جمعه, ۲۵ خرداد, ۱۴۰۳ / 14 June, 2024
مجله ویستا

اولین فاجعه


اولین فاجعه
در آن شب گرم بهاری، برخی از ساكنان شهر كوچك «پریپژات» بر روی بالكن خانه هایشان آمده بودند و با بی خیالی شاهد آن نمایش غیرمعمول یعنی آن رآكتور مشتعل در فاصله سه كیلومتری این شهر بودند. مسابقه فوتبالی كه در نزدیكی آن ویرانه مشتعل جریان داشت، به پایان رسیده بود. بچه ها بازمی گشتند و مردها هركدام با چند ماهی به قلاب های ماهیگیری در راه خانه های خود بودند. آن بت اتحاد شوروی سابق همچون گلوله ای عظیم و گدازان در افق فرومی رفت، درست به مانند غروب خورشید در نوری رمانتیك. در آن زمان كسی تصور نمی كرد كه این گوی آتشین می تواند حكم یك نور روشنگر را داشته باشد. اما به هر شكل «چرنوبیل» مترادف آغاز پایان اتحاد جماهیر شوروی شد. تا ۲۶ آوریل ،۱۹۸۶ توسعه و تكمیل نیروی هسته ای به عنوان نشانه ای از قدرتمندی و توانمندی های اتحاد شوروی به شمار می آمد. اما جرقه های انفجاری و مرگبار آن رآكتور ساقط شده، نوری روشنگرانه بر دروغ ها و اعمال غیرانسانی و فساد حاكم بر رژیم شوروی تاباند. فاجعه چرنوبیل به غم انگیزترین صورتی نشان داد كه راه و روش سوسیالیستی چیزی جز تلاشی و نابودی در پی ندارد.
نیروهای پیشرو و اصلاح طلب در راس رژیم كمونیستی، از مدت ها قبل از فاجعه چرنوبیل متوجه وجود بحران در سیستم اتحاد شوروی شده بودند و بدین ترتیب بود كه در مارس ۱۹۸۵ مردی به نسبت جوان تر با وعده هایی طلایی را به عنوان صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر شوروی برگزیدند، مردی به نام «میخائیل گورباچف». ماموریت اصلی گورباچف این بود كه اتحاد شوروی را از آن سكون مرگبار خارج كرده و حركت و پویایی به سیستم تزریق كند. حزب كمونیست شوروی در بیست و هفتمین كنگره سراسری خود در پایان فوریه ۱۹۸۶ برنامه اقتصادی گورباچف را كه بر پایه شعار «شتاب» تنظیم شده بود، به تصویب رساند. بر پایه این برنامه اقتصادی قرار شد تا بنگاه های تولیدی و اقتصادی سوسیالیستی كار آمدتر شده و علاوه بر آن برای تامین انرژی لازم تا سال ۲۰۰۵ تعداد بیست و هفت رآكتور اتمی جدید احداث شود. برنامه پنج ساله اول گورباچف درست بر پایه سنتی بود كه زمانی لنین پایه آن را گذاشت یعنی تولید انرژی مساوی است با قدرت هر چه بیشتر شوروی. در آن زمان چرنوبیل بهترین نیروگاه اتمی اتحاد جماهیر شوروی به شمار می آمد. نیروگاه چرنوبیل در ۳۱ دسامبر ۱۹۸۳ و كمی زودتر از موعد پیش بینی شده به بهره برداری رسید. كارشناسان اتمی بسیاری از آزمایش های ایمنی را كه قاعدتاً باید پیش از راه اندازی رسمی انجام شود، درست در خلال كار نیروگاه انجام می دادند. گروه سازنده این نیروگاه، سه ماه پیش از آن فاجعه از سوی دولت شوروی به خاطر ركورد شكنی شان در راه اندازی نیروگاه، مورد تشویق قرار گرفتند. روزنامه دولتی «ایزوستیا» در آن زمان نوشت: «بار دیگر توانمندی ها و موفقیت های كارشناسان و دانشمندان شوروی بر همگان ثابت شد.»
