جمعه, ۲۲ تیر, ۱۴۰۳ / 12 July, 2024
مجله ویستا

نگرشی بر زایش و پویش انتفاضه


نگرشی بر زایش و پویش انتفاضه
انتفاضه ، واژه‏ای عربی است كه از ریشه «نَفَضَ» به معنای جنبش ، لرزش ، انقلاب ، غبارروبی ، قیام علیه رخوت و ركود پیش از انقلاب و حركتِ همراه با نیرو و شتاب می‏باشد . انتفاضه ، نخست نامی بود برای گروهی جدا شده از سازمان فتح ، ولی اینك ، نامی است برای حركت نوین مردم فلسطین .
انتفاضه یا «انقلاب سنگ» جنبش جوان و نوین ضد صهیونیستی است كه با بهره‏گیری از كمترین امكانات در پی نیل به هدفی بزرگ (آزاد سازی فلسطین) است . این حركت محصول تأثیر پذیری از انقلاب اسلامی در احیای اسلام ، پاسخی به اعمال فشار و اقدامات سركوب‏گرانه رژیم اشغال‏گر قدس ، واكنشی در برابر یأس ، ناامیدی ، ضعف و سستی دولت‏های عرب در رویارویی با اسرائیل و سرانجام ، واكنشی در برابر ناتوانی و ناكامی گروه‏های نظامی و سیاسی فلسطینی در نجات آن كشور است . مردم و سازمان‏های هوادار انتفاضه ، با تكیه بر ایمان انقلابی در درون مرزهای اشغالی به مبارزه‏ای بی امان علیه اسرائیل دست زده‏اند؛ به گونه‏ای كه سازش‏ناپذیری آنان ، اسرائیل ، آمریكا و ساف را در حل بحران خاورمیانه (مسئله فلسطین) با دشواری‏هایی بسیار رو به رو كرده است.
●تعریف انتفاضه
انتفاضه ، واژه‏ای عربی است كه از ریشه «نَفَضَ» به معنای جنبش ، لرزش ، انقلاب ، غبارروبی ، قیام علیه رخوت و ركود پیش از انقلاب و حركتِ همراه با نیرو و شتاب می‏باشد . انتفاضه ، نخست نامی بود برای گروهی جدا شده از سازمان فتح ، ولی اینك ، نامی است برای حركت نوین مردم فلسطین . این حركت ، در دهه ۸۰ میلادی/۶۰ شمسی در سرزمین‏های اشغالی فلسطین، علیه اسرائیل آغاز گردید. انتفاضه نامی برای خیزش خودجوش، مستقل، مستمر، تهاجمی، همگانی، غیرمسلحانه، آگاهانه، معترضانه و شجاعانه مردم فلسطین در مصاف با اسرائیل است.(۱)
مردم فلسطین، به جای سلاح گرم از سنگ برای دفاع از خود و تهاجم علیه دشمن بهره می‏گیرند. از این رو، انتفاضه را «انقلاب سنگ» نیز می‏گویند. استفاده از سنگ، موجبات نگرانی اسرائیل را فراهم آورده است؛ زیرا یاد آور مبارزه و پیروزی حضرت داوود(ع) پیامبر بزرگ بنی اسرائیل، بر جالوت است. در این مبارزه، حضرت داوود(ع) با استفاده از سنگ، جالوت را كه نماد باطل بود، از پای در آورد.(۲)
در تاریخ معاصر فلسطین ، وجود چهار انتفاضه در سال‏های ۱۹۲۱ ۱۹۳۲، ۱۹۳۹(۳) و ۱۹۸۷ م./ ۱۳۰۰، ۱۳۱۱، ۱۳۱۸ و ۱۳۶۶ ش. می‏درخشد كه هیچ یك به گستردگی و پایداری انتفاضه اخیر نبوده‏اند. از این رو، انتفاضه نوین مردم فلسطین را «انتفاضه بزرگ» نیز گفته‏اند. در این انتفاضه شیوه تهاجمی، مبارزه در درون مرزهای فلسطین و تأكید بر مبانی اسلامی، جایگزین شیوه تدافعی، نبرد در بیرون از مرزهای فلسطین و اندیشه غیر دینی گردیده است.(۴) شهید دكتر فتحی ابراهیم شقاقی، دبیر كل شهید جهاد اسلامی فلسطین، در باره انتفاضه گفت:
در تاریخ انقلاب‏ها و مبارزه‏ها، واژه «انتفاضه» پیشینه‏ای طولانی دارد. اما از نظر معنایی، انتفاضه بر قیام علیه رخوت و ركود دلالت می‏كند. انتفاضه، مرحله قبل انقلاب است. برای مثال قیام مدرسه فیضیه قم را انتفاضه می‏نامیم و قیام سال ۱۳۵۷ ایران را انقلاب می‏گوییم. آنچه كه اكنون در فلسطین اتفاق می‏افتد، در واقع انقلاب است، اما ما در آغاز پیش بینی نمی‏كردیم كه چنین فراگیر باشد و نام آن را انتفاضه گذاشتیم؛ لذا ما در جنبش جهاد اسلامی، قیام فعلی فلسطین را «انتفاضه ـ انقلاب» می‏نامیم.(۵)
●بسترهای زایش انتفاضه
انتفاضه معلول عواملی پُر شمار است؛ از آن جمله:
