یکشنبه, ۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 19 May, 2024
مجله ویستا


بازی و بازیگوشی در کودکی‌


بازی و بازیگوشی در کودکی‌
راجع به بازی در دورهِ کودکی گفتگوی بسیار شده و پرسشی که توجه فلاسفه و روانشناسان را در قرن نوزده جلب کرده، این بوده است که بچهِ انسان یا حیوان چرا بازی می‌کند؟‌
برای جواب این پرسش سه تئوری اصلی برجا مانده که بی‌مناسبت نیست که جزئی اشاره به آنها بشود.‌
‌<اسپنسر> می‌گوید منظور عمده از بازی، خارج نمودن نیروی (انرژی) اضافی است.‌
کودک لگد می‌زند؛ می‌غلتد و جیغ می‌کشد، شاگرد دبستان پا به زمین می‌کوبد؛ می‌دود؛ می‌جهد و جوانان با یکدیگر کشتی می‌گیرند و به انواع بازیها مانند فوتبال و سه توپ می‌پردازند.‌
تئوری <استانلی‌هال> بیانگو تکرار تاریخ نژاد در رشد دورهِ کودکی است. ‌
مثلاً در تاریخ تمدن بشر دوره‌ای به نام دورهِ حجر و دورهِ دیگر به نام دورهِ مفرغ و غیره وجود دارد و چون کودک نیز باید این مراحل را بپیماید، لذا آموزشگاه باید شیوه‌هایی مخصوص برای تربیت کودک در هر مرحله قائل شود. کودک ۶ ساله که معرف دورهِ حجر است، باید بر کندن غار و کشیدن تصاویر خشن و بی‌موزون بوسیلهِ مداد ضخیم و دراز و ساختن خشت خام و غیره مشغول باشد. کودک ۱۱ - ۱۰ ساله باید با کمان و تیر و زنبیل ساختن و کوزه درست کردن سر و کار داشته باشد. زیرا نمایندهِ عصر مفرق است.‌
‌<ویلیام استرن> می‌گوید بازی غریزه‌ای برای رشد و نمو استعدادها بوده و یا تمرین مقدماتی برای اعمال آتی می‌باشد.‌
منظور این است که دختر کوچکی که به عروسک بازی علاقه دارد، به غیر عمد خود را آماده می‌نماید که در بزرگی از کودک پرستاری نماید و پسری که چکش بدست می‌گیرد و میخ را از نظر تفریح به در و دیوار می‌کوبد، خود را برای مشاغلی که باید عهده‌دار شود آماده می‌سازد.‌با کمی توجه معلوم می‌شود که در هر یک از این عقاید تنها پاره‌ای از آن را می‌توان پذیرفت. مثلاً اینکه بازی امری است مجزا از سایر اعمال و بنابراین محتاج به تئوری مخصوص است.‌
● بازی چیست؟
فلاسفه با هم توافق ندارند و روانشناسان نیز متفق‌القول نیستند.‌نویسندگان امروز می‌گویند بازی و کار دو نوع فعالیت جدا از هم نیستند و نمی‌توان حد فاصلی بین آنها قائل شد بلکه در هم تداخل دارند و گاهی هم تشخیص اختلاف میان آن دو ممکن نیست.‌
این که چه فعالیتی بازی و چه فعالیتی کار است مربوط به وضع نفسانی است که نتیجه تجربه شخص است.‌
● اصول بازی‌
۱) بازی خوشایند است، کودکان تندرست احتیاج به تشویق برای بازی ندارند. آنها از آن جهت بازی می‌کنند که می‌خواهند بازی کنند. بازی برای آنها هدف و غایت است. بیشتر اوقات بیداری آنها در یک نوع یا نوع دیگر فعالیت که رضایت خاطر آنها را فراهم می‌سازد صرف می‌شود. و رضایت خاطر از آن جهت حاصل می‌شود که فعالیت آنها لذت بخش است.‌
۲‌) بازی در بر دارندهِ آزادی است. در بازی فعالیت خود به خود و بدون فشار وجود دارد برای اثبات این موضوع دسته‌ای از کودکان را که از مدرسه بیرون آمده و به طرف خانه می‌روند، مشاهده کنید. اگر آنها را به حال خود بگذارند؛ وقت خود را بیهوده صرف نمی‌کنند و در گوشه‌ای به منظور استراحت نمی‌نشینند و سر به زیر به طرف خانه نمی‌روند، بلکه می‌دوند؛ فریاد می‌زنند؛ با هم کشتی می‌گیرند(همین فعالیت خود به خود است که راه را برای بازی دسته جمعی می‌گشاید).‌
این فعالیت از آن جهت که تحمیل بر شخص نشده‌ است رضایت خاطر را فراهم می‌سازد و این آزادی است که بازی را از کار مشخص می‌سازد.‌
۳) محرک در بازی قوی است. از مشخصات بازی فرح‌بخشی و آزادی است. اما هر رفتاری که لذت بخش و مفرح باشد، بازی نام ندارد. مثلاً غذا خوردن ممکن است تولید لذت کند ولی بازی نیست.‌
● ارزش بازی‌
بازی در دوره کودکی عبارت است از عکس‌العمل کودک در برابر محیط و تظاهر نیرو برای عملی که لذت‌بخش و مفرح باشد. کودک برای بازی خود دلیل ندارد و راجع به غایت و هدف آن از خود سوال نمی‌کند، بلکه از روی میل و خود به خود و با خوشحالی بازی می‌کند.
