جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا


جای خالی معنویت در سریال های مناسبتی


جای خالی معنویت در سریال های مناسبتی
هر ساله با آغاز ماه مبارک رمضان و گسترش رقابت تنگاتنگ شبکه های تلویزیونی جهت پخش سریال های مختلف داخلی و خارجی مردم با چنان تراکمی از برنامه های متنوع رو به رو هستند که گاه برای تماشای همه آنها دچار مشکل کمبود وقت می شوند. به عبارتی اگر پیش از این اوج شکوفایی برنامه های صدا و سیما منحصر به فصل پائیز و ایام عید نوروز بود در سال های اخیر به همت مسئولان سازمان صدا و سیما مردم متنوع ترین و مفرح ترین برنامه های تلویزیونی را در ماه مبارک رمضان به تماشا می نشینند. مسئولان محترم صدا و سیما در مقام توجیه چنین سیاست گذاری هایی که انصافا توانسته توجه بسیاری از مردم را به خود جلب کرده و برخی از آن با عنوان سیاست « میخکوب کردن مخاطبان بر سر سفره افطار » یاد می کنند از ایجاد فضا و شرایط مناسب معنوی در این ماه به عنوان مهمترین عامل رقابت شبکه های مختلف سیما سخن به میان می آورند. آنان معتقدند که شرایط بوجود آمده موقعیت مناسبی را برای سیما فراهم آورده تا با پخش سریال های متنوع و پر محتوا زمینه های آشنایی و آشتی هر چه بیشتر مردم با شعائر دینی را فراهم آورند.
از آنجا که وظیفه ذاتی سازمان صدا و سیما ارتقا و تعالی فرهنگ جامعه است شکی نیست که برای دستیابی به یک نتیجه بهتر و البته منطبق بر واقعیت این ادعا نیازمند بررسی موشکافانه و دقیقی است که به یقین تحلیل سریال های به نمایش درآمده به عنوان مهم ترین محور بحث از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است .
اما نخستین پرسش جدی که در این میان مطرح می شود آن است که آیا تمامی سریال های پخش شده در ماه مبارک رمضان جهت نیل به هدف مورد ادعای مسئولان به تصویر درآمده اند و اساسا از قدرت تاثیر گذاری مورد ادعای آنان بر روی مخاطبان خود برخوردار هستند ! یا اینکه در بسیاری از آنها جنبه های سرگرمی و تفنن که البته در جای خود ارزشمند است بسیار پررنگ تر به تصویر درآمده است پیش از ورود به این بحث توجه به چند نکته خالی از لطف نیست .
۱) چندی پیش آقای حسین مظفر رئیس شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما در مجلس با اشاره به این مطلب که هنوز نظارت بر برنامه های تلویزیونی قبل از پخش عملی نشده و نظارت ها تنها به بعد از پخش برنامه ها اختصاص دارد تاکید کرد که این موضوع یکی از نارسایی ها بوده و اگر قرار باشد نظارت درستی انجام شود باید در مراحل و فرایند تولید تا پخش صورت گیرد که ما متاسفانه در آنجا حضور نداریم .
وی در ادامه به این موضوع نیز اشاره کرد که چنانچه این نظارت ها قبل از تولید باشد نکات و مسائلی را که با ضوابط انطباق نداشته باشد تذکر داده و تولیدات طبعا بهتر خواهد شد چرا که رسانه ما رسانه ملی است و کارش باید انتقال مفاهیم و ارزش های دینی و اسلامی متناسب با ذائقه دینی مردم باشد و طبیعی است که این نوع نظارت باید از سوی سازمان صدا و سیما و شورای نظارت یک اصل قرار داده شود.
۲) این روزها بحث بر سر مشکلات محتوایی و ساختاری سریال « یوسف پیامبر(ع ) » ساخته فرج الله سلحشور بسیار بالا گرفته است . حسین رحیم زاده مدیر گروه معارف شبکه یک تلویزیون با اشاره به ضعف های عمده مجموعه تلویزیونی « یوسف پیامبر » اعلام کرده که بسیاری از ایرادها پیش از تولید به سازندگان گفته شده بود و بارها معاون سیما جلسه هایی با مراجع و بزرگان همراه با سازندگان اثر داشته و سلحشور می بایست از فرصت ها استفاده می کرد. وی همچنین خاطر نشان کرد : صدا و سیما به لحاظ تحقیقات زمان و بودجه برای « یوسف پیامبر » کم نگذاشت و چهار سال برای نگارش صبر کرد.
۳) سال گذشته مرتضی میرباقری معاون سیما در جلسه نقدی که در انجمن روزنامه نگاران مسلمان برگزار شد اعلام کرد که صدا و سیما برای ساخت سریال های سال آینده ماه رمضان و حتی پنج سال آینده از هم اکنون آمادگی هر گونه همکاری با تولیدکنندگان را دارد. میرباقری بارها در مصاحبه های خود اعلام کرده بود که امسال وضعیت تولید با سال های گذشته متفاوت است و مخاطبان دیگر شاهد آشفتگی ها و شتابزدگی های پیش از این نخواهند شد. این ادعاها در حالی عنوان شد که برخی از سریال های امسال با توجه به فرصت یک ماهه ای که تا پخش دارند هنوز نتوانسته اند تولید را به نصف برسانند.
