پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا


چشم انداز بازار نفت


چشم انداز بازار نفت
اقتصاد جهانی تاکنون سه شوک بزرگ نفتی را از سر گذرانده است. شوک نفتی سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ ناشی از جنگ اعراب و اسراییل و تحریم نفتی کشورهای عربی خاورمیانه؛ شوک نفتی سال ۱۹۷۹ که به دلیل انقلا ب در ایران به قطع صدور نفت منجر شد و شوک نفتی سال ۱۹۸۶ که این بار برخلاف گذشته، قیمت های نفت به شدت کاهش یافت. هریک از این شوک ها آثار و پیامدهای خاصی را برای اقتصاد جهانی و کشورهای مصرف کننده و تولید کننده نفت به همراه آورد.سال ۲۰۰۴ نیز، یکی از نقاط عطف در تاریخ بازار نفت جهان به شمار می آید. در این سال بهای نفت خام از آغاز روند افزایشی داشت و گاهی به بیش از بشكه ای ۵۰ دلار رسید. متوسط قیمت نفت سبد اوپک از آغاز سال ۲۰۰۴ تا نوامبر ۳۹/۳۵ دلار برآورد شد، حال آن که در سال ۲۰۰۳ این رقم ۹۱/۲۷ سنت بود که نشانگر ۵ دلارافزایش نسبت به سال گذشته بوده است. عوامل گوناگونی دخالت داشته اند که مهم ترین آنها مشکلاتی بود که دربخش های بالادستی و پایین دستی گریبانگیر بازار بود. یکی از این عوامل روبه رویی بازار نفت با میزان عظیم تقاضا بود. به گزارش آژانس بین المللی انرژی، افزایش تقاضای نفت در این سال به ۲ میلیون بشکه در روز رسید که در دو بخش جغرافیایی در بازار ایجاد شده بود. در آسیا، چین، هند و بخشی از آمریکا این افزایش تقاضا پیش بینی شده بود. آمریکا به دلیل سهولت در حمل و نقل و انتقال و دسترسی سریع تر به انرژی به دنبال نفت خام غرب آفریقا بود. از سوی دیگر،کشورهای مصرف کننده آسیا نیز خریدارهمین نفت خام بودند. در نتیجه بازار با افزایش تقاضای نفت این منطقه روبه رو شد. از سوی دیگر، برای حمل ونقل عظیم نفت، نیاز به نفتکش بود که بازار نیز چنین ظرفیتی را نداشت. پس از موضوع حمل و نقل، نخستین موضوع پالایش این میزان از نفت خام بود. میزان عظیم نفت خام باید در سیستم پالایشی وارد تا برای مصرف در چرخه صنعت آماده شود. این جا نیز مشکل دیگری ایجاد می شود و آن این که ظرفیت پالایشی جهان در سال۲۰۰۴ تنها ۸۲ میلیون بشکه در روز بود؛ در حالی که تقاضای فراوده های نفتی بیش از ظرفیت پالایشی در جهان بود. براساس برآورد اوپک، در سه ماه چهارم سال ۲۰۰۴ تقاضای نفت به ۳۶/۸۳ میلیون بشکه در روز رسید و روزانه ۱ میلیون و ۳۶۰ هزار بشکه به توان پالایشی جهان افزوده شد. تقاضای بنزین و فرآورده های میان تقطیر نیز به واحدهای تبدیلی نیاز داشتند كه به طور کامل مشغول به کارشوند و پالایشگاه های جهان چنین ظرفیتی نداشت. درنتیجه در بخش پایین دستی نفت نیز مشکل به وجود آمد، زیرا در سال های گذشته در بخش های پایین دستی و بالادستی نفت سرمایه گذاری های لازم نشده بود و نبود سرمایه گذاری به دلیل امید نداشتن به سودآوری بود. از سوی دیگر، در ۱۹ مارس۲۰۰۳ جهان شاهد حمله آمریکا به عراق بود. تشنج در منطقه خاورمیانه که یکی از مناطق مهم تولید کننده نفت در جهان بود، تنش بزرگی را در بازار ایجاد كرد. به ویژه پس از آن که موج مخالفت های ضد آمریکایی در کشورهای نفت خیز ایجاد شد و توجه بازار را هرچه