پنجشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 30 May, 2024
مجله ویستا


بحران هویت فردی در ایران


بحران هویت فردی در ایران
در دنیای امروز دنیایی که هر روز از سنت ها فاصله گرفته و به سوی مدرنیته می رود، در همه ابعاد زندگی شاهد دگرگونی و تغییر نقش ها در جامعه بشری هستیم. صحبت از برابری میان زنان و مردان و اصرار- به ویژه زنان- برای ایفای نقش های جنس مخالف این پرسش را در ذهن می آورد که نقش حقیقی زن و مرد در یک جامعه چیست؟، آیا زنان می توانند در عین زن بودن به ایفای نقش های مردانه بپردازند، بی آنکه هویت زنانه آنها دچار هرگونه آسیب اجتماعی شود؟،آنچه می خوانید تحلیلی است بر بحران و اختلالات هویتی جنسی در افراد که چگونگی و پیامدهای آن را بررسی می کند.
بحران هویت جنسی یک مساله اجتماعی است که بسیاری از مردم با آن دست به گریبان هستند و می توان آن را حالتی روانی اجتماعی یا وضعیتی ناسازگار به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی توصیف کرد که به سبب تضاد تجربیات درونی و بیرونی، فشارها، انتظارات و اغلب ایجاد اضطراب شدید به وجود می آید.
همچنان که رنج و ناسازگاری به ویژه در نوجوانان و جوانان از فشارهای متضاد، تردید یا بلاتکلیفی درباره خود شخص به صورت فردی و نقش فرد در جامعه ناشی می شود که در فرهنگ جامعه نیز آمده است. بنابراین هویت جنسی تلاش برای درک جنسیت یک فرد توسط چالش های درونی و تجربیات وی است. اما اینکه بحران هویت جنسی به راستی به چه معناست و چه چیز سبب پدید آمدن آن می شود، باید ابتدا هویت جنسی را احساس فرد در مورد دختر یا پسر بودن خود تعریف کرد و ناراحتی وی از اینکه چرا دختر یا پسر آفریده شده و اشتیاقش برای بودن در قالب جنس مخالف را بحران هویت جنسی نامید.
پژوهش ها نشان می دهند که این امر در دختران بیش از پسران وجود دارد. چرا که همواره در بیشتر جوامع به زن نقش های فرودست واگذار شده و حتی چهره قهرمانان نیز به صورت مردانه نمایانده می شود و هرگز زنی را نمی بینیم که به عنوان قهرمان معرفی شود.
در روانشناسی واژه Gender یک توصیف جامعه شناسانه از مردانگی یا زنانگی و به معنای جنسیت و نقش اجتماعی جنسیتی است و در برابر آن واژه سکس که به معنای گیرایی جنسی است قرار دارد. این دو واژه معمولاً به صورت مترادف به کار برده می شوند، اما می توانند به لحاظ کاربردی دو مقوله کاملاً متفاوت باشند. سکس را می توان یک ساختار بیولوژیکی نوع بشر توصیف کرد که در آن فرد مذکر دارای نشانه های مردانگی و فرد مونث دارای نشانه های زنانگی است.
هویت مردانه یک فرد مذکر از طریق رفتارهای ویژه ای قابل تشخیص است که این امر عموماً به چگونگی عملکرد جنسیتی بازمی گردد.
برای نمونه از فردی که به عنوان یک مرد شناخته می شود، انتظار کار بیشتر در خارج از منزل و داشتن خشونت ذاتی وجود دارد و این نشانه می دهد که او یک مرد بوده و ایده آل های مردانه دارد. در مورد یک زن هم انتظار می رود که وی موجودی احساسی، زودرنج و... باشد.کودک هنگامی که با اندام های دخترانه یا پسرانه متولد می شود، در مرحله ای است که هیچ شناختی از دنیا ندارد.
سپس با افزایش سن کم کم از واقعیت های ذهنی خود فاصله گرفته و با نخستین کسانی که به وی مراقبت های اولیه می دهند، به ویژه مادر خود ارتباط برقرار می کند. از حدود شش ماهگی این ارتباط دو طرفه تر می شود و پس از یک سالگی، واقعیت های فرهنگی و اجتماعی به صورت تعریف شده و شامل سنن، آداب و اخلاقیات ناشی از یک فرهنگ و تمدن هم به افراد منتقل می شوند.