آنچه که از برآورد سه موضوع مطرح شده حاصل می شود آن است که بر خلاف ادعای مسئولان صدا و سیما نظارت دقیق و جامعی به تولیدات سیما به خصوص در بخش فیلم و سریال قبل از زمان پخش از شبکه های تلویزیونی وجود نداشته و مسئولان این سازمان گاه تلاش می کنند تا مشکلات احتمالی سریال ها را متوجه کارگردانان کنند. اگر چه وجود مشکلات مستقیما به کارگردان نیز باز می گردد اما پرسش اینجاست که چرا سیما مجوز پخش فیلم هایی را صادر می کند که پیش از پخش وظیفه نظارتی بر آنها به درستی انجام نگرفته است ! آیا این بزرگواران می توانند وظیفه نظارتی خود را بر سریال هایی که هنوز در نیمه راه تولید هستند به خوبی انجام دهند آیا اساسا نیازی هست که مردم در ایام ماه مبارک رمضان در محاصره سریال هایی قرار گیرند که به ادعای آقای میرباقری دچار آشفتگی و شتابزدگی هستند
شاید در چنین شرایطی ضروری به نظر برسد که صدا و سیما باید گوشه نظر و عنایتی به خواست آن دسته از متدینین نیز داشته باشد که بارها اعلام کرده اند که پخش این حجم از سریال ها در ماه ضیافت خدا میزان رفت و آمدهای فامیلی و حضور در مساجد را به حداقل خود رسانده است !
اما صرف نظر از معضلات اجرایی قضیه که به نوبه خود نیازمند تدبر و دقت نظر بسیار فراتری از شرایط کنونی است آنچه که اهمیت بیشتری داشته و محور اصلی بحث را به خود اختصاص می دهد به محتوای آثار ارائه شده در این ماه باز می گردد که در واقع مهمترین دستاویز برنامه ریزان سیما برای طرح و دفاع از عملکرد خود است .
● معنویت گرایی در سریال ها
توجه به مباحث ماورائی و متافیزیکی امروزه به یکی از اجزای ثابت سریال های ماه رمضان تبدیل شده که به نوبه خود نیازمند دقت نظر ویژه ای است . قبل از ورود به این بحث لازم است تا نگاهی به وضعیت معنویت خواهی در جهان معاصر داشته باشیم .
جهان غرب پس از چند صد سال گریز از معنا و معنویت و شتاب در سیر عقلانیت ابزاری در قالب مدرنیسم و تجربت گرایی پوزیتیویسم روبه گرایش های درونی و تجربه های باطنی آورد وموج معنا طلبی در آن سخت بالا گرفت . اینک فراخوان این گرایش نه فقط به مقتضای عصر ارتباطات که به علل گوناگون اجتماعی سیاسی و حتی اقتصادی به همه اکناف دنیا و به گوش همگان رسیده است . هم اکنون باطن گرایی جدید غرب به شکل فرقه های گوناگون فکری در قالب های مختلفی همچون فیلم تئاتر کتاب های رمان مجلات کلاس ها و جلسات به سراسر دنیا عرضه می شود و جهان اسلام نیز از این عرضه بی نصیب نمانده است . ورود این افکار به ایران به تلاقی و درآمیختگی آن با عنوان عرفان انجامید و سرانجام از آن با نام عرفان های گوناگون غربی و شرقی یاد شد. اما از آنجا که امروزه به دلیل گستردگی عناصر ارتباط جمعی چون رسانه های نوشتاری و تصویری نمی توان تحولات یک جامعه را بی نسبت با تحولات جهانی ارزیابی کرد لذا برای دستیابی به یک تحلیل دقیق تر و جامع تر از روند فیلم سازی در ایران باید رشد تولید فیلم ها و سریال هایی که در آن ها به نحوی بر مباحث معنویت گرایی تاکید شده است را در فضای وام گرفته از جهان نیز ارزیابی کرد.
بی شک در تولید فیلم هایی که پسوند معناگرایی به آنان افزوده شده است توجه به چند نکته بسیار ضروری و اجتناب ناپذیر است . هدف فیلمساز از خلق یک اثر به یقین نخستین و مهم ترین بخش تولید فیلم است به این معنا که خالق اثر در پی القای چه مفهوم و باوری به مخاطب خود حاضر به تولید آن فیلم شده است . در این مرحله که مهم ترین بخش از تولید می باشد چنانچه هر گونه انحراف و کژاندیشی در اندیشه خالق باشد آن کژاندیشی مستقیما در معرض دید و قضاوت مخاطب قرار می گیرد.
