دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا


نگاهی به زندگی و آثار تریسی چپمن


نگاهی به زندگی و آثار تریسی چپمن
افراد بسیاری هستند که من آنها را تحسین می کنم و به آنها احترام می گذارم و اما هیچ قهرمانی ندارم واژه بی اعتقادم.
او در اشعارش این حرف را بارها تکرار کرده است که هیچ قهرمانی نخواهد آمد که انسان را از مشقات زندگی نجات دهد و این تنها خود انسان است که باید به فکر انسان باشد.
Poor people gona rise up
And get their share
Poor people gonna rise up
And take what’s their
مردم محروم به پا می خیزند
و سهمشان را می گیرند
مردم محروم به پا می خیزند
و حقشان را می گیرند
(Talkin’ Bout A Revolution)
تریسی چپمن در ۳۱ مارس ۱۹۶۴ در کلیولند اوهایو به دنیا آمد. او روزهای کودکی اش را در محله ای کارگرنشین که محل زندگی سیاه پوستان آفریقایی-آمریکایی بود گذراند. او می گوید: کسی ر آن محل به موسیقی سفیدپوستان گوش نمی داد. هیچ کس باب دیلان یا جون بائز گوش نمی داد، پس این ها بر روی من تاثیری نداشته اند.
اگر از چیزی تاثیر گرفته باشم، آن چیزی جز موسیقی هایی که مادرم گوش می داد و شمال برخی آثار کانتری می شود ، نیست. او چارلی پراید و دالی پارتون گوش می داد. من در سال هایی که رشد می کردم به موسیقی های R&B ، Soul و جاز گوش می دادم اما موسیقی مردمی که آنچه Folk music می دانند هرگز.
هنگامی که هفت سال بیشتر نداشت مادرش گیتاری به او هدیه می دهد و همین امر او را تشویق به ساختن موسیقی و نوشتن ترانه می کند که این کار را تا به امروز ادامه داده است.
او در دوران دانشجویی در کافی شاپ های کمبریج ماساچوست می نواخت و ترانه هایی را که سروده بود برای مردم اجرا می کرد.
او فارغ التحصیل انسان شناسی از دانشگاه تافت در شهر مدفورد ماساچوست و علاقه مند به مطالعه آفریقای غربی است.
Why do the babies strave
When there’s enough food to feed the world
Why when there is so many of us
Are there people still alone
چرا کودکان از گرسنگی رنج می کشند
وقتی که غذای کافی برای سیر کردن همه جهان هست؟
چرا وقتی که این همه ایم
مردم هنوز تنهایند؟
(Why)
نفس کشیدن در فضای دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی ، دوران جنگ ویتنام، اعتراضات مردمی، رسوایی های سیاسی و جنگ سرد و در زمانه ای که هنوز تبعیض نژادی به بدترین شکل خود رواج داشت، از او چهره ای معترض، عدالت جو و ازادی طلب ساخت.
Soon must come the day
When the righteous have their ways
Unjustly tried are free
And people live in peace I say
Give the man release
Go on and set your conscience free
Right the wrongs you made
Even a fool can have his day
این نظر من است
به زودی باید روزی بیاید
روزی که پرهیزکاران به راه خود می روند
بی گناهان دربند آزادند
و مردم در صلح زندگی می کند
انسان را آزاد کنید
ادامه دهید و وجدانتان را آزاد کنید
اشتباهاتی که کرده اید را جبران کنید
حتی یک احمق هم می تواند روز خودش را داشته باشد
او اولین آلبوم خود را در سال ۱۹۸۸ به بازار عرضه کرد و دو ماه بعد از آن به شهرت جهانی رسید. ۱۱ ژوئن ۱۹۸۸ به مناسبت ۷۰ سالگی نلسون ماندلا، رهبر سیاهان افریقای جنوبی که در آن هنگام در اسارت آپارتاید بود، کنسرتی در استادیوم ویمبلی لندن برگزار شد. ۷۲ هزار نفر در استادیوم حضور داشتند و ۶۰۰ میلیون نفر در سراسر جهان –حتی اتحاد جماهیر شوروی- این کنسرت را از طریق تلویزیون تماشا کردند.
