبانیت نیز می‌شود. احساس شادی و خوشحالی در سن سه ماهگی به خوبی دیده می‌شود اما اكثر نشانه‌های عشق و دوستی تا سن ۱۰ یا ۱۱ ماهگی بروز نمی‌كند.
همراه با یادگیری تكان دادن دست و پا و راه رفتن، كودك باید از نظر روانشناسی هم قادر به تجربه احساسات باشد، قبل از اینكه این احساسات با آموزش اصلاح شوند.
● شرطی‌سازی كلاسیك
روانشناسان دریافته‌اند كه یادگیری برپایه دو فرایند اصلی استوار است. یكی از انواع یادگیری، شرطی‌سازی كلاسیك است كه در آن یك اتفاق یا محرك با پاداش یا تنبیه دنبال می‌شود. از این طریق است كه چهره و صدای مادر برای كودك مفهوم عشق و شادی را تداعی می‌كند، چون اوست كه غذا و راحتی را برای او فراهم می‌كند.
احساسات منفی نیز به همین طریق یاد گرفته می‌شوند. اگر كودك چندین مرتبه توسط سگ گاز گرفته شود یا بترسد، این‌گونه حیوانات برای او مفهوم ترس و درد را تداعی می‌كنند و از همان زمان ترس از این حیوانات در وجود كودك شكل می‌گیرد.
● شرطی‌سازی كنش‌گر
نوع دوم یادگیری شرطی‌سازی كنش‌گر یا عامل نامیده می‌شود كه در آن فرد یاد می‌گیرد كارهایی را انجام دهد كه از طرف محیط اطرافش، پاداش فراهم كند و كارهایی را كه تنبیه و مجازات به همراه دارد، انجام ندهد. مثلاً، اگر وقتی نوزاد گریه كند، مادر به سراغ او بیاید و گهواره‌اش را تكان دهد تا او آرام گیرد، به او یاد خواهد داد كه عمل گریه‌كردن با توجه و مراقبت مادر همراه خواهد بود. به همین دلیل، كودك برای جلب توجه مادر بیشتر گریه خواهد كرد.
ما هر روز رشد می‌كنیم و تجربیات جدیدی به دست می‌آوریم.
با خواندن، تماشای تلویزیون، ارتباط با سایر مردم و از این قبیل كارها، آموزش می‌بینیم و چیزهای جدید یاد می‌گیریم. این یادگیری‌ها بر احساسات ما تاثیر می‌گذارند. اگر انسانی به ما محبت كند، دوستمان بدارد و كارهای مثبتی برای ما انجام بدهد، از طریق شرطی‌سازی كلاسیك یاد می‌گیریم كه آن فرد را با احساسات مثبت پیوند دهیم و برعكس اگر كسی با ما بدرفتاری كند، در ما احساسات منفی را تداعی خواهد كرد.
به عبارت دیگر، واكنش‌های احساسی ما نه تنها به رشد و یادگیری‌های ما بستگی دارد، بلكه با چگونگی احساس ما در آن لحظه نیز ارتباط مستقیم دارد. عكس‌العمل‌های احساسی ما در برابر محرك‌های مختلف، متفاوت است و بستگی به عواملی دارد كه در آن لحظه بر ما تاثیر می‌گذارند.
ییلا امینی
منبع : روزنامه تهران امروز