دوشنبه, ۴ تیر, ۱۴۰۳ / 24 June, 2024
مجله ویستا

ساختارشکنی دوگانه های ساختگی


ساختارشکنی دوگانه های ساختگی
دیدار میرحسین موسوی با مراجع عظام قم بیش از آن که دستآوردی برای وی تلقی شود; تحولی بی نظیر در مسیر توسعه سیاسی نظام جمهوری اسلامی بود; که عمق استراتژیک آن هنوز برای بسیاری ناشناخته است.
میرحسین موسوی; بنیانگذار جریان اصلاح طلبی در دهه ۶۰، مردی که رویکردهای اصلاح طلبانه دولت وی او را در کانون دعوا و اصلی ترین موضوع اختلافات راست گرایان با خط امام خمینی قرار داد; اکنون پس از ۲۰ سال سکوت در شرایطی بار دیگر رهبری این جریان را عهده دار شده است که ۲ دهه فرصت برای تامل و قضاوت درباره کارنامه عملکرد او، قضاوت منصفانه مراجع عظام قم را نیز در این باره به همراه دارد.
قضاوت امروز مراجع از دولت میرحسین موسوی مضمون حمایت های امام خمینی از دولت وی را به ذهن متبادر می کند که به طور مستقیم و غیرمستقیم در سخنان و نامههای ایشان به مراجع عظام وقت و شورای نگهبان بارها و بارها مورد تاکید قرار گرفت; چه آنکه او می دانست رویکردهای اصلاح طلبانه دولت و مجلس وقت، معطوف به مصلحت نظام و مصلحت نظام به تعبیر ایشان «مقدم بر همه چیز است و همه باید تابع آن باشیم». تا آن جا که امام خمینی حکومت را فلسفه عملی فقه تلقی می کند.
واقعیت آن است که اگر موسوی بنیانگذار اصلاح طلبی در قوه مجریه است; امام خمینی بینانگذار بنیادهای نظری این رویکرد در فقه و مبانی اندیشه حکومت اسلامی بوده است. حال آنکه اگر امام خمینی در تلاش برای ساختارشکنی دوگانه «جمهوریت - اسلامیت» بود و پیوند و همسویی آن دو را به درستی مسیر ترقی نظام تلقی می کرد، اما پس از دوم خرداد ۷۶ تداوم این رویکرد اصلاح طلبانه در تناقض با اصول انقلاب تلقی شد و جمهوریت و اسلامیت به مثابه دو قطب متضاد که هرگز همنشینی آن ها امکان پذیر نیست معرفی شدند.
درست به همین دلیل است که دوگانه اصلاحات - اصول گرایی از منظر میرحسین موسوی دوگانه ای ساختگی و دروغین است که نمی تواند اعتباری در گفتمان او داشته باشد.
واقعیت آن است که محافظه کاران قبل از آن که ستیز با اصلاح طلبان را در ساختار تشکیلاتی نظام آغاز کنند، ستیزی گفتمانی را تدارک دیدند. این ستیز گفتمانی همواره بر گرد تقابل های استراتژیکی شکل گرفت که بیش از هرچیز ساخته مغلطههای محافظه کاران بود.
دوگانه های ساختگی «اصلاحات - ارزشهای اسلامی»، « اصلاحات - اصول انقلاب اسلامی» و «اصلاح طلبی - اصول گرایی» درست همان تقابلهای استراتژیکی هستند که از بیشترین انرژی برای تخریب و حذف اصلاح طلبان برخوردارند.
موفقیت میرحسین موسوی در ساختارشکنی این دوگانه ها به همان اندازه ارزشمند است که شکستن دوگانگی اسلامیت - جمهوریت در دهه ۶۰ اعتبار داشت. دوگانه های پرهزینه و تلخی که سال ها ست به مثابه بزرگترین موانع توسعه سیاسی این کشور عمل می کنند و تاکنون فرصت های زیادی را از جامعه ما سلب کرده اند.
ساختارشکنی دوگانه ها و تقابل های ساختگی، استراتژی هوشمندانه ای بود که میرحسین موسوی در برابر ستیزگفتمانی رقیب در پیش گرفت. او در عین پایبندی به مهمترین ارزش های دمکراتیک گفتمان اصلاح طلبی، تاکید کرد که اصلاح طلبی هرگز در تقابل با اصول و ارزشهای دین و انقلاب اسلامی قرار نمی گیرد، بلکه اصلاح طلبی همواره پایی در اصول دارد و اصول گرای واقعی برای حفظ پویایی اصول مورد تایید خود ناگزیر از در پیش گرفتن رویکرد هایی اصلاح طلبانه است.
به این ترتیب گفتمان ساختارشکنانه میرحسین موسوی ثابت کرد تقابل اصلاحات - اصول گرایی به همان اندازه غیرواقعی است که محافظه کاری و تحجر معادل و هم وزن با دین داری تلقی شود.