چپمن درباره این کنسرت می گوید:« باعث افتخار من بود که در این برنامه شرکت کنم و صدایم را به صداهایی که خواهان آزادی نلسون ماندلا بودند اضافه کنم و برای شنوندگان متعهد بخوانم. برای اولین بار بود که برای این تعداد از شنوندگان می خواندم. آن شب من از صحنه می ترسیدم. این تجربه ای گران بها برای من بود و من به سختی می توانم خاطره آن شب را فراموش کنم.» دو روز بعد ۱۲۰۰۰ نسخه از آلبوم چپمن به فروش رفته بود.
از این آلبوم بیش از ۲ میلیون نسخه در اجراهای متعدد او در برنامه های خیریه و بشردوستانه از جمله حضور او در تور بخشش در سال ۲۰۰۵ نشان داد که او به راهی که برای فعالیت خود انتخاب کرده وفادار است و هنر را راهی برای ارائه افکار خویش می داند.. چپمن باره تور سال ۲۰۰۵ توضیح می دهد:« برنامه ای بود که برای جلب حمایت مردم از حقوق بشر و بالا بردن آگاهی مردم از اعلامیه جهانی حقوق بشر انجام شد.
بسیاری از کشور ها این اعلامیه را امضا کرده اند اما خیلی از آنها هیچ توجهی به مفاد آن ندارند. بسیاری از اعتراضات و بیانیه هایی که در سراسر جهان صادر می شود مربوط به حقوق بشر است.» به غیر از این دو مورد او بارها در برنامه های خیریه و کنسرت هایی به حقوق بشر شرکت داشته است.
آلبوم دوم او تقاطع ها (Crossroads) از نظر اقتصادی نتوانست موفقیت آلبوم اول او را تکرار کند و آلبوم سوم او ماهیت قلب (Matters of the Heart) شنوندگان بسیار کمی داشت. اما آلبوم چهارم او به نام شروع دوباره New Beginning به راستی برای او شروعی دوباره بود و تنها در آمریکا بیش از ۳ میلیون نسخه به فروش رفت.
ترانه "یک دلیلش را به من بگو" (Give Me One Reason) برنده جایزه گرمی سال ۱۹۹۷ به عنوان بهترین آهنگ راک شد. این آهنگ تا به امروز موفقترین آهنگ تریسی چپمن بوده است. او با آلبوم اول خود نیز ۴ جایزه گرمی دریافت کرده بود.
لبوم بعدی او «قصه گفتن» Telling Stories در سال ۲۰۰۰ منتشر شد که بیشتر در حال و هوای راک بود.
There is fiction in the space between
You and everybody
Give us all what we need
Give us one more sad sordid story
But in the fiction of the space between
Sometimes a lie is the best thing
بین تو و دیگران افسانه ای است
بگو چه نیاز داری
یک قصه هرزه دیگر بگو
اما در افسانه بین تو و دیگران
گاهی دروغ بهترین چیز است
و آلبوم ششم او «بگذار ببارد» Let It Rain در سال ۲۰۰۲ به بازار آمد.
Let it rain
Let it flood these streets and wash me away
To where it makes no difference who I am
Or what the future holds
When I dont know
But give me hope
That help is coming
When I need it most
When I need it most
بگذار ببارد
بگذار خیابان ها را غرقه سیل کند و مرا پاک بشوید
تا جایی که دیگر مهم نباشد من کیستم
یا آینده چه در دل خود دارد
و من نمی دانم
اما به من امید بده
که کمک می رسد
وقتی که به آن بیش از هرزمان دیگری به آن محتاجم
تریسی چپمن هفتمین آلبوم خود با نام «جایی که زندگی می کنی» Where You Live را در سپتامبر سال ۲۰۰۵ عرضه کرد.
او در سال ۲۰۰۴ دکترای افتخاری هنرهای زیبا را از دانشگاه تافتز دریافت کرد.
او می گوید : «من نمی خواهم با ترانه هایم دنیا را عوض کنم بلکه تنها هدف من ارائه کارهای خوب است و هیچ هدف دیگری در سر ندارم. من نمی خواهم از طریق موسیقی زندگی مردم را عوض کنم. به نظر من همه ما مسوول ساختن دنیایی هستیم که دوستش داریم و من به نوبه خود این کار را انجام داده ام.»
رضا حیدری
منبع : دو هفته نامه فریاد