دوشنبه, ۲۵ تیر, ۱۴۰۳ / 15 July, 2024
مجله ویستا

فلسفه وجودی دانشگاه در نگاه امام خمینی (ره)


فلسفه وجودی دانشگاه در نگاه امام خمینی (ره)
درباره امام و دانشگاه بسیار سخن گفته شده است. در غالب این سخنان به جنبه‌های روبنایی اندیشه امام درباره دانشگاه توجه شده است و هیچ‌کدام به تحلیل فلسفه وجودی و شان هستی‌شناختی دانشگاه از دید امام توجه نکرده‌اند. نداشتن توجه به این جنبه از اندیشه در مطالعه آرا و سخنان اندیشمند یا رهبری دینی می‌تواند بستر آفات و آسیب‌های فراوانی باشد. توجه به سخنان مقطعی و زمانی و بسط آن سخن با شرایط زمانی و مکانی خاص خود به دیگر زمان‌ها با شرایط متفاوت، از جمله این آفات است. مسلم است که انسان‌ها در ارائه اندیشه‌های خویش در قالب مفاهیم و ادبیات رایج زمان خود و با توجه به نیازها و اقتضائات اجتماعی عصر خود سخن می‌گویند، اما باید توجه داشت انسان‌های بزرگ که دارای یک دستگاه فکری معین هستند، اگر حتی درباره جزیی‌ترین مسائل روزمره سخن بگویند، گفتارشان برآمده از جهان‌نگری خاص آنهاست. در برخورد با سخن چنین انسان‌هایی باید از سطح سخن به عمق اندیشه در پس آن و سپس از آن عمق به سطح حوادث با شرایط جدید حرکت کرد. روال عادی محققان و آنانی که به شکلی متخصصانه با متونی از این دست مواجه می‌شوند، آن است که از طریق خواندن متن از افق فکری خود، بدون در نظر گرفتن افق سیاسی و اجتماعی دوره آفرینش متن با بسط مفاهیم متن به زمان حال و شرایط کنونی متن را در واقع از نگاه خود بازآفرینی ‌کنند. اینان از سطح یک اندیشه یعنی جنبه‌هایی از اندیشه که در چارچوب زمان و مکان اسیر است یا به عبارت بهتر از جلوه‌های برونی یک تفکر به نتیجه‌ای جدید در بازخوانی خویش از آن اندیشه متناسب با زمانه جدید می‌رسند، در حالی که باید با توجه به گوهری‌ترین عنصر اندیشه هر متفکر موضع او درباره هر پدیده‌ای را تفسیر و جایگاه هستی‌شناختی آن اندیشه را از منظر او فهمید و سپس در صورت نیاز به برقراری گفتگوی تاریخی میان شرایط زمانی مختلف پرداخت. ما در این نوشتار با استفاده از گوهری‌ترین اندیشه امام، با استفاده از کلمات ایشان شان هستی‌شناختی دانشگاه را تبیین می‌کنیم.
● عرفان ، گوهری‌ترین اندیشه امام خمینی(ره)‌
امام(ره)‌ انسانی بود با ابعاد وجودی متفاوت، پرداختن ایشان به فلسفه، عرفان و فقه و سیاست، آن هم در بالاترین مراتب، نشانگر ظرفیت‌های وجودی این مرد بزرگ است. در میان همه این حیطه‌ها آنچه واقعا مبانی اندیشه‌ای ایشان را شکل داده، عرفان است. موید سخن ما انبوه آثار ایشان در این حوزه معرفتی است. لذا در مواجهه با سخن ایشان در موارد مختلف دیگر که جنبه‌ای روبنایی‌تر دارد، می‌توان به مبانی عرفانی ایشان توجه نمود.