اما مرحله دوم مربوط به مکانیسمی است که خالق برای رسیدن به مفهوم مورد نظرش از آن بهره می گیرد. متاسفانه باید اذعان داشت که بخش اعظم مشکلات فیلم های ایران در باب تولید فیلم های معناگرا مربوط به این مرحله است . به عبارتی چه بسا اندیشه و پشتوانه فکری تولید فیلمی متعالی بوده اما استفاده از مکانیسم های ناصحیح در ساخت فیلم باعث شده تا نه تنها خواسته کارگردان برآورده نشود بلکه ماحصل کار تایید و ترویج خرافه گرایی باشد. اما مرحله سوم نیز مربوط به جزئیاتی است که در خدمت مفهوم کلی اثر و مکانیسم ساخت آن قرار می گیرد. استعاراتی که کارگردان جهت افزودن جذابیت و یا بالا بردن بار دراماتیک اثر خود از آن استفاده می کند در واقع به این مرحله بازمی گردد.
روند ساخت سریال های به اصطلاح معناگرایانه یا به قولی ماورائی با پخش سریال « کمکم کن » ساخته قاسم جعفری در ماه رمضان سال ۱۳۸۴ آغاز شد . جعفری با دستمایه قرار دادن یک مبحث معرفتی در باب سفر به عالم برزخ البته در حالت کما مردم را به پرهیز از گناه و جبران اشتباهات گذشته خود دعوت می کرد. آمار نسبتا بالای رضایت مخاطبان از این سریال مسئولان سیما را در جریان تولید آثار ماورائی قرار داد به نحوی که در سال های بعد سریال های « مرده متحرک » « او یک فرشته بود » « آخرین گناه » « صاحبدلان » و « اغما » تولید و پخش شود. اما مهمترین تفاوتی که میان سریال « کمکم کن » با سایر تولیدات به اصطلاح معنوی وجود دارد آنکه کارگردان در سریال « کمکم کن » عمده نگاه خود را به یک واقعیت ملموس که همانا دوری از گناه و پشیمانی از اشتباه است معطوف داشته و سپس با استفاده از برخی موضوعات فرا مادی مثل نمایش عالم برزخ جذابیت لازم را برای سریالش ایجاد کرده بود اما در سریال های بعدی به خصوص در « اغما » « او یک فرشته بود » و « آخرین گناه » کارگردان محور اصلی داستان خود را بر نمایش دیو و دد و عالم ماورا بنا ساخته و ترغیب به خوبی و پرهیز از گناه را که در واقع باید هدف اصلی یک سریال موفق باشد را به عنوان داستانک های جلو برنده قصه اصلی قرار داده بود.
در واقع این اشتباه استراتژیک باعث شده تا سریال های بعدی بیش از آنکه پندآموز بوده و ارتقا معنوی ایجاد کنند همچون فیلم های هالیوودی تنها با استفاده از جادوی تصویر و جذابیت های بصری مخاطبان را به خود جلب می کنند.
بدون شک به تصویر کشیدن زندگی انسانی که از « چشم برزخی » برخوردار است قابلیت این را داشت که به یک پدیده در سریال های تلویزیونی تبدیل شود اما همانگونه که شاهد بودیم اشکالات و ایرادات فراوان شکلی و محتوایی موجود در این سریال بر خلاف انتظار دست اندرکاران ساخت آن تاثیراتی نامطلوب بر مخاطبان گذاشت . در سریال « آخرین گناه » ساخته حسین سهیلی زاده باید گفت که مفاهیم دینی بیش از آنکه کنجکاوی و عبرت و اعجاب مخاطب را برآورند موجبات وهن خود را فراهم آورده بودند. پیوند قرنیه چشم یک انسان (آن سو بین ) به چشم یک آدم معمولی باعث می شود که این آدم معمولی نیز (آن سو بین ) شود. مثل اینکه یکی برود عصای حضرت موسی (ع ) را بردارد و با آن دریا بشکافد و یا ماران شعبده ببلعد. مخاطب فهیم ما به یک چنین سوژه ای نه از منظر تنبه که از زاویه طنز می نگرد.
سریال مورد نظر با دستمالی کردن یک گستره معرفتی در بستری رشد نایافته علنا همان معرفت را به زیر کشیده و مضحکه پرداخته است . بر اساس تعلیمات دینی و مذهبی ما شیعیان انسان ها با مراقبه تزکیه و رعایت فرامین پروردگار در جز جز زندگانی می توانند به مقاماتی دست یابند که لیاقت دریافت لطف و عنایت پروردگار متعال را داشته باشند نه اینکه بر اثر اشتباه و خود خواهی های انسانی لطف ویژه خداوند شامل حال بنده ای شود که هنوز لیاقت و توان پذیرش در او ایجاد نشده است . لزومی به توضیح واضحات نیست که انسان باید ابتدا ظرف را در خود ایجاد کند تا توان پذیرش لطف و عنایت های بیکران خداوند متعال را داشته باشد. این در حالی است که برخلاف تصریح موجود در فیلم شاهد آن بودیم که انسانی نالایق به شکلی کاملا تصادفی و بر اثر یک اتفاق آن از هم نوع کاملا مادی ( پیوند قرنیه چشم ) به مقاماتی معنوی دست می یابد و پس از گذراندن مراحلی که از قضا همواره با خطا و اشتباهات فاحش همراه است محرم شده و به جمع اولیاالله می پیوندد!!! (آن سو بین ) سهیلی زاده به دانش آموزی می ماند که پیش از ورود به جلسه امتحان تمامی پاسخ های صحیح را به دست آورده باشد و در جلسه امتحان نیز هر لحظه توسط ناظر جلسه پاسخ ها به وی یادآوری شود و پس از آنکه نمره قبولی دریافت کرد مورد تشویق مسئولان مدرسه قرار گیرد!
