شنبه, ۳۰ تیر, ۱۴۰۳ / 20 July, 2024
مجله ویستا


چه اتفاقی در قرن هفده افتاد؟


چه اتفاقی در قرن هفده افتاد؟
مسأله هویت، شكل گیری هویت فردی و جمعی و نحوه تغییر آن مورد توجه بسیاری از اندیشمندان بوده است. در این میان هویت ملی، نحو شكل گیری آن و عوامل موثر در شكل گیری و تغییر ماهیت آن مسأله ای است كه نظریه پردازان مختلف درباره آن، نظریه های متفاوت و گاه متناقضی دارند.
گروه صنعت انجمن جامعه شناسی ایران جلسه ای را به بررسی این موضوع اختصاص داد. دكتر مازیار جفرودی -جامعه شناس و مردم شناس- در این نشست این موضوع را بررسی كرده است.
●دیدگاه ها
جفرودی معتقد است كه به طور سنتی، دو دیدگاه درباره پیدایش هویت ملی وجود دارد؛ دیدگاهی كه به اصطلاح عینی خوانده می شود و دیدگاه دیگری كه ذهنی است و ویژگی های متمایزی دارد.
«در دیدگاه عینی كه اولین نمایندگان آن فیلسوف های آلمانی نظیر هردر، فیشته و همین طور بخشی از ماركسیست های اتریشی هستند، گفته می شود: ملت دارای زمینه های عینی چون زبان، تاریخ، اقتصاد و هویت فرهنگی مشترك است كه این خصوصیات مشترك در مرحله اول یعنی زمانی كه جامعه مدرن از دل جامعه سنتی به وجود می آید، به طور طبیعی ملت را به وجود می آورد» ، در حالی كه در دیدگاه ذهنی، ملت تابع اراده مؤسسین ملت است؛ یعنی عده ای از افراد به لحاظ فرهنگی یا سیاسی، موقعیتی را دارا هستند كه امكان هویت سازی را به آنها می دهد و آنها ملت را به وجود می آورند.
●پیدایش مفهوم ملت
جفرودی در ادامه به چگونگی پیدایش مفهوم ملت در اروپای غربی پرداخت و با تأكید بر این مسأله كه مفهوم ملت تا قرن۱۷ جنبه سیاسی نداشته است، به دلالت های مفهوم ملت در روزگار باستان اشاره كرد. او معتقد است كه در این دوران مفهوم ملت بیشتر دلالت بر زادگاه یا تبار داشت تا اینكه جنبه های سیاسی داشته باشد.
«برای اولین بار ملت در قرن۱۷ مفهوم سیاسی پیدا كرد. متفكرین و نمایندگان فكری طبقات حاكمه در كشورهای آلمان و فرانسه از پیشگامان این امر بودند. یكی از برجسته ترین افرادی كه مفهوم ملت را به كار برد، فیلسوفی به نام بولاندیه بود.» بولاندیه به خاطر تلاش هایش در مشروع جلوه دادن حكومت اشراف، شهرت خاصی دارد. او با تقسیم جامعه فرانسه به سه طبقه اشراف و روحانیت كه از نژاد فرانك ها می باشند و دیگران كه از نژاد گالیایی ها بودند، معتقد است كه اشراف و روحانیت طبقه اول و دوم و گالیایی ها طبقه سوم را تشكیل می دهند.
«از آنجا كه طبقه اول و دوم به طور تاریخی بر طبقه سوم غلبه كرده اند، از حقانیت حكومت برخوردارند» ؛ سخنگوی انقلاب كبیر فرانسه همین سخن بولاندیه را به طور معكوس مطرح كرد. به این صورت كه «طبقه اول و دوم كه طبقه خلف فرانك ها هستند عنصر بیگانه با ملت و طبقه سوم كه طبقه متوسط است، حقانیت تاریخی حكومت كردن را دارند.»
در این زمان تغییر و تحولاتی در مفهوم ملت به وجود می آید و با انقلاب فرانسه كه منجر به حاكمیت سیاسی طبقه ای می شود كه تا آن زمان جزو رعایا به حساب می آمدند، مفهوم مدرن «ملت» به وجود می آید، بدون آنكه ملتی به آن معنا كه شناخته می شود وجود داشته باشد. «بنا به گفته یكی از تاریخ نگاران مشهور فرانسه، فقط ۱۲درصد مردم در زمان انقلاب كبیر فرانسوی می فهمیدند و خیلی كمتر از این می توانستند آن را در زندگی روزمره به كار ببرند.» در كشورهای دیگر نیز وضعیت به همین نحو بود.
