سه شنبه, ۲ مرداد, ۱۴۰۳ / 23 July, 2024
مجله ویستا


رفاه‌،‌ توسعه ‌و ‌مداخله ‌دولت‌


رفاه‌،‌ توسعه ‌و ‌مداخله ‌دولت‌
بشر در طول تاریخ همواره نیازمند ارضای نیازهای حداقلی خویش برای گذران زندگی بوده است. آغاز رفاه اجتماعی را می‌توان از آنجا دانست که انسان ناگزیر از زیست جمعی برای زنده ماندن بود و به تشکیل گروه‌های کوچک و جوامع ابتدایی برای این مهم اقدام کرد و از اینجا بود که اتحاد در مقابل دشمنان گوناگون و دیگر خطرات علاوه بر حس نوع‌دوستی باعث شد انسان‌ها به همیاری متقابل روی آورند.
در این بخش ابتدا به تعریف و مفهوم رفاه اجتماعی پرداخته و پس از این‌که مشخص شد رفاه اجتماعی همان توسعه است و توسعه نیز نیازمند مداخله دولت، به بررسی اجزای رفاه اجتماعی که عبارتند از تامین اجتماعی، آموزش، بهداشت، اشتغال و مسکن پرداخته می‌شود.
واژه رفاه اجتماعی ترکیبی از ۲ کلمه رفاه و اجتماعی است.کلمه رفاه، اشاره به حالتی از سلامت، شادی، سعادت و خوب بودن و مساعدتی ‌ بویژه به صورت پول، غذا و دیگر مایحتاج ضروری که به نیازمندان ارائه می‌شود دارد. این کلمه ابتدا به صورت مصدر TO FARE WELL به کار می‌رفته که به معنای خوب بودن و خوش گذرانیدن بوده است. کلمه اجتماعی نیز متضمن ارتباط رفاه با جامعه و مقابله با خطراتی است که در زندگی جمعی با آن روبه‌رو هستیم.
رفاه اجتماعی تعبیری است معطوف به وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی که حفظ کرامت انسانی و مسوولیت‌پذیری افراد جامعه در قبال یکدیگر و ارتقای توانمندی‌ها از اهداف آن است. در زیر به تعاریفی مختصر از معنا و مفهوم رفاه اجتماعی اشاره می‌شود:
۱) مجموعه سازمان یافته‌ای از قوانین، مقررات برنامه‌ها و سیاست‌هایی است که در قالب موسسات رفاه و نهادهای اجتماعی به منظور پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی و تامین سعادت انسان ارائه می‌شود تا زمینه رشد و تعالی او را فراهم آورد.
۲) مجموعه شرایط و کیفیت‌هایی است که نیازهای فردی (جسمی‌و روانی) و اجتماعی آحاد جامعه را در حد قابل قبول تامین کرده و همه مردم از زندگی در آن شرایط احساس امنیت زیستی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داشته باشند.
۳) نظامی‌ملی از برنامه‌ها، کمک‌ها و خدماتی است که به تامین آن دسته از نیازهای روانی، اجتماعی و اقتصادی کمک می‌کند که اساس بهبود شرایط فردی و اجتماعی است.
۴) مجموعه متشکلی از خدمات، موسسات و نهادهای اجتماعی که هدف آن کمک به افراد جامعه، گروه‌های مختلف و خانواده‌ها به منظور توفیق آنان در حصول به یک زندگی مطلوب است.
همان‌گونه که ملاحظه می‌شود در تمام تعاریف بالا، عنصر مداخله دولت و نهادهای عمومی‌ در تامین و ارائه خدمات اجتماعی و تمشیت اقتصاد در راستای بهبود وضعیت رفاهی افراد جامعه دیده می‌شود. امروزه رفاه اجتماعی را نه تنها هدف توسعه بلکه زمینه ساز آن نیز دانسته و حتی گام را فراتر از آن گذارده و اعتقاد بر این است که بین توسعه و رفاه اجتماعی این همانی است؛ بنابراین جامعه‌ای که خواهان توسعه پایدار است باید به اصلی ترین عامل توسعه یعنی نیروی انسانی بذل توجه کافی داشته باشد.