۱. انقلاب اسلامی ایران: انقلاب اسلامی بهمن ۱۳۵۷ ش. ایران موجب احیای اسلام و بیداری مسلمانان شد و خودباوری را در فلسطینی‏ها تقویت كرد و آنان را به برخورداری از توانایی لازم برای گرفتن حق خویش آگاه ساخت. پیروزی انقلاب گواهی بود بر توانایی اسلام در بر انداختن ظلم و فساد نظام‏های طاغوتی و استكباری. مسلمانان فلسطینی، ایرانیان را در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در كنار خود یافتند و به پوشالی بودن قدرت آمریكا در حمایت از رژیم شاه ایران آگاه شدند. رویدادهای شگفت‏انگیز انقلاب اسلامی، مردم ایران و شیوه مبارزه آنان را علیه رژیم پهلوی، به عنوان نمونه‏ای آرمانی برای مبارزان جنبش‏های اسلامی مطرح كرد.(۶)
۲. ظلم و ستم رژیم صهیونیستی: شهید دكتر فتحی ابراهیم شقاقی در این باره گفت :
انتفاضه... پاسخی بود به اشغال‏گران و اعمال سركوب و طغیان و تكبر آنان و اقدامات‏شان در ویران سازی منازل، مصادره زمین‏ها، اسكان یهودیان و ساختن شهرك‏ها، شكنجه مبارزان، دستگیری و تبعید و ترور و شكستن استخوان‏های آنان، نابود كردن اقتصاد فلسطین و زیر سازهای جامعه، دزدیدن آب‏ها، تحمیل مالیات و جرایم سنگین، تعطیل مدارس و دانشگاه‏ها، جلوگیری از كار و كسب، نادیده گرفتن حقوق انسانی و سیاسی و سایر اقدامات مربوط به مجازات دسته جمعی.(۷)
افزون بر این، باید به تحقیر فلسطینیان به عنوان شهروندان درجه دوم و تلاش صهیونیست‏ها برای از بین بردن هویت اسلامی و عربی نیز اشاره كرد.
۳. یأس و ناامیدی از دولت‏های عرب: شهید شقاقی در این باره گفته است:
انتفاضه پاسخی بود به واقعیت اسف‏انگیز و یأس آور اعراب كه وابستگی، ضعف و سستی خود را آشكار كرده بودند. آنها فلسطین و آزادسازی فلسطین را توجیهی برای بقای خود می‏دیدند، تا جایی كه مسئله فلسطین را در آخر لیست اولویت‏ها قرار دادند و همگان این امر را حتی در كنفرانس‏هایی مثل كنفرانس سران، در نوامبر ۱۹۸۷ [م. / بهمن ۱۳۶۶ ش.] مشاهده كردند.(۸)
در سال ۱۹۸۷ م. /۱۳۶۶ ش. برای نخستین بار، مسئله فلسطین تحت‏الشعاع مسئله دیگر، یعنی جنگ ایران و عراق قرار گرفت.اسف‏بارتر این كه در كنفرانس مزبور، برگزاری كنفرانس صلح اعراب و اسرائیل با حضور آمریكا و شوروی (سابق) به تصویب رسید.(۹)
۴. ناتوانی گروه‏های نظامی و سیاسی در نجات فلسطین: با شكست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ م./ ۱۳۴۶ ش. حضور مستقیم و مستقل عنصر فلسطینی در مبارزه علیه اسرائیل، به مقوله‏ای اجتناب‏ناپذیر تبدیل شد. از این رو، سازمان‏ها و گروه‏های نظامی (چریكی) و سیاسی پدید آمدند كه كوشیدند با تكیه بر مبارزه مسلحانه، فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات بخشند. اما از اواخر دهه ۷۰ م. / ۵۰ ش. گروه‏های مذكور و نیز ساف به ناتوانی نظامی خود برای رهایی فلسطین پی بردند و در نتیجه، رو به سستی نهادند و مبارزه سیاسی را جایگزین مبارزه نظامی كردند؛ ولی به زودی در این شیوه نیز با شكست رو به رو شدند. سرخوردگی مردم از این گروه‏ها، زمانی شدت گرفت كه هر یك از آن‏هاتحت نفوذ یكی از كشورهای عرب، كه به آرمان فلسطینیان خیانت كرده بودند، در آمد.(۱۰)
●انتفاضه و تشكل‏های سیاسی
مهم‏ترین گروه‏ها و سازمان‏های فلسطینی، همواره تحت تأثیر جنبش اخوان المسلمین مصر بوده‏اند. اخوان المسلمین مصر از اواخر دهه ۲۰ م. فعالیتش را به فلسطین گسترش داد و از آن پس و بویژه در سال ۱۹۴۸ م. /۱۳۲۷ ش. و سال‏های پس از آن، سهمی بسیار در مبارزات ضد صهیونیستی و اسرائیلی داشته است. اما كناره‏گیری تدریجی شعبه فلسطینی اخوان المسلمین از صحنه مبارزات سیاسی و پای فشاری بر تداوم فعالیت‏های فرهنگی، آموزشی و كادرسازی، منجر به جدایی جوانان انقلابی مخالف مشیِ مسالمت‏آمیز، از آن سازمان گردید.(۱۱)