زمانی كه ایتالیا متحد شد، تنها ۵/۲درصد مردم، ایتالیایی می فهمیدند. «یكی از سخنگویان جمهوری نوپای ایتالیا، در آن هنگام گفت كه ما دولت ملی را به وجود آوریم؛ اكنون زمان آن است كه ملت ایتالیا را به وجود آوریم» . به این ترتیب جفرودی معتقد است كه مفهوم ملت بسیار زودتر از شكل گیری واقعی و عینی ملت به وجود آمده است.
●زمینه های شكل گیری ملت
جفرودی سخنان خود را با این سؤال ادامه می دهد كه «چه اتفاقی در قرن هفدهم رخ داد كه مسأله حق حاكمیت سیاسی مطرح شد و مسأله ملت را تحت تأثیر قرار داد؟» . به نظر او نزدیك به دو قرن قبل از انقلاب فرانسه تغییر و تحولات بنیادی در جوامع اروپایی رخ داده بود. این تغییر و تحولات ابعاد سیاسی، فرهنگی و مذهبی داشت. به لحاظ مذهبی و فرهنگی، جامعه یكپارچه كلیسای كاتولیك از هم پاشید، یعنی بر اثر پروتستانیزم و سپس كالونیسم، در مسیحیت انشعاب رخ داد. علاوه بر این، تا آن زمان طبقات اشراف اروپایی به زبان لاتینی صحبت می كردند و زبان هایی كه بعدها به وجود آمدند مثل آلمانی، فرانسوی، اسپانیایی و ... نقش بسیار جانبی در حیات فرهنگی و سیاسی جوامع اروپایی داشتند. با شكل گیری پروتستانیزم و انشعاب در مسیحیت، لوتر كه از پیشگامان نهضت پروتستان ها بود، برای پیشبرد اهداف خود در نبرد با كاتولیسم، انجیل را به آلمانی ترجمه كرد و به دنبال او پروتستان های دیگر كشورها نیز انجیل را به زبان كشور خود ترجمه كردند. به این ترتیب زبان های بومی در كنار زبان لاتین رشد كرد.
انشعاب مذهبی، یكی از زمینه های اصلی پیدایش جوامع مختلف و تمایز آنها از یكدیگر بود. با پیدایش دولت های منطقه از درون ویرانه های امپراتوری روم، جریان تمایز آنها از یكدیگر شتاب گرفت. حاكمیت به قلمرو محدود شده و اهمیت قلمرو كشورها افزایش یافت. دولت ها برای تقویت اهمیت قلمروهای خود، سیاست های میهن پرستانه را تقویت كرده و با دخالت در امور اقتصادی، تعرفه های گمركی ملی را ایجاد كردند. جفرودی می گوید: «همه اینها دست به دست هم دادند تا واحدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی-زبانی متفاوتی شكل بگیرد و با شكل گیری این واحدها مفهوم ملت نه به معنای مدرن كلمه بلكه به مفهوم اولیه اش به وجود آید.»
این پیش زمینه ها بعدها بر اثر انقلاب هایی چون انقلاب كبیر فرانسه كه جامعه را به طور بنیادی دگرگون كرد و جایگاه طبقات اجتماعی را تغییر داد، حقوق شهروندی را برای همه اشاعه داد و باعث شد تا مفهوم ملت به یك شعار اصلی بدل شود؛ شعاری انقلابی در نبرد با اشرافیت، كه هدف آن متحد ساختن افرادی كاملاً متفاوت بود. در واقع مفهوم ملت به این خاطر به كار رفت تا گروه های مختلف مردم با زبان ها و فرهنگ های متفاوت را به لحاظ سیاسی بسیج كند. از آن زمان سال ها طول كشید تا مفهوم ملت تكوین یابد. بنابراین از این دیدگاه این دولت بود كه ملت را به وجود آورد و نه برعكس.
اما زمانی كه مسأله ملت جا افتاد، عده ای به فكر تقلید از آن افتادند، اما چون در این كشورها دولت متمركزی وجود نداشت تا ملت را به وجود آورد، مسأله ملت به گونه دیگری مطرح شد. در این كشورها عده ای از فیلسوفان بر این باور بودند كه ملت، ربطی به دولت ندارد بلكه ملت، دارای زبان و ریشه های تاریخی مشتركی است و با رسیدن به این امور مشترك، ملت ایجاد می شود.
