یکشنبه, ۳ تیر, ۱۴۰۳ / 23 June, 2024
مجله ویستا

پنتاگون طراح سیاست خارجی آمریکا


پنتاگون طراح سیاست خارجی آمریکا
در حالی كه آمریكا با نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی در عراق مبارزه می‌كند، بخش‌هایی از دولت آمریكا به دنبال یافتن راه‌هایی جایگزین برای سیاست‌های چهار سال گذشته در بغداد هستند.جست‌وجو برای نگرشی متفاوت، بر جلوگیری از چنین بحران‌هایی در آینده و رویارویی پس از وقوع آنها تمركز دارد. این جست‌وجو ارتش را بیشتر از شاخه‌های غیر‌نظامی دولت درگیر می‌كند. در واقع، نگرش آمریكا به آینده امنیت جهان تقریبا كاملا نظامی است و هرگز استراتژیك دیگر و برنامه‌ریزی پس از بحران در دولت آمریكا غایب است. آمریكا بدون تفكر در حال حركت به سوی اتكا بر ارتش خود برای تامین امنیتش در آینده است.
اجازه بدهید از شكل‌دهی و جنگ طولانی آغاز كنیم. شكل‌دهی سیاست خارجی از وزارت خارجه یا شورای امنیت ملی آغاز نشد، این تغییر در زمان ویلیام كوهن، وزیر دفاع سابق آمریكا آغاز شد. هدف از ایجاد تغییرات ، نفوذ در جهان بود به نحوی كه خطر رویارویی آشكار كمتر شود.
تغییر در سیاست خارجی نشان می‌دهد كه دولت بوش و نومحافظه‌كاران در مورد عراق، سرنگونی صدام حسین و استقرار دموكراسی در بغداد چه فكر می‌كنند. با این حال، این واژه تا چندی پیش كه ژنرال جیمز كارت رایت از آن در مورد ماموریتش استفاده كرد، بكار نمی‌رفت. همان طور كه كارت رایت به كمیسیون نیروهای مسلح سنا گفت تغییر در سیاست خارجی پیش از جنگ آغاز می‌شود و آن هنگامی است كه بخواهید پیروز شوید. او پیشنهاد كرد كه آمریكا به كشور‌ها كمك كند تا از مرزهایشان حفاظت كنند.
آدمیرال نالون رئیس جدید Uscent Com این موضوع را به هنگام ترك پست سابقش در مركز فرماندهی پاسیفیك عنوان كرد. او در مصاحبه‌ای اظهار داشت كه آمریكا باید به جای اتخاذ نگرش خصمانه نسبت به دشمنانش بر موضوعاتی كه مردم را به یكدیگر نزدیك می‌كند تمركز كند و شروع به مذاكره با آنها كند. هرچه به مردم نزدیك‌تر شویم امكان درگیری با آنها كمتر می‌شود. او عقیده دارد كه مردم شاد همسایگان بهتری هستند.
این اظهارات، تفكر حاكم بر ارتش آمریكا را نشان می‌دهد كه فراتر از آن چیزی است كه در شش سال گذشته سیاست امنیت ملی آمریكا را منعكس كرده است. این سیاست به نصیحت سون زو، استراتژیست چینی شبیه است كه ۲۵۰۰ سال پیش سیاست شمشیر غلاف شده را به ژنرال‌های خود توصیه كرد كه بدون استفاده از سلاح به دنبال پیروزی باشند. درسی كه برخی از جنگ عراق گرفته‌اند این است كه ارتش آمریكا پس از حمله به عراق به وظایف خود به خوبی عمل نكرد، زیرا دولت آمریكا اختلال در نظم، بی‌كفایتی حكومت عراق و اقتصاد ویران عراق را پیش‌بینی نمی‌كرد. نیروهای آمریكایی بدون داشتن برنامه‌ای برای امنیت و اداره عراق تنها نظاره‌گر وضعیت پس از اشغال عراق بودند.
ارتش سازمانی نیست كه بیكار بنشیند و بدون جست‌وجو برای پاسخی بهتر نظاره‌گر شكست باشد. پنتاگون در عراق و افغانستان برنامه‌های آموزشی برای ارتش و پلیس داشته است. در حالی كه این تفكر خلاق در جهان است، نقش سازمان‌های غیر‌نظامی چه هستند؟
وزارت خارجه آمریكا هیچ چشم‌انداز درازمدتی ندارد. شورای امنیت از ایفای وظایف خود در هماهنگی بین سازمان‌ها در عراق و افغانستان خودداری كرده است. محول كردن این مسوولیت‌ها به ارتش كه وظیفه اصلیش دفاع و جنگ است كار خطرناكی به شمار می‌رود. ماموریت‌های ایجاد ثبات و بازسازی، وظیفه ارتش را افزایش می‌دهد. با افزایش مسوولیت‌های ارتش، آمریكا از گسترش و توانمند‌سازی ظرفیت‌های غیر‌نظامی برای این ماموریت‌های غیر‌نظامی باز خواهد ماند.
منبع: بولتن آن‌لاین
نویسنده: گوردون آدامز
منبع : روزنامه تهران امروز