جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا


هنر باغ‌آرایی و فرهنگ پارک‌سازی برای گردشگران


هنر باغ‌آرایی و فرهنگ پارک‌سازی برای گردشگران
● از باغ‌بانی به باغ‌پروری
‎باغ‌بانی به صرف خود فرآورده‌یی فرهنگی نیست‌، مگر این که با چنان تغییراتی توسط انسان هم‌راه شود که هویتی ورای تولید محصول برای سیر کردن و فروش میوه و محصولات بیابد. هنگامی که تنها به مراقبت و رسیده‌گی به باغ‌ها اکتفا می‌کنیم‌، هنوز آن باغ‌بانی و باغ‌داری‌ست‌. زمانی باغ به فرآورده‌یی فرهنگی به معنای تام کلمه تبدیل می‌شود که انسان به کام ‌بوهای برخاسته از باغ برسد و خوردن محصولات باغ نیز نه صرفا برای سیر شدن‌، که برای متلذذ شدن در میانه‌ی باغ صورت گیرد. آن‌گاه است که «باغ‌پروری» به معنای فرهنگی آن شکل گرفته است‌. هنگامی که باغ‌ها از شکلی که در کشاورزی داشتند خارج شدند و بخشی از زیبایی محیطی را که در جوارش قرار داشتند، بر عهده گرفتند، باغ‌پروری شروع شد. باغ‌چه‌ها و گل‌خانه‌های داخل آپارتمان‌ها، نمونه‌هایی از باغ‌پروری را به نمایش می‌گذارند. اشخاصی نیز که در پرورش و نگه‌داری گل و گیاه تبحر داشتند، مأمور سر پا نگه داشتن و سرزنده‌گی آن‌ها شدند، و دانش و مهارتی که به آن‌ها کمک کند در کجا چه گیاهانی پرورش دهند و در چه فصلی چه بکارند و مقدار آب‌، کود و غذای مورد نیاز هر یک از گیاهان و درخت‌ها چه‌قدر است و با چه داروهایی ‌آفات‌شان را از بین ببرند‎.
● به بار نشستن در هنر
‎باغ می‌تواند از یک فرآورده‌ی فرهنگی تا یک اثر هنری ارتقا یابد، آن‌جا که باغ‌پروری در قامت باغ‌آرایی ظاهر می‌شود. آن هنگامی‌ست که عملا به تاج باغ‌آرایی برسد. عطر گل‌ها و بوی زنده‌ی سبزه و چمن و درختان و حس جریان زنده‌گی از آب جاری‌، در ترکیب با چشم‌نوازی‌شان در جوار هم و پرنده‌گان و حیواناتی که در آن‌جا زنده‌گی یا سیر می‌کنند، باغ آرایی را به گردش‌گران سراسر جهان معرفی می‌کند، اما آن محدود به این سطح نیز نمی‌ماند. باغ‌آرایی می‌تواند با وام گرفتن از موسیقی‌، آواز، معماری و حتا بافنده‌گی غنا یابد. در باغی که پرنده‌گان مدام سیر می‌کنند، نه تنها چه‌چهه که حتا هر نوع صدایشان می‌تواند الگوی صوتی انسان را به لذت بردن از آن وا دارد و نجوای همه‌ی حشرات و موجودات زنده‌ی باغ‌، موسیقی طبیعی باغ را به گوش برساند و چه بسا نغمه‌های تماشاگری که از این فضا متأثر شده‌، به مجموعه افزوده شود. لم دادن و لمس چمن و گل و گیاه و آب جاری از دیگر لذائذ در باغ‌آرایی‌ست. آن می‌تواند به وسعت باغ‌آرایی‌های مجلل و عظیم کاخ‌های اروپایی عصر روشن‌گری باشد یا به شکل باغ‌چه‌های کوچک و ظریف ژاپنی‌. ممکن است به مانند باغ‌های معلق بابل نگینی باشند میان کویر که چون ‌آب‌شاری از دره‌یی روان به نظر رسند، یا چون باغ‌های شناور تمدن‌های آمریکای میانه در دوران کلاسیک‌، باغ‌های ساحلی باشند که ‌با حصیر بر کناره‌ها (سواحل رودخانه‌، دریاچه و دریا)، بافته‌یی شناور پنداشته شوند. هر یک از آن‌ها لطف خودشان را برای گردش‌گران خواهند داشت‌‏‎.
