پنجشنبه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۲ / 29 February, 2024
مجله ویستا


پدرخوانده تقلبی کینگ کونگ


پدرخوانده تقلبی کینگ کونگ
اکنون اینگاگی فیلمی کاملاً فراموش شده است و کینگ کونگ جایگاهی ابدی در تاریخ سینما یافته ولی شاید اگر موفقیت اینگاگی نبود، کوپر و شود ساک هرگز به فکر ساخت آن نمی افتادند. اینگاگی که در سال ۱۹۳۰ اکران شد، تلاشی برای رفع عطش فراوان تماشاگران به فیلمهایی بود که ماجرایشان در جنگل های آفریقا می گذشت. دلیل این استقبال سفر تئودور روزولت به آفریقا و پخش چند مستند خوب از جمله «قلب آفریقا» (ساخته گریس مکنزی) درمورد سفر به کنیا در سال ۱۹۱۵ و همچنین سفر بزرگ و شکار در آفریقا (ساخته ویلیام سلیگ) بود. از طرفی چون سیرک و باغ وحش های محدودی گوریل ها و میمونهای عظیم الجثه را در اوایل قرن بیستم به نمایش می گذاشتند، فیلمهایی با حضور میمونهای کوچک و یا عظیم الجثه موردتوجه واقع می شدند و حتی بدل به ژانری پرطرفدار شدند تا جایی که کارگردانی مثل ویلیام کمپل در ساخت فیلمهایی با محوریت میمون تخصص پیدا کرده بود. خود شود ساک نیز با کارگردانی فیلمهای Jazz Monkeyو Monkey stuff در سال ۱۹۱۹ و prohibition Monkey در سال ۱۹۲۰ و فیلم چانگ در سال ۱۹۲۷ خود را برای فیلم کینگ کونگ آماده کرده بود و در فیلم چانگ از میمونها در جنگل های واقعی فیلمبرداری کرده بود. در چنین فضایی ، شرکت کنگو پیکچرز در سال ۱۹۳۰ فیلم اینگاگی را اکران کرد و در تمامی پوسترهای تبلیغاتی خاطرنشان شده بود که اینگاگی به معنای گوریل است و همچنین دو سال تحقیقات علمی برای آن در کشور کنگو و بلژیک صورت گرفته است. هوبرت ونیس تد از انجمن سلطنتی تهیه کننده فیلم بود که در فیلم در کنار دانیل سوین ورزشکار در فیلم بازی کرده بود. شرکت کنگو پیکچرز به دلیل مشکلات مالی فقط یک نسخه از فیلم داشت که به مدت ۲ هفته در شیکاگو به اکران درآمد و حدود ۴۰هزار بیننده داشت. تلاشهای این شرکت برای جلب توجه توزیع کنندگان سینمایی نیویورک شکست خورد و به ناچار تک نسخه فیلم را از سینمایی به سینمای دیگر و شهری به شهر دیگر منتقل می کرد. شرکت کنگو فیلم را به عنوان مستندی تکان دهنده در نمایش قربانی کردن زنی برای گوریل های عظیم الجثه معرفی کرد. اما مسؤولان انجمن تهیه کنندگان و توزیع کنندگان سینمای آمریکا (MPPDA) که دوران طلایی هالیوود را پشت سر می گذاشتند، نسبت به خشونت بیش از حد فیلم اعتراض کردند و یک هفته پس از اکران آن در شیکاگو، بیانیه ای رسمی علیه آن صادر کردند. فیلم ماجرای دو شکارچی سفیدپوست به نام ونیس تد و سوین بود که با چند فیلمبردار و دستیار سیاهپوست به جنگل های کنگو بلژیک می رفتند تا بتوانند قبیله ای که انسانها را قربانی گوریل ها می کنند ، بیابند. در طول راه آنها به یک مار پیتون بزرگ روی درخت و تمساح های آدمخوار در یک برکه بزرگ برخورد کردند و یکی از فیلمبرداران توسط شیری زخمی کشته شد ولی آنها سرانجام به دهکده اینگاگی رسیدند و در آنجا شاهد قربانی کردن چند زن برای گوریلی بودند که به دام محلی ها افتاده بود ولی سوین زنی را که توسط گوریل به داخل جنگل برده می شد ، با شلیک به گوریل نجات داد.
