بنزین؛ میراث پردردسر دولتها

ظاهرا قرار نیست مشکل مصرف بنزین در اقتصاد ایران حل شود و تفاوت چندانی ندارد که رئیس هیات دولت چه کسی باشد. این مشکل به گونهای است که زمانی که حتی یک اقتصاد خوانده مثل دکتر پرویز داوودی جایگزین افرادی همچون دکتر عارف و یا دکتر حبیبی میشود، باز هم در روزهای پایانی مهر ماه دعوای تامین بودجه واردات بنزین بالا میگیرد. جالب آن است که هر سال وعده داده میشود که سال آینده مشکل حل خواهد شد و ...هرچند برخی افزایش جمعیت کشور و حجیمتر شدن اقتصاد را عامل بروز این وضع میدانند، اما واقعیت تلخ آن است که عادات مصرفی جامعه به ویژه در مورد بنزین به گونهای فزاینده در مسیر مصرفگرایی تغییر کرده است و نمیتوان از کنار این موضوع به راحتی گذشت که نرخ رشد مصرف بنزین بسیار فراتر از نرخ رشد اقتصادی بوده است و شاخصهای اقتصادی چنین سطح مصرفی را تایید نمیکنند. آخرین آمار ارائه شده حکایت از آن دارد که در نیمه نخست سال جاری (۱۳۸۴) رشد مصرف بنزین (نسبت به مدت مشابه سال قبل) ۱/۵ درصد بوده است که برای تامین میانگین ۲/۶۷ میلیون لیتر بنزین مصرفی روزانه کشور به ۲۲ میلیون لیتر واردات بنزین در هر روز نیاز داشت. شرکت پالایش و پخش فراوردههای نفتی اعلام کرده که با انجام اصلاحات پالایشگاهی در طول برنامه سوم توسعه روزانه ۶ میلیون لیتر به ظرفیت تولید بنزین کشور افزوده شده است اما در سال گذشته هم به طور میانگین روزانه ۲۶ میلیون لیتر واردات بنزین گزارش شده است. البته ترازنامه ارائه شده سال ۸۳ حکایت از آماری متفاوت دارد که خود به بحثهای جدی مجلس و دولت تبدیل شد. براساس پیشبینیها مصرف بنزین در سال ۱۳۸۶، ۳۵ میلیارد لیتر خواهد رسید که رقم باورنکردنی ۹۵ میلیون لیتر در روز را نشان میدهد و اگر این روند درست باشد در سال ۱۴۰۴ یعنی تنها ۲۰ سال دیگر روزانه ۲۰۵ میلیون لیتر در روز مصرف بنزین خواهیم داشت. در پایان جنگ تحمیلی ظرفیت پالایشگاهی کشور ۱۲۱ هزار بشکه کمتر از سال ۱۳۵۶ و ۱۵۱ هزار بشکه کمتر از سال آغاز جنگ تحمیلی (۱۳۵۸) بود، در حالی که سرانه مصرف ۵ فراورده اصلی از ۷۶۶ لیتر در روز در سال ۱۳۵۶ به ۸۹۷ لیتر در سال ۶۷ رسید و نکته جالب توجه آن است که سرانه مصرف بنزین در این دوره از ۱۳۲ لیتر به ۱۴۷ لیتر رسیده بود. این شاخص در سال بعد (۶۸) کاهش یافت و به ۱۴۴ لیتر رسید در حالی که پنج فراورده اصلی سرانه مصرف ۹۳۸ لیتر را شاهد بود. نکته جالب توجه آن است که از سال ۱۳۷۸ شاهد کاهش ظرفیت پالایشگاهی کشور بودیم و از آن پس همواره کمتر از یک میلیون و ۶۲۰ هزار بشکه در روز پالایش شده است به گونهای که در سال ۱۳۸۱ ظرفیت پالایشی کشور یک میلیون و ۵۷۵ هزار بشکه در روز بود. اما در همین فاصله مصرف سرانه پنج فراورده نفتی به ۱۰۹۳ لیتر رسید که ۳۲۷ لیتر بیشتر از سال ۱۳۵۶ بود و رشد ۴۳ درصدی داشت و رشد مصرف سرانه بنزین طی سالهای مذکور قریب ۱۱۳ درصد بود و از ۱۳۲ لیتر در سال ۵۶ به ۲۸۱ لیتر در سال ۱۳۸۱ رسید که به معنای بالاترین میزان رشد در بین پنج فراورده اصلی است. براساس آمار ارائه شده فقط در سالهای ۶۷ و ۶۸ شاهد کاهش نسبی سرانه مصرف بنزین بودیم. اگرچه دولتها از نظر حقوقی مسئول عملکرد دولتهای قبل از خود هستند اما واقعیت آن است که آنچه اکنون در اقتصاد کشور در حوزه مصرف بنزین مشاهده میشود مشکلی است که ریشه در چند دهه گذشته دارد. براساس برنامه دوم توسعه قرار بود رشد مصرف بنزین حداکثر ۳ درصد در سال باشد. این شاخص برای برنامه سوم ۴/۵ درصد در سال تعیین شد و بر این اساس قرار بود مصرف این فراورده نفتی در پایان سال ۸۳ نسبت به سال پایه (۱۳۷۶) تنها ۳۶ درصد بیشتر باشد در حالی که در عمل شاهد رشد ۸۴ درصدی مصرف بودیم. این وضعیت به طور طبیعی امکان هر نوع برنامهریزی موفق را از برنامهریزان سلب خواهد کرد.