سه شنبه, ۱ خرداد, ۱۴۰۳ / 21 May, 2024
مجله ویستا


گاهی به تنهایی ات نگاه کن


گاهی به تنهایی ات نگاه کن
صدای موسیقی ملایمی با لق لق گنگ ماشین لباسشویی فضا را پر کرده بود. زن باشتاب ظرف غذا رو توی مایکروفر گذاشت. مرد با همان عجله سفره رو روی میز ناهارخوری پهن کرد. زن سیب زمینی ها رو که هنوز جلز و ولز می کرد از سرخ کن بیرون آورد. زنگ تلفن همراه به صدا درآمد و جمله های کوتاهی از دهان مرد خارج شد.
- آره... قراره مهندس ایمیل که... یادت نره فاکس قرارداد رو بفرستی... باشه...
دستها با سرعت غذاها رو جابه جا می کردند.
- فردا شب یادت نره... زودتر بیا.
- فردا؟
- آره دیگه، مگه یادت نیس؟ عروسی دختر خواهرته!
- نه، فردا شب اصلاً وقت ندارم... جلسه مون خیلی مهمه... خودت تنها برو کادوی منم بده... الان هم باید عجله کنم. یه ساعت دیگه باید شرکت باشم. پروژه مون دچار مشکل شده...
- منم به خاطر تو می خواستم برم عروسی. چون خیلی گرفتارم... همکارم مرخصی رفته من باید کارهای اونم انجام بدم... برنامه ریزی برای همایش هم برام دردسر شده...
این تصویر آشنای خانواده های امروزی ماست. خانواده هایی که در سایه فناوری پیشرفته به جای رفاه و رضایت؛ تنهایی و عزلت را تجربه می کنند. وضعیتی که «استفان لیندر» در کتاب خود «طبقات بیکار و آزرده» حدود ۲۵ سال پیش آن را پیشگویی کرده بود.
او در همین اثر کمبود وقت را نتیجه رشد اقتصادی در جوامع پیشرفته دانسته و اخطار داده بود: با افزایش فشار ناشی از کمبود وقت، اوقات فراغتی که صرف استراحت یا قدم زدن می شد باید صرف فعالیتهایی شود که با سرعت می توان انجام داد.
* فرزانه احمدی، دانشجو نیز در حال حاضر همین نظر را دارد، او می گوید: در دنیای فعلی مردم غرق در فناوریهایی هستند که کارهایشان را سرعت می بخشد و تسهیل می کند. اما هنوز هم با کمبود زمان مواجهند. در واقع، انگار زمان فعالیت ما به طور مخربی در حال کش آمدن است.وی اضافه می کند: گاهی اوقات فکر می کنم این ابزار به جای آنکه در آسایش ما دخالت داشته باشند بیشتر باعث فرسودگی و تخریب ما می شود، اما چاره ای نداریم و باید آنها را تحمل کنیم.
به تنهایی نه بگ
وگابریل گارسیا مارکز در جایی گفته بود: «من راوی تنهایی آدمها هستم» تنهایی که این روزها بیشتر خودش را نشان می دهد. فرقی هم ندارد که عضو خانواده ای پرجمعیت باشیم یا فردی تک افتاده زیر سقفی ساده.
اما واقعاً این تنهایی چیست و از کجا آمده است؟
علی اصغر کیهان نیا، مشاور خانواده در این باره می گوید: ما دو گونه تنهایی داریم؛ نوع اول تنهایی که شاعری آزرده را وا می دارد که بخواند:
دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
در واقع این تنهایی حاصل آفتهای ارتباطی نظیر بدگویی، حسادت، تنگ نظری و... است. اما راهکار گریختن از این آفتها رفتن به سوی تنهایی و عزلت نیست. بلکه باید با تدبیر، وسیله ارتباط صحیح و منطقی با مردم را یافت، تا با برقراری ارتباطی مناسب از این آفتها مصون بمانیم. چون اگر با همین دل آزردگی به تنهایی پناه ببریم باعث عزلت و مهجوری بیشتر می شود و افراد را از فعالیتهای اجتماعی بی بهره می کند.