● باغ‌آرایی نزد ملل مختلف
باغ‌آرایی در میان ملل و فرهنگ‌های مختلف با شیوه‌ی خاص آنان بر پا بوده است‌. در عهد کهن و باستان پادشاهان بودند که در جوار کاخ‌هایشان باغ‌هایی پرورش می‌دادند که هم محل خوش‌گذرانی‌شان باشد و هم مکانی برای پذیرایی از میهمانان‌. اما باغ در یونان باستان در خدمت علم و فلسفه بود و آکادمی‌ها و کلاس‌های درس در میان آن‌ها رشد می‌کرد. این ارثیه تا ام‌روز باقی مانده ‌و‏ بسیاری از برترین دانش‌گاه‌های جهان‌، اینک در فضایی که چون ده‌کده‌یی دانش‌جویی در میان باغ‌هاست‌، کاشته شده‌اند. باغ‌های مصری تفرج و بهره‌وری (میوه‌، سبزیجات و پاپیروس‌) را با هم آمیزش دادند. گیاهان از نقاط مختلف دنیا وارد شده و پوشش گیاهی مصر باستان را پررونق ساخته بودند. یک نمونه از آن باغ‌ها در آرام‌گاه مخترع کشف شد که به شکل مربع مستطیل و با دیوارهایی بلند است تا از باغ در مقابل شن‌های بیابان و سیل‌آب نیل محافظت کند.
باغ‌های زیبای عربی‌ تمثیلی بودند از بهشت‌، چنان‌که در قرآن آن را به باغ‌هایی زیبا تشبیه می‌کند. بسیاری از امیران و به اصطلاح اربابان خوش‌گذران عرب‌، آن را با لم دادن روی تختی در زیر سایه که غلامان و کنیزان مدام مشغول پذیرایی‌اند، مجسم می‌کردند. کنیزان زیباروی باغ‌های عربی در حقیقت پیکره‌های زنده و متحرک باغ‌ها بودند که وجه زیباشناسی معماری باغ را تکمیل می‌کردند که گاه به رقص نیز در می‌آمدند. باغ‌های الحمرا و خبرالایف که در سده‌ی هشتم در اسپانیا ساخته شده‌اند، هنوز از جمله زیباترین باغ‌های دنیا به شمار می‌روند. یونانی‌ها باغ‌های معلق بابل را از عجایب هفت‌گانه دانسته‌اند. باغ‌های بابل چون حلقه‌ی انگشتری سبزی پیرامون بابل را تسخیر کرده بودند. در این باغ‌ها که به شکل صفه‌هایی پلکانی ساخته شده بودند و سطح فوقانی‌شان گاه به بیست متر از زمین می‌رسید، انواع گیاهان‌، حتا درختان تنومند نیز دیده می‌شدند. آب را با وسایلی که توسط غلامان راه‌اندازی می‌شد، از فرات گرفته و از راه مجاری‌یی به باغ سرازیر می‌کردند تا سطح مصنوعی خاک زراعی و حاصل‌خیزش را سیراب سازد. معروف است که بخت نصر باغ‌های معلق بابل را برای هم‌سر ایرانی‌اش - دختر خشتره پادشاه سرزمین ماد آراست تا او که در سرزمین پدری‌اش میان باغ‌های اشباع از گیاهان و گل‌ها پرورش یافته بود، احساس دل‌تنگی نکند. ایرانی‌ها که سابقه‌یی دیرینه در باغ‌آرایی داشتند، به تداوم این سنت خود همت گماشتند. باغ‌های شیراز علاوه بر وجه زیبایی‌، لذت بردن از عطر و بوی گل‌ها را که صفت برجسته باغ‌آرایی‌ست‌، با کاشتن و گرفتن انواع عرقیات از گل‌ها، در غایت‌اش به منصه‌ی ظهور رسانده‌اند، که اینک آماده پذیرایی از گردش‌گران داخلی و خارجی‌ست‌‏.