بیشتر به خود معطوف كرد. عربستان که جزیره با ثبات منطقه خاورمیانه به شمار می رفت، دستخوش اعتراض های شدیدی شد؛ به گونه ای که پس از اشغال عراق ۹۰ نفر خارجی در این کشور کشته شدند. دامنه این اعتراض ها به مناطق نفت خیز در بندر ینبوع عربستان نیز کشیده شد؛ بندری که روزانه ۵ میلیون بشکه نفت از آن به خارج صادر می شد. موسسه کرل، عربستان را از نظر امنیتی در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، مثبت ارزیابی می کرد؛ عربستانی که با توجه به بیشترین ظرفیت مازاد تولید نفت، قرار بود به عنوان سوپاپ اطمینان عمل کند. بازار نفت در جهان تنها از ناحیه خاورمیانه دچار تنش و نا آرامی نبود. ونزوئلا نیز یکی از کشورهای صادر کننده نفت است که دچار نا آرامی های سیاسی طولانی است. ونزوئلا به دلیل نا آرامی های سیاسی به اعتصاب های صنعتی به ویژه صنعت نفت دچار شد. نا آرامی هایی که هوگو چاوز، رییس جمهوری این کشور را وادار کرد تا در رفراندوم ماه اوت این کشور شرکت کند. نروژ، سومین کشور صادر کننده غیر اوپکی نفت است که در اواسط سال ۲۰۰۴ با اعتصاب کارگران صنعت نفت خودش روبه رو شد. نیجریه وخرابکاری در خطوط لوله، تهدید به اعتصاب همگانی و توقف تولید در این کشور از دیگر عوامل روانی افزایش قیمت نفت در جهان بود و مدام بازار را تحت تاثیر قرار می داد. بحران و ناامنی در هریک از کشورهای تولید کننده نفت می تواند مخاطره آمیز باشد. این عوامل دست به دست هم داد و قیمت های نفت را به حد بی سابقه ای افزایش داد. تاثیر این عوامل روانی در بازار با توجه به ظرفیت مازاد تولید در کشورهای صادر کننده نفت ( اوپک) رو به کاهش بود. پیش بینی شده بود که تولید کنندگان غیر اوپک همواره از توان تولید نفت خود استفاده كنند و مازاد تولید نداشته باشند و در صورت نیاز به مازاد تولید، این وظیفه به کشورهای عضو اوپک محول شود. یعنی اگر در بخشی از دنیا ناگاه عرضه نفت کاهش یابد، کشورهای عضو اوپک وارد عمل شوند و آن را جبران کنند. افزایش تولید برای تعدیل قیمت ها سبب شد كه ظرفیت مازاد کاهش یابد و به ۱ میلیون بشکه و گاه به صفر برسد. از دیگر عوامل روانی افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، حضور آمریکا به عنوان نیروی اشغالگر در منطقه بود. نباید فراموش کرد رفتار مخاطره آمیز آمریکا در خلیج فارس مزید بر علت بود. اعلام طرح خاورمیانه بزرگ از سوی آمریکا، معلوم نبود که وضعیت بازار را به کجا بکشاند. در کنار همه این عوامل نباید از نظر دور داشت که آمریکا یکی از بزرگ ترین مصرف کنندگان نفت جهان است. براساس آخرین برآورد، آمریکا روزانه ۱۰ میلیون بشکه نفت خام وارد می کند. ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه فرآورده و در مجموع این واردات به ۵/۱۳ میلیون بشکه در روزمی رسد.