علی رغم دیدگاه فیلسوفان، در این كشورها این دولت ها بودند كه در نهایت، ملت را ایجاد كردند. برای مثال در آلمان و ایتالیا این پادشاهان بودند كه وحدت ملی را ایجاد كردند. «تا قبل از آن، چه برای دولت پروس و چه برای حكمای مختلف ایتالیا، مسأله زبان اصلاً مطرح نبود، ولی بعد از آن سعی كردند جامعه را یكپارچه و یگانه كنند.» رشد زبان های ملی در این باره نقش بنیادی داشت. از جمله دلایل رشد زبان های ملی، یكی خواست حكومت ها بود كه از طریق زبان های مختلف، امكان عرضه خود را فراهم ساخت؛ یعنی دلایل كاملاً عملی باعث پیدایش، رشد و تكامل زبان های مختلف شد.
●دورنمای آینده
به نظر می رسد تغییر و تحولاتی كه در جوامع اروپای غربی رخ داده است در نهایت منجر به تضعیف مسأله ملت و هویت ملی شود. با شكل گیری اتحادیه اروپا و تضعیف مرزهای ملی و ایجاد امكانات مسافرت های آسان بین كشورهای مختلف اروپایی، به طور تدریجی مسأله هویت ملی و مباحث مربوط به آن در حال افول است. جفرودی شكل گیری اتحادیه هایی شبیه اتحادیه اروپا در سایر نقاط جهان را همچون فرایندی عمومی در ارتباط با تضعیف جایگاه ملت در جهان ارزیابی می كند.
در كنار شكل گیری اتحادیه های بین المللی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، عكس قضیه هم به وجود آمده است. یعنی در بسیاری از نقاط، مسأله هویت مطرح شده و جنبش های ناسیونالیستی در حال رشدند و حتی در برخی از كشورهای اروپایی این جنبش ها حكومت ها را تعیین می كنند. اما بحث بر سر این است كه آیا این نوع تحولات دورنما دارد و آینده را می سازد؟ از آنجا كه بسیاری از سنت ها شكسته شده اند(سنت هایی كه هویت افراد را شكل می دادند)، جست وجوی هویت، امری طبیعی است، اما آیا این حركت ها و تئوری ها جهان آینده را به وجود می آورند؟ پاسخ این است كه در این باره تردید وجود دارد.
●شكل گیری هویت ملی در ایران
جفرودی در پاسخ به این سؤال كه «آیا می توان اینگونه مطرح ساخت كه هویت ملی در ایران در زمان رضاخان و با شكل گیری دولت توسط او شكل گرفت؟» می گوید: «برداشت شخصی من این است كه مدرنیته قبل از زمان رضاخان شروع شد. دولت رضاخان تلاش می كرد چیزی را به وجود آورد كه دولت های مطلقه فرانسه و انگلستان در قرن ۱۶ و ۱۷ آن را به وجود آوردند. منتها در آن كشورها این امر منجر به انقلاب شد، در حالی كه در ایران چنین چیزی رخ نداد. شاید بتوان اینگونه عنوان كرد كه حوادثی كه در دوران بعد رخ داد، از زمان رضا خان یا كمی قبل تر شروع شده بود!» .
جفرودی در پایان در قبال این سؤال كه تعریفی از هویت ارائه نكرده است، بر این نكته تأكید كرد كه هویت، تعریف مشخصی ندارد. مثلاً در كشور اندونزی كه به وسیله هلندی ها ایجاد شد، زبان ها و مذاهب مختلفی بود، اما با تأسیس مدارس برای اداره كشور توسط هلندی ها و انتخاب یكی از این زبان ها به عنوان زبان ملی اندونزی، پس از چند سال این زبان تبدیل به زبان ملی شده و در مجموع در اندونزی چیزی به نام هویت به وجود آمد، اما اینكه هویت چیست، توصیف ناپذیر است. در واقع نمی توان مضمون هویت را توصیف كرد، به این صورت كه مضامین اصلی هویت ملی استخراج و مشخص شوند. حداقل اینكه به شكل علمی و منظم كسی تا به حال این كار را انجام نداده است.
سینا كلهر
منبع : روزنامه همشهری