اما چرنوبیل از همان آغاز راه اندازی دچار مشكلاتی در طراحی و ساختمان و همین طور دچار مشكلات تكنیكی بود. جالب آنكه وزارت برق و انرژی شوروی هم ارائه هرگونه اخبار منفی در مورد پیامدهای منفی این گونه نیروگاه ها بر انسان و محیط زیست را ممنوع اعلام كرده بود. و مصیبت بارتر اینكه كاركنان نیروگاه چرنوبیل هم از كمترین آگاهی و اطلاعات در مورد حوادث كوچكی كه در نیروگاه هایی از نوع چرنوبیل اتفاق افتاده بود، محروم بودند. هیچ گونه بحث آزاد و علنی هم در مورد مكان استاندارد برای ساخت نیروگاه اتمی و اقدامات امنیتی برای چنین نیروگاهی وجود نداشت. تنها بحثی كه در این موارد جریان داشت به سال های دهه هفتاد برمی گشت یعنی زمانی كه دو گروه از دانشمندان اتمی شوروی آن هم نه به دلایل علمی و امنیتی بلكه بیشتر از روی تعلقات جناحی و منطقه ای در محافل داخلی و غیر علنی به این موضوع می پرداختند. یك گروه از این دانشمندان عقیده داشتند كه این نیروگاه های اتمی هیچ خطری ندارد و طرح ساخت آنها را برای بخش اروپایی نشین روسیه می ریختند و گروه مقابل عقیده داشتند كه برای جلوگیری از هرگونه خطر احتمالی، این نیروگاه ها باید در منطقه تقریباً خالی از سكنه سیبری احداث شود. این بحث و جدل ها بالاخره در سال ۱۹۸۰ پایان گرفت یعنی زمانی كه رهبری شوروی دستور ساخت سریع نیروگاه های اتمی آن هم درست در نزدیكی مناطق پرجمعیت را صادر كرد.
پس از فاجعه چرنوبیل هم دولتمردان شوروی از هیچ تلاشی برای جلوگیری از نشر اخبار دقیق در این مورد فروگذار نكردند. اما پس از آنكه ایستگاه های هواشناسی كشور سوئد وجود ذرات رادیواكتیو در شرق این كشور را ثبت كردند، دولت شوروی نیز در ۲۹ آوریل همان سال لازم دید تا خبری كوتاه و هشت سطری در مورد «حادثه در نیروگاه چرنوبیل» را منتشر كند. جالب آنكه این نیروگاه تا پیش از آن فاجعه نیروگاه «لنین» نام داشت اما پس از آن این نام حذف شد. تلویزیون شوروی هم در شب ۲۹ آوریل به عنوان ششمین خبر پس از اخبار كشت بهاره كشاورزی و آخرین مد كت و مانتو، خبری كوتاه تحت عنوان «نشت مختصر مواد رادیواكتیو» منتشر كرد.
اما هنگامی كه دولت شوروی دیگر نتوانست ابعاد این فاجعه را مخفی كند، سیل گزارش ها از «منطقه جنگی» به «فرماندهی مادر» سرازیر شد، گزارش هایی كه همگی حاوی خبرهایی از تلاش بی وقفه كمونیست های حزبی و كمیته منطقه ای حزب كمونیست بود. كاملاً مشخص بود كه به اصطلاح آن مه اتمی حاصل از سوختن رآكتور چرنوبیل چیزی نیست كه قابل پنهان كردن باشد اما آنچه در هیچ یك از این گزارش های دولتی به آن اشاره ای نمی شد همان علت حادثه و مسئولیت آن بود. این گزارش های دولتی چنان تنظیم شده بود كه گویی اشخاصی برای مقابله با یك فاجعه طبیعی شب و روز مشغول فعالیت هستند!
جالب آنجا است كه تنها دو ماه پیش از فاجعه چرنوبیل، میخائیل گورباچف در كنگره سراسری حزب كمونیست بر این نكته تاكید كرد كه كمونیست ها تحت هر شرایطی باید به اطلاعات واقعی و صحیح دسترسی داشته باشند. اما این وعده ها زمانی پوچ از آب درآمد كه تازه ۱۹ روز پس از فاجعه، گورباچف سكوتش را در مورد آن شكست و در یك برنامه تلویزیونی اطلاعاتی گزینش شده و خلاصه شده در مورد كیفیت حادثه و قربانیان آن ارائه داد. رهبر وقت شوروی سابق در آن برنامه تلویزیونی تا توانست شعار داد و رسانه های غربی را به انتشار اخبار خصمانه و تحریك آمیز بر علیه شوروی متهم كرد. گورباچف تازه سه سال پس از آن فاجعه از چرنوبیل دیدن كرد. این دیدار به شدت وجهه رهبر شوروی سابق را خدشه دار كرد زیرا همه بر این عقیده بودند كه گورباچف نه تنها هیچ اظهار تاسفی نكرد بلكه كاملاً معلوم بود كه نمی تواند ابعاد این فاجعه را حتی پس از سه سال درك كند.با این حال گورباچف با نقایص سیستم حاكم بر شوروی كاملاً آشنا بود. او در اوایل جولای ۱۹۸۶ و در یك سخنرانی غیر علنی گفته بود: «یك دیوانه سنگی به چاه می اندازد و هزار عاقل در بیرون آوردن آن سنگ عاجز می مانند. آنچه در حال حاضر در سرزمین ما بیش از هر چیز به چشم می آید، تملق و چاپلوسی، اقتصاد عقب مانده، بی مسئولیتی و آزار و اذیت دگراندیشان است.» گورباچف در اقدامات بعدی اش و بیشتر برای سرپوش نهادن بر مخاطره آمیز بودن فعالیت های اتمی شوروی، از انحصار در علوم و فعالیت های علمی و تولیدی به عنوان عامل اصلی این مخاطرات یاد كرد.