بنابراین در طول تاریخ هرگز تعریف دقیقی برای زن یا مرد بودن وجود نداشته و حتی پیش آمده که در یک برهه زمانی تعریف زن یا مرد بودن متفاوت باشد. همچنین از این مساله می توان به عنوان «زنانه مردانگی» یاد کرد که در آن فرد به صورت بیولوژیکی یک زن است، اما حالات، حرکات و ایده های مردانه دارد که این خود نشانگر وجود یک بحران هویت جنسی است.
با این حال تا امروز که در قرن بیست و یکم به سر می بریم، تعریف زن و مرد هنوز هم دارای تفاوت هایی است و رفتارهایی که یک دختر یا پسر در جامعه بروز می دهد و جامعه نیز از وی انتظار دارد، متفاوت است. حتی نقش هایی که به هر یک از آنها داده می شود نیز تفاوت دارد. این امر به معنای زنانه یا مردانه بودن رفتار افراد بوده که ابتدا آن را خانواده و سپس جامعه تعیین می کند که این بیشتر تحت تاثیر آموزش ها و یادگیری هاست تا چگونگی اندام فرد.
هویت جنسی و شکل گیری آن در پسران و دختران متاثر از الگوبرداری، تلقین و مشاهده فرهنگ و موقعیت در جامعه است، چرا که اجتماعی شدن هر فرد به صورت خاصی بوده و از جامعه ای تا جامعه دیگر متفاوت است و امروز با توجه به گسترش رسانه های ارتباط جمعی دیدگاه های افراد دگرگون شده و نوجوانان و جوانان از روزنامه ، تلویزیون اینترنت و ماهواره الگوبرداری می کنند. قضاوت درباره دختر یا پسر بودن، متاثر از ویژگی هایی است که در فرهنگ یک جامعه وجود دارد که از کودکی در فرد درونی و به شخص القا می شود.
نتایج پژوهش ها نشان می دهند که هویت جنسی و نقش جنسی با هم متفاوتند، اما رابطه متقابل و مستقیمی بین این دو وجود دارد چرا که نقش جنسی عبارت است از آنچه فرهنگ و جامعه مرد یا زن بودن شخص را معرفی می کند، اما هویت جنسی در فاصله دو تا هفت سالگی شکل می گیرد و در رفتار جنسی نقشی اساسی ایفا می کند و اینکه فرد در ذهن خود می گوید دختر است یا پسر و خود را موظف به رفتارهایی مناسب با جنسیت خود می داند. رفتار اصولاً اکتسابی است و این خود ما هستیم که در مواجهه با واقعیات یاد می گیریم چگونه با آنها برخورد کنیم و در واقع رفتار امری است عینی در کنش و واکنش با بیرون. هنگامی که جامعه و خانواده نقش های دخترانه یا پسرانه را به افراد می آموزد، از آنها انتظار ایفای همین نقش ها را نیز دارد.
در نتیجه جنسیت اجتماعی با ویژگی های جنسیتی هماهنگ، متناسب و یکپارچه می شود. شرایط اجتماعی در ایفای نقش های اجتماعی بسیار موثر است و زمانی که فرد وارد اجتماع شده و شرایط اجتماعی را درک می کند، هویت جنسی اش شکل گرفته است. به طور کلی زمانی که آ گاهی رسانی در جامعه به صورتی است که نقش های فرادست و فرودست فاصله اش کمتر است و احساس شرم و حقارت از اینکه فرد جنسیت دست دوم داشته باشد و این آگاهی که در جوامع دیگر چه نگرشی به زن و مرد دارند، با نقش های سنتی خود دچار تعارض خواهد شد.
هنگامی که برخلاف آگاهی رسانی که وجود دارد و افراد از جوامع دیگر باخبر هستند و می بینند که جامعه خودشان به آنها نقشی را تحمیل می کند که به نظر حقیرانه می آید، شرم زده شده و می کوشند با آن مبارزه کنند چرا که از سویی از دنیای بیرون درباره ناخوشایندی نقش فعلی فرد آگاهی داده می شود و از سوی دیگر همین نقش به وی تحمیل می شود.
