چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا


پرشتاب و فاقد بداعت


پرشتاب و فاقد بداعت
● درباره قسمت سوم فیلم «شرك»
«شرك۳» فروش چشمگیری داشته اما به جذابیت دو فیلم نخست نیست و فیلمنامه ماجراهای مطروحه سؤال هایی را برای بینندگان به وجود می آورند.
قسمت سوم «شرك» كه به تازگی اكران شده و فروش زیادی داشته، با یك مرگ آغاز می شود، اما مشكل فیلم این است كه خود فیلم نیز به آرامی و به شكلی ظریف و شاید نامحسوس به سوی ضعف و مرگ می رود.
«شرك ۳» كه ادامه قسمت های اول و دوم این فیلم است ، زیبا و تماشایی است و قدر مسلم این كه جذابیت های ویژه خود را دارد،اما خلاقیت و بداعت دو فیلم نخست در آن دیده نمی شود. شخصیت های جذاب دو فیلم اول در جای خود باقی مانده اند و دوباره ماجراسازی می كنند و اتفاق های متنوعی برایشان روی می دهد، اما امكان ندارد بیننده از خود نپرسد كه آیا برخی از این اتفاق ها را از قبل پیش بینی نكرده است.
«شرك» از همان فیلم نخست بر فرهنگ عوام پسندانه تكیه كرده و آن را عمده كرده است و استفاده از صدای نامداران برای صحبت كردن به جای شخصیت های كارتونی و مشهور فیلم نیز از عوامل جذاب «شرك»ها بوده اند. فیلم سوم نیز مستثنی از قاعده نیست و حتی باید اعتراف كرد به لحاظ بصری این فیلم از دواثر قبلی چشمگیرتر و غنی تر است و شن، آب و زمین آن قدر طبیعی می نماید كه انگار واقعاً با چنین چیزهایی طرف هستید و شاید بیننده بدش نیاید كه به داخل پرده سینما برود و روی همان آب به حركت درآید و در میان همان درخت ها نفس بكشد!
اما این وجه از ماجرا را نمی توان به فیلمسازان و كارگردان و این گونه افراد ارتباط داد و اینها چیزهایی است كه بخش فنی فراهم می آورند و هنر آنها است.
تكنولوژی موسوم به CGI به حدی رسیده است كه شما می توانید راحت در گوشه ای بنشینید و بدون نگرانی در باره آنچه خط و ربط و ساختار داستانی قصه است ، فقط صحنه های قشنگی را ببینید كه هنر تكنولوژی به شما ارزانی داشته است.
مشكل «شرك۳» خط داستانی و فیلمنامه آن و ماجرایی است كه می خواهد شرح بدهد. در جاهایی از قصه بیننده احساس می كند قصه پرداز فقط می خواسته است ماجرا را كش بدهد و استمرار بخشد و شخصیت ها موجب اتلاف وقت می شوند و در مراحلی دیگر احساس می كنید كه عجله عامل اصلی شكل دهنده اتفاق ها است و قصه پردازان چنان شتاب داشته اند كه نمی دانسته اند قصه بهتر چیست و چه چیزی را باید تدارك می دیده اند.
حتی طول مدت «شرك۳» (۸۶دقیقه) نیز كوتاه تر از هر دو فیلم قبلی است و با این كه كوتاهی یك فیلم لزوماً عیب آن نیست و برعكس برضرب و ریتم و قوه تأثیرگذاری آن در مدتی كوتاه تر می افزاید، اما درمورد «شرك۳» به نظر می رسد كه یك نوع شتاب بی دلیل برای خلاصه گویی و سرعت در بیان اتفاق ها به كار گرفته شده كه برای این فیلم انیمیشن مضر بوده است.
این چنین است كه بخشی مهم از احساسات اصیل و اوری ژینال دو فیلم نخست در قسمت سوم رنگ باخته اند و اگر برخی كارهای نفراتی چون «پرینس چارمینگ» و یا «مرد جینجربرد» را نادیده بگیریم، سازندگان «شرك۳» نتوانسته اند شخصیت هایی را تحویل بدهند كه كارهایشان با احوال شان همخوانی داشته باشد و همانی جلوه كنند كه فیلم های اول و دوم به ما داده بودند.