جنبش جهاد اسلامی فلسطین (= حركهٔ الجهاد الاسلامی فی‏فلسطین)، نخستین انشعاب از اخوان المسلمین غزّه به شمار می‏رود كه این جدایی، تحت رهبری دكتر فتحی شقاقی(۱۲) و در ۱۹۸۰ م. / ۱۳۵۹ش.(۱۳) به وقوع پیوست. اساسی‏ترین شعار جنبش نوین فلسطینی، طرد شعار «فلسطین منهای اسلام و اسلام منهای فلسطین» است. برجسته‏ترین ویژگی این جنبش، بهره جستن از مشی مسلحانه راه نجات فلسطین است. اگر چه جنبش جهاد اسلامی با انجام عملیات اكتبر ۱۹۸۷ م. / ۱۳۶۶ ش. در محله شجاعیه غزّه، سهمی مهم در تولد انتفاضه داشته است، ولی پس از آن، خود تحت تأثیر انتفاضه قرار گرفت.(۱۴)
به اعتقاد شهید فتحی شقاقی، جنبش جهاد اسلامی سه مرحله را پشت سر گذاشته است:
مرحله اول: مرحله آماده‏سازی و بسیج از طریق كار سیاسی و مردمی و تبلیغ در مساجد و دانشگاه‏ها و اتحادیه‏ها و جزوات و اعلامیه‏ها و نشریه‏های مخفی. مرحله دوم: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه كه در ایجاد اعتماد به نفس مردم فلسطین تأثیری زیادی داشت؛ مانند درگیری شهادت طلبانه ۶/۱۰/۱۹۸۷ [م. ۱۳۶۶ ش.] با نیروهای صهیونیستی... مرحله سوم: جنبش جهاد اسلامی از روز اول و به طور روزمرّه در تمامی رویدادهای انتفاضه حاضر بود. هفته‏ها گذشت تا دیگر نیروهای اسلامی و ملی به پا خیزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شركت كنند.(۱۵)
واژه «حماس» (تأسیس ۱۹۸۷ م./۱۳۶۶ ش.) مخفّف عبارت «حركهٔ المقاومهٔ الاسلامیهٔ فی فلسطین» (= جنبش مقاومت اسلامی فلسطین) است. این سازمان یكی از برجسته‏ترین سازمان‏های فلسطینی ضد صهیونیستی است. «حماس» گاه به عنوان نامی برای اخوان المسلمین غزّه و كرانه غربی و گاه برای جناح یا شعبه‏ای (نظامی) از جناح‏ها و شاخه‏های اخوان المسلمین به كار می‏رود. به اعتقاد ابو غنیمه - از چهره‏های اخوان المسلمین اردن - حماس جنبشی ، نوین نیست، بلكه جنبش مادر، كه حماس به آن گرایش دارد، جنبش اخوان المسلمین است.(۱۶)
به هر حال، حماس جنبشی است كه برای نجات فلسطین، بیش از دیگر جنبش‏ها - به غیر از جنبش جهاد اسلامی - بر مردم متكی است و برای مبارزه فرهنگی و سیاسی، بیش از جهاد نظامی اهمیت قائل است و از این رو، با جنبش جهاد اسلامی متفاوت است. حماس با ساف(۱۷) و سازمان‏های دیگر فلسطینی، به رغم وجود پاره‏ای اختلافات (مانند مخالفت حماس با ناسیونالیسم عربی) همزیستی مسالمت‏آمیز دارد. به دیگر سخن، حماس تحت رهبری معنوی شیخ احمد یاسین، به جنبش‏های ملی و غیر مذهبی نیز احترام می‏گذارد و مادام كه آن جنبش‏ها اختیار خود را به دست شرق كمونیست یا غرب صلیبی ندهند، حماس دست آنان را می‏فشارد.(۱۸)
حماس از نظر گستردگی فعالیت‏های غیر نظامی، میزان امكانات، بهره‏مندی از كمك‏های مالی دولت‏های عرب و مسلمان و برخورداری از وسائل تبلیغاتی، توانمندتر از سازمان یا جنبش جهاد اسلامی است. در عوض، فعالیت نظامی و محبوبیت اجتماعی جهاد اسلامی، بیش از حماس است. با این همه، هر دو سازمان در مخالفت با صهیونیست، تشكیل دولت اسلامی و آزادی همه سرزمین‏های فلسطین اشتراك نظر دارند.(۱۹)●انتفاضه و اسرائیل
قیام مردم فلسطین یا انتفاضه، تأثیری ژرف بر اسرائیل داشته است كه برخی از مهم‏ترین آنها عبارتند از:
۱. وقوع انتفاضه و ناكامی اسرائیل در سركوب آن، صلح‏خواهی را در اسرائیل بشدت تقویت كرده است به گونه‏ای كه این گرایش به صلح، موجب تأسیس مجلس صلح و امنیت در اسرائیل شده است. این مجلس، كه با حضور سی تن از فرماندهان نظامی اسرائیل تشكیل شده است، می‏كوشد ثابت كند كه چشم‏پوشی تدریجی از مناطق اشغالی (غزه و نوار غربی) نه به كاهش، بلكه به افزایش امنیت اسرائیل می‏انجامد.(۲۰)
