چهارشنبه, ۲۷ تیر, ۱۴۰۳ / 17 July, 2024
مجله ویستا


مصائب عبور از تونل کودکی


مصائب عبور از تونل کودکی
پوران درخشنده فیلمسازی که در دهه ۶۰ با پرداختن به کودکان کر و لال در دو فیلم رابطه و پرنده کوچک خوشبختی ، نام خویش را در میان مخاطبان خاص و عام سینمای ایران مطرح ساخت و با عبور از غبار موقعیت خویش را استحکام بخشید، در طول این سال ها ثابت کرده است که پرداختن به معضلات تربیتی و مشکلات و ناهنجاری های آموزشی و رفتاری افراد جامعه و بالاخص کودکان، دغدغه اصلی وی قلمداد می گردد. بطوریکه در اغلب فیلم هایش به طرح علل بروز این ناهنجاری ها و چگونگی تعامل و رودر رو گشتن با آن ها پرداخته است.
اگرچه در دو اثر واپسین درخشنده شمعی در باد ورویای خیس، مسائل پیش روی جوانان و مشکلات ریز و درشت زندگی آن ها نظیر استفاده از قرص های روانگردان و کشمکش های دوران بلوغ دست مایه فیلمساز قرار گرفته بود، رویکرد درخشنده در پرداختن به کودکان دارای سندروم دان ، نخستین تجربیات وی در عرصه فیلمسازی را در اذهان تداعی می کند.
پوران درخشنده در هشتمین ساخته سینمایی اش به منظور تعریف قصه اش ایجاد سه تعلیق را در دستور کار قرار داده است. تعلیق نخست با مساله ازدواج ایمان (شهاب حسینی) و نگار (الهام حمیدی) آغاز گشته و با طرح این موضوع که فرد سومی در زندگی ایمان حضور دارد که وی به او احساس ادای دین
می کند، سر و شکل پیدا می کند. اندکی بعد با ورود برادر ایمان، علی (علی احمدی فر) که مبتلا به بیماری سندروم دان است تعلیق نخست جای خود را به دومین تعلیق که پذیرش یا رد علی توسط دختر و خانواده اش می باشد، می سپارد.
در این لحظات درخشنده این مجال را می یابد تا به بهانه ورود نگار به مرکز توانبخشی ، گوشه هایی از زندگی روزمره و توانایی ها و ضعف های کودکان مبتلا به سندروم دان را به تصویر بکشد. انسان هایی که گویی دوران کودکی شان بسیار بیشتر از آدم های معمولی طول می کشد و این توفیق را یافته اند تا بیشتر از سایرین دوران شیرین کودکی را لمس کنند.
مشکلات فیلم از همین لحظات است که رخ می نماید. سکانس های کند و کشدار فیلم را از ریتم می اندازد و زمینه خستگی و دلزدگی تدریجی تماشاگر را فراهم می سازد. به عنوان نمونه می توان به سکانس های تبادل اس ام اس میان نگار و ایمان ، حضور ایمان در ماشین پدر دختر (هادی مرزبان) و. . . اشاره کرد که اختصاص دادن زمانی بیش از حد لزوم به آن ها ملال آور جلوه می کند.
جالب اینجاست که تعلیق دوم فیلم که زمان نسبتا طولانی را در بر می گیرد نهایتا با جمله نچسب و غیرقابل باور پدر نگار که من غیر از موافقت چه کاری می توانم بکنم! ، به شکل خام دستانه ای خاتمه
می پذیرد، این چنین است که فیلمساز آنچه را که در طول فیلم رشته است به سادگی پنبه می کند، بطوریکه گویی از ابتدا نیز معضل آنچنان پیچیده ای در کار نبوده است.
در حالی که با گذشت ،۷۰ ۸۰ دقیقه از فیلم ، به نظر می آید که زمان نتیجه گیری قصه نه چندان پرکشش فیلم فرا رسیده است، بناگاه سرو کله تعلیق سوم پیدا می شود. فرار علی از مرکز توانبخشی و افتادن وی در دام زن مواد فروش و شوهرش به یکباره فیلم را به سمت و سویی دیگر سوق می دهد. مساله سوء استفاده احتمالی از کودکان عقب مانده ذهنی و غلتیدن آن ها در دام بزهکاران اجتماعی که با نقش آفرینی جالب توجه زوج پانته آ بهرام و مهدی میامی همراه است ، می توانست با پرداختی افزون تر و البته عمیق تر ،جذاب ترین سکانس های فیلم را رقم زند. اما در کمال تاسف حضور دیرهنگام آن ها و تعجیل آشکار فیلمساز در به پایان رساندن فیلمی که مدت زمانش از حد معمول تجاوز کرده است ،مجال پرداخت بیشتر را از کارگردان می گیرد تا تعلیق سوم هنوز به نیمه نرسیده، پایانی نابهنگام را تجربه کند. شاید کمی کاستن از دقایق نه چندان مهم ابتدایی و میانی و محور قرار دادن سوژه های جذاب دقایق واپسین ، می توانست کارگشا بوده و فیلم را از حالت کسالت بار کنونی خارج کند. در شکل و شمایل کنونی فیلم بسان مسابقه فوتبالی می ماند که طی آن یکی از تیم ها با از کف دادن زمان قانونی مسابقه ، ناباورانه به پیروزی در وقت های اضافه آن هم با گل طلایی دلخوش کند.
در عین حال غیرقابل باورترین صحنه های فیلم در پایان بندی فیلم شکل می گیرد. جایی که حضور ناگهانی علی در میان بزرگراه های شهر و کمی بعد در حال عبور از تونل و تصادف قابل پیش بینی اش با یکی از ماشین ها ، در بیمارستان با سلامتی و بازگشت وی به زندگی همراه شده تا پایانی خوش را به تماشاگر القا کند. پوران درخشنده که فیلم را تقدیم به آن هایی کرده است که کفش های کودکی شان هنوز اندازه پایشان است ، فیلمسازی است که هیچ گاه گیشه را هدف قرار نداده و همواره تلنگر زدن به آدم های غرق در روزمر گی را مدنظر خویش قرار داده و از این منظر فیلمسازی قابل احترام و ارزشمند تلقی می گردد. امید است در آینده پرداختن به این زمینه ها با تامل و تعمق بیشتری همراه گردد تا این قبیل فیلم ها فارغ از بار تربیتی - آموزشی ، از دیدگاه هنری نیز ارزش های غیر قابل انکاری را دارا باشند.
فرهاد خالدار
منبع : روزنامه جوان