پنجشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 30 May, 2024
مجله ویستا

گریز از مدرسه برای همیشه


گریز از مدرسه برای همیشه
با توجه به اینکه اخیرا مسوولان آموزشی در برنامه ریزی های خود تاکید زیادی بر روی تغییر در کیفیت سیستم آموزشی، تغییر در کتب درسی و ترغیب هر چه بیشتر دانش آموزان به سمت پژوهش و روحیه پژوهشگری دارند سوالی که به ذهن می رسد این است که آیا بستر مناسبی برای تقویت این دانش آموزان و رسیدن به این منظور فراهم است؟
بیماری ای که مدتی است نظام آموزشی ما را گرفتار کرده، معضل ترک تحصیل دانش آموزان از گوشه و کنار مدارس است.
با توجه به عوامل اقتصادی و فقر مالی، مسائل درون خانوادگی هر کدام تاثیرات خاص خود را به یک دانش آموز در حال تحصیل تحمیل می کند و باعث فشارهای روانی برای ترک تحصیل دانش آموزان می شود. مطمئنا در این بین فضاهای آموزشی می تواند موثرترین عامل در ایجاد روحیه و علاقه برای ادامه تحصیل باشد.
به خصوص دانش آموزان مقطع راهنمایی که در سن عبور از بحران به سر می برند، چه از نظر آموزشی و چه از نظر سنی و روانی. اخیرا خبرهایی از بعضی مدارس پایتخت به گوشمان می رسد در خصوص ترک تحصیل دانش آموزان مقطع راهنمایی، حتی ترک تحصیل تعداد ۸ نفر از دختران مقطع راهنمایی فقط در یک مدرسه که آمار نگران کننده ای است.
بی تردید از این میان خانواده هایی هم وجود دارند که افکار متعارضی نسبت به کسب علم و تحصیل دارند و بر این باورند که داشتن سواد خواندن و نوشتن کافی است و به ناچار فرزندان خود را از ادامه تحصیل منع می کنند. در کنار این عده خانواده های دیگری هم وجود دارند که به دلیل فقر مالی و تعدد فرزند و اعتیاد فرزندان را از تحصیل باز می دارند و اگر تعدد فرزند وجود داشته باشد فرزندان را به منظور کم کردن اعضای خانواده وادار به ازدواج می کنند و یا به دلیل فقر مالی برای بهبود وضعیت اقتصادی آنها را از مدرسه جدا کرده و به کار می گمارند.
در این بین وضعیت دختران نامناسب تر از پسران است، چرا که منجر به ازدواج زودرس دختران می شود و یا به دلیل اعتیاد خانواده ها این دختران بینوا تبدیل به فروشندگان مواد می شوند که در پی آن خطر و آسیب جدی بیشتری تهدیدشان می کند اما این مشکلات تنها ناشی از خانواده ها نیست، بلکه به عملکرد آموزش و پرورش نیز بر می گردد. آیا این بی تفاوتی مسوولان آموزش و پرورش نیست که نه تنها از حقوق این دست از دانش آموزان برای بازگرداندنشان به سوی میز و نیمکت دفاعی نمی کنند بلکه آنها را به کانون های اصلاح و تربیت هدایت می کنند که مطمئنا آینده ای روشن در انتظار آنها نخواهد بود و انعکاس آن در جامعه پدید آمدن خانواده های طلاق، فرزندانی بزهکار و نهایتا جامعه ای ناسالم و نابهنجار است.
مسوولان آموزش و پرورش هیچ آماری در این سال های اخیر از تعداد دانش آموزان ترک تحصیل کرده ندارند و مسوولیت خود را نیز در ترک تحصیل دانش آموزان فقط در حد یک پیگیری ساده می دانند، در صورتی که طبق آیین نامه مصوب تحصیل تا دوره راهنمایی باید اجباری باشد! و حتی طبق آن برای والدینی که از تحصیل فرزندانشان ممانعت کنند جریمه نقدی ۱۰ میلیون ریالی در نظر گرفته شده است.