در بخش آسیب های اجتماعی دختران بسیاری را می بینیم که کاملاً نقش های جنسیتی آنها پسرانه است و هنگامی که وارد کارهای خلاف می شوند، از ظاهر و رفتاری پسرانه استفاده می کنند. در خانواده ها و زندگی زناشویی اساس بسیاری از اختلافات به تعاریفی بازمی گردد که افراد از نقش جنسیتی دارند. امروز هر پنج مورد ازدواج یک مورد آن به طلاق می انجامد و این به سبب تغییر تعریف نقش های جنسیتی است.
در همین راستا نقش خانواده را نیز باید در نظر داشت که یکی از کارکردهای خانواده نقش آن در تشکیل هویت جنسی کودکان بوده و بی تردید تربیت درست جنسی تحت تاثیر مستقیم خانواده است. اصولاً هر فرد عاقل و بالغ باید از جنسیت خود راضی بوده و نیاز جنسی خود را از طریق غیرهمجنس ارضا کند. چگونگی برخورد با فرزندان و جایگاه زن و مرد در خانواده در نگرش فرزندان به نوع جنسیت خود تاثیر بسزایی دارد. متاسفانه در بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک ایران هنوز دیدگاهی سنتی به دختر و پسر دارند. برخی عقاید قالبی در خانواده مردان و زنان را در برابر هم قرار داده و سرمنشاء بسیاری از مشکلات می شوند. باورهایی همچون دختر نباید در جمع حرف بزند یا پسر اگر کار نادرستی انجام داد، اشکال ندارد، چون پسر است و... همه و همه ناشی از همین دیدگاه های سنتی است.
امروز موضوع هویت جنسی از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که چنانچه به خوبی شکل نگیرد، زندگی وی را تحت الشعاع قرار خواهد داد. متاسفانه با اینکه در قرن بیست و یکم هستیم و علم و تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده، هنوز هم در بسیاری از جوامع تفکری ایستا و منفعل نسبت به برخی از مسائل دارند. این طرز تلقی که زن زیردست، ضعیف و ناقص العقل است باید دگرگون شود و به دختر و پسر بیاموزند که نگرش های سنتی درباره هویت جنسی مرد و زن نداشته باشند.
مشکلی که امروز گریبانگیر بسیاری از خانواده هاست اینکه از سویی فرهنگ کار کردن زن در بیرون از خانه گسترش یافته و هم دیدگاه های سنتی به قوت خود باقی است. زنان پا به پای مردان در خارج از منزل کار می کنند و علاوه بر آن کارهای خانه را نیز انجام می دهند، اما مردان هیچ گونه مسوولیتی در قبال انجام کارهای خانه احساس نمی کنند و در برابر اعتراض همسر و ابراز خستگی وی از کار دو برابر او را از کار بیرون از خانه منع می کنند که این سبب دلسردی، سرخوردگی زن از زندگی و ناخشنودی از جنسیت خود می شود.
بسیاری از دختران به خاطر تبعیض فراوانی که از کودکی میان آنان و برادرانشان گذاشته می شده، دچار اختلال در هویت جنسی شده گرایش به مرد بودن پیدا می کنند. بسیار پیش می آید که برخی خانواده ها به هنگام جر و بحث خواهر و برادر به طور علنی طرفدار دختر یا پسر هستند و حتی موقع دادن پول توجیبی هم میان آنها فرق می گذارند که این امر سبب اختلال هویت جنسی و عدم اعتماد به نفس در کودک می شود.
گاهی هم پیش می آید که خانواده ها خواهان داشتن فرزند دختر یا پسر هستند و جنسیت نوزاد آنها مطابق میل شان نیست و برای جبران این مساله لباس های جنس مخالف را به کودک می پوشانند و در برابر رفتار خشن دخترشان اعتراضی نمی کنند.
بی تردید شکل گیری هویت جنسی پسران و دختران متاثر از یادگیری، مشاهده، الگوبرداری، تلقین و همانندسازی با سنن فرهنگی و اجتماعی است که در این میان برخورد بسیار مهم و در واقع اصل ماجرا است. خانواده مهم ترین نهادی است که فرزندان نگرش، ارزش و رفتار خود را از آن آموخته و در خود درونی می کنند و به وسیله ویژگی شخصیت آنان ساخته می شود. به هر حال بایدهایی در این زمینه وجود دارد که باید از میان برداشته شده و به یاد داشته باشیم که هرگز نمی توان همه تعاریف و باورها را برای هویت جنسی یک شبه تغییر داد.
منبع : روزنامه شرق