چهارشنبه, ۶ تیر, ۱۴۰۳ / 26 June, 2024
مجله ویستا


مقدمه یی بر شگردشناسی دشمنان سینمای ایران


مقدمه یی بر شگردشناسی دشمنان سینمای ایران
ایران لااقل ۴۰-۳۰ میلیون تماشاگر بالقوه سینمایی دارد و این یعنی بازاری بزرگ و اشتهابرانگیز برای کمپانی های چند ملیتی شیفته افزایش آمار. بدیهی است کشورهای تولیدکننده فیلم که توانسته اند سهمی در بازار جهانی داشته باشند، به آسانی از خیر چنین بازاری نمی گذرند. امریکا، دو سه کشور اروپایی، هند و یکی دو کشور در آسیای دور از جمله این تولیدکنندگان هستند. آنها بی تردید به بازار ایران توجه دارند و بعضی قطعاً برای این ده ها میلیون مخاطب دندان نیز تیز کرده اند.
آنچه از لحاظ حقوقی مانع سر راه آنهاست، قانون دولتی بودن واردات فیلم در ایران است. اما آنچه در عمل به منزله سدی در پیش روی آنها قرار گرفته، نیروی انسانی خوش قریحه، متخصص و خلاقی است که سالیانه تا ۲۰۰ فیلم ظرفیت تولید دارد. سینمای ایران در امر تولید فیلم سابقه یی تقریباً برابر با بزرگ ترین تولیدکنندگان امروزی فیلم در جهان دارد و از ۷۰-۶۰ سال قبل تا امروز جز در سالیانی معدود، همیشه سرمایه گذاری، تولید، توزیع و نمایش فیلم در ایران فعال بوده است.
پیداست چنین جریان نخبه یی از نیروی انسانی با ده ها سال سابقه کار حرفه یی و هزاران فیلم سینمایی تولید شده، اگر قرار است یک دشمن هم داشته باشد، آن کمپانی های سینمایی رقیب است که بعد از به زانو درآوردن سینما در مصر، عراق، سوریه و ترکیه و تبدیل آنها از کشورهای مولد به بازارهای مصرف، اینک برای بلعیدن سینمای ایران توطئه می چیند و کلک سوار می کند. در طول ۵۰ سال گذشته نه فقط کشورهای تولیدکننده فیلم در خاورمیانه که بسیاری کشورها در اروپا، آسیا و سایر نقاط دنیا نیز در مقابل سینمای امریکا کم آورده اند و به تدریج بازارهای خود را به محصولات هندی، چینی و هنگ کنگی نیز واگذار می کنند.
سینمای ایران نیز از آغاز دهه ۵۰ امواج این زلزله خانمان برانداز را احساس کرد و به رغم مقاومت فیلمسازان تیزهوش و خلاق ایرانی و بازیگران و ستارگان مشهور و محبوب از مرزهای تولید ۱۰۰ فیلم در هر سال به ۱۱-۱۰ فیلم در سال ۵۶ عقب نشینی کرد.
آن چه در این مواجهه بزرگ، دست تولید داخلی را بست، سانسور بود و آنچه پای فیلم خارجی را باز کرد، حاکمیت مسابقه در مصرف به جای تولید بود. در این دوران ذلت بار، واردات بی در و پیکر فیلم خارجی، سینماهای سراسر کشور را در اختیار گرفت و استودیوهای قدیمی و سابقه دار در تولید فیلم، یکی پس از دیگری تعطیل شدند.
با همه این احوال و حتی اگر انقلاب در ایران رخ نمی داد و بازار سینمای ایران نیز همچون دیگر کشورهای منطقه به زیر سلطه بلامنازع فیلم های خارجی می رفت، باز سینمای ملی ما می توانست به خود ببالد که بیش از سایر کشورهای منطقه در مقابل این توفان مقاومت کرده و در واقع آخرین چراغ را او به دست داشته است و شاید به یمن همین مقاومت بود که جنبش مردمی به یاری او آمد و آخرین فروغ این چراغ، خاموشی نگرفت و دوباره شعله برافروخت و نورافشانی کرد. انقراض سلطه کمپانی های وارداتی بر سالن های سینمای کشور، مقدمه یی برای بازگشت آنها به دامان نمایش تولید داخلی بود. نظام مبتنی بر سانسور و وابستگی منقرض شد و سلطه کمپانی های پخش فیلم خارجی بر فضای سینمای کشور به پایان رسید.
امام(ره) در مقام پیشوای انقلاب، سینما را از مظاهر تمدن دانست و با دیدن فیلم «گاو» آن را تحسین کرد و آموزنده خواند. امام(ره) بعدها نیز در هر مناسبت ترجیح خود را نسبت به فیلم ایرانی بر فیلم خارجی اعلام کردند. به این ترتیب همه شرایط برای جان گرفتن دوباره درخت سرمازده و بی رمق سینمای کشور مهیا شد و تاریخ سینما دوباره در ایران کلید خورد. اینک ۲۸ سال از انقلاب گذشته است. سینمای ما کجای کار است؟
بر آن چه گذشته؟ دوست و دشمن با او چه کرده اند؟ کدام منابع سرمایه به یاری سینمای ایران آمدند؟ چه سفارش هایی با خود آوردند؟ مناسبات تولید بر پایه کدام مبانی شکل گرفت؟ مدیریت نیروی انسانی چه گرایشاتی را وارد سینما کرد؟ وابستگی ها و شایستگی ها چگونه با هم کنار آمدند؟ اصناف چگونه شکل گرفتند؟ بازار عرضه چگونه تعریف و نظارت شد؟ نظام سینمامداری و نمایش چه تحولاتی را از سر گذراند؟ توابع و متغیرات پیش و پس از انقلاب، چه تفاوت هایی کرد؟ اهداف متمایز کدام ها بودند؟ اصول متفاوت چگونه عمل کردند؟
اختلاف در روش ها چه چیزی را دنبال می کرد و بسیاری سوالات دیگر که هریک می توانند محل تامل، پرسش و تحقیق باشند و سرنخی را از کلاف سردرگم این حرفه نشان بدهند. پی گیری این پرسش ها نه تنها ما را به شناسایی دقیق تری از سینمای ملی یاری می رساند بلکه موجب آن می شود تا افق های دیگری از مناسبات سینما و زیست محیط آن بر ما آشکار شود. سینما، هنر، علم، فناوری، اقتصاد، سیاست، قدرت، نظامی گری، جهانی سازی، جنبش های مقاومت، نوزایی فرهنگی و کشمکش مابین تمدن ها از جمله عواملی هستند که با سرنوشت فناوری، نور و صدا سروکار دارند و تاثیر ویژه خود را بر سینما یعنی جنبه نرم افزاری این فناوری به جا گذاشته اند.
نگارنده مصمم است که در پی تحلیل آنچه لااقل در این ۴۰-۳۰ سال گذشته بر سر سینما آمده است به جایگاه تاریخی این فناوری تا دهه ۸۰ (هجری شمسی) بپردازد و نگاهی به مدیریت فرهنگی در دو دوره پیش و پس از انقلاب انداخته و با تشریح دستاوردها و توضیح فرصت های بر باد رفته در ترسیم و تنقیح چشم انداز سینمای ملی، خدمتی درخور بضاعت انجام داده باشد.
علیرضا داوودنژاد
منبع : روزنامه اعتماد