باغ‌های مایاها که به چینامپا شهرت داشنند، جزایری بودند بر ساحل دریاچه که با حصیر از هم منفک می‌شدند و رویشان با گل ‌و‏ لجن پوشانده شده و درون‌شان انواع گیاهان و در اطراف‌شان درخت می‌کاشتند. آنان با ذوق خود، چشم‌اندازی جنگل‌گونه در جوار ساحل دریا پدید می‌آوردند که چون باغ‌هایی شناور به نظر می‌رسیدند.
غربی‌هایی که از شهر تاریخی سمپوآلا پای‌تخت ‌تمدن توتوناک در قرن شانزدهم دیدن کردند، آن را هم‌چون باغی بزرگ و باشکوه با انواع گیاهان توصیف کرده‌اند که با معابد، میدان‌ها و بناهایی زیبا، آن گونه جلوه‌یی داشتند که برخی از تازه‌واردان پنداشتند آن‌ها از نقره ساخته شده‌اند! باغ در نزد چینیان ‌مکان آرامی بود برای مراقبه و تأمل‌، هم‌چون باغ‌های ذن ژاپنی‌. تخته‌سنگ‌های عظیم و به شدت شیب‌دار و کلبه‌های کلاه‌فرنگی‌، سبک خاص آنان را نمایش می‌دهد.
در باغ‌چه‌های ژاپنی که چای‌خانه در یک گوشه‌ی آن آرامیده بود، مسیر سنگ‌فرش شده ‌از‏ میان سنگ‌های قندیلی شکلی که خزه‌پوش شده بودند، گذر می‌کرد و به چشمه‌یی طبیعی و سپس چای‌خانه‌ای ختم می‌شد که شاید نقاشی‌یی به شیوه‌ی ذن نیز ضمیمه‌ی آن‌ها شده بود. هر شی‌ئی در آن با قصدی معین و آگاهانه و البته با آداب و رسومی ژاپنی ‌برگزیده شده بود، از جام چای‌خوری و سینی لاکی که باید در ساده‌گی و طبیعی عرضه می‌شدند تا رفتار میزبان که در کمال آرامش ‌و‏ ادب پذیرایی می‌کرد.
در باغ‌های عصر روشن‌گری‌، طراحی و معماری تعیین‌کننده‌ترین اصول باغ‌آرایی بودند، که بیش‌تر مکانی برای تعامل ‌اشراف به شمار می‌رفتند. باغ‌های سن پترزبورگ در روسیه‌، لاگرانجا در اسپانیا و کاسترا در ایتالیا، کاخ بلنهایم در انگلستان و مهم‌تر از همه‌، ورسای در فرانسه‌، از این جمله‌اند. اما پس از ارضا از سبک خشک و فرهیخته‌ی طراحی باغ‌، تمایل به گرایشی درست ضد آن پدید آمد. دیگر طراحی طبیعت بود که سرمشق طراحی مصنوعی باغ‌آرایی قرار می‌گرفت و حتا به جای کاخ‌ها، ویرانه‌ها را ترجیح دادند تا هرچه بیش‌تر نزدیکی به چشم‌اندازهای دنیای واقعی و طبیعی را باورپذیر کرده باشند. کامل‌ترین نوع از این سبک در باغ‌آرایی در باغ‌های دزرت درتز دیده می‌شود. در دره‌یی در قلب جنگل‌، ویرانه‌یی به شکل باستان به جای گذاشته ‌شده است‌.
توریست‌ها و بازدیدکننده‌گان با عبور از یک غار وارد باغ می‌شوند و معماری‌یی از تمدن‌های مختلف را در هر سوی ‌مشاهده می‌کنند، هرمی به سبک مصر باستان‌، معبدی به شیوه‌ی یونانی و محراب و گوری به سبک رومی‌، با چادرهای تاتاری و کلبه‌یی چینی در دیگر سوی‌، از شاه‌کارهای دیگر آن هستند. در این میان‌، نباید باغ‌های ارمنی را نادیده گرفت‌.