به طور کلی می‌توان ۳ نوع نگرش نسبت به رفاه اجتماعی از یکدیگر تمییز داد:
۱) نگرش حداقلی:
که از آن به عنوان (پسماندی) نیز تعبیر می‌شود و براساس آن دخالت دولت در کمک به نیازمندان نهی شده و تنها زمانی که جامعه، خانواده و بازار از این مهم باز مانند، دخالت می‌کنند.
۲) نظام مشارکتی:
مبتنی بر اشتغال و مشارکت افراد در تامین منابع مالی و سیاست‌های رفاهی است.
۳) نظام جامع رفاه:
که مبتنی بر رفاه نهادی است و در آن دولت‌های سوسیال دموکرات عهده دار ارتقای سطح کیفی و کمی ‌افراد جامعه می‌شود و رفاه باید مانند خدمات عمومی‌ برای آحاد کشور تامین شود. رفاه نه فقط برای فقرا، بلکه برای همگان است.
● اجزای رفاه اجتماعی
رفاه اجتماعی شامل ۵ جزء مهم است که به اختصار به هر یک اشاره می‌شود.
الف) تامین اجتماعی‌
اساسا زمینه ساز تامین اجتماعی را می‌توانیم به بیمه‌های اجتماعی نسبت دهیم که بخش مهم آن را شکل می‌دهد. این برنامه در تمام دیدگاه‌ها مورد تقدیر قرار می‌گیرد؛ زیرا مبتنی بر مشارکت سه جانبه دولت، کارگر و کارفرماست. از این روی عنصر استحقاق و شایستگی در آن در مقایسه با دیگر برنامه‌های رفاهی نمایان‌تر است.
تامین اجتماعی به عنوان حقی بشری است که در مواد ۲۲ و ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۹ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از آن یاد شده است. این حق از کرامت ذاتی بشر نشأت گرفته و جزو حقوق بنیادین بشر محسوب می‌شود که نه تنها دولت‌ها بلکه جامعه بین‌المللی مسوول تضمین آن هستند.
تامین اجتماعی را می‌توان به موجب قانون و حکم دادگاه از طریق الزام کارفرما به‌ایفای تعهدات خویش در برابر کارگران، بیمه کردن آنها و بالاخره به وسیله یک سازمان مرکزی یا محلی دولتی یا موسسات نیمه دولتی در امور بیمه‌ای و غیر بیمه‌ای فراهم کرد.
بنابر تعریف مقاوله نامه شماره ۱۰۲ سازمان بین‌المللی کار مصوب۱۹۵۲میلادی، تامین اجتماعی به منزله حمایتی است که جامعه برای اعضای خویش از طریق مجموعه‌ای از ابزارهای عمومی ‌ارائه می‌کند تا جبران فقدان یا کاهش درآمد حاصله از کار را که از رویدادهای متفاوتی نشأت گرفته است، بکند. (مانند بیماری، حاملگی، حادثه ناشی از کار، معلولیت، پیری و مرگ نان‌آور؛ ارائه مراقبت بهداشتی به مردم و ارائه مزایا به خانواده‌های عائله‌مند). این مقاوله نامه به بیان استانداردهای حداقلی درخصوص ۹ شاخه تامین اجتماعی یعنی مراقبت بهداشتی، مزایای بیماری، مزایای بیکاری، مزایای کهنسالی، مزایای حوادث ناشی از کار، مزایای خانواده، مزایای حاملگی، مزایای معلولیت و مزایای سرپرستی می‌پردازد.