۲. دولت اسرائیل برای خاموش كردن انتفاضه به روش‏های خشونت‏آمیز (مانند شكستن دست و پای تظاهركنندگان فلسطینی) پرداخته است. این موضوع مخالفت افكار عمومی جهانی و حتی واكنش یهودیان آمریكا را در پی داشته كه افزایش آن، نخست وزیر پیشین اسرائیل را وادار ساخت برای كاستن اضطراب و مخالفت جامعه یهودیان آمریكا به آن كشور سفر و اقدامات اسرائیل را توجیه كند، و بگوید «طغیان فلسطینیان نه فقط علیه مناطق اشغالی ، بلكه علیه موجودیت كشور اسرائیل است.»(۲۱)
۳. انتفاضه موجب بالا گرفتن اختلاف میان مسئولان اسرائیلی و پدید آمدن شكاف آشكار میان احزاب اسرائیل از یك سو و میان آنان و آمریكا از سوی دیگر شده است. به عنوان مثال، آمریكا برای خاموش كردن قیام مردم فلسطین، موضوع خودمختاری محدود فلسطینیان را در اراضی اشغالی پیش‏نهاد و شیمون پرز از این ابتكار آمریكا حمایت كرده؛ اما نخست وزیر دولت اسرائیل، شامیر، با این طرح به مخالفت برخاست.(۲۲)
۴. هزینه سركوب انتفاضه برای اسرائیل تكان‏دهنده است. صرف هزینه‏ای برابر با ۰۰۰/۶۵۰/۱ دلار در هر روز، بخشی از هزینه‏های سركوب قیام مردم فلسطین است. وانگهی، زیان‏های مستقیم و غیر مستقیم انتفاضه بر اسرائیل بسیار است كه زیان در بخش ساختمان‏سازی، كاهش درآمدهای ناشی از صنعت توریسم، تنزل سه در صدی تولید ناخالص ملی، كم شدن صادرات در اراضی اشغالی، كاهش سیزده درصدی ارزش پول اسرائیل، پایین آمدن هشت درصدی دستمزدها و كسری تراز بازرگانی، از آن جمله است. همچنین، قیام انتفاضه موجب افزایش بیست و دو درصدی تورم، صعود رقم بیكاری به ۲/۷ درصد و افزایش هزینه‏های نظامی شده است. مركز مطالعات استراتژیك دانشگاه تل آویو، از دست رفتن روحیّه ارتش، انتقاد اروپا و آمریكا از اسرائیل، تشدید خشونت داخلی و بی اعتبار شدن موقعیت بین المللی اسرائیل را از دیگر پیامدهای انتفاضه می‏داند.(۲۳)
●ساف و انتفاضه
تأثیر انتفاضه بر ساف، تأثیری چندگانه و پیچیده بوده است. وقوع انتفاضه ابتكار عمل مبارزه ضد اسرائیلی را از دست یاسر عرفات بیرون آورد. انتفاضه سازش‏كاری ساف را محكوم كرد و از این رو، موجودیت ساف را با تهدید رو به رو ساخت و به موقعیت این سازمان، به عنوان تنها نماینده مردم فلسطین، آسیب‏های جدی رسانید. از این رو تلاش یاسر عرفات برای متوقف ساختن انتفاضه به شكست انجامید. همچنین كوشش عرفات برای تغییر شیوه مبارزه انتفاضه از حالت خصومت‏آمیز به حالت مسالمت‏آمیز به جایی نرسید و مردم انقلابی فلسطین این توصیه عرفات را نپذیرفتند كه آنان باید به راهپیمایی‏های آرام تن در دهند.(۲۴)
دیگر آن كه، تضعیف یا حذف ساف به زیان اسرائیل است؛ زیان حذف ساف، اسرائیل را ناچار می‏سازد كه با اصول‏گرایان اسلامی، چون حماس رو به رو شود و با آنان بر سر مسائل فلسطین به مذاكره بپردازد. بنابراین، اسرائیل روش مسالمت‏جویانه ساف را بر منش خصومت‏آمیز گروه‏های اصول‏گرا، ترجیح می‏دهد و از این رو به استحكام روابط خود با ساف پرداخته است. این نزدیكی و گسترش روابط، نتایجی برای طرفین در پی داشته است؛ از آن جمله :
۱. اسرائیل برای گسترش نیافتن انتفاضه، با اعطای خود گردانی محدود غزّه‏اریحا (۱۹۹۳ م./۱۳۷۲ ش.)، اجرای آن (۱۹۹۴ م./ ۱۳۷۳ش.) و توسعه‏اش به كرانه باختری رود اردن (۱۹۹۵ م. /۱۳۷۴ ش.) موافقت كرد. پرز در این باره می‏گوید: «تعدادی از دوستان من و نیز بسیاری از دشمنان از من می‏پرسند با توجه به این كه سال‏ها به عنوان یك نظامی در ارتش اسرائیل خدمت كرده‏ام ـ در طول بیش از بیست سال ـ چرا به دنبال صلح هستم؛ برای این كه اسب تروای جنگ، دیگر عقیم شده است».(۲۵)
۲. گرایش اسرائیل به ساف، این سازمان را كه می‏رفت از صحنه سیاست حذف شود، دو باره زنده كرد. به عقیده پرز، عرفات به جایی رسیده بود كه جز مذاكره و سازش راهی دیگر نداشت. وزیر محیط زیست پیشین اسرائیل در این باره می‏گوید: «ساف در برابر حماس با اسرائیل متحد خواهد شد. دولت اسرائیل باید مركزیت فلسطین به رهبری عرفات را به رسمیت بشناسد؛ زیرا این سازمان اصلی‏ترین متحد ما در برابر جنبش حماس است.»(۲۶)
اعتقادات یكسان (مانند اصل توحید و نبوت) و نیز دشمنان یگانه (همانند آمریكا و اسرائیل ) و هدف‏های برابر (چون از میان برداشتن ستم و تباهی)، از مشتركاتی است كه زمینه تأثیرپذیری متقابل پدیده‏های انسانی را در جهان اسلام فراهم آورده است. اما وقوع انقلاب اسلامی، به مشتركات مسلمانان عمق بیشتری بخشید و بر میزان تأثیر گذاری هدف‏ها و آرمان‏های انقلاب اسلامی در كشورهای اسلامی چون فلسطین افزود.(۲۷)
●شاه و اسرائیل
برای فهم تأثیر انقلاب اسلامی بر جنبش‏های اسلامی فلسطین و انتفاضه، مروری كوتاه بر پیشینه روابط ایران و اسرائیل ضروری است.
یك سال پس از تأسیس اسرائیل، نخست وزیر ایران، رژیم اشغال‏گر قدس را به گونه «دو فاكتور»(۲۸) به رسمیت شناخت. در جریان نهضت ملی شدن نفت، همكاری دو كشور ایران و اسرائیل قطع شد، اما محمدرضا پهلوی در ۱۳۳۳ ش. دستور بر قراری همكاری و انعقاد نخستین قرارداد فروش نفت به اسرائیل را صادر كرد. این قرارداد نفتی، در ۱۳۳۶ ش. علنی شد و میزان صادرات نفت به اسرائیل طی سه سال پس از قرارداد به دو برابر افزایش یافت. با این حال، سطح همكاری‏های دو كشور، پیش از ۱۳۳۷ ش. محدود به همكاری‏های نفتی و اطلاعاتی بود. پس از ۱۳۳۷ ش. با خطری كه اسرائیل و ایران از اتحاد مصر و سوریه (جمهوری عربی متحده) احساس می‏كردند، به توسعه روابط سیاسی با یكدیگر پرداختند و هم از این رو، در ۱۳۳۷ ش. نخستین نماینده سیاسی اسرائیل وارد تهران شد و یك سال بعد، دفتر سیاسی ایران در تل آویو گشایش یافت. سر انجام شاه ایران در سال‏های پایانی دهه ۳۰ ش. در مصاحبه با سردبیر روزنامه كیهان، اسرائیل را تلویحا به رسمیت شناخت.(۲۹)
با روی كار آمدن هویدا در ایران (نخست وزیر) و سفر رئیس ستاد ارتش (عزروایزمن) و نخست وزیر اسرائیل (لوی اشكول) به ایران، روابط دو كشور گسترش یافت. شاه در ۱۳۴۶ ش. از كشورهای عرب درخواست كرد كه موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند. در ۱۳۴۸ ش. شركت نفت ماورای آسیا، برای تأمین نفت مصرفی اسرائیل و صادرات نفت ایران به اروپا، تأسیس شد. در همین سال شاه در مصاحبه با یك خبرنگار انگلیسی، آشكارا موجودیت اسرائیل را پذیرفت. افزون بر این، ایران در نزدیك شدن مصر به اسرائیل و انعقاد قرارداد كمپ دیوید، نقش مؤثری ایفا كرد.(۳۰)
همكاری رژیم شاه با اسرائیل با اعتراض روحانیون (مانند آیت‏اللّه‏كاشانی)، مردم، گروه‏های سیاسی (فداییان اسلام)(۳۱) و فلسطینیان و بویژه مخالفت آشكار امام خمینی(ره) رو به رو شد. شناسایی اسرائیل از سوی شاه نیز به واكنش آیت‏اللّه‏ كاشانی،(۳۲) شیخ شلتوت (رئیس الازهر مصر) و آیت اللّه‏ بروجردی و قطع رابطه مصر با ایران انجامید. با ورود امام خمینی(ره) به عرصه مبارزه سیاسی علیه شاه، فضای ضد اسرائیلی در ایران گسترش یافت. امام خمینی(ره) در سخنرانی عصر عاشورای ۱۳۴۲ ش. به شاه و اسرائیل حمله كرد. در ۱۳۴۳ ش. تمام گرفتاری‏های ملت ایران را ناشی از اسرائیل خواند. در ۱۳۴۷ ش. حكم جواز صرف بخشی از حقوق شرعیه (زكوات و صدقات) را برای تسلیح و تجهیز مجاهدان فلسطین صادر كرد. در ۱۳۵۲ ش. از كشورهای درگیر با اسرائیل خواست كه نبرد با اسرائیل را ادامه دهند و در ۱۳۵۷ ش. یكی از علل پیروزی انقلاب اسلامی را حمایت‏های بی حد و حصر رژیم پهلوی از اسرائیل دانست. شاید از این رو بود كه شهید فتحی شقاقی دبیر كل پیشین جنبش جهاد اسلامی فلسطین، گفت : «خطرناك‏ترین قضیّه قرن (مسئله فلسطین) در صدر اهتمامات ابر مرد قرن (امام خمینی(ره))قرار داشت.»(۳۳)