فاجعه چرنوبیل زلزله ای بود كه پایه های مستحكم قدرت مطلقه سردمداران حزب كمونیست شوروی را به لرزه درآورد و اعتماد و اطمینان به آنها را زیر سئوال برد. در آن زمان سیل نان و چای خشك و دیگر مواد غذایی بود كه به سوی اوكراین سرازیر می شد تا شاید بتوان ثابت كرد كه محصولات شوروی عاری از خطر است. اما هرچه بود ناكارآمدی سیستم كمونیستی ثابت شد. اداره نیروگاه چرنوبیل در اختیار وزارتخانه ها و نهادهای مختلفی بود كه هر كدام وظایف تعریف شده ای را در آنجا بر عهده داشتند و بروز آن فاجعه نشان داد كه تا چه اندازه سیستم حاكم بر شوروی سابق در اداره آن ابر قدرت ناتوان و ناكارآمد است.
معمولاً بزرگ ترین ویژگی مزیت سیستم متمركز دولتی را وضعیت خوب بهداشت و درمان عنوان می كنند. اما تاسف بار اینكه پس از بروز آن فاجعه نزدیك به پنجاه هزار نفر سكنه شهر «پریپژات» ۳۶ ساعت تمام در معرض تشعشعات رادیواكتیو قرار داشتند و تازه بعد از آن بود كه عملیات تخلیه آغاز شد. در شهر «كی یف» با وجود وزش بادهای رادیواكتیو از سوی چرنوبیل، مقامات دولتی دستور صادر كردند كه به هیچ عنوان نباید مراسم رژه روز كارگر (اول ماه مه) را لغو كرد و در همان حال چرنوبیل در آتش بی مسئولیتی و جاه طلبی سردمداران شوروی گرفتار بود. عده ای داوطلب بدون آنكه از پوشش لباس های امنیتی برخوردار باشند، تكه های گرافیت را از بام نیروگاه به پائین انتقال می دادند. اما هیچ كس بیش از یك دقیقه طاقت ماندن بر بالای آن پشت بام را نداشت. اكثر این داوطلبان هم كمترین اطلاع و آگاهی در مورد خطرات این تشعشعات نداشتند. یكی از دانشمندان اتمی شوروی سابق به نام «ولادیمیر چرنوشنكو» بعدها در این مورد گفت: «در چرنوبیل همه می خواستند با وسائل قرن دهم به جنگ فاجعه قرن بیستم بروند.»
۱۳۵هزار نفر از ساكنان مناطق مصیبت زده، بدون كمترین امكانات و برنامه ریزی كوچ داده شدند و تازه پس از چند هفته نامه های برخی از آنان به دست اقوامشان در مسكو رسید. این وضعیت برای مردم سالخورده روسیه یادآور دوران جنگ جهانی بود. در آن زمان و در شوروی هنوز كسی از پیامدهای مخاطره آمیز تشعشعات اتمی بر انسان خبر نداشت. سانسور و پنهان كاری دولت هم موجب شد تا بازار شایعات داغ شود. در شهر كی یف مردم از سر تا پای خود را با لباس های كهنه و قدیمی می پوشاندند و دستكش به دست می كردند تا به این صورت مثلاً در مقابل تشعشعات رادیواكتیو از خود محافظت كنند. در اختیار داشتن دستگاه های اندازه گیری تشعشعات نیز از سوی دولت ممنوع اعلام شد.