تامین اجتماعی حمایتی است که از طریق مجموعه‌ای از اقدامات همگانی برای مقابله با پریشانی اقتصادی و اجتماعی، از سوی جامعه برای اعضای خود تدارک می‌شود که در غیر این صورت این پریشانی به واسطه قطع یا کاهش چشمگیر درآمد بر اثر بیماری، بارداری، حادثه ناشی از کار، بیکاری، از کارافتادگی، سالمندی و مرگ پدیدار می‌شود؛ همچنین ارائه مراقبت پزشکی و پیش‌بینی کمک هزینه برای خانواده‌های دارای کودک را در بر می‌گیرد.
برخی صاحب نظران عنصر تامین و امنیت را یکی از اساسی ترین ممیزه‌های رفاه اجتماعی می‌دانند که بدون آن رفاه اجتماعی خالی از محتوا خواهد بود. اینان پا را از این فراتر گذاشتند و معتقدند که شرط وجود دولت رفاه برقراری امنیت است.
ب) اشتغال‌
کار و اشتغال نیز جزو یکی از حق‌های بشری محسوب می‌شود و از این رو ماده ۲۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۶ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به آن اشاره می‌کند. همچنین ماده ۷ این میثاق درباره شرایط عادلانه کار، مزایا، ساعات کار و استراحت رهنمودهایی بیان می‌کند.
کار مهم‌ترین بخش زندگی اکثریت را تشکیل می‌دهد و تاثیری شگرف بر دیگر عناصر رفاه اجتماعی و در تامین آنها دارد. کار بهزیستی روانی افراد را تقویت کرده و باعث رشد و شکوفایی استعدادهای فردی می‌شود.
شناخت ویژگی‌های مربوط به نیروی انسانی و تامین شغل از پایه‌های اساسی برنامه‌ریزی رفاه اجتماعی است.
درخصوص احقاق حقوق کارگران، اتحادیه‌های کارگری در طول تاریخ نقش بسیار مهمی‌ ایفا کرده‌اند و سندیکالیسم جزو یکی از حقوق مسلم کارگران شناخته شده است. کارگران نیز می‌توانند برای احقاق حقوق و بالا بردن قدرت چانه زنی خویش، اعتصاب کنند. برخی نیز معتقدند اتحادیه‌های کارگری با تبانی با دولت و کارفرما با ایجاد مانع برای ورود دیگران و پایین نگه داشتن افراد آماده به کار، دستمزد اعضای خویش را بالا می‌برند. همچنین برقراری مقرره حداقل دستمزد را نیز به ضرر کارگران غیرماهر و بیکاری هر چه بیشتر آنان می‌دانند و دستمزد بالا و شرایط کاری بهتر را از طریق بازار آزاد عملی می‌شمارند و بیان می‌کنند که در این صورت افزایش دستمزدها دیگر به قیمت بیکاری دیگر کارگران نخواهد بود.
از سازمان‌های مهم فعال در زمینه دفاع از حقوق کارگران و وضع استانداردهای کار، سازمان بین‌المللی کار است. این سازمان به موجب قسمت هشتم معاهده ورسای، در کنفرانس صلح پاریس به سال ۱۹۱۹ میلادی تاسیس شد. این سازمان که یکی از نهاد‌های مستقل جامعه ملل به شمار می‌آمد، از ۳ بخش کنفرانس عمومی، هیات اداری و دفتر بین المللی کار تشکیل شده و مقر آن در ژنو قرار دارد.
ج) آموزش و پرورش‌
اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۲۶ خود به حق آموزش و پرورش اشاره می‌کند. در این ماده آموزش ابتدایی رایگان و اجباری است و والدین حق انتخاب نوع آموزش را نسبت به فرزندان خود دارند. ماده ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز به فراهم ساختن آموزش عالی اشاره می‌کند.
از آموزش به عنوان سرمایه‌گذاری در عامل انسانی مهم‌ترین رکن توسعه یاد می‌کنند. برای آگاه ساختن کودکان از ارزش‌ها، مهارت یابی و انطباق با محیط طبیعی از مهم‌ترین سازوکارهاست.
