جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

تبار رضاشاه


تبار رضاشاه
از آغاز تاریخ تا به امروز انسانهای بی شماری متولد شده و مرده‌اند، اما هیچ گاه تاریخ تولد و مرگشان و یا ریشه و تبارشان دغدغه ذهن و فکر هیچ کس قرار نمی‌گیرد. در این باره نیز همانند بسیاری از امور دیگر، انسانها به هر پدیده‌ای به همان اندازه اهمیت می‌دهند که آن پدیده در زندگی اجتماعی مردم تأثیرگذار بوده است. و همین اصل، علت اصلی آن است که بسیاری از انسانها از زاد و مرگ بسیاری از انسانهای دیگر بی خبر می‌مانند.اصل یادشده، همچنین، نشان آن است که برخی از انسانها، لحظه لحظه مرگشان ثبت می‌شود در حالی که نه تنها دیگران، که خودشان نیز از تاریخ دقیق تولد خویش بی خبرند. زیرا این دسته از انسانها کسانی هستند که به هر علت توانسته‌اند در عرصه فرهنگ یا سیاست یا اقتصاد جامعه تأثیرگذار باشند در حالی که در شرایطی دیده به جهان گشودند که خود یا خانواده‌شان برای دیگران اهمیتی نداشتند و ثبت تاریخ تولد و یا ریشه و تبارشان جلب توجه نمی‌کرد. بسیاری از علما و مخترعان و مکتشفان و هنرمندان و سلاطین از این گونه‌اند. تعدادی هم هستند که هم هنگام تولد برای جامعه اهمیت داشتند و هم هنگام مرگ.
در میان گروه دوم، یعنی آنهایی که تولد و تبار روشنی ندارند اما تا هنگام مرگ صاحب اشتهار شدند، آنهایی که با عرصه قدرت و سیاست سروکار نداشتند مشکل‌آفرین نمی‌شوند. اما از این دسته، آنان که بر کرسی حکومت و قدرت تکیه داشتند، برخی همچون نادرشاه افشار با پاک کردن صورت مسئله به حلّ آن می‌پردازند و در پاسخ این پرسش که پدرت کیست و فرزند کیستی؟ در یک کلام پاسخ می‌دهند: « فرزند شمشیر». اگر صد بار از آنان همین را بپرسی، همین را نیز خواهی شنید. این دسته بدین گونه خیال خود و دیگران را راحت می‌کنند. اما همه آنان از این گونه نیستند. برخی از آنان نه تنها صورت مسئله را پاک نمی‌کنند، بلکه در پی مسئله‌سازی نیز هستند. اینان می‌خواهند همان گونه که اکنون خود را بزرگ می‌بینند، تولد و تبار خود را نیز بزرگ بنمایند. به هر حال، روزی به عنوان تولد این گونه افراد تعییین می‌شود، اما آنچه تا حدودی دشوار می‌آید، تبارسازی است. این دسته افراد معمولاً به کمتر از این قانع نیستند که خود را به یکی از اصیل‌ترین نژادهای کشور متبوع پیوند داده و به سلاطین اولیه و نخستین بنیانگذاران کشور نسبت دهند.
رضاشاه پهلوی نیز یکی از کسانی است که در پی نیل به سلطنت، اشتهار سلاطین را کسب کرد اما ریشه و تبارش نه تنها از درخشندگی ویژه‌ای بهره نداشت، بلکه اصولاً مبهم و ناشناخته ماند. رضاشاه در آلاشت مازندران متولد شد و معمولاً عضو ایل پالانی معرفی می‌شد. محمدتقی بهار در تاریخ احزاب سیاسی نوشت : « نام این طایفه در تاریخ خانی طبع پتروگراد برده شده است و تا جایی که به یاد دارم غیر از آن تاریخ که وقایع حکام گیلان و لاهیجان و ظهور شاه اسماعیل و حالات خان احمد گیلانی را می‌نویسد نامی از این طایفه در تاریخ دیگر برده نشده است.» ظاهراً تاریخ خانی در ۹۲۲هـ . ق نوشته شده و شرح حوادث سالهای ۸۸۰ تا ۹۲۰هـ . ق ناحیه گیلان و لاهیجان، یعنی دو دهه نخستین دوره صفویه و دو دهه پیش از تأسیس آن سلسله را در بردارد.
به تازگی در کتاب رضاشاه از الشتر تا الشت درباره تبار رضاشاه مطلبی عنوان شده است که دو نکته از آن قابل تأمل است. یکی اینکه نیاکان رضاشاه از الوار لرستان بودند و دیگر اینکه همین الوار، به وجودآورندگان ایل پالانی نیز بوده‌اند. درباره نیاکان لُر رضاشاه این گونه گفته شده است که در زمان هجوم افغانها در اواخر دوره صفویه (۱۱۴۸-۱۱۳۵)، طوایف لر همانند بسیاری دیگر از ایلات ایران، نادر را در سرکوبی افغانها یاری می‌دادند. طایفه حسنوند که یکی از طوایف لک محسوب می‌شد، نیز در این جنگها شرکت داشتند. یکی از افراد طایفه حسنوند به نام « رمضان» در جریان جنگهای نواحی شمالی کشور، از لشکریان جدا گشته، راه را گم کرده و سرانجام در ناحیه آلاشت اقامت گزید. رمضان با یکی از دختران طایفه اوجی ازدواج کرد و برای همیشه در آن دیار ماندگار گردید و رضاشاه از نواده‌های ایشان است.
روایت یادشده درباره نیاکان رضاشاه، قابل بررسی و در عین حال بسیار محتمل است. اما اینکه همین رمضان به علت اینکه در منطقه لرستان به لرها، فیلی (فهلو، فهلی، فهلوی) می‌گفتند، ایشان هم در الاشت خود را پاهلون و پهلون به معنای پهله‌ای معرفی کرد و بدین گونه ایل پاهلونی یا پالانی را بنیاد نهاد، مورد تردید است و جای بحث دارد. زیرا دست کم اگر روایت بهار درست باشد که نام پالانی در تاریخ خانی آمده است، آنگاه روشن می‌شود که پیشینه کلمه پالانی در ناحیه مازندران و گیلان نزدیک به ۲۲۰ سال پیشتر از زمانی می‌رسد که ادعا می‌شود رمضان اقامت خود را در الاشت آغاز کرده بود. بدین ترتیب، باب تحقیق در این باره همچنان باز است، اگرچه آنچه مهم است نه تبار رضاشاه، که کارنامه خود او و جایگاهش در سیر تحولات تاریخ و جامعه ایران است.

سیدمصطفی تقوی
منبع : موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران