صالح اسکندری فرهنگ سیاسی متعارف در مردمسالاری های با کیفیت، محصول توافق نخبگان سیاسی بر ترمیم شکافهای موجود در جامعه و التفات به ظرفیتهای پنهان و آشکار برای تفاهم و درک متقابل است. اغلب اعتقاد بر این است که توزیع ارزشها، روشها و مهارتهای سیاسی در یک جامعه به سمت نقاط کانونی در حرکت بوده و این دگرگونی برای اغلب گروههای سیاسی قابل پذیرش است. دگرگونی در فرهنگهای سیاسی و گذار از ستیزه های فلسفی به سطوح سیاستگذاری در بیشتر اوقات کلید پیشرفت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع به حساب می آید و برای شهروندان خوشایند و امیدوارکننده است. طی چند روز گذشته سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشورمان - وی این روزها به شدت از جانب برخی گروهها برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری آینده تحت فشار است- با اتخاذ رویکردی متفاوت از گذشته تلاش نموده تا با ارائه قرائت خود از اصولگرایی در فرایند دگرگونی فرهنگ سیاسی کشور و توافق بر نقطه کانونی نظام اسلامی نقشی را بر عهده بگیرد و از قافله تحولات سیاسی عقب نماند. وی در گفتگو با یک پایگاه خبری با بیان اینکه انسان متعادل و مسئول، نمیتواند صاحب اصول و موازین مشخص و قابل دفاع نباشد، گفت: “به یک معنی همه ما اصولگراییم یا باید باشیم، ولی مهم این است که اصول و ارزشها چیست و نحوه پایبندی به آن به چه معنی است؟”خاتمی همچنین در جمع تعدادی از خبرنگاران گفت:” اصولگرایی این است که می خواهیم الگویی نشان دهیم که مناسب با وضعیت امروز دنیا باشد، مردم در عین پایبندی به دین و اخلاق، آزادی داشته باشند، زندگی خوب و آبرومندی داشته باشند و... .” این تلاش مثبت از جانب خاتمی در حالی صورت می گیرد که برخی گروههای افراطی و “بحران زیست” در صددند “ دعوای سختی” را برای انتخابات آینده ریاست جمهوری تدارک ببینند. تردیدی در این نیست که خاتمی یکی از فحول جریان دوم خرداد است و با عینک واقع بینی به فرهنگ سیاسی کشور می نگرد هر چند قرائت متفاوت و یا حتی مناقشه برانگیزی را از اصولگرایی ارائه دهد. عبور از تضادهای هویتی، ترمیم شکافهای موجود بین جریانات رقیب، تاکید بر وجود سلایق و علایق مختلف برای اداره کشور در سطوح سیاستگذاری و فرایندی، رقابت اخلاقی و عقلانی و ... سرنوشت محتوم فرهنگ سیاسی در ایران است. ایستار برتر فرهنگ سیاسی پیشرفته در ایران، اصولگرایی و پایبندی به شعارها و ارزشهای انقلاب اسلامی است. این استخوان بندی امکان یک رقابت اخلاقی و عقلانی را حول تامین هر چه بهتر منافع ملی، پیشرفت کشور و خدمت به مردم فراهم می کند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی دو سال پیش در تبیین اصولگرایی و شاخص ترین مولفه های آن فرمودند: “اصولگرایی در مقابل نحله های سیاسی رایج کشور نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم کنیم. اصولگرایی متعلق به همه کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست می دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.” رویکرد مثبت خاتمی به این معنا است که اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه در هم تنیده است. و توافق بر هویت سیاسی نظام مردمسالاری دینی، درک متقابل از مسائل اصلی کشور و پایبندی به مبانی انقلاب اسلامی برای هر دو جریان مهم است.