فیلم پس از اکران در شیکاگو به سانفرانسیسکو رسید و در سینمای اورنئوم که متعلق به استودیو آرک او بود به نمایش درآمد. جوزف کندی سهامدار اصلی استودیو آرک که متوجه قابلیت بالقوه فیلم برای جلب تماشاگران به گیشه شده بود ، برای تهیه چندین کپی از فیلم و اکران در شهرهای مختلف سرمایه گذاری کرد و مبالغی را هم به تبلیغات تازه ای برای فیلم اختصاص داد. از آن پس رهگذران در خیابانهای سانفرانسیسکو و لس آنجلس با تابلوهای بزرگ نقاشی از جنگل های آفریقا و تصویر شیری که غزالی را شکار کرده مواجه شدند و بلندگویی هم صدای حیوانات جنگلی را پخش می کرد. آرک او در ازای این هزینه ها قیمت بلیت سینما را از ۳۰ سنت به ۶۵ سنت افزایش داد و فیلم در روز اول اکران لس آنجلس حدود ۴۰۰۰ دلار فروش داشت. فروش فیلم به قدری راضی کننده بود که آرک او با تهیه کپی های جدید، فیلم را در چند شهر دیگر از جمله اوکلند و آلاباما به اکران گذاشت. تا ۱۴ می سال ،۱۹۳۰ اینگاگی در ۱۴ شهر به اکران درآمده بود و در تمامی این شهرها رکورد فروش را شکسته بودو حتی تین پان آلی خواننده مشهور آن دوره آهنگی به نام «اینگاگی من» را عرضه کرد.
تا آخر ماه می ، فیلم اینگاگی حدود ۶۴۲ هزار دلار فروش کرده بود ولی آرک او در اقدامی ناگهانی به تمامی سینماهای تحت پوشش خود دستور داد که اکران فیلم را متوقف کنند. دلیل این اقدام تقلب حرفه ای شرکت کنگو پیکچرز در ارائه فیلمی کاملاً ساختگی بود، در حالی که بر مستندبودن وقایع آن در تبلیغات فیلم به دفعات تأکید شده بود.
آرک او دریافته بودکه فیلم اینگاگی در واقع ترکیبی از سکانس های مختلف چند فیلم قدیمی و از جمله قلب آفریقا ساخته مکنزی است و صحنه فرار گوریل با زن قربانی و شکار او در باغ وحش ویلیام سلیگ گرفته شده بود و تحقیقات بعدی نشان داد که هوبرت ونیس تد و دانیل سوین ، قهرمانان فیلم اصلاً وجود خارجی ندارند و از طرف دیگر در فیلم چند اشتباه فاحش در مورد زندگی گوریل ها وجود دارد و حتی حیوانی به نام توی تاردیلو که گفته می شد توسط قهرمانان فیلم کشف شده در واقع لاک پشتی است که بال و دم به او چسبانده شده. اوج تقلب در روند ساخت این فیلم مربوط به صحنه ای بود که یکی از فیلمبرداران در حمله شیر زخمی کشته می شد. این شیر جکی (Jackie) همان شیر معروف استودیو مترو گلدوین مایر بود که مربی اش مل کونتز با دریافت مبلغ هنگفتی او را برای این صحنه در اختیار شرکت کنگو پیکچرز قرار داده بود و نت اسپتیز، مدیر شرکت کنگو پیکچرز ، تهیه کننده واقعی فیلم و گوینده نریشن آن است.
