دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا


وقتی فکر میکنیم در مورد انتخاب همسر درست عمل نکرده ایم


وقتی فکر میکنیم در مورد انتخاب همسر درست عمل نکرده ایم
اینکه زنی بعد از عقد (و قبل از عروسی) بفهمد تفاهم ندارد و بخواهد طلاق بگیرد مساله کوچکی نیست تفاهم صد در صد براحتی تحقق نمیابد و هر زوجی با درصدی از تفاهم زندگی میکنند .
در بعضی از خانواده ها بحث طلاق براحتی مطرح میشود و نهایت امر بواسطه ندار بودن شوهر زن مهریه هم نمی خواهد و یا مهریه را میبخشد تا طلاق بگیرد .
در این قبیل خانواده ها تصور آن است که با طلاق اوضاع بهتر میشود و البته در ۹۰% اوقات خیلی بدتر میشود .
شاید تصور تعویض شناسنامه در زمان بکارت بعضیها را ترقیب میکند تا با پنهان ازدواج قبلی ازدواج دوباره بکنند !
که در این حالت فریب محقق شده و یک کلاهبرداری مسلم است و اگر هم ازدواج قبلی عنوان شود مسلم است که دید خوبی نسبت به آن زن پیدا نخواهند کرد .
در بعضی از خانواده های دیگر هم موضوع طلاق به این سادگیها نیست و خانواده سنتی تر است قبح طلاق در تفکر بعضیها بسیار زیاد است و براحتی راضی به این موضوع نمیشوند بعضی از خانواده ها آبروی خود فرزندان و حتی افراد فامیل را در گرو این موضوع میدانند .
در ابتدا لازم است که انتخاب با شناخت و صحیح باشد و تا جایی که میشود بعد از عقد طلاق صورت نگیرد چون موضوع ساده ای نیست .در قانون هم همین شرایط در نظر گرفته شده تا مرد براحتی نتواند طلاق دهد و زن هم براحتی نتواند طلاق بگیرد .
در چنین مواقعی باید سوال شود اگر تفاهم نیست و نبوده چرا اصولا عقد رخ داده؟
چرا بصورت مقطعی و با شرایط حقوقی محدود اقدام به محرمیت نمیشود تا آشنائی حاصل شود؟
آیا همینطور که این خانم تمایل به طلاق داشته و صرفا با نگرفتن مهریه و نه جبران زیانهای مادی و معنوی زوج میخواهد طلاق بگیرد اگر در ازدواج بعدی شوهر این خانم همین فکر را در مورد ایشان بکند که من تصور میکنم با این خانم تفاهم ندارم پس دیگر نظر این خانم مهم نیست مهریه هم ندارم بدهم لطفا دادگاه حکم طلاق بدهد این خانم فکر نمیکند در حق او ظلم میشود ؟عقد موضوع ساده ای نیست یک پیوند آسمانیست که در محضر خداوند و به کلماتی منشعب از فقه بر اساس موازین الهی رخ داده است .
شاید تصور این باشد که ازدواج و بعد طلاق ؟! اتفاقی نمی افتد که خب تفاهم نداشتیم .موضوع به این سادگیها نیست .
بعد از عقد طرفین( زن و شوهر) در قبال هم مسئول هستند تا یا بخوشی زندگی کنند و یا بخوشی از هم جدا شوند اگر در این ازدواج طرفی بر خلاف نظر طرف دیگر مایل نیست به زندگی ادامه بدهد حداقل تا جائی که میتواند بر جای زخمی که بر پیکر آبرو و حیثیت طرف مقابلش میزند مرهمی بگذارد و نظر او را برای این کار جلب کند نه اینکه با اجرای مهریه و نفقه و دادگاه و پاسگاه بخواهد تصمیم به فشار آوردن و ضربه زدن به مرد بکند این عمل آن خانم شبیه عمل مردی است که بخاطر عدم رضایت از زن و برای طلاق و جدائی زن خود را رها کند و برود تا زن هر کاری دلش خواست بکند و نهایت آن طلاق میشود .ولی این روش یک روش انسانی و منصفانه نیست. هیچ انسان شرافتمندی برای راحت شدن خود نمیتواند به دیگری آسیب برساند و البته نفع یک فرد نباید به قیمت آسیب دیگری تمام شود و حتی الامکان باید از راههایی که ضرری به دیگران نمیرسانند برای رسیدن به منافع اقدام کرد . این موضوع در ارتباط با عسر و حرج در قانون آورده شده است لذا وقتی اثبات عسر و حرج ادله ای ندارد طبیعیست قانون هم حمایتی برای از هم پاشیدن زندگی نمیکند .
و انصاف حکم میکند که با رضایتمندی نسبی دو طرف طرفین بر سر ادامه زندگی و یا طلاق توافق کنند .
اما متاسفانه بعضیها کارهایی میکنند که روی بازگشت به زندگی را ندارند و از طرف دیگر امکان طلاق هم نیست و در بلاتکلیفی میمانند .
البته امکانات و قوانین هم باید طوری طرح ریزی شوند که این آزار و اذیتها به حداقل مقدار خود برسد که بنظر میرسد ایجاد تغییرات اساسی در حقوق خانواده و نحوه برخورد با حقوق زن و شوهر لازم باشد تا بعنوان مثال حق مهریه برای زن براحتی نتواند زندگی را مختل کند و زندگی مشترک را بطرف طلاق پیش ببرد .
در طلاق یا توافق بشود و یا قانون تشخیص بدهد ادامه این زندگی غیر ممکن است و در غیر این صورت ابزار ناراحتی از دست طرفین اختلاف گرفته شود .
در ابتدا هم لازم است ازدواجها بر اساس شناخت صورت پذیرد و اگر بشود مشخصات طرفین از جهت تحصیلات و ازدواج قبلی و بیماریها در قسمتی مشخص شود تا با بروز فریبها امکان فسخ راحتتر ایجاد شود (البته این تدبیر باعث خواهد شد که کسی اصلا به فکر تدلیس و فریب نیفتد )
منبع : سایر منابع