عده‌ای نیز برآنند که افزایش نقش دولت در تامین مخارج آموزشی و فراهم ساختن امکانات تحصیل رایگان، به هدر رفتن مالیات‌ها و کیفیت بد نظام آموزش و پرورش انجامیده است. در واقع این مساله را به نفع معلمانی می‌دانند که به دنبال امنیت شغلی بیشتری هستند. هر اندازه که بازار دخالت بیشتر در ارائه خدمات آموزشی داشته باشد کارایی بیشتر خواهد شد.
د) بهداشت‌
ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۲ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر حق برخورداری از سلامت و تمتع از بالاترین سطح بهداشت و سلامت جسمی‌ و روحی ممکن‌‌الحصول تصریح می‌کند.
در اساسنامه سازمان بهداشت جهانی، برخورداری از بالاترین سطح بهداشت و سلامت موجود از حقوق اساسی بشر شناخته شده است. ارائه خدمات بهداشتی گسترده نه تنها آن را با رفاه اجتماعی پیوند می‌دهد، بلکه همچنین از آثار مخرّب فقر بهداشتی بر رفاه اقتصادی و اجتماعی جلوگیری می‌کند.
ه) مسکن‌
ماده ۱۲ اعلامیه حقوق بشر و ماده ۱۱ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی معطوف به مصونیت و امنیت مسکن از تعرض و حق برخورداری از مسکن مناسب است.
مسکن از بنیادی ترین نیازهای آدمی‌ است زیرا به او احساس امنیت می‌دهد. لازم به یادآوری است که اقامت موقت در خوابگاه‌ها، پانسیون‌ها و دیگر مکان‌های موقت به عنوان مسکن متناسب شناخته نمی‌شود، به ‌این علت که صرف داشتن سقفی بالای سر به معنای داشتن مسکن نیست.
● نتیجه‌گیری‌
به‌طور کلی تمام ‌دولت‌ها در مقابل تهدیدات و برای حفظ ساختار موجود به اقدامات گوناگونی دست می‌زنند. فقر و نابرابری از جمله تهدیداتی است که موجودیت دولت را به خطر انداخته و حفظ ساختار را با اختلال مواجه می‌سازد و از این روی کمک‌های سازمان یافته، بعد از این‌که کمک‌های متقابل افراد و خیریه‌ها به کفایت پاسخگوی نیازهای افراد محتاج نبود، پا به عرصه وجود گذاشت و ارائه کمک‌های رفاهی را دولت‌ها به عهده گرفتند. درحال حاضر این اقدامات رفاهی توسط دولت‌ها از الگوی خیریه‌ای فاصله گرفته و به توانمندسازی نیازمندان نه از روی ترحم، بلکه به عنوان وظیفه بپردازد. بنابراین مفهوم نظام رفاه اجتماعی گویا فعالیتی نهادی است که مستلزم دخالت ارادی دولت و جامعه رفاه می‌باشد. در این خصوص توجه به تمامی‌اجزای اساسی رفاه اجتماعی توسط دولت‌ها، یعنی اقسام بیمه‌های اجتماعی، آموزش و پرورش، اشتغال، بهداشت و مسکن، موضوعی مهم برای نیل به رفاه اجتماعی به مفهوم واقع آن، مترادف با توسعه است.
جعفر شفیعی‌سردشت‌
منابع:
- زاهدی اصل، محمد (۱۳۸۱)، مبانی رفاه اجتماعی، چاپ اول، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی.
- مدنی، سعید (۱۳۷۹)، به سوی نظام جامع رفاه اجتماعی، چاپ اول، تهران، دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی.
- میجلی، جیمز (۱۳۷۸)، رفاه اجتماعی در جهان، جغتایی، محمدتقی، چاپ اول، تهران، دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی.
- گل، عبدالله (شهریور ۱۳۸۰)، نقش رفاه اجتماعی در بهره‌وری تولید، کار و جامعه، شماره ۴۰.
- پناهی، بهرام (۱۳۷۶)، اصول و مبانی نظام تامین اجتماعی، چاپ اول، تهران، موسسه انتشارات سوره.
منبع : روزنامه جام‌جم