● ارزش بازی از بعدهای مختلف‌
وقتی کودک از یک بازی که فعالیت‌های مختلف دربردارد فارغ می‌شود، فواید بسیاری نصیب او شده است. بازیهای دوره کودکی مثل دویدن؛ جهیدن؛ بالا رفتن؛ خم شدن؛ پرتاب کردن؛ سرخوردن و غیره... همه موجب می شود که بدن کار خود را موثرتر انجام دهد. رشد عضلات بزرگ که در رشد بدنی اهمیت درجه اول را دارد، سریعتر صورت می‌گیرد.
علمای آموزش و پرورش می‌گویند یادگیری از طریق عمل کردن صورت می‌گیرد. هنگامی شخص موضوعی را فرا می‌گیرد که خود تجربه کند و اشیا را در محیط دستکاری نماید و حقایق راجع به آن موضوع را شخصاً کشف کند. براثر همین نوع فعالیتهاست که ابداع و ابتکار به وقوع می‌پیوندد. و کودک روابط نوین میان امور را کشف می‌کند و وقتی از محیط خود معلوماتی به دست آورد و روابط میان امور را درک کرد آنگاه پایه‌ای محکم برای یادگیری‌های بعدی بنا نهاده شده.
بازی یک امر اجتماعی است. کودک شیرخوار به محض اینکه بتواند بعضی از عضلات بدن را تحت کنترل درآورد به اطرافیان توجه می‌کند. همین که کودک بزرگتر می‌شود و تمایل به شرکت در بازی‌های دسته‌جمعی پیدا کند، می‌آموزد که شرط اساسی بازی با دیگران همکاری است و تابع دستورات گروه می‌شود. بنابراین ملاحظه می‌شود که بازی از طرق مختلف به اجتماعی شدن شخص کمک می‌کند.
اگر کسی بخواهد کودک را آنطور که هست. بشناسد، باید او را در موقعی که سرگرم بازی است، مورد مطالعه قرار دهد. در این موقع است که کودک کل شخصیت خود را ظاهر می‌سازد.
● فواید بازی کودک برای والدین‌
کودک در حین بازی شخصیت خود را بروز می‌دهد.
کودک از طریق بازی با عروسک آنچه را که از والدین دیده، بروز می‌دهد، مثلا خود را پدر و عروسک را فرزند به حساب می‌آورد و بعد با آن مدارا و مهربانی؛ پرخاش؛ دورویی؛ حیله‌گری و.... می‌کند.
الگوی او در فعالیتهایش والدین هستند و رفتار او تا حدود زیادی رنگ گرفته از رفتار و عواطف آنهاست. پس از راه بازی کودکان حتی عقیدهِ آنان را نسبت به والدین می‌توان دریافت.‌
● نقش بازی‌
در کودک حالت خودداری و خود مرکزی است و همه چیز را براساس محور خود می‌طلبد، همه کس را خدمتگزار و حامی خود می‌داند.
بازی و حتی گاهی اسباب بازی وسیله‌ای برای تعدیل این رفتار است.
بازی کودک را وامی دارد که نه تنها به خود بیندیشد، بلکه ارزش‌های دیگران را نیز به حساب آورد و از حالت خود پرستی بیرون آید، خودخواهی را به کناری بگذارد.
بازی‌ها قادرند نگرانی‌ها و اضطرابات درونی طفل را از میان بردارند و طفل را از قید رنجها و ناراحتی‌های روانی خلاصی بخشند.
بازی و تکرار آن وسیلهِ خوبی برای ایجاد عادات معین و ملکه شدن آن در آدمی است. خوبی‌ها، حقیقت‌های انسانی، همکاری، زندگی در جمع، کمک به جمع، تلاش برای احیای حق و مبارزه برای رسیدن به حق، همه و همه باید به صورت عادت درآیند.
● انواع بازی
برای کودک همه چیز بازی است، حتی سفره پهن کردن به گلدان آب دادن، بریدن، دوختن، شکستن، خراب کردن و غیره...
گاهی والدین می‌توانند داستانی را برای کودک نقل کنند که او آنرا هم نوعی بازی بداند. در همه حال باید دو نکته را در نظر داشت. نخست آنکه بازی در پرورش هوش و ذهن کودک موثر باشد و مهارتی به او بیفزاید و دیگر آن که در بازی سن و جنس فرد مورد نظر باشد. فی‌المثل برای بچه دبستانی بازی با آب، شن، خاک، سنگ، تخته، و... مهم است. آنها دوست دارند بسازند و خراب کنند؛ یا کودکان ۱۲-۷ساله بازی‌های گروهی را بیشتر می‌پسندند در جنبهِ جنسی هم می‌دانیم که پسران به بازی‌هایی چون معماری، رانندگی، مغازه‌داری، پلیسی علاقه مند هستند.
● اسباب بازی کودکان
عده‌ای گمان می‌کنند اگر در تهیه و خرید اسباب بازی برای بچه‌ها پول بیشتری خرج کنند و چیزهای بزرگ و گرانقیمت تری بخرند، بهتر به آنها کمک و محبت کرده‌اند، ولی واقع امر این چنین نیست. کودکان به تناسب سن و جنس نیازمند اسباب بازی‌های خاص هستند.
اسباب بازی باید تا حد امکان ارزان و بی خطرباشد تا کودک بتواند آزادانه آن را دستکاری کند. از سوی دیگر باید متنوع باشد تا کودک از بازی با آن احساس خستگی نکند و بالاخره باید اسباب بازی‌ها از انواعی باشند که علاوه بر پرورش جنبهِ ابتکاری در کودک، موجبی برای عقده گشایی و به حرف آوردن طفل باشند.
به نقل از روزنامه اطلاعات
از فاطمه مهرعلیان‌
منبع : وزارت آموزش و پرورش ایران