به هر صورت، در حال حاضر شاهد یک عدم تعادل در اقتصاد هستیم که راه رفع آن کاهش مصرف است یا افزایش تولید و راه سومی هم وجود ندارد. با این همه سالهاست شاهد اخبار مشابه از این مشکل تکراری هستیم و هر سال تامین بودجه مازاد برای واردات بیشتر، مسکنی است برای دردی عمیق و مزمن. دولتها در سالهای پیش، بسته به شرایط و مختصات خود، راههای رفع این مشکل را پیشنهاد کردهاند اما در عمل شاهد تداوم این روند نامطلوب بودهایم. به گونهای که در بسیاری از موارد از سیاستها و طرحهای ارائه شده، جز در بایگانیها، نشانی یافت نمیشود. عدم تعادل در تولید و مصرف فراوردههای نفتی از مباحث مورد توجه مهندس زنگنه وزیر پیشین نفت بود به گونهای که در هر دو بار اخذ رای اعتماد در مجلس به این موضوع اشاره مستقیم داشت. وی در مرداد ماه ۱۳۷۶ و در زمان دریافت اولین رای اعتماد برای وزارت نفت از رشد مصرف ۶/۵ درصدی مصرف فراوردههای نفتی ابراز نگرانی کرد و از واردات ۶۰۸ میلیون دلاری انواع فراوردهها خبر داد. در آن زمان در بحث اهداف آتی وزارت نفت گفته شد: "... برای تبدیل صادرات نفت خام به مشتقات نفتی با ارزش افزوده بیشتر، از طریق توسعه و بهسازی صنایع پائیندستی نظیر پالایشگاهها تلاش خواهد شد".در مرداد ماه ۱۳۸۰ و زمانی که زنگنه با ارائه گزارش عملکرد خود (۷۹-۷۶) به مجلس ششم در انتظار رای اعتماد بود، تنها به صورت گذرا به جایگزینی CNG به جای فراوردههای نفتی اشاره کرد. اما زنگنه در ارائه برنامه چهار ساله دوم خود به طور جدیتر بحث پالایش را مورد توجه قرار داد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- بهسازی پالایشگاههای موجود با هدف تولید محصولات با ارزش و کیفیت بالاتر.
- رفع تنگناهای موجود در سیستم پالایشی کشور به منظور افزایش توان تصفیه نفت خام با توجه به بند فوق
اما در عمل رشد مصرف بسیار فراتر از تلاشهای انجام شده برای افزایش تولید بود.
درمان
همزمان با بروز مجدد مشکل تامین منابع برای واردات بنزین، باز هم بحثهای حاشیهای در ابعاد گوناگون مطرح شده است. دولت خواهان بودجه بیشتر برای واردات است و مجلس مدعی است که وزارت نفت باید مشکل را بدون مراجعه به حساب ذخیره ارزی حل کند و ... همزمان موضوع دو نرخی شدن بنزین هم مطرح شده است و ...به عبارت بهتر دهها راهحل ارائه میشود بدون آنکه عامل اصلی عدم موفقیت مورد توجه قرار گیرد و این عامل باعث میشود که هر برنامهای ناقص و در نهایت ناکام بماند. واقعیت آن است که دولت تلاش میکند همه را راضی نگه دارد، بنزین گران نشود تا مردم تحت فشار قرار نگیرند و سیاست مشابهی هم در مورد صنایع اعمال میشود. به نظر میرسد که قبل از هر چیز دولت باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است بخشی از هزینهها و فشارهای احتمالی این عدم تعادل را به جامعه منعکس کند و یا کماکان اجازه ندهد بخش یا بخشهایی ولو به طور موقت در این فرایند تحت فشار قرار گیرند.
محمد عباسی