● شان هستی‌شناختی دانشگاه در منظر امام(ره)‌
«آن معنایی که از علوم دانشگاه‌ها ما می‌خواهیم و آن معنایی که از علوم مدارس قدیمه ما می‌خواهیم، همین معنا نیست که در سطح ظاهر هست. متفکران ما همان سطح‌ ظاهر را دارند، در آن [کار] می‌کنند و بسیار هم ارجمند است کارهایشان؛ لکن آن‌که اسلام می‌خواهد این نیست. آنی که اسلام می‌خواهد تمام علوم، چه علوم طبیعی و چه علوم غیرطبیعی باشد، آن مقصدی که اسلام دارد، این است تمام اینها مهار بشود به علوم الهی و برگشت به توحید بکند. هر علمی جنبه الوهیت در آن باشد، یعنی انسان طبیعت را که می‌بیند خدا را در آن ببیند، ماده را که می‌بیند خدا را در آن ببیند، سایر موجودات را مشاهده بکند، خدا را در آن ببیند. آن که اسلام برای آن آمده است: برای برگرداندن تمام موجودات طبیعی به الهیت و تمام علوم طبیعی به علوم الهی. از دانشگاه‌ها هم این معنا مطلوب است. نه این‌که خود طب را البته طب هم باید باشد، علوم طبیعی هم همه باید باشد، معالجات بدنی هم باید باشد لکن مهم آن مرکز ثقل است که مرکز توحید است تمام اینها باید برگردد به آن جنبه الوهیت.»‌ (دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام، ص۴)‌
علم از صفات و اسماء‌الهیه است و امام دانشگاه را بیانی عرفانی از منظر این مظهریت از اسماء و صفات الهیه به تماشا می‌نشینند و معتقدند که دانشگاه باید در قوسی صعودی موجودات طبیعی را به علم الهی بازگرداند. این ماموریت الهی و فلسفه وجودی دانشگاه از دید امام خمینی(ره)‌ است و تمام وظایف و تعاریف دانشگاه و دانشگاهی را باید در پرتو این معنا تحلیل نمود. بنابراین بیان دانشگاه و دانشگاهی مظهریت از اسم عالم خداوند دارد، لذا شانش بازگرداندن امور طبیعی و مادی به علم است:‌ یعنی رویت حقایق امور، چنان که در عالم علم الهی مندرج هستند. در اندیشه عارفان مسلمان عالم دارای مراتب است و آنچه در زیر است حقیقتی در بالا دارد. اصل این حقایق در علم الهی در حضرت اعیان ثابته مندرج است و اعیان نیز ظهور اسماء الهی در حضرت علمیه هستند. معرفت حقیقی به اشیاء‌ و امور عالم دیدن مراتب بالاتر و حقایق این صور در عوالم ربوبی است و عرفان (شناخت)‌ یعنی همین. کار عارف در این نظام عبور از صور امور به حقایق آنها از طریق تزکیه است، تا آنجا که اشیاء و امور را چنان که هستند، ببیند. در این بیان امام دانشجو و استاد سالکانی هستند که با اقتدای به پیامبر عظیم‌الشان اسلام دائما جویای حقایق امورند که: اللهم ارنی الشیاء‌کماهی. برای رسیدن به چنین مقامی تزکیه و تهذیب نفس اولویت اصلی است و لذا هدف اصلی دانشگاه برای رسیدن به ماموریت الهی‌اش تزکیه است. امام با استفاده از آیه کریمه «ویزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه» را مقدم بر تعلیم می‌دانند و می‌گویند: «‌تزکیه، کتاب و حکمت هم در او به معنای حقیقی خودش، در نفس انسان نقش می‌بندد و انسان به کمال مطلوب می‌رسد.» (دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام، صص ۳۳ - ۳۲)‌
چنان که عارف در پرتو تزکیه به حقایق امور، چنان که در علم الهیه‌اند دست می‌یابد، دانشجو نیز از طریق تزکیه می‌تواند به این مرتبه دست یابد. از لوازم تزکیه غیر از کارکردی که در دریافت حقایق امور دارد، رسیدن به مکارم اخلاقی و توجه تام و تمام به حق است. انسانی که به مقام منیع تزکیه می‌رسد، در جایگاهی قرار می‌گیرد که از آن پس می‌تواند خلق را به خداوند و علم حقیقی دعوت کند. دعوت او دیگر مانند کسی نیست که باری از کتاب را چون چهارپایان بر پشت خود حمل می‌کند؛ اما هیچ بهره‌ای از او و دریافتی از آن ندارد؛ دعوت و هدایت او دعوت و هدایتی است واقعی و حتی باطنی. پس همان‌طور که انبیاء برای اتمام مکارم اخلاقی آمده‌‌اند، دانشگاهی را نیز وظیفه و شانی جز این نیست.
پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا این تقریر از دانشگاه منافی آموختن علوم ظاهری نیست؟
این که امام شانی الهی برای دانشگاه قائلند و آن را مظهر یکی از مهم‌ترین اسامی الهیه می‌دانند و دانشجو و استاد را چونان سالکی طالب به تزکیه برای دیدن حقایق امور فرا می‌‌خوانند، از باب تمهید و تذکر به اصحاب دانشگاه در باب شان و مقام کنونی آنان در عالم هستی است و این مقام کنونی با کسب علوم ظاهری منافاتی ندارد. امام نه تنها علم به صور ناسوتی اشیا را محل هیچ‌گونه ایراد و اشکالی نمی‌دانند، بلکه بر تلاش برای کسب آن تاکید می‌کنند، ولی معتقدم که علم ظاهری بدون آراستگی باطن محل نقد است. چنین علمی منجر به فساد خواهد شد. آموختن علم به صور ناسوتی از منظر فقاهت و سیاست موجب بریده شدن دست اجانب از کشور و حفظ عزت مسلمین است:‌ «اگر دانشگاه خالی از مردانی دانشمند و متخصص شود، اجانب منفعت‌طلب چون سرطان در تمام کشور ریشه دوانده و زمام امور اقتصادی و علمی ما را به دست می‌گیرند و سرپرستی می‌کنند.» (دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام، ص ۹)‌ از این منظر علم و عالم و دانشگاه که بستری است برای تربیت عالم و رسیدن به علم، جایگاهی ویژه در اندیشه سیاسی امام دارند.
با این توجه می‌توان گفت که موضع امام در باب دانشگاه دو جنبه دارد: یکی جنبه معرفتی آن است که مبتنی بر نظام جهان‌شناسی عرفانی و دیگری جنبه سیاسی و اجتماعی آن است که معطوف است بر استقلال و عزت مسلمین. جنبه نخست طبق بیان عرفا، شان یلی‌الربی دانشگاه و دیگری ماموریت اجتماعی و جنبه یلی‌الخلقی اوست. این جنبه یلی‌الخلقی در مسیر و جهت جنبه یلی‌الربی است. نگاهی به اسفار اربعه عرفانی از دید امام در فهم این سخن یاری‌‌رسان است:
«وعندی السفر الاول، من الخلق الی الحق، المقید برفع الحجب التی هی جنبه یلی الخلقی، و رویه جمال‌الحق بظهوره الفعلی الذی هوفی الحقیقه ظهور الذات فی مراتب الاکوان. واخیره هذالسفر رویه جمیع الخلق ظهور آیاته.
فینتهی السفرالاول، و یاخذ فی‌السفر الثانی. و هو من الحق المقید الی الحق المطق. فیضمحل الهویات الوجودیه عنده؛ ویستهلک الخلقیه بالکلیه لدیه؛ و یقوم قیامته الکبری بظهور الوحده التامه؛ و یتجلی الحق له به مقام وحدانیته و عند ذلک لایری الاشیاء‌اصلا و ینفی عن ذاته و صفاته و افعاله... ثم ان شملته العنایه الهیه ... ارجعته الی نفسه، فیاخذ فی‌السفر الثالث. و هو من الحق الی الخلق الحقی بالحق. ای، من حضره الاحدیه الجمعیه الی حضره الاعیان الثابه. و عند ذلک ینکشف له حقایق الاشیاء و کمالتها، وکیفیه تدرجها الی المقام الاول و وصولها وطنها الاصلی... ثم یاخذ فی‌السلوک فی‌السفر الرابع و هو من الخلق الذی هوالحق. ای من حضره الاعیان الثابته الی الخلق، ای الاعیان الخارجیه بالحق؛ ای بوجوده الحقانی مشاهدا جمال الحق فی‌‌الکل؛ عارفا بمقاماتها التی لها فی‌النشاه العلمیه؛ ...» (مصباح ۸۹ ‌- ۸۸)‌
اکتفای به علم صوری پیش از آغاز سفر نخست است و دانشگاهی که به این مقام بسنده کند در شرف فساد است. دانشگاه با تزکیه باید به سفر سوم برسد و بتواند حقایق امور و کمالاتشان و کیفیت وصول آنها به موطن اصلی‌شان را بنگرد و البته بهتر آن که با سفری دیگر اعیان خارجیه و ثابته را جمعا مشاهده کند. این مقام همان مقام همراهی دو جنبه یلی‌الربی و یلی‌الخلقی است. سوی خلقی ماموریت دانشگاه بدون توجه سوی الهی‌اش ابتر خواهد بود.
حضرت امام(ره)‌ با همین مبنا واژگانی چون تعهد، پرورش، تزکیه و تربیت را همواره در کنار واژگانی چون تعلیم، آموزش و تعلم به کار برده‌‌اند و بر اثرات سوء علم در نفوس تزکیه نشده تاکید کرده‌اند.
محمود شیخ
مراجع:
۱- خمینی، روح‌الله؛ دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی(ره)‌ تدوین حسنعلی احمدی فشارکی؛ تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)‌، ۱۳۷۶
۲- خمینی، روح‌‌الله؛ مصباح‌الهدایه الی الخلافه و الولایه با مقدمه استاد جلال‌الدین آشتیانی؛ تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)‌، ۱۳۷۶.
منبع : روزنامه کیهان