یک صحاف پیر که عمر خود را به عبادت گذرانده بود تحت تاثیر یک رویای صادقه به قیام علیه برادر خود که ظلم بسیاری بر مردم روا داشته است برمی خیزد. این مطلب دستمایه محمدحسین لطیفی قرار گرفت تا سریال « صاحبدلان » را به تصویر کشد. کارگردان در این سریال تلاش کرده تا به مخاطبان خود گوشزد کند که داستان های قرآن افسانه هایی نیست که روزگاری دور حادث شده و دیگر قابل تکرار نباشند بلکه واقعیاتی است که هر لحظه در اطراف انسان ها به شکل های مختلف اتفاق می افتد و این مشکل انسانها است که از آن غافلند.
بحث تخصیص دادن معجزه و کرامت به یک قرآن بزرگترین بی انصافی و کم لطفی ای بود که یک شخص می توانست نسبت به ذات قرآن انجام دهد. در حالیکه در سراسر سریال بحث میان دینا ـ نماینده نسل سوم انقلاب ـ و پدر بزرگ بر سر این موضوع بود که این ذات و مفهوم قرآن است که باید مورد توجه ویژه قرار گیرد والا تفاوتی میان یک قرآن در ابعاد کوچک و قرآنی بزرگ با صفحات طلا کاری شده وجود ندارد معجزات قرآن خلیل به گونه ای مورد تاکید قرار می گیرد که گویا شکل و شمایل ظاهری آن قرآن است که با اسرار نهفته اش توان خرق عادات را دارد!!
موضوعی که در این رابطه نباید از آن غافل شد بحث ایجاد زمینه ها و تسهیل گسترش خرافات در جامعه است . گذری بر ادعاهای پوچ و انحرافی مدعیان ملاقات با امام زمان (ع ) که متاسفانه امروزه از گستره وسیعی در جامعه برخوردار شده است نشان می دهد که یکی از مهمترین دستاویزهای آنان در اثبات ادعاهای کاذب خود حجت قرار دادن خواب ها و رویاهایشان می باشد. آنان با استفاده از این حربه که در رویاهای صادقه خود امام را ملاقات کرده و پیام رسان فرامین آن بزرگوار هستند به فریب مردمی می پردازند که با نیات پاک خود حاضر به هر گونه فداکاری در راه امام خود هستند. نشان دادن معجزه ـ بخوانید شیادی ـ و پیشگویی حوادث نیز از دیگر لوازم به اثبات رساندن ادعاهای سراسر کذب آن شیادان است . با توجه به چنین نشانه هایی که مصادیق آن در سال های اخیر نیز رو به فزونی است نمایش پیرمرد ساده دلی که توان دیدن رویای صادقه نشان دادن معجزه و قدرت پیشگویی دارد به یقین راه گسترش و بسط ادعاهای ناصواب در جامعه را فراهم تر خواهد ساخت .
اما در باب سریال های « او یک فرشته بود » و « اغما » باید گفت که شکی نیست که شیطان قدرت فراوانی داشته و از شیوه های متعددی در فریب انسان بهره می گیرد اما آنچه مسلم است آنکه شیطان علی رغم تمامی توان و نیرویش قدرت تصرف در افعال انسان را ندارد. اینکه در فیلمی چون « او یک فرشته بود » شیطانی را به تصویر درآوریم که می تواند در افعال انسان تصرف کند (گرفتن دست کودک و کشاندنش وسط خیابان برای کشتن او) بی شک یکی از آشکارترین نمونه های بحث شبهه زایی در رسانه ملی محسوب می شود.
همچنین است بحث پیشگویی شیطان نسبت به وقایعی که در آینده رخ خواهد داد. آنچه در مجموع آیات و احادیث راجع به شیطان به آن اشاره شده نشان دهنده آن است که شیطان با فریب انسان و بیان یکسری دروغ ها که ظاهر حقیقی دارند او را به ارتکاب جرم تشویق می کند نه آنکه با افشای حقایق و حوادثی که در آینده رخ خواهد داد انسان را به سخنان خود مطمئن ساخته و سپس او را بفریبد که اگر اینگونه باشد کمتر انسانی است که در برابر شیطان تاب مقاومت داشته باشد. مضاف بر آنکه اطلاع جز به جز داشتن از وقایعی که در آینده اتفاق خواهد افتاد خلاف آن چیزی است که در آیات الهی به آن اشاره شده است مبنی بر آنکه هیچکس جز خداوند متعال و جز به اذن او از آینده خبر ندارد.