در این زمینه علی باقرزاده معاون آموزش و پرورش عمومی وزارت آموزش و پرورش به جوان می گوید: این قانون تصویب شده در ماده ۵۲ که در سال ۸۵ به تصویب رسیده قانون اجباری و رایگان به این معنا که در هر جایی آموزش و پرورش امکانات لازم را برای تحصیل دانش آموزان فراهم می کند و طبق آن والدین نیز به آن امر موظف اند و اگر دانش آموز با مشکلات مالی و فرهنگی روبه رو باشد مسلما از طریق مشاوره دادن و یا کمک هایی نظیر لوازم التحریر و هزینه های مدرسه و یا معرفی آنها به نهادهایی مثل کمیته امداد و بهزیستی و یا از طریق انجمن اولیا و مربیان مدرسه راهکارهایی معرفی می شود، مثل معرفی به خانواده های متمکن.
باقرزاده در ادامه در خصوص آمار ترک تحصیلان مقطع راهنمایی اظهار می کند: هر سال آمار ثبت نام شده و تعداد شرکت کننده ها ثبت می شود و در صورت اختلاف مدیر مدرسه موظف است که گزارش دهد یعنی یک گزارش سالانه.وی ادامه می دهد ترک تحصیل در طول سال اتفاق می افتد و خود وزارت آموزش و پرورش مایل نیست که گزارشی در طول سال بگیرد، همچنین ترک تحصیل یک واژه کلی است ولی قابل احصا نیست، چون ترک تحصیل زیر شاخه ای از افت تحصیلی است که ترکیبی از ترک تحصیلی ها ومردودی هاست و مشخصا آماری وجود ندارد.
معاون آموزش عمومی وزارت آموزش و پرورش در رابطه با کم کاری بعضی از مدارس در قبال دانش آموزان ترک تحصیلی می افزاید: دانش آموز به هر دلیلی اگر نتوانست مراجعه کند وظیفه مدیر مدرسه پیگیری است ولی اگر پیگیری هم نکرد تخلفی نکرده بلکه فقط قصور کرده. اگر دانش آموز نیامد مدیر موظف است به اداره معرفی کند و اداره هم بر اساس وظیفه به نهادهای مربوطه معرفی می کند و آنها نهادی هستند که به این نوع مشکلات رسیدگی می کنند البته آموزش و پرورش بر اساس تکالیفی که دارد سعی می کند موانع را برطرف کند، ولی در حد لوازم التحریر و پوشاک و یا خدمات مشاوره ای.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا با توجه به حساس بودن این مقطع هنوز مشاور، روانشناس و یا مددکار اجتماعی وجود ندارد بیان می کند، هنوز پست سازمانی مشاوره در این مقطع تعریف نشده، اگر چه بسیار ضروری است اما به دلیل محدودیت نیرو قادر به این کار نیستیم اما در طرح احیاء نقش راهنمایی و مشاوره معلمان در دوره راهنمایی دفاتر آموزشی داریم.
باقر زاده در خصوص آمار ۸ نفری از ترک تحصیلان در یکی از مدارس پایتخت تصریح می کند: بعید می دانم که این ترک تحصیلی در یک مدرسه باشد و اگر هم وجود داشته باشد باید به دنبال دلایل آن بود و اگر مشکل حادی باشد یعنی در مرحله درمان به ما ارتباط ندارد چرا که نهادهای دیگری تعریف شده اند تا به آن بپردازند.
اما به راستی مسوولیت مهم و سنگین آموزش و پرورش که خود را خانه دوم فرزندان معرفی می کند تا همین حد واندازه است و آیا باید آموزش و پرورش خود را این چنین از مشکلات دانش آموزان به دور نگه دارد و به راحتی از این امر مهم که تنها عامل شناسایی و کمک رسانی به این نوع دانش آموزان است شانه خالی کند.
به نظر می آید