سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا


دوران طلایی الیزابت تکرار نشد


دوران طلایی الیزابت تکرار نشد
سال ۹۸ بود. در غوغای «شکسپیر عاشق» جان مدن و در روزهایی که عاشقانه جوزف فاینس و گوینت پالترو همه را به سوی خودش جلب کرده بود یک تصویر دیگر هم از ملکه الیزابت روی پرده آمد. اگر در فیلم مدن، جودی دنچ همان تصویر خشک و رسمی از الیزابت پا به سن گذاشته را به نمایش گذاشت- و البته برای همین اجرای رسمی تر اسکار هم گرفت- در سمت دیگر شکار کاپور هندی الاصل فیلمی با کیت بلانشت ساخت که خیلی زود جای خودش را میان منتقدان و تماشاگران حرفه یی تر باز کرد.
فیلم که با نام «الیزابت» به نمایش درآمد، همه را متوجه تولد ستاره یی به نام کیت بلانشت کرد و غافلگیری اصلی اش این بود که کاپور هندی قصه زندگی ملکه انگلستان را تصویر می کرد. «الیزابت» در آرامش اکران شد اما تا پایان سال به خیلی از فهرست های اصلی منتقدان راه پیدا کرد. منتقدان تورنتو فیلم را به عنوان بهترین اثر سال به «شکسپیر عاشق» ترجیح دادند و در دیگر فهرست ها هم این نام بلانشت بود که به عنوان بهترین بازیگر زن خودنمایی می کرد. فیلم در اسکار هم نامزد هفت جایزه شد هرچند در پایان تنها یک جایزه گریم نصیب اثر کاپور شد.
الیزابت، شکار کاپور را در هالیوود تثبیت کرد. درست همان روزهایی که آنگ لی هم به عنوان دیگر فیلمساز آسیایی برای خودش جا باز می کرد و نکته عجیب درباره این دو، اعتماد بدنه فیلمسازی امریکا و اروپا برای سپردن پروژه های کاملاً ملی به آنها بود. کاپور داستانی به نام «چهار پر» داشت که رویای فیلمسازی اش در خارج آب های اقیانوس هند محسوب می شد و برای همین بلافاصله پس از کسب اعتماد سراغ آن داستان رفت.
یک اثر تاریخی دیگر که قرار بود موفقیت الیزابت را در خلق یک فضای باشکوه تکرار کند اما این اتفاق نیفتاد. نقدهای تند و تیز روی فیلم نوشته شد و «چهار پر» در گیشه شکست سختی خورد و کاپور به حاشیه رفت. از سال ۲۰۰۲ که فیلم آماده نمایش شد و اکران کوتاه مدتش سپری شد تا سال قبل که برای احیای موقعیت شکار کاپور قسمت دوم الیزابت چراغ سبز تولید گرفت چیزی در حدود پنج سال زمان گذشت.
حالا کاپور با «الیزابت؛ دوران طلایی» بازگشته است و امید دارد بخشی از آن دوره طلایی زمان نمایش نخستین قسمت برایش تکرار شود. اتفاقی که گویا احتمال وقوعش چندان زیاد نیست و نقدها اکثراً خنثی و در چند مورد به همان تندی زمان «چهار پر» بوده است. فقط این جمله پیتر تراورس منتقد رولینگ استون را از نقد بلندش بر فیلم بخوانید تا قدری ماجرا دست تان بیاید؛ «کیت بلانشت می تواند به هر نقشی جان دهد حتی اگر آن نقش کاراکتر باب دیلان باشد، اما از او هم برای نجات این دنباله کم رمق کاری برنمی آید.»
هر چقدر روزهای هزاره تازه برای شکار کاپور خالی از رونق و احترام بود، اوضاع برای کیت بلانشت به شکل دیگری پیش رفت. او در این سال ها دو نامزدی اسکار نقش مکمل برای فیلم های «هوانورد» و «یادداشت هایی بر یک رسوایی» داشته که اولی
▪ رونوشت برابر اصل کاترین هپبورن در فیلم مارتین اسکورسیزی- برایش مجسمه طلایی را هم به همراه داشت. جز این او یک دو جین فیلم فوق العاده با کارگردانان بزرگ کار کرده که خیلی از این فیلم ها اتفاقاً به حضور شخص بلانشت وابسته بوده اند. در کارنامه اش از حضور در «ارباب حلقه ها»ی پیتر جکسون تا «قهوه و سیگار» جیم جارموش تا «راهزنان» بری لوینسون به چشم می خورد و حتی با ران هاوارد، وسترن «گمشده» را هم کار کرده است.
در این مدت بلانشت تقریباً جایگاهی را به دست آورده که زمانی دورتر متعلق به جودی فاستر بود. بازیگر توامان جریان اصلی و مستقل که انتخاب اول کارگردانان و کمپانی ها برای نقش هایی بود که می دانستند هیچ کس دیگری توان بازی در آنها را ندارد. برای همین صورت سرد و چهره گاه سنگی بلانشت هم مانع این انتخاب نشد و او در هالیوود ماندگار شد. با این همه هنوز هم از الیزابت به عنوان یکی از شاخص ترین بازی های او نام می برند و خیلی از تماشاگر ها برای یادآوری چهره او به نخستین الیزابت اشاره می کنند.
این چنین است که حضور پررنگ او در ساخت دومین الیزابت کاملاً منطقی می نماید. این بار هم فیلم از آن کیت بلانشت است و او این فرصت را یافته تا به مرحله دیگری از زندگی کاراکتری که جوانی اش را به باشکوه ترین شکل ممکن اجرا کرده بود جان دوباره دهد.
«الیزابت؛ دوران طلایی» پس از ۹ سال دوباره نام شکار کاپور و کیت بلانشت را در کنار هم قرار داده است و این بار بیشتر از بار قبل تحسین ها نثار بلانشت شده و کاپور از موقعیت درخشان فیلم اول دور مانده. نقدها معمولی است و فروش هفته اول فیلم در امریکا حدود شش میلیون دلار بوده. به حلقه بازیگران فیلم که در راس و کنار بلانشت جفری راش را از قسمت اول دارد، کلایو اوون و سامانتا مورتون افزوده شده اند که حداقل در مورد اوون گمان می رفت حضورش با استقبال منتقدها روبه رو شود که چنین نشده و در نوشته ها هیچ تاکیدی روی بازی او وجود ندارد.
آنچه از مجموع نقدها برمی آید متن متوسط مایکل هرست است که دقیقاً پس از الیزابت هیچ فیلمنامه دیگری ننوشته و با این فیلم دوباره بازگشته؛ طراحی صحنه اثر مثل کار قبلی باشکوه به نظر می رسد و کاپور در کارگردانی صحنه های جنگی و شلوغ موفق عمل کرده. عمده انتقادها به رابطه های فیلم وارد شده و جاهایی که فیلم وارد خلوت الیزابت می شود. چیزی که گویا کاپور و فیلمنامه نویس اش چندان در درک آن موفق نبوده اند و از همین رو فیلم مورد عتاب و کنایه قرار گرفته است.
از «الیزابت؛ دوران طلایی» به عنوان نخستین امید اسکاری پاییز امسال نام برده می شد؛ که گویا چندان این پیش بینی درست نبوده. آنچه از روی منابع اینترنتی می توان دریافت در همین حدود است. مگر آنکه منتقدان نشریات و ماهنامه های معتبر فیلم امریکا نظر دیگری نسبت به ریویونویس ها داشته باشند.
خسرو نقیبی
منبع : روزنامه اعتماد