الیاس در سریال « اغما » بر خلاف تاکیدی که در آخرین قسمت سریال به آن شد از تمامی وقایع آینده حتی در کوچکترین و جزئی ترین امور با اطلاع است و در واقع با استفاده از این حربه است که می تواند دکتر پژوهان را به گفته های خودش مطمئن سازد. از دیگر سو قدرت الیاس آنچنان است که حتی از مرگ و زندگی انسان ها نیز اطلاع داشته و می داند که چنانچه بیماری توسط دکتر پژوهان درمان شود حتما نجات یافته (رز قدیانی ) و در غیر این صورت چیزی جز مرگ در انتظار او نیست . (جوانی که کودکی را ربوده بود و توسط دکتر جودت عمل شد) در این جا اشاره به قدرت بی مثال الیاس در هنگام جراحی رز نیز خالی از لطف نیست که با راهنمایی استادانه وی رز از مرگ محتوم خلاصی می یابد. قدرت نمایی شیطان در بحث عملی کردن تهدیدش راجع به لطمه زدن به خانواده دکتر پژوهان نیز بسیار قابل تامل بود.
خوب است که مسئولان صدا و سیما به این موضوع نیز توجه داشته باشند که بر اساس عرفان یهودیت و جریانی که به شدت در سینمای هالیوود بر آن تاکید می شود شیطان موجودی بسیار قوی و گاه شکست ناپذیر معرفی می شود که نتیجه آن گرویدن خیل کثیری از غربیان به آداب شیطان پرستی است . بی شک نمایش چنین قدرت های خارج از باوری که به خصوص در سریال « اغما » برای شیطان متصور شده است می تواند ناخواسته شائبه بازی در میدان رقیب را ایجاد کند. از این موضوع نیز نباید غافل بود که نمایش ترس شیطان از ابزاری چون تسبیح و سجاده (او یک فرشته بود) و در عوض وارد شدن او به مسجد و یا خواندن نماز جماعت (اغما) نه تنها مخاطبان میلیونی را کاملا سرگردان و مشوش می سازد بلکه یادآور فیلم های هالیوودی چون « جن گیر » و « ابلیس » است که در آن کشیش برای مقابله با شیطان از صلیب و آب مقدس استفاده می کند.
آنچه در مجموع باید به آن اشاره کرد آنکه مطرح کردن چنین شبهاتی مخاطبان میلیونی رسانه ملی را با یک پارادوکس غیر قابل حل مواجه می سازد که نتیجه آن بی اعتمادی نسبت به دین و یا باور تقابل سیما با مذهب است . همچنین پرسشی در این میان مطرح است مبنی بر آنکه آیا مسئولان متدین سازی در جامعه حق آزمون و خطا و کسب تجربه در آموزه های دینی را دارند که گاه در مقام پاسخگویی به انتقادات اظهار می دارند که آرام آرام و با کسب تجربه بیشتر اشتباهات را کمتر می کنیم !
● طنزهایی خالی از ارزش های معنوی و هنری
آنان معتقدند که شرایط بوجود آمده موقعیت مناسبی را برای سیما فراهم آورده تا با پخش سریال های متنوع و پر محتوا زمینه های آشنایی و آشتی هر چه بیشتر مردم با شعائر دینی را فراهم آورند.
نخستین پرسش جدی که در این میان مطرح می شود آن است که آیا تمامی سریال های پخش شده در ماه مبارک رمضان جهت نیل به هدف مورد ادعای مسئولان به تصویر درآمده اند و اساسا از قدرت تاثیر گذاری مورد ادعای آنان بر روی مخاطبان خود برخوردار هستند ! یا اینکه در بسیاری از آنها جنبه های سرگرمی و تفنن که البته در جای خود ارزشمند است بسیار پررنگ تر به تصویر درآمده است
● جایگاه طنز در سریال های ماه مبارک رمضان
مرتضی میرباقری معاون سیما پیش از این بارها به این موضوع اشاره کرده بود که بر اساس یک سیاست گذاری مدون و از پیش تعین شده سیما تصمیم می گیرد که مثلا در ماه رمضان یک سریال در ژانر ماورائی یک سریال طنز و یک سریال اجتماعی بسازد. وقتی سخنان میرباقری را در کنار ادعای مسئولان سیما مبنی بر اینکه « شرایط بوجود آمده در ماه مبارک رمضان موقعیت مناسبی را برای سیما فراهم آورده تا با پخش سریال های متنوع و پر محتوا زمینه آشنایی و آشتی هر چه بیشتر مردم با شعائر دینی را فراهم آورند » قرار می دهیم بی شک در وهله نخست این توقع ایجاد می شود که سریال های طنز به نمایش درآمده در ماه مبارک رمضان باید تفاوت های جدی و مشخصی چه از لحاظ فرم و چه از منظر محتوا با سریال های طنز ۹۰ قسمتی متداول داشته باشد . مروری بر برخی سریال های طنز این سال ها چون « بوی خوش زندگی » « زیر زمین » و « یک وجب خاک » می تواند ارزیابی دقیقی از موفقیت یا شکست سیما در اهداف تعین شده اش به مخاطب بدهد.