نوع دوم تنهایی که می توان آن را «تنهایی فلسفی» دانست، فرد در اوقات فراغت و خلوت خویش به مطالعه و تفکر میپردازد. با این شیوه با حذف معاشرت با افراد نامناسب، به مطالعه و اندیشیدن پرداخته و به خدا نزدیکتر می شود. در واقع این گونه تنهایی و انزوا خوب و سازنده است.
● همبستگی بهتر از وابستگی است
مریم برزگر، کارشناس ارشد علوم اجتماعی نیز با تأکید بر تنهایی و انزوای انسان معاصر اظهار می کند: تنهایی یا به عبارت دیگر؛ فردیت، روندی است که بعد از رشد صنعتی جوامع به تدریج خودنمایی کرد. چون برای رسیدن به زندگی مطلوب در این گونه جوامع، افراد ناچار به تلاش بیشتری هستند. این موضوع را چارلی چاپلین هنرمندانه در فیلم «عصر جدید» نشان می دهد.
انسانی بی هویت که ابزار او را در تسلط دارند. در جوامع امروز هم همین رویه دیده می شود. به طوری که برخی ملل به جای هدایت ابزار، خود توسط آنها راهنمایی و برنامه ریزی می شوند.
کیهان نیا، نیز معتقد است: ورود فناوری از دلایل فاصله گرفتن آدمها از یکدیگر شده است. در واقع آنها به جای همبستگی دچار وابستگی می شوند. چون بیشتر به هم نیاز مادی دارند البته این مسأله در مناطق شهری بیشتر دیده می شود و هنوز در شهرهای کوچک همبستگی افراد بیش از وابستگی است. چون آنها قادر هستند نیازهای متداول خود را در حد مطلوب برطرف کنند.
به این ترتیب، شاهدیم در پی گسترش فناوریها و رشد صنعت، افراد بیشتر دچار مصرف زدگی می شوند. بنابراین، ناچارند برای رسیدن به زندگی مطلوب بیشتر تلاش کرده و درآمد کافی داشته باشند و همین امر به همراه معضلات اقتصادی، باعث می شود که روابط اجتماعی کمرنگ تر شود.
● آدمهایی که کشته کار می شوند
سالها پیش «فردهیرش» در کتاب «حدود اجتماعی» نوشت: قحطی زمان منجر به از خود بیگانگی می شود و افراد جامعه کمتر با هم معاشرت می کنند.
اما این موضوع برای علیرضا-ر ۲۲ ساله چندان ناخوشایند نیست. او می گوید: به اعتقاد من این مسأله چندان خطرناک نیست چون سبب می شود تا امروز افراد در زمینه های حرفه ای و اقتصادی موفق تر شوند.
اما واقعیت همیشه این گونه نیست زیرا تجربه سایر کشورها نشان داده است که شرکتها و مؤسسات برای بهره مندی اقتصادی بیشتر، درصدد تعدیل نیروی کار و قطع هزینه ها هستند. بنابراین کارکنان مجبورند بر تلاش خود بیشتر بیفزایند.
برزگر در همین باره اظهار می کند: به دلیل حفظ شرایط اقتصادی بر ساعتهای کار بسیاری از نیروهای انسانی افزوده شده و چند پیشگی روندی عادی به حساب می آید به طوری که ساعتهای کار در ۲۰ سال گذشته رشد داشته و پژوهشهای اخیر نشان می دهد میزان مرخصی ساعتی در آمریکا سالی یک روز است و در تحقیقی دیگر ثابت شده، هر فرد حدود ۳۰ دقیقه فرصت دارد که به مسایل خود بپردازد.
● رسانه ها و جدایی آدمها
مرد موهای خاکستری تنکی دارد. عینک قطورش او را پیرتر نشان می دهد. پسرک جوانی کنارش نشسته که نشان از جوانیهای مرد میانسال دارد. شاید پسرش باشد.
- دیشب همه از تو می پرسیدند کاش می اومدی.
- چرا باید هر جا شما رفتین منم همراهتون باشم؟
- عموت ناراحت شده بود.