از عوامل دیگر موثر در افزایش قیمت نفت، کاهش سطح ذخیره سازی نفت خام درجهان در سال های گذشته بود. همین عامل سبب شده بود تا پالایش گران و شرکت های نفتی شروع به پیاده کردن طرح ذخیره سازی به اندازه و به موقع کنند. هم زمان با این موضوع، ادغام هایی که در شرکت های نفتی و پالایشگاه ها به وجود آمده بود، سطح ذخایر نفت در جهان را کاهش داد. اعتصاب ها در ونزوئلا از نوامبر ۲۰۰۲ آغاز شد و تا چند ماه اول سال ۲۰۰۳ ادامه یافت؛ به گونه ای كه صدور نفت دراین کشور را به صفر رساند و تولید نفت در این کشور از روزانه ۳ میلیون بشکه به روزانه ۴۰۰ هزار بشکه کاهش یافت. ونزوئلا یکی از ۴ کشور تامین کننده نفت خام آمریکا است و با کاهش تولید در این کشور، سطح ذخایر استراتژیک نفت آمریکا نیز کاهش یافت وهیچ گاه به میزان پیشین نرسید. هربشکه نفت خام تولید شده در خلیج فارس برای آمریکا تقریبا ۱۰۰ دلار هزینه در بردارد (به انضمام هزینه های حفظ امنیت در این منطقه). نفت خام مصرفی آمریکا از ونزوئلا، مکزیک، عربستان سعودی و کانادا تامین می شود. کشورهای صادرکننده نفت ( اوپک ) از سال ۲۰۰۰ به بعد برنامه ای را معرفی کردند تا به وسیله آن از نوسان های قیمت نفت جلوگیری شود. براساس این برنامه، قیمت ۲۸ تا ۲۹ دلار برای سبد نفت اوپک تعیین شد. براساس سازکار جدید اگر قیمت نفت ازمرز ۲۲ دلار در هربشکه پایین تر بیاید، اوپک به مدت ۱۰ روز، روزانه ۵۰۰ هزاربشکه از تولید خود را کاهش می دهد و اگر قیمت ها از ۲۸ دلار در هربشکه فراتر برود، به مدت ۲۰ روز تولید کشورهای اوپک ۵۰۰ هزار بشکه در روز افزایش می یابد. هدف از این برنامه ریزی این بود تا از نوسان های قیمت نفت جلوگیری و سرمایه گذاری ها در صنعت نفت در محیطی آرام انجام شود که به نفع طرفین باشد. به نظر می رسد که اوپک با تجدید نظر در این سازكار می تواند برای مهار بازار استفاده کند، البته این كار بستگی به این دارد که تاچه حد کشورهای عضو اوپک در صدد حفظ قیمت های نفت باشند. از سوی دیگر، فشارهای سیاسی کشورهای مصرف کننده صنعتی برای کاهش قیمت ها بسیار سنگین و شدید است. عوامل روانی در بازار از عوامل عمده در افزایش قیمت نفت است و بدون این عوامل، بازار هیچ گاه شاهد چنین قیمت های بالایی برای نفت نبود، زیرا بنیادهای بازار از قیمت ها ی نفت تا این سطح حمایت نمی کرد. در پایان سال ۲۰۰۴ تا حدودی بحران ناشی از عوامل روانی در بازار کنترل شد، اما کاهش ذخایر فرآورده های میان تقطیر و آغاز فصل سرد همه نگاه ها را به سوی پیش بینی هوا در فصل سرد خیره کرد. اكنون برآنیم تا دریابیم كه آیا این افزایش بی سابقه قیمت را می توان نوعی شوک نفتی نام نهاد ؟ کارشناسان نفت به این پرسش پاسخ گفته اند. برای دستیابی به پاسخ این پرسش باید مقایسه ای میان افزایش قیمت نفت در سال ۲۰۰۴ و شوک های نفتی در دوره های قبل انجام داد. تفاوت بزرگ افزایش قیمت ها در سال ۲۰۰۴ این است که امروز در بازار با کمبود نفت روبه رو نیستیم. در حالی که در سال ۱۹۷۳ و جنگ میان اعراب و اسراییل و تحریم کشورهای نفت خیز عرب سبب کاهش عرضه نفت در بازار شد و یا درسال ۱۹۷۹ و انقلاب در ایران و قطع عرضه نفت در بازار یکی از عوامل کمبود نفت در بازار بود. شاید بتوان گفت عدم اطمینان ها و تنگناها در بخش های بالادستی و پایین دستی نفت سبب چنین افزایش قیمتی در بازار شده است. علاوه بر این، امروز اقتصاد جهانی تحمل چنین افزایش قیمتی را در بازار نفت دارد. برخلاف آن كه در دوران شوک های نفتی، چنین ظرفیتی در بازار وجود نداشت. به این ترتیب، نمی توان آن را