پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

رکاب


تا مدت‌های دراز انسان سوارکار تکیه‌گاهی برای پاهایش نداشت. رکاب برای بیشتر ارتش‌های بزرگ زمان باستان (ایرانیان و مادها، رومیان، آشوریان، مصریان، بابلیان، یونانیان) ناشناخته بود. سوارکاران اسکندر مقدونی به آسیای میانه راه گشودند بی‌آنکه بر پشت اسب و بر ریو زین، پایشان را بر چیزی قرار دهند. سوارکاران به هنگام تاخت و چهار نعل برای این که از اسب نیفتند مجبور بودند محکم به آن بچسبند. رومیان نوعی دستگیره در جلو زین تعبیه کردند که در سرعت زیاد تا حدی نگهشان می‌داشت؛ اما پاهایشان معلق می‌ماند و مجبور بودند محکم خود را به اسب بفشارند.
سوار شدن بر اسب بی‌رکاب هم کار ساده‌ای نبود. جنگاوران افتخارشان به هرچه بیشتر پریدن برای سوار شدن بر اسب بود؛ با دست چپ اسب را می‌گرفتند و خود را به بالا می‌جهاندند. امروزه نیز بعضی از سوارکاران اسب‌های لخت چنین می‌کنند. سواران زمان‌های قدیم برای سوار شدن از زوبین خود کمک می‌گرفتند ـ یا مثل پرندگان با نیزه خود را به بالا پرت می‌کردند و یا از برآمدگی روی زوبین به‌عنوان جای پا استفاده می‌کردند. در غیر این صورت، بر مهتر یا شخص دیگری پا می‌گذاشتند تا سوار شوند.
در حدود سدهٔ سوم پیش از میلاد، چینیان چاره‌ای اندیشیدند. با روش‌های فلزکاری پیشرفته‌شان رفته رفته رکاب‌های مفرغی یا آهنی ساختند. نام مخترعی به ثبت نرسیده است و فکر اولیه احتمالاً استفاده گهگاهی از حلقه‌ای از طناب یا چرم برای کمک به سوار شدن به وجود آمد. البته از این حلقه‌ها نمی‌شد به هنگام سواری استفاده کرد، زیرا اگر کسی می‌افتاد آنقدر کشانده می‌شد تا جان دهد. چنین حلقه‌هائی را شاید اولین بار چینیان، هندیان یا صحرانشینان آسیای میانه در همسایگی چین به کار برده باشند.
فکر رکاب شاید از استپ‌ها برخاسته باشد و رکاب محصول مردان مبتکری بوده باشد که زندگی‌شان بر پشت اسب سپری می‌شد. ظاهراً از سدهٔ سوم میلادی چینیان رکاب‌های فلزی کاملی می‌ساختند. قدیمی‌ترین تصویر بازمانده از رکاب، بر پیکرهٔ سفالین یک سوار کار دیده می‌شود که در مقبره‌ای در چانگشا (هونان) پیدا شده است و قدمتش به ۳۰۲ میلادی می‌رسد.
انتقال رکاب به غرب با مهاجرت‌های قبیلهٔ خوفناکی به نام روآن ـ روآن مقارن بود که بعدها به آوارها معروف شدند. سواره نظام ایشان بسیار کارساز عمل می‌کرد زیرا از رکاب‌های چدنی بهره می‌گرفت. در حدود نیمهٔ سدهٔ ششم، آنها رو به غرب رانده شدند و از جنوب روسیه گذشتند و بین رودهای دانوب و تایس (تیسا) سکنی گرفتند. در سال ۵۶۰ میلادی، آوارها تهدیدی جدی ضد امپراطوری بیزانس پدید آوردند و سواره نظام بیزانس برای مقابله با آنها کاملاً تجدید سازمان یافت. امپراطور ماوریکوس تیبریوس دستورالعملی نظامی به نام استراتگیکون در سال ۵۸۰ تهیه کرد و در آن فنونی را که سواره‌نظام می‌بایست فراگیرد مشخص کرد. او بر استفاده از رکاب‌های آهنی تأکید می‌کند ـ و این قدیمی‌ترین اشاره به رکاب در نوشته‌های اروپائی است.
رکاب سپس توسط وایکینگ‌ها و احتمالاً لومباردها به بقیه اروپا هم رفت. یک رکاب کودکانه به سبک آوارها در لندن از خاک بیرون آمده که یک وایکینگ به آنجا برده بود. اما استفاده از رکاب در اروپا (غیر از بیزانس‌ها و وایکینگ‌ها) تا مدت‌ها به تأخیر افتاد ـ به دلایلی که زیاد روشن نشده است. ارتش‌های کلاسیک اروپا ظاهراً تا اوایل قرون وسطی به سراغ رکاب نرفتند. شاید علتش عدم پیشرفت فلزکاری بوده، زیرا رکاب را می‌بایست نه از فلز ریخته‌گری بلکه از فلز کار شده تهیه کرد تا عمرش زیاد باشد؛ حال آن که تولیدکلان رکاب فقط با ریخته‌گری امکان داشت.
● رکاب‌ها
استفاده از رکاب‌ها ـ اهرمی که با پا فعال می‌شود ـ ظاهراً از خاور دور شروع شده است. رکاب انواع مختلف دارد پتک‌های رکابی اهرم‌های نوع اول هستند و دولاب‌های پره‌دار اهرم نوع دوم و رکاب بافندگی اهرم نوع سوم است. هنگامی که در اواخر سدهٔ ۱۴ میلادی بازو و میل لنگ با یکدیگر ترکیب شدند اهرم نوع سوم کاربرد فراوانی یافت.
منبع : مطالب ارسال شده