آن کلیساهای ‌قدیمی با رگه‌های شرقی و قیلافه منحصر به فردشان که از باغ‌هایی در جوارشان سود می‌برند، با درختانی که گاه به زیبایی هرچه تمام‌تر، از طرح‌های هندسی گرفته تا نقاشی‌های ظریف طبیعت‌گرا کنده‌کاری و منبت‌کاری شده‌اند. باغ‌های گورستان‌های ارمنی ‌که ریتم صلیب‌ها و بعضا حکاکی سنگ قبرها را با هنرمندی در آمیخته است، در کشورهای اسلامی‌ فضایی مرموز را در ذهن بچه‌های مسلمانان ترسیم می‌کنند که با رازواره‌گی خاص‌شان‌، منبع بسیاری از داستان‌های خیالی و وحشت‌ناک کودکانه و محلی واقع می‌شوند.
● معماری در باغ‌آرایی
چینش همه‌ی عناصر باغ در ارتباط با یک‌دیگر و با قواعد تجسمی‌، معماری باغ‌آرایی را شکل می‌بخشد، اما نه معماری شی‌ئی ‌بی‌جان‌،‏ بل‌که به مثابه‌ی معماری موجودی زنده و با طروات که به بیننده‌گان‌اش مدام حس زنده‌گی می‌بخشد. باغی که در آن مجسمه‌ها، سنگ‌ها، صخره‌ها، پله‌ها و گذرگاه‌های مارپیچ در سطح و ارتفاعی متفاوت با هم قرار گرفته و آب‌روها و آب‌گیرهای آن‌، چون شریانی در همه‌ی قطعات باغ جاری باشد، گزینش گل‌ها و گیاهان نسبت به آن‌ها و حتا لانه‌های انواع پرنده‌گان و سایر حیوانات ‌(حشرات‌، سنجاب‌ها و ...)‏ به دقت تعبیه شود و نحوه‌ی گردآوری‌شان در هر باغ‌چه نسبت به ساختار کلی باغ به گونه‌یی ‌باشد‏ که چشم‌نوازی و خوش‌بویی را نیز مد نظر قرار داده باشد، حتا چه بسا ترکیب پیچک‌ها و گیاهان خزنده با گل‌ها و درختان‌و همین طور امتزاج‌شان در سطح چمن باغ و نحوه‌ی در کنار هم خفتن انواع گل‌ها با انواع درخت‌ها، بافتی را به آن شکل می‌بخشد که انگار با کلیت باغ به مثابه‌ی یک بافته‌ی هنری روبه‌روییم‌. آن‌گاه است که معماری در خدمت باغ‌آرایی آمده است و بیننده‌یی ‌می‌تواند‏ با قرار گرفتن در ضلعی از باغ ‌(که آن هم می‌تواند به دقت انتخاب شده باشد)، از امتزاج همه‌ی این ابعاد هنری در قالب هنری جدید با نام باغ‌آرایی کمال لذت را ببرد.
باغ‌های عربی‌، مغولی و ایرانی از طرح‌های هندسی استفاده می‌کردند. باغ‌های ایرانی برای این که تنها در گذشته فرو نروند، چه چشم‌اندازهایی را می‌توانند نشان دهند؟ باغی که در آن چیزی شبیه یک فرش‌، امتزاجی گونه‌گون و در عین حال‌، بافته‌یی یگانه باشد، که ورای طرح‌های هندسی و ترکیبی رود و به طرح‌هایی تلخیصی دست یابد؟
در باغ‌های عصر روشن‌گری بود که طراحی ‌و‏ معماری بر طبیعت غلبه یافت‌. باغ‌های ورسای در فرانسه‌، نمونه‌یی بارز از آن شیوه‌ی باغ‌آرایی‌ست، اما مدتی نگذشته بود که ‌سلیقه‌ها‏ از خطوط هندسی در معماری باغ به سوی طراحی طبیعی چرخید. دیگر ترجیح می‌دادند که مناظر طبیعی و تپه‌ها و چشم‌اندازها، همان‌گونه که در طبیعت به نظر می‌رسند، طراحی شوند.