شوک نفت تلقی کرد. علاوه بر این، افزایش کالاهای غیر نفتی وجود دارد که دلیل آن رشد اقتصادی در سال ۲۰۰۴ بود. همچنین کاهش ارزش دلار در برابردیگر ارزهای معتبرجهان، بخش عمده ای از ارزش درآمدهای ارزی ناشی از نفت را در کشورهای تولید کننده آن بی اثر کرد. امروزه ، قدرت خرید و فروش هر بشکه نفت خام در مقایسه با سال های گذشته متفاوت است. در دنیای امروز ارزش دلار پایین آمده و کشورهای تولید کننده نفت، کسری واردات خود را از اروپا تامین می کنند. در واقع کشورهای تولید کننده نفت از رهگذر این افزایش قیمت ها چیزی عایدشان نمی شود. تعدادی از تولید کنندگان نفت کشورهای خلیج فارس دارای نفت سنگین هستند و با توجه به این که نفت های سنگین به اندازه نفت سبک افزایش قیمت نداشته اند، این افزایش خود به خود تعدیل می شود. با توجه به همه این متغیرها نمی توان افزایش های قیمت نفت در سال ۲۰۰۴ را شوک نامید. اگر در سال ۲۰۰۵ اضافه تولیدی در بازارهای نفت به وجود نیاید و وضع به همین شکل ادامه یابد و حادثه خاصی سبب قطع یا وقفه در عرضه نشود، شاهد تمایل قیمت ها به سوی کاهش خواهیم بود. در این باره باید به نقش اوپک توجه داشت و آن را جدی دانست، زیرا به نظر نمی رسد کشورهای عضو اوپک با توجه به نیازهای اقتصادی شدید به درآمدهای نفتی خود، آمادگی پذیرش کاهش قیمت ها به زیر ۲۸ دلار را داشته باشند؛ با توجه به این که با کاهش ارزش دلار از درآمدهای نفتی آنها کاسته می شود. به این ترتیب، پیش بینی می شود که اگر روند نزولی قیمت های نفت ادامه یابد و به ۳۰ دلار برسد، بازار با دخالت کشورهای عضو اوپک روبه رو خواهد شد. کشورهای عضو اوپک در آغاز سال ۲۰۰۴ كوشیدند تا هر طور شده تولید خود را افزایش دهند و از ۱۸ میلیون بشکه در روز در ابتدای سال ۲۰۰۴ به ۳۰ میلیون بشکه در اواخر همین سال برسانند که این خود بخشی از افزایش قیمت را بی اثر کرد. به این ترتیب، کشورهای اوپک بیشترین تلاش خود را برای تامین تقاضای فزاینده نفت، اعمال کردند تا جایی که ظرفیت مازاد این کشورها تقریبا به صفر رسید؛ به گونه ای كه نخستین بار در طول عمر اوپک، دبیر کل و رییس اجلاس آن، برای تعدیل قیمت های نفت از کشورهای مصرف کننده خواست تا از ذخایر استراتژیک خود استفاده کنند و این خود نشان می داد که کشورهای تولید کننده توان بیشتری برای تولید نداشتند تا به وسیله آن به کاهش قیمت نفت کمک کنند. علاوه بر این، نباید از نظر دور داشت که قیمت های بالای نفت، کشورهای تولید کننده را به افزایش تولید و صدور ترغیب می کرد؛ به گونه ای که این کشورها از سهمیه های تولیدی خود در اوپک تخلف می کردند، زیرا عوامل روانی و تنگناها در بخش پایین دستی و بالادستی نفت سبب کاهش نفت در بازار شده بود. حتی دبیرکل اوپک اعلام کرد که کشورهای عضو می توانند بدون توجه به سقف تولید، نفت خود را روانه بازار کنند و با این اعلام، مجوز برای تخلف از سهمیه ها ی تولید را ارائه کرد. چنین وضعی را می توان در سال ۱۹۷۹یعنی وقوع انقلاب و قطع عرضه نفت درایران، حمله عراق به کویت در سال ۱۹۹۰ و سال ۲۰۰۴ یعنی حمله مجدد آمریکا به عراق مشاهده کرد

نویسنده : مریم طهماسبی
منبع : پایگاه اطلاع رسانی عسلویه