شاید به جرات بتوان گفت که سریال « بوی خوش زندگی » ساخته علی شاه حاتمی رک و راست ترین سریال ماه مبارک رمضان در سال های اخیر بود. سریالی که در زمانی اندک و بدون برنامه ریزی قبلی در جهت توهین به افراد متدین تنها به اتلاف وقت مخاطبان می پرداخت . دانشجوی پزشکی سریال « بوی خوش زندگی » که دارای شمایل و سکنات یک فرد متدین بود به صورت انسانی کم خرد به تصویر درآمده که برای فرار از شنیدن آهنگ (تولدت مبارک ) که توسط دو هم اتاقش خوانده می شد به کنج خلوت می خزید و با گرفتن گوش های خود مثلا سعی می کرد تا از واقع شدن در یک عمل حرام خود را نجات دهد اما همینکه عاشق شد به یکباره با تحولی عمیق روبه رو شده و در خفا با شنیدن موسیقی های عاشقانه زخم دل خود را التیام می بخشید.
کینه و عداوت نسبت متدینین جامعه در این سریال به اینجا نیز ختم نشد. در بخش دیگری از سریال فردی که قصد امر به معروف در باب روزه خواری را دارد نیز انسانی خشن بی منطق و قلچماق به تصویر درآمد که در کمال بی ادبی و عدم رعایت نزاکت و البته بازهم در ظاهر و شمایل یک فرد متدین با وی درگیر می شد.
اما علیرضا افخمی در مجموعه « زیر زمین » تلاش داشت تا در یک بستر اجتماعی خصلت های نیک و بد انسان ها را در معرض قضاوت مخاطبان گذارد. این موضوع تا پیش از آنکه کارگردان مراحل پشیمانی و بازگشت از گناه خانواده فرج را به تصویر کشد تا حدودی قابل قبول بود اما از زمانی که بحث هم زدن حلیم نذری و متعاقب آن دگرگون شدن دختر و همسر فرج پیش آمد سریال به یکباره با افت شدیدی رو به رو شد.
در بحث محتوایی سریال « زیر زمین » توجه به چند نکته بسیار ضروری به نظر می رسد. نخست آنکه به واقع چند درصد از آنانی که زندگی خود را بر مبنای فریب خیانت و درآمد حرام بنا کرده اند و برای دستیابی به پول و دارایی بیشتر حاضر به فدا کردن همه چیز خود هستند تنها با چند روز همنشینی با انسان های مومن و معتقد به یکباره پس از هم زدن یک حلیم نذری و شنیدن خاطرات یک توبه کار با تحول شگرف روحی رو به رو شده و با پشت کردن به تمامی لذائذ دنیایی راه صلاح را پیش می گیرند! البته در تاریخ هستند اشخاصی که همچون « فضیل عیاض » با شنیدن کلام وحی دچار انقلاب روحی شده و با وجود زندگانی سراسر شرارتشان به راه حق گام می نهند اما گمان ندارم که در تاریخ از خانواده ای یاد شده باشد که تک تکشان یک فضیل باشند.
اما نکته بس مهم تر در سریال مذکور به اندرز پایانی آن باز می گردد. در حالیکه توقع می رفت کارگردان سریال را با یک نتیجه کاملا اخلاقی به اتمام رساند مخاطبان را در پایان با یک « رابین هود » وطنی رو به رو کرد! فردی که مثلا متحول شده و قرار است از این پس راه ایمان را پیش گیرد با بخشیدن شش میلیارد پول دزدی به یک مرکز نگهداری از کودکان یتیم به اصطلاح عمل مثبتی را رقم زده است ! از مسئولان صدا و سیما باید پرسید که در کجای آئین مسلک شریعت و اخلاقیات ما سفارش شده که انسان حق دارد با اموال دزدی در راه خدا بذل و بخشش کرده و از آن نتیجه گیری اخلاقی نیز بکند! آیا این موضوع به غیر از بدآموزی و دادن آدرس اشتباه به مخاطبان نتیجه دیگری در پی دارد
در سریال « یک وجب خاک » ساخته علی عبدالعلی زاده مرد خیرخواهی به نام « افشا » ری که به همراه خانواده خود زندگی ساده و آرامی را می گذراند به ناگاه طمع او را در شرایطی قرار می دهد که حتی خانواده اش او را ترک می گویند. افشاری که تا پیش از این به دلیل توجهات ویژه اش به گره گشایی از مشکلات مردم گاه او را از مشکلات خانه اش غافل می کرد با به دست آوردن مبلغ هنگفتی تنها در اندیشه افزودن سرمایه خود به سر می برد.
آنچه که از بررسی وضعیت شخصیت پردازی در این سریال حاصل می شود آنکه شخصیت های مثبت داستان یا به اندازه ای ناپخته و سطحی پرداخته شده بودند که قابلیت طرح شدن را نداشته و یا به دلیل بی تدبیری و کم توجهی دست اندرکاران ساخت سریال ها نتیجه نامطلوبی را حاصل کردند. در سال های دور گمان بر این بود که تاکید بر نمایش مراسم و مناسک دینی بهترین روش دینی کردن یک فیلم بود. بعد از آن عده ای مغرضانه و برخی ناآگاهانه مروج تفکری شدند که بر مبنای آن نمایش مناسک و رفتارهای دینی نه تنها باعث دینی شدن یک فیلم نمی شد بلکه موجبات وهن و حتی ضددینی شدن آن فیلم می شد. گسترش این تفکر خیلی زود خط بطلانی بر تمامی رفتارها و سکنات دینی یک فرد مسلمان در فیلم ها کشید . نتیجه این تفکر به آنجا رسید که از سال ۷۷ به بعد در سینما هر آنکس که دارای رفتار و سکنات دینی و ظاهری متشرع بود حتما فردی بی دین ریاکار و مزور بود.