●فقدان مشروعیت سیاسی‏اسرائیل
در آغاز سال ۱۳۵۷ ش. نزدیك به بیست سال بود(۳۴) كه امام خمینی(ره) از نامشروع بودن اسرائیل سخن می‏گفت. ملت ایران نیز بر خلاف خواست رژیم ستم شاهی، از اسرائیل و عمّال آن متنفّر بود و تحت زعامت و رهبری امام خمینی(ره) هر گونه رابطه تجاری و سیاسی با آن رژیم را حرام و مخالف با اسلام می‏دانست. افزون بر این، ملت ایران، اسرائیل را به رسمیت نمی‏شناخت و هیچ حقی نیز برای موجودیت آن قائل نبود. سر انجام، نامشروع دانستن اسرائیل و دیگر مواضع ضد اسرائیلی نهضت اسلامی ایرانیان، چنان گسترش یافت كه این موضوع به یكی از زمینه‏های تحقق پیروزی انقلاب اسلامی مبدّل شد. امام خمینی(ره) در این باره فرمود:
یكی از علل قیام مردم مسلمان ایران علیه شاه، حمایت بی دریغ او از اسرائیل غاصب است... [بنابراین [یكی از جهاتی كه ما را در مقابل شاه قرار داده است، كمك او به اسرائیل است.(۳۵)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اسرائیل در دیدگاه ایرانیان، همچنان صهیونیسم كافر، صهیونیست تبهكار، دولت غاصب، جرثومه فساد و غدّه سرطانی بود. از این رو، كمتر از یك هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(ره) در دیدار با مقامامت بلند پایه فلسطینی، با شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» اولویت سیاست خارجی ایران اسلامی را مشخص كرد.
امام خمینی(ره) طرفداری از طرح استقلال و شناسایی اسرائیل را برای مسلمانان یك فاجعه می‏دانست، و مخالفت با آن را فریضه‏ای بزرگ بر می‏شمرد. آن امام بزرگ از یك سو مسلمانان را به مبارزه علیه اسرائیل فرا می‏خواند و به صراحت می‏گفت: «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.» و از سویی دیگر، به همه كسانی كه در پی شناسایی اسرائیل بودند، هشدار می‏داد كه از تأدیب ملت ایران بترسند.(۳۶)روابط ایران با گروه و حركت‏های فلسطینی، بر پایه مواضع آنها در قبال موجودیت اسرائیل قرار دارد. حمایت ساف در جنگ تحمیلی از رژیم عراق و سازمان منافقین، اگر چه به كاهش روابط ایران و ساف انجامید، هیچ گاه منجر به قطع روابط و یا عدم پذیرش ساف به عنوان تنها نماینده رسمی مردم فلسطین نشد. اما از هنگامی كه ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائیل دست برداشت و شعار مبارزه مسلحانه ضد اسرائیل را از منشور ملی فلسطین حذف كرد، دیگر ایران، آن سازمان را به عنوان تنها نماینده فلسطین به رسمیت نمی‏شناسد، و در برابر، قیام خودجوش انتفاضه، كه بر پایه رد موجودیت اسرائیل شكل گرفته است، از همان آغاز مورد حمایت رهبر، دولت و مردم ایران بوده است؛ به گونه‏ای كه جهانیان، ایران اسلامی را تنها حامی و پیشتیبان راستین آن می‏دانند.(۳۷)
●اسلام تنها راه نجات فلسطین