یك ایراد دیگر كه البته تقصیر سازندگان آن نیست این است كه در سال های اخیر نمونه های متعددی از روی آن ـ البته با اسامی دیگر ـ ساخته شده و منبع الهام و اقتباس های متعددی بوده است. دراین ارتباط باید از فیلم هایی مثل «Hood winked» و «Happily Never After» یادكرد. این گونه فیلم ها موجب شده اند كه حتی تم های اصیل و تازه اولیه «شرك» قدیمی به نظر برسند و نكته تازه ای در آنها به چشم نخورد.
این بار و برای رفع نقیصه فوق یك مشت داستان نویس و سناریست مطرح برای «شرك۳» به كار گرفته شده اند.
اما بازهم به نظر نمی رسد نقیصه ای كه گفتیم رنگ باخته باشد. از سناریست های موردبحث می توان به كریس میلر و رامان هویی اشاره كرد و اندرو آدامسون هم در كار شریك بوده و البته آخری همانی است كه دو قسمت اول «شرك» را كارگردانی كرده بود. بنابراین ایرادی كه در فیلم نمی توان سراغ كرد، حس تداوم و استمرار در قصه گویی است اما چیزی كه وجود ندارد، عنصر تازگی است.
در فیلم سوم باز غول و بهتر بگوییم شخصیت اصلی را (بار دیگر با صدای مایك مایرز) پیش رو داریم و این بار او باید سلطان و حاكم منطقه «فار» باشد. پدر همسر او كه پادشاه هارولد نامیده می شد، درگذشته است و او باید جای هارولد را پر كند، اما اگر از خودش بپرسید خواهید فهمید كه موجود راحت طلبی است و ترجیح می دهد كه در همان جنگل و اطراف بركه بماند و چرخ بزند و تنبلی كند و آسوده باشد.
همسر او «فیونا» (با صدای كامرون دیاز) هم راه خودش را می رود و با این كه از شرك عاقل تر است اما معلوم نمی شود چرا خودش برای حكمرانی بر منطقه پا پیش نمی گذارد.
وقتی موضوع به شرك تحمیل می شود، او در معیت دوست همیشگی اش كه همان الاغ دو فیلم اول (با صدای ادی مورفی) است ، به راه می افتد و شخصیت «پاس» (با صدای آنتونیو باندراس) هم باز با آنها همراه است. قصد و هدف آنها این است كه آرتی را بیابند كه پسرعموی فیونا است و حكومت بر منطقه را به او بسپرند و خیال خودشان را راحت كنند. اما آرتی در مدرسه ای كه مشغول درس خواندن در آن است همیشه مورد تمسخر دیگران قرار داشته و فقدان هوش در او محسوس است و معلوم نیست اگر حكمرانی بر منطقه را بپذیرد، چه بلاهایی بر سر آن جا خواهد آمد.
اما آرتی وقتی این پیشنهاد را دریافت می كند، آن را می پذیرد و ماجراها شروع و اتفاق ها جدی تر می شود. در همین اثنا، فیونا باید از قلعه محل زیست اش در برابر حضور و تهاجم پرینس چارمینگ (با صدای روبرت اورت) دفاع كند.
این در حالی است كه او باردار شده و باید بچه «شرك» را به دنیا آورد و هیچ كس مطمئن نیست كه او برای این مهم آمادگی دارد یا خیر! این چنین است كه شخصیت های قبلی مربوط به زنان به دردسر افتاده در سینما به یاد می آیند و با فیونا قیاس می شوند. از سیندرلا و سفیدبرفی گرفته تا زیبای خفته و راپونزل. اما اینها هم به شرك ۳ حلاوت و بداعتی را نمی بخشد كه انتظارش می رفت و این كه فیلم درگیشه ها بسیار موفق بوده و پارامونت را به اوج بازگردانده نیز توجیهی بر ساخت آن به لحاظ هنری نیست. هرچند این كمپانی به خود می بالد كه آن را ارائه داده است و بدون این كه رسماً اعلام كند از حالا مقدمات ساخت قسمت چهارم را ریخته است.
منبع : Film Riview
وصال روحانی
منبع : روزنامه ایران