اما شرکت کنگو پیکچرز اکنون سرمایه خوبی به دست آورده بود و اقدام به قراردادهای مجزا با سینماهای مستقل کرده بود و فیلم را در شهرهای بیشتری به اکران درآورد و مردم بدون توجه به افشاگری های استودیو آرک او به تماشای این فیلم می رفتند، هرچند در برخی شهرها به دلیل سانسور شدید بخشهایی از فیلم حذف شد. استودیو آرک او که نمی توانست با این موج استقبال مردمی مقابله کند، در ماه ژوئن در چند روزنامه رپرتاژ آگهی را پیرامون رسوایی اینگاگی منتشر کرد و چند توزیع کننده نیز از آرک او به دلیل قراردادهای ناعادلانه و ناقص برای اکران اینگاگی شکایت کردند و در مقابل شرکت کنگو هم با چاپ چندآگهی متعدد در روزنامه ها مدعی شد مبارزه حقوقی با آرک او را ادامه می دهد. فیلم پس از ۱۳ هفته اکران در ۲۹ شهر حدود یک میلیون دلار فروش داشت.
ولی شرایط خیلی زود به ضرر شرکت کنگو شد. ابتدا بایرون مکنزی کارگردان فیلم قلب آفریقا شکایتی را علیه شرکت کنگو مطرح کرد و دادگاه نیز رأی به پرداخت ۱۵۰میلیون دلار غرامت به مکنزی از سوی شرکت کنگو را صادر کرد و پس از آن نیز کارآگاه خصوصی که برای استودیو آرک او کار می کرد، فاش کرد فردی به نام چارلز گمورا از سوی شرکت کنگو پیکچرز برای بازی در نقش گوریل اصلی فیلم استخدام شده و تلاش کرده تماشاگران را فریب دهد و خود را گوریل واقعی جلوه دهد. اما گمورا به دلیل قرارگرفتن در لیست سیاه استودیوهای سینمایی حاضر شد تا در دادگاه به نقش خود در فیلم اعتراف کند و سرانجام در سال ۱۹۳۳ دادگاه فدرال رأی داد که اکران فیلم اینگاگی چه در آمریکا و چه در هر کشور دیگری غیرقانونی است و تأکید کرد که کلمه اینگاگی در هیچ فرهنگ لغت زبانهای آفریقایی وجود ندارد و عبارتی کاملاً ساختگی بوده است.
این روزها و با گذشت ۷۵ سال از اکران فیلم ، نام آن را نمی توان در هیچکدام از جداول فروش فیلم پیدا کرد چرا که فیلمی مستقل بوده ولی اسناد شرکت کنگو حاکی از فروش ۴میلیون دلاری فیلم است که آن را بدل به پرفروش ترین فیلم دوران رکود اقتصادی آمریکا می کند ولی در حال حاضر فقط یک نسخه از این فیلم در آرشیوهای فیلم آمریکا موجود است.
آرک او پس از این رسوایی ، خیلی زود تصمیم به کپی برداری از فیلم گرفت و بدین ترتیب مشخص می شود که کوپر و شودساک ، هرگز مشکلی برای متقاعد کردن مدیران آرک او نداشتند چون آنها به توانایی بالقوه فیلم کینگ کونگ در گیشه مطمئن بوده اند و حتی در شرایطی که به دلیل دوران رکود اقتصادی در وضعیت مالی وخیمی به سر می بردند ، با ساخت این فیلم پرهزینه موافقت کردند ولی نباید شک کرد که اینگاگی ، پدرخوانده کینگ کونگ مریان کوپر و البته پیتر جکسون است.
ترجمه : امیر نوری زاده ـ لس آنجلس تایمز
منبع : روزنامه ایران


همچنین مشاهده کنید





خبرگزاری ایسناروزنامه ابتکارسایت خبرآنلاینسایت مجله شبکهسایت نامه نیوزسایت روزگار خودروسایت دیپلماسی ایرانیروزنامه توسعه ایرانیسایت تابناکروزنامه آرمان ملی