تبدیل مسئله فلسطین از مشكلی كه از طریق ناسیونالیسم و كمونیسم حل شود، به مسئله و راه حل‏های اسلامی، تحولی است نوین كه در دو دهه اخیر پدید آمده است. این تحول ناشی از آن است كه سال‏ها مبارزه كشورهای عرب و سازمان‏های فلسطینی در پناه روس‏ها، راه به جایی نبرده و به نجات فلسطین نینجامیده است. با مرگ جمال عبدالناصر و فروپاشی شوروی سابق، اندیشه ناسیونالیستی و كمونیستی كارایی اندك خود را در مبارزه ضد اسرائیلی از دست دادند؛ در حالی كه اسلام توانایی خود را در براندازی حكومت ۲۵۰۰ مسئله شاهنشاهی ایران و تأسیس حكومت اسلامی به اثبات رساند. بنابراین، جنبش فلسطین برای خارج شدن از بن بست مبارزه بی فرجام خود، اسلام را تنها ابزار كارآمد دریافته است. به عقیده شیخ محمد ابوطیر از روحانیان برجسته انتفاضه، تنها اسلام است كه راهگشای آزادی فلسطین است. جهاد اسلامی فلسطین نیز بر این باور است كه مسئله فلسطین، مسئله‏ای اسلامی است، نه مسئله‏ای ملی كه تنها مربوط به فلسطینیان باشد و یا مسئله‏ای عربی كه تنها به اعراب مربوط باشد.(۳۸)
نشانه‏هایی بسیار از تغییر ماهیت جنبش فلسطینی در دست است كه انتفاضه و شیوه و ویژگی‏هایش، یكی از آنهاست. وابسته نبودن انتفاضه به گروه‏های داخلی و كشورهای خارجی و جایگزینی یكی روش همه جانبه سیاسی، نظامی و فرهنگی به جای روش‏های صرفا مسلحانه یا مسالمت‏آمیز، تبدیل مساجد به منابع الهام بخش روح اسلامی، ثبات و پیوستگی مبارزان، گسترش شمار مساجد، توسعه حضور مردم در نمازهای جمعه و جماعات، انتشار مجله‏های انقلابی چون «الطلیعه الاسلامیه» و حمله مكرر به مشروب‏فروشی‏ها در دو دهه اخیر، از نشانه‏های رویكرد جنبش فلسطین به اسلام است.(۳۹)
یكی از رهبران سازمان جهاد اسلامی در این باره می‏گوید: «انقلاب ایران بود كه عصر جدیدی را پیش روی ما گذاشت و باعث شد كه به مسئله فلسطین تنها از زوایه خاص اسلام نگاه كنیم». از این رو، آنان امام خمینی(ره) را رهبر خود و انقلاب اسلامی را تنها وسیله برای نجات فلسطین می‏دانند. هانی الحسن، نخستین سفیر ساف در تهران می‏گوید: «ما فرزندان یك انقلاب هستیم و رهبرمان یكی است و او امام خمینی است.» و یاسر عرفات در این باره می‏گوید، «به نظر می‏رسد كه سرنوشت، چنین حتم كرده كه بیت‏المقدس به دست مردم غیر عرب آزاد شود.»(۴۰) البته اكنون، این دو، مواضع خود را تغییر داده‏اند.
●بازگشت حیات اسلام به فلسطین
تجدید حیات اسلام در جهان و بویژه در فلسطین، مرهون انقلاب اسلامی است. همچنین، سهمی توجه برانگیز از تجدید حیات اسلام در فلسطین متأثر از اقدامات جمهوری اسلامی ایران در باره فلسطین است كه پذیرش مقامات بلندپایه فلسطینی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، تبدیل كنسول‏گری اسرائیل به سفارت فلسطین، اعطای لقب سفیر(۴۱) به نماینده ساف در ایران، اعلام آخرین جمعه ماه مبارك رمضان(۴۲) به عنوان روز جهانی قدس، ارائه كمك‏های مالی و انسان دوستانه، حمایت‏ها و پشتیبانی‏های دیپلماتیك و سیاسی از جنبش فلسطین، مخالفت با طرح‏های سازش و صلح خاورمیانه، و تأسیس صندوق حمایت از مردم فلسطین و بخشی از این اقدامات به شمار می‏رود.(۴۳)
انقلاب اسلامی ایران انگیزه اصلی خیزش و رستاخیز اسلامی در فلسطین اشغالی، به‏ویژه در نوار غزّه و كرانه باختری رود اردن محسوب می‏شود. شیخ عبدالعزیز عوده، رهبر معنوی جنبش جهاد اسلامی، می‏گوید: «انقلاب [امام [خمینی، مهم‏ترین و جدیدترین تلاش در بیدارسازی اسلامی برای اتحاد ملت‏های مسلمان بود.» و نیز برژینسكی، مشاور امنیت ملی دولت كارتر می‏نویسد: «تجدید حیات اسلام بنیادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنجات ناشی از ایران امام خمینی، یك مخاطره مستمرّ برای منافع ما در منطقه‏ای كه حیات جهان غرب كاملاً به آن وابسته است، ایجاد كرده است.»(۴۴)