- عموم؟ !من اصلاً قیافه اش رو فراموش کردم. حالا بیام جشن تولد بچه اش.
خودتون سالی چند بار می بینینشون؟
- خب چاره ای نیس- الان این جوری شده... گرفتاریها زیاده...
کیهان نیا، به عوامل دیگری در زمینه «عزلت گزینی» بشر توجه کرده و می گوید: با نگاهی به زندگی مردم این عصر می توان دید که شرایط زندگی آنها در تنهایی شان نقش به سزایی دارد. برای نمونه می توان به آلودگی هوا، ترافیک و آلودگیهای صوتی اشاره کرد.
مسایلی که منجر به کاهش آستانه شکیبایی انسانها شده اند. بنابراین بسیاری ترجیح می دهند فقط برای انجام کارهای مهم از خانه بیرون بیایند.
وی ادامه می دهد: عامل بعدی گسترش وسایل ارتباط جمعی مثل تلویزیون و رادیو است. در جعبه جادویی که به طور مستقیم با آن ارتباط برقرار می کنیم، دانش می آموزیم و سرگرم می شویم. به عبارت واقعی تر، پشت آنها خودمان را حبس می کنیم تا از گزند اجتماعی ارتباط با دیگران مصون بمانیم. به این ترتیب، از تنهایی به تنهایی پناه می بریم . زیرا از تنهایی و عزلت رنج می کشیم. از همین روست که « اریک فرم» معتقد است: «انسان از وقتی به دنیا می آید در تلاش است که تنها نباشد»
● تبلیغات کاذب
یکی می گفت: در حالی مردم به جهانی شدن می اندیشند که هر روز مرزها و محدودیتها بیشتر می شود. برنامه ها افزوده می شود. از همیاری و مساعدت دیگران استفاده مناسب کنیم. رشد و تکامل دانش خود را نادیده نگیریم زیرا عصر حاضر، عصر تخصص گرایی است.
به این ترتیب، با توانمندسازی خود می توانیم فرصتهای بیشتری را به دست آوریم.
اما کیهان نیا معتقد است که مقوله برنامه ریزی کلان در کاهش آسیبهای تنهایی در جهان امروز مؤثرتر است.
او می گوید: به نظر من مؤثرترین شیوه در این باره گسترش فضاهای امن و احساس امنیت و اعتماد در میان افراد جامعه است. البته بخش قابل ملاحظه ای از این مقوله به دولت برمی گردد، تا با برنامه ریزیهای کلان و فرهنگ سازیهای مطلوب، چنین شرایطی را در جامعه حاکم کند.
برای نمونه، از مهمترین دغدغه های جامعه ما و جوانانمان کنکور و دانشگاه است که با برنامه ریزی می توان فشارهای ناشی از آن را از جامعه حذف کرد. در آلمان ۲۰ درصد دانش آموختگان کلاس نهم به دانشگاه و دبیرستان می روند و سایر محصلان پس از آموزش در مدارس حرفه ای به بازار کار راه می یابند.
اما در کشور ما چطور؟ تب «مدرک گرایی» همه را گرفته و مدرک شده هویت. بنابراین، برای کسب این فرصت، همه سعی در رقابت و تنگ نظری دارند.
مسأله دیگر توجه به فرهنگ سازی است که باز هم با وجود امکانات از سوی دولت قابل اجراست برای نمونه، مسؤولان می توانند با استفاده از رسانه ها و به خصوص تلویزیون که جذابیت و عمومیت بیشتری دارد از مصرف گرایی جلوگیری کنند. حال آنکه ما شاهدیم در رسانه ها با تبلیغات کاذب به رواج مصرف زدگی و فریبندگی مشتریان دامن زده می شود.
● آخر سخن
نمی توان انکار کرد که تنهایی درد مشترک همه آدمیان است. آدمیانی که خسته از خود و خویش به سوی تنهایی میروند. حال آنکه یکی می گفت: از تنهایی به تنهایی مگریز.
محبوبه علی پور
منبع : روزنامه قدس