● پارک‌ها در شهرها
اما باغ‌آرایی می‌تواند چون بسیاری از ساخته‌های بشر همواره تا حد یک هنر ظاهر نشود. آن می‌تواند بدون این که از اصول زیباشناسی هنری لب‌ریز باشد یا صرفا پذیرای هنرشناسان فرهیخته‌یی باشد که به خوبی بدانند اینک که از باغ لذت می‌برند با اثری هنری مواجه‌اند، عده‌یی را در اوقات فراغت دور هم جمع کند تا از تجربه‌ی حضور در فضای طبیعی‌، زیبا و آرام لذت ببرند. آن‌ها با استشمام هوای سالم و تجربه‌ی تر و تازه‌گی بوته و چمن‌، حس زنده‌ی زنده‌گی را لمس می‌کنند.
آن هنگام است که پارک‌ها در شهرها شکل می‌گیرند. در جوامع شلوغ و فضای مصنوعی شهری‌، نیاز به تجربه‌ی فضایی طبیعی و آرام احساس می‌شود و این ضرورت ساختن مکان‌هایی در قالب پارک‌ها را ایجاب می‌کند. پارک‌ها مشخصا محصول فرهنگی جوامع شهری هستند. این فضاهای ‌باصفا،‏ دیگر چون کاخ‌های ورسای در اختیار معدودی نیست‌، بل‌که هر شهروندی می‌تواند از فضای پارک استفاده کند. پارک‌ها با گل و گیاه‌، آب جاری‌، فواره‌ها و مکان‌هایی که مردم بتوانند هر از گاهی در آن‌جا نشسته و کمی آرام گیرند و پس از کسب ‌انرژی به راه‌شان ادامه دهند، فضایی دنج و مناسب را در اختیار شهروندان قرار می‌دهند. پارک‌ها نشان داده‌اند که جای مناسبی ‌برای برخی تعاملات اجتماعی نیز هستند: بازنشسته‌گان برای آشنایی‌، گفت‌وگو و تعامل با یک‌دیگر جایی به‌تر از صندلی‌های پارک نمی‌شناسند. از پارک‌ها حتا بچه‌ها نیز لذت می‌برند و آنان علاوه بر جست و خیز در فضای باز پارک می‌توانند در بخش‌هایی که مخصوص آنان ساخته شده بازی کنند. چنین امکاناتی در فضاهای متعارف شهری و به خصوص آپارتمان‌ها دست‌یافتنی ‌نیست‌‏.
اینک‌، برخی از پارک‌های کلان‌شهرها آن قدر گسترده و مجهز شده‌اند که بسیاری از امکانات باغ‌های کاخ‌های گذشته را با نیازهای ام‌روز در خود جمع زده‌اند. سنترال پارک نیویورک نمونه‌یی مناسب از این نوع است‌. مساحت بسیار زیاد آن بخش بزرگی از منهتن نیویورک را اشغال کرده که در هر سمت آن یک نوع فرهنگ و جمعیت شهری از ملیت‌های مختلف را می‌توان یافت‌.
در حالی که دارای قصری در جوار دریاچه است‌، انواع مجسمه‌ها، از یادبودهای تاریخی گرفته تا مجسمه‌هایی شبیه حیوانات که بچه‌ها از آن لذت می‌برند، قابل مشاهده‌اند. پیست‌های ویژه‌ی دوچرخه و اسکیت و پیاده‌روی سر جایشان‌، حیواناتی آزاد در پارک می‌چرخند که گاه چون سنجاب‌ها از دست مردم چیزهایی گرفته و می‌خورند. درشکه نیز آماده است تا بازدیدکننده‌گان را در پارک بچرخاند و به هر نقطه از آن که مایل‌اند، برساند. در اضلاعی از پارک نیز شعبده‌بازان و هنرمندان گه‌گاه هنرنمایی می‌کنند.
کاوه احمدی علی‌آبادی
منبع : دو هفته نامه فروغ