یکشنبه, ۲۷ خرداد, ۱۴۰۳ / 16 June, 2024
مجله ویستا

کورش کبیر


کورش کبیر
شعار کوروش کبیر این بود که در جنگ باید عزم و استقامت داشت و بعد از تصیل پیروزی جوانمردی و ترحم.کوروش کسی بود که در هنگام پیروزی و محاصره ی شهر سارد –پایتخت لیدی- جوانمردی ای از خود نشان داد که تاریخ هیچ گاه ان را فراموش نخواهد کرد.او هنگامی که شهر سارد را محاصره کرد دید که جمعیت ان شهر زیاد است و اذوقه به قدر کافی ندارند و دچار عسرت خواهند شد و کودکانشان خواهند مرد.بنابرین نامه ای فرستاد و گفت که با این وضع هیچ کودک و زنی زنده نخواهد ماند.فرزندان خود را از شهر بیرون برید و مطمئن باشید که جان و مال و ناموس انانی که از شهر خارج می شوند در پناه پادشاه ایران خواهد بود.چه جوانمردی بزرگی!نتنها تا ان زمان بلکه همیشه هرگاه سرداری شهری را محاصره می کرد کوچکترین ترحمی به مردم داخل شهر نمی نمود و ان قدر انجا را تحت محاصره قرار می داد تا از گرسنگی بمیرند و یا اگر دروازه ها را باز می کردند تا اخرین نفر را می کشت.کوروش هرگز با اسیران بد رفتاری نمی کرد و سکنه ی شهر های مفتوح را مورد قتل و عام قرار نداد .او بعد از هر پیروزی در ان شهر به وسیله ی جارچیان ندا می داد که جان و مال و ناموس و مذهب سکنه مصون است و همین موضوع اساس منشور ازادی بشر شد که بعدا از طرف کوروش اعلام گردید.او کسی بود که با این که خدای یگانه را می پرستید در مقابل مردوک-خدای بابلیان-سر فرود اورد تا نشان دهد که تمام مذهب ها را محترم می شمرد.او کسی است که هنگامی که به بابل حمله کرد و انجا را تسخیر کرد نتنها با انها به خوبی رفتار کرد بلکه تمام یهودیانی که سال ها بود به عنوان برده برای بابلیان کار می کردند را ازاد نمود اما به انها اجازه ی انتقام گرفتن از بابلیان را نداد و سپس به یهودیان کمک کرد تا به وطن خود یعنی اورشلیم بازگردند و کمک های مالی فراوانی نمود.بنابرین پس از سال ها دوری انان به اورشلیم بازگشتند در حالی که می گریستند اما گریه ی انها گریه ی شادی بود.ازاد کردن یهودیان در بابل از طرف کوروش و بازگردانیدن انها به یوده و اورشلیم سعادت بخش ترین واقعه ای است که در طول ۲۵۰۰ سال تا این روز برای یهودیان پیش امده است و تورات نیز از این واقعه به تفصیل یاد کرده است و پس از ان پیامبرانی که فرستاده شدند از کوروش به خوبی یاد کردند. و می گویند اگر کوروش این کار را نمی کرد شاید بیشتر یهودیان از بین رفته بودند.حتی عده ی زیادی بر این باورند که نام ذوالقرنین که در قران امده است همان کوروش کبیر است.
کوروش از خونریزی و جنگیدن متنفر بود و سعی می کرد از ان پرهیز کندو همیشه قبل از شروع جنگ و یا هنگامی که به پیروزی نزدیک بود نامه هایی مبنی بر پیشنهاد صلح می فرستاد.کوروش بود که زمانی که به جان او سو قصد شد فرد گناهکار را بخشید و به او گفت که اگر با شخص دیگری این کار را کرده بود باید عدالت را اجرا می نمود و مجازاتش می کرد .(و این شخص همانی است که تا اخر عمر به کوروش وفادار ماند)
این مرد بزرگ که خدمات بسیار زیادی انجام داد در اخر مرگش هم به دست فردی ناسپاس انجام شد که زمانی کوروش در حق او نیز جوانمردی کرده بود.
در اخر می خواهم این را بگویم که چرا در این زمان که مردم سایر کشورها اشخاصی همانند اسکندر مقدونی هیتلر و … که عامل بسیاری از خونریزی ها و وحشی گری ها بر روی زمین بوده اند را مایه ی افتخار خود می دانند ما نباید شخصی همانند کوروش کبیر را که با ان افراد بسیار فرق می کرد مایه ی افتخار خود بدانیم.
منبع : کلوب