در اندیشه میرحسین موسوی به همان اندازه که نادیده گرفتن مدرنیته و ابعاد پیچیده توسعه یافتگی در جهان امروز غیرعقلانی است، نادیده گرفتن سنت و ستیز با آن نیز نادرست می نماید. ستیز با سنت تنها از این منظر نادرست نیست که به گفته تاریخ نگاران ستیزه گران محکوم به پرداخت هزینههایی گزاف در اندازه شکست هایی بزرگ هستند، بلکه به این دلیل هم هست که به گفته دانشمندان اندیشه سیاسی، ستیزگران با سنت عمدتا بسیاری از پویایی های سنت را برای توسعه مدرنیته نمی بینند و نمی توانند این نکته را بفهمند که سنت و مدرنیته همواره در تقابل با یکدیگر نیستند، بلکه در بسیاری از موارد می توانند همسویی هایی بزرگ و پیوندهای استراتژیکی با یکدیگر داشته باشند; این درست برجسته ترین شاخص گفتمان امام خمینی و هنر بی نظیر او در طراحی مبانی نظام جمهوری اسلامی است. در گفتمان امام خمینی فهم مجلس از مصلحت نظام به همان اندازه اعتبار دارد که فهم شورای نگهبان از احکام اولیه. او در نامه ای به آیت الله گلپایگانی توضیح می دهد که «تشخیص موضوع ]مصلحت[.... در عرف و شرع به عهده عرف است و مجلس نماینده عرف، و نمایندگان خود از عرف هستند» امام در پاسخ به استفتایی درباره تشخیص مصداق اعلام می کند: «میزان عرف است، و اگر بین مجتهد و مقلد اختلاف باشد باید از عرف نظرخواهی کنند.»
ساز و کاری که امام خمینی در تعریف حدود عرف و شرع در نظام اسلامی ارائه می دهد، پیوند عرف و شرع را همچون پیوند اسلامیت و جمهوریت به دنبال دارد. این دو پیوند که معنای آن ها کاملا به هم پیوسته و در گرو یکدیگر است، پویایی هایی بی نظیری را در مسیر توسعه سیاسی جامعه به دنبال دارد. باید توجه کرد به همان اندازه که پیوندها و همسویی های پیش گفته در مسیر توسعه سیاسی جامعه ما موثر است، دوگانه ها به مثابه بزرگترین موانع توسعه سیاسی این کشور عمل می کنند.
واقعیت این است که معنای واژگان هرگز نمی تواند از گزند مقاصد سیاسی کارانه نیروهای سیاسی مصون بماند. تحریف معنای واژگان کلیدی گاه اولین ابزاری است که جریان های سیاسی برای تخریب رقیب به آن متوسل می شوند. بنابراین رقابت و ستیز نیروهای سیاسی، قبل از آن که صورتی در ساختار بیرونی قدرت داشته باشد، صورتی دیگر در ساختارهای گفتمانی دارد.
برای تشخیص قدرت نهفته در گفتمان نیازی نیست که یک فعال سیاسی با اندیشههای پسامدرن آشنا باشد و روش شناسی تحلیل گفتمان را بداند. متحجرترین نیروهای محافظه کار جامعه نیز می توانند، تحجر را معادل دین داری و اصول گرایی نامیده و اصلاح طلبی را در مقابل دین داری معنا کنند و از قدرت واژگان محبوب جامعه سو»استفاده کنند.
در عرصه رقابت های سیاسی، هر جریانی در تلاش است تا واژگان محبوبی چون عدالت، راستی، دین داری و اخلاق را به نفع خود مصادره به مطلوب کند و با تحریف معنای واژگان رقیب خود، گفتمان وی را در تقابل با معنای این واژگان محبوب و جهانی معرفی کند. بدین ترتیب بسیاری از واژگان رقیب از معنای واقعی خود تهی می شوند و معنای دیگری از آن ها معرفی می شود که فاصله زیادی با معنای قصد شده از آنها خواهد داشت.
این استراتژی تبلیغاتی محافظه کاران، موقعیتی بی نظیر را برای آن ها ایجاد می کند تا با بهره بردن از نفوذ مثبت گفتمان عدالت و دین داری از سویی و نسبت دادن ضد ارزش ها به اصلاح طلبان از سوی دیگر تقابل های استراتژیک بزرگی را به نفع خود ایجاد کنند. این تقابل استراتژیک از پتانسیل بالایی برخوردار است که هم بهانه مشروعیت بخشی به رفتارهای غیرقانونی و غیراخلاقی آن ها در حذف اصلاح طلبان بوده است و هم زمینه ای برای کسب محبوبیت و اخذ رای! و محافظه کاران در طول سال های گذشته همواره با شکل دادن به این تقابل، اصلاح طلبان را به چالشی سخت فرا خوانده اند.
نکته مهم این جاست که موضع میرحسین موسوی در برایر این رویکرد رقبای خود نه صرفا به مثابه یک تاکتیک گفتمانی بلکه به مثابه یک «اعتقاد» اعتبار دارد.
میرحسین موسوی اولین سخنرانی رسمی خود را از کنفرانسی درباره شهید بهشتی و سپس بزرگداشت برادران شهید باکری در بیت پدر آن اسطوره های ایثار انقلاب آغاز کرد و اولین سفر استانی خود را با دیدار از مراجع عظام قم!
شگفت آن که میرحسین موسوی، همان بزرگترین قربانی تحریف واژگان که ۲۰ سال پیش همچون خاتمی امروز، متهم به نادیده گرفتن برخی از احکام اسلامی در دولت خود می شد، با گذشت دو دهه از دولت او امروز در قضاوت مراجع عظام، همچون قضاوتی که امام خمینی از او داشت; پشتوانه ای برای نظام تلقی می شود.
دیدارهای موفق میرحسین موسوی با مراجع عظام قم و تاکید مراجع بر ضرورت برگزاری پرشور انتخابات و صیانت از آرا، چشم انداز موفقیت گفتمانی میرحسین موسوی را در پیوند اسلامیت و جمهوریت و اصلاح طلبی و اصول گرایی به تصویر می کشد.
نویسنده : آرش موحد
منبع: سایت کلمه
منبع : روزنامه مردم سالاری