بنابراین، انقلاب اسلامی برداشتی نوین از اسلام و قرآن در جوامع اسلامی و نیز در جامعه سنّی‏مذهب فلسطین پدید آورد؛ چنان كه روند مخالفت با دولت‏های فاسد و سركوب‏گر را تشدید كرد؛ به مبارزه آشكار علیه آموزه‏های تحمیلی ضد دینی دامن زد؛ تلاش برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی را شدت بخشید؛ واكنش مسلمانان در برابر غرب و غرب‏زدگی را توسعه داد و یأس و ناامیدی سال‏های پایانی دهه ۷۰ م. / ۵۰ش. را از میان برد. یكی از مهم‏ترین علت‏های ناكامی ساف در مبارزات ضد اسرائیلی نیز برخوردار نبودن از درك شرایط نوینی بود كه انقلاب اسلامی در جهان آفرید. ولی به عكس ساف، حركت اسلامی نوین فلسطین، شیوه‏های انقلاب اسلامی را مبنای مبارزات ضد صهیونیستی خویش قرار داده است. شیخ اسعد تمیمی، از رهبران جنبش فلسطینی، بر آن است كه تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد اعراب علیه اسرائیل غایب بود و حتی مسلمانان در عرصه واژگان، مثلاً به جای واژه «جهاد» از واژه‏هایی همچون «نضال» (= مبارزه) و «كفاح» (= پیكار) بهره می‏جستند و انقلاب ایران، این حقیقت را كه «اسلام راه حل و جهاد، وسیله اصلی است» به سرزمین فلسطین رهنمون شد. شیخ عبداللّه‏ شامی، چهره برجسته اصول‏گرای فلسطینی می‏گوید: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اثری ژرف بر انقلاب و بر مردم فلسطین داشته است و پس از آن مردم فلسطین دریافتند كه برای آزادی فلسطین به قرآن و سلاح نیازمندند. این اندیشه، نخست در حركت جهاد اسلامی فلسطین راه یافت و سپس همین سازمان بذر آن را در سرزمین فلسطین افشاند.(۴۵)
●فلسطین و انقلاب اسلامی
تأثیر انقلاب اسلامی بر فلسطین به آنچه گذشت پایان نمی‏یابد، بلكه به موارد دیگر نیز می‏توان اشاره كرد كه عبارتند از:
۱. نظام اسلامی، كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شكل گرفت، به صورت بهترین نمونه و مهم‏ترین خواسته سیاسی مبارزان مسلمان فلسطینی در آمده است. این مبارزان برای بر پایی حكومت اسلامی، به شیوه‏های قهرآمیز و مسلحانه (مانند جنبش جهاد اسلامی) و یا راه‏های مسالمت‏جویانه (چون حماس) روی آورده‏اند. البته، این بدان معنا نیست كه همه مبارزان فلسطینی آشكارا خواهان حكومت اسلامی‏اند، بلكه برخی از گروهای فلسطینی در پی اجرای شریعت اسلامی‏اند ، نه استقرار حكومت اسلامی.
۲. جنبش اسلامی فلسطین، همانند انقلاب اسلامی ایران، از مسجد و اماكن دینی سرچشمه می‏گیرد و به همان جا ختم می‏شود. حتی دانشجویان انقلابی، حركت‏های ضد صهیونیستی خود را از مسجدِ دانشگاه‏ها سامان می‏دهند. بدین‏سان، مساجد رونقی تازه یافته و اجتماع نمازگزاران در مساجد افزون گشته ومساجد به مركز مخالفت‏های ضد اسرائیلی تبدیل شده‏اند و از این روست كه انتفاضه را «انقلاب مساجد» نیز گفته‏اند.
۳. امروزه پیروان انقلاب اسلامی بر لزوم وحدت همه قشرها و مذاهب برای نیل به پیروزی در جنبش اسلامی فلسطین پای می‏فشارند. انقلاب اسلامی ایران به پیروی از اسلام ناب محمدی(ص)، و انتفاضه به تأثیر از انقلاب اسلامی، وحدت را ابزار كارآمد برای نیل به پیروزی می‏دانند و از این رو، بر جنبه‏های اختلاف برانگیز پای نمی‏فشارند. در واقع، مسلمانان به توانایی اسلام در بسیج عمومی آگاه شده و به ناكارایی شیوه‏های روشنفكرنمایان غرب زده برای نجات فلسطین پی برده‏اند.
۴. تولّد و موجودیت برخی گروه‏های مبارزه فلسطین، چون جهاد اسلامی و حماس، وامدار انقلاب اسلامی است. این گروه‏ها از اخوان المسلمین مصر به دلیل ركود، رخوت و موضع انفعالی‏اش جدا شدند، تا با جذب و سازماندهی نوینی به مبارزه نظامی و سیاسی علیه اسرائیل بپردازند. با این حال، اخوان المسلمین فلسطین نیز كه از شیوه‏ای مسالمت‏جویانه پیروی می‏كرد، به تأثیر از انقلاب اسلامی، فعّالیت‏های فرهنگی، دینی و اجتماعی خویش را افزایش داده است.(۴۶)
پی‏نوشت‏ها در دفتر مجله موجود است.
نویسنده:مرتضی شیرودی
منبع: نشریه پگاه حوزه ، شماره ۷۷
منبع : خبرگزاری فارس