فاجعه چرنوبیل نشان داد كه آنچه سیستم شوروی بدان نیاز دارد شفافیت و امكان بحث و نقد آزاد است. سیاست اعلام شده توسط گورباچف یعنی «گلاسنوست» یا همان شفافیت اجتماعی، طرحی منطقی بود كه البته به ناچار شكست خورد. زیرا تجربه نشان می دهد كه تلاش در جهت برقراری گردش آزاد اطلاعات و اخبار و همزمان كانالیزه كردن آن نتیجه ای جز شكست ندارد. در سال های پس از آن و در خلال دوران گلاسنوست، افشای ناكارآمدی و دروغ پردازی های دولت شوروی در مورد چرنوبیل باعث شد تا آن بهشت خیالی سوسیالیستی به سراشیبی سقوط بیفتد.
از طرفی، گلاسنوست موجب تقویت نیروهایی شد كه گورباچف هرگز آن را جدی نگرفته بود یعنی جنبش های اجتماعی. این جنبش ها در آغاز كار لبه تیز انتقادات خود را متوجه مسئله آلودگی هسته ای محیط زیست كردند و چیزی نگذشت كه كل سیستم سیاسی شوروی سابق را زیر سئوال برده و حتی در مواردی ندای استقلال طلبی نیز سر دادند. فاجعه چرنوبیل باعث شد تا مشكلاتی در امور روزمره مردم شوروی بروز كند، مشكلاتی كه برای سالخوردگان مسكو به مثابه و یادآور قحطی سال های دهه سی بود. اولین زمزمه های تاسیس یك جنبش دموكراتیك اوكراینی هم در همین دوران پس از فاجعه چرنوبیل و در جریان یك كنگره زیست محیطی در سال ۱۹۸۸ به گوش مردم جهان رسید. نفوذ هفتاد درصد از تشعشعات رادیواكتیو به جمهوری روسیه سفید موجب بیداری مردم رخوت زده این جمهوری شد. یكی از فیزیكدانان معروف روسیه سفید به نام «الكساندر شوشكیویچ» به ناگاه در كسوت یكی از مخالفان سلاح های اتمی پا به میدان سیاست گذاشت و به مقام ریاست پارلمان رسید و همو بود كه در این مقام به همراه رئیس جمهور وقت روسیه (یلتسین) و رئیس جمهور اوكراین در سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال كرد. پیامدهای اقتصادی چرنوبیل نیز یكی از عوامل مهم فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به شمار می آید. هزینه دفع زباله های اتمی شوروی مسئله ای بود كه هرگز به طور شفاف محاسبه نشده بود. علاوه بر آن برنامه های اصلاحی گورباچف نیز بین سال های ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ طبق برآوردها هزینه ای بالغ بر سی میلیارد مارك آلمان بر مردم شوروی تحمیل كرد و در سال ۱۹۸۸ این دولت با سیصد میلیارد مارك كسری بودجه روبه رو شد و اینچنین بود كه آن سیاست های اصلاح طلبانه رفته رفته تبدیل به فاجعه ای اقتصادی گشت و وضعیت چنان بحرانی شد كه دولت قادر به تامین نیازهای اولیه مردم هم نبود.
در همان سالی كه فاجعه چرنوبیل به وقوع پیوست وضعیت كشاورزی شوروی دچار عمیق ترین بحران تاریخ خود شد و قیمت مواد غذایی چهار برابر افزایش پیدا كرد. تعطیلی چرنوبیل و دیگر نیروگاه های هسته ای شوروی به دلیل مسائل امنیتی وضعیت تامین نیروی برق را مختل كرد و این مسئله رشد اقتصادی این كشور در سال ۱۹۸۷ را به صفر رساند. سیاست های اقتصادی به شدت متمركز دولت نیز نتوانست صرفه جویی و ذخیره نیروی برق را ممكن سازد زیرا مردم با این سیاست ها همراهی نمی كردند. البته دولت شوروی در همان حال نیز حداقل روی كاغذ نسبت به ادامه برنامه های اتمی خود تاكید می ورزید. اعتراضات مردمی برعلیه این برنامه های اتمی و وضعیت صنایع اتمی در برخی جمهوری های شوروی سابق به نحوی آشكار بالا گرفت و در نهایت كلیت نظام سوسیالیستی را ساقط كرد. در همان روزهای اولیه فاجعه، این شعار در سراسر كشور به گوش می رسید: «قدرت دوستی میان خلق های جماهیر شوروی از قدرت اتم به مراتب بالاتر است»، شعاری كه شاید هرگز واقعیت بیرونی پیدا نكرد!
منبع : Die Zeit

یوهانس فوس وینكل
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
منبع : روزنامه شرق