مـتاسفانه صدا و سیما در سریال های مناسبتی آگاهانه یا ناآگاهانه دچار این آسیب شد. بدین معنا که شخصیت های دارای ظاهر و رفتار متشرعانه افرادی ابله گمراه و همواره در خطر سقوط و گرفتار در گناه معرفی شدند که فقط پوسته دین را داشته و از مغز آن تهی بودند. در « یک وجب خاک » افشاری که فردی متدین بود آنقدر ساده لوح بود که تمام افراد اطراف او به راحتی سرش کلاه می گذاشتند. این در حالی است که در دین اسلام آمده که فرد مسلمان باید بسیار زرنگ و سیاست مدار باشد به نحوی که هیچ کس به خود حق سو استفاده از وی را ندهد. در عوض در همین سریال نقش مقابل او به کامرانی داده شده است شخصیتی که ظاهر متدین دارد اما دائما به کارهای خلاف شرع مشغول است . نوچه های کامرانی که اشخاصی کلاه بردار و شارلاتان بودند نیز دم از خواندن نماز و افطاری دادن می زدند.
بحث در باره سریال های ماه مبارک رمضان به اینجا ختم نمی شود چه بسا که در سریال های اجتماعی چون « شکرانه » و « میوه ممنوعه » نیز می توان رگه های عمیقی از انحراف و کج روی را مشاهده کرد. اما از آنجا که پرداختن به این موضوع سخن را به درازا می کشد لذا تحلیل این سریال ها را به فرصتی مناسب تر وامی گذاریم و در ادامه تنها به چند نکته که در صورت تامل و تعمق بیشتر مسئولان سیما به آنها می توان زین پس شاهد به نمایش درآمدن تولیداتی با درجه خطای کمتر بود اشاره می کنیم .
▪ معمار بزرگ انقلاب اسلامی امام خمینی (ره ) فرموده اند : « فرهنگ مبدا همه خوشبختی ها و بدبختی های یک ملت است . راه اصلاح یک مملکت فرهنگ آن مملکت است . اصلاح باید از فرهنگ شروع شود. »
▪ جهان امروز جهان تصویر است و جذاب ترین موثرترین کارآمدترین و ماندگارترین شیوه بیان و ارائه اطلاعات به مخاطبان تصویر است که بی شک عمده ترین مصداق تصویر نیز در عصر حاضر تلویزیون است . تلویزیون را باید وسیله القاگری دانست که با بهره گیری از جادوی تصاویر متحرک به پدیده ای تاثیرگذار در زندگی بشر تبدیل شده است . در حقیقت می توان گفت که ماموریت محوری رسانه ملی مدیریت و هدایت فکر فرهنگ روحیه و اخلاق رفتاری جامعه بوده و نقش بسزایی را در آسیب زدایی از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه تشویق به پیشرفت ـ یعنی روحیه دادن ـ و زدودن احساس عقب ماندگی ایفا می کند. این موضوع به اندازه ای مهم است که مقام معظم رهبری در مناسبتی با توجه به نقش ویژه فیلم ها و سریال های پخش شده از تلویزیون فرموده اند : « فیلم خنثای بی اثر بی محتوا و بدون پیام مطلقا پخش نکنید. برنامه بی فایده بی محتوایی که فقط یک وقت و یک فاصله زمانی را پرمی کند مطلقا پخش نکنید. »
همچنین است بحث شبهه زدایی از دین و ارائه آموزه های واقعی دین به مخاطبان که در برنامه های تلویزیونی از دیگر راه کارهای متدین سازی در جامعه به شمار می آید چنانچه رهبر معظم انقلاب در این باره می فرمایند :
« طبیعتا از وظایف صدا و سیما ارتقا معرفت دینی و ایمان دینی است . معرفت و ایمان با هم تفاوت دارد. هم ایمان مردم باید تقویت شود هم معرفت و شناخت آنها. باید توجه داشت ایمانی که مردم پیدا می کنند سست عوامانه سطحی و قشری نباشد; بشدت از این پرهیز شود. اکتفا نشود به تغلیظ احساسات مردم و تشریفات افراطی . تاکید بر این چیزها به طور افراطی اصلا مفید نیست و به هیچ وجه تبلیغ دین محسوب نمی شود. این را پایه کار قرار دهید و حالا برگردید به برنامه های دینی صدا و سیما; ببینید چه کار باید بکنید و چه کار باید نکنید.
برنامه دینی باید نسبت به دین شبهه زدا باشد نه شبهه زا. من گاهی بعضی از بیانات دینی را از تلویزیون یا از رادیو گوش می کنم و می بینم شبهه ایجاد می کند! حدیث سستی حرف نامعقولی مطلبی که در جمع مثلا بیست نفری یا پنجاه نفره یک عده مومن مخلص گفتنش خوب است و ایمان آنها را زیاد می کند در سطح میلیونی مردم به زبان آوردن جز این که ایمان عده ای را سست و در ذهنشان تردید ایجاد کند هیچ فایده دیگری ندارد. از این چیزها باید پرهیز کرد. بیان دینی و تبیین دینی باید شبهه زدا روشن قوی هنرمندانه و متنوع باشد; شبهه زا و کلیشه ای نباشد. بیان دینی باید در همه سطوح صحیح باشد. درست است که ما تبیین دینی را در سطح نخبگان در سطح متوسط در سطح پایین و در سطح کودکان داریم اما همان چیزی که در سطح کودکان است مطلقا باید صحیح باشد. »
بی شک جا نیفتادن یک مفهوم دینی در یک اثر بصری مثل سریال دو علت اساسی دارد :
اولی نبود سواد در آدم های کننده این جور کارهاست و دومی ناآشنا بودن مشاوران مذهبی به حوزه و کارکرد رسانه . بسترسازی برای باورپذیری یک مفهوم آن هم مفهومی دینی به سواد و آگاهی و توانمندی کنندگان کار بستگی مطلق و تام دارد. یک مشاور مذهبی بعد از آنکه فیلم یا سریال ساخته شد می بایستی با تماشای آن پای برگه پخش یا عدم پخش آن را نیز امضا کند. اما تنگ به تنگ بودن مراحل ساخت و پخش که داغ و تنوری است و کارها باید از تولید به مصرف برسند فرصتی برای مداقه باقی نمی گذارد.
سال هاست که عرصه فرهنگ و هنر کشور در معرض تاخت و تاز تهاجمات فرهنگی واقع شده است . گسترش خرافات به عنوان یکی از بارزترین مظاهر این تهاجم با هدف قرار دادن اعتقادات دینی مردم تلاش می کند تا با ایجاد انحراف در باورهای مردم زمینه های اختلاف و دور افتادگی از اصل و گوهر دین را فراهم آورد. با توجه به گسترش این قبیل انحرافات که متاسفانه تعداد آنها اندک هم نیست مراکز و سازمان هایی که متولی ساخت زیر بناهای فرهنگی در جامعه هستند باید تلاشی صد چندان داشته باشند تا به انحای مختلف ضمن زدودن این انحرافات باورهای اصیل مذهبی را در اختیار مردم قرار دهند. اما متاسفانه برخی عملکردها به گونه ای است که خود زمینه ساز گسترش انحرافات است .
آنقدر معارف و معانی عمیق و انسان ساز برگرفته از دین مبین اسلام دست نخورده باقی مانده است که بی شک پرداختن به آنها جایی برای موضوعاتی چون (چشم برزخی شیطان بازی قرار گرفتن در مسیر سبز) نمی گذارد. وقتی سیما هنوز نتوانسته اصول مسلمی چون عدالت صداقت ایثار شهادت و ... را به خوبی برای مخاطبان مصور سازد چه جای آن است که سراغ توفیقاتی از این دست برود.
وقتی سخنان آقای میرباقری را در کنار ادعای مسئولان سیما مبنی بر اینکه « شرایط بوجود آمده در ماه مبارک رمضان موقعیت مناسبی را برای سیما فراهم آورده تا زمینه های آشنایی و آشتی هر چه بیشتر مردم با شعائر دینی را فراهم آورند » قرار می دهیم بی شک در وهله نخست این توقع ایجاد می شود که سریال های طنز به نمایش درآمده در ماه رمضان باید تفاوت های جدی و مشخصی چه از لحاظ فرم و چه از منظر محتوا با سریال های طنز ۹۰ قسمتی متداول داشته باشد
آنچه که از بررسی وضعیت شخصیت پردازی در سریال های طنز حاصل می شود آنکه شخصیت های مثبت داستان یا به اندازه ای ناپخته و سطحی پرداخته شده بودند که قابلیت طرح شدن را نداشته و یا به دلیل بی تدبیری و کم توجهی دست اندرکاران ساخت سریال ها نتیجه نامطلوبی را حاصل کردند
بی شک جا نیفتادن یک مفهوم دینی در یک اثر بصری مثل سریال دو علت اساسی دارد اولی نبود سواد در آدم های کننده این جور کارهاست و دومی ناآشنا بودن مشاوران مذهبی به حوزه و کارکرد رسانه . بسترسازی برای باورپذیری یک مفهوم آن هم مفهومی دینی به سواد و آگاهی و توانمندی کنندگان کار بستگی مطلق و تام دارد
آنقدر معارف و معانی عمیق و انسان ساز برگرفته از دین مبین اسلام دست نخورده باقی مانده است که بی شک پرداختن به آنها جایی برای موضوعاتی چون « چشم برزخی شیطان بازی قرار گرفتن در مسیر سبز » نمی گذارد. وقتی سیما هنوز نتوانسته اصول مسلمی چون عدالت صداقت ایثار شهادت و ... را به خوبی برای مخاطبان مصور سازد چه جای آن است که سراغ توفیقاتی از این دست برود
رامین شریف زاده
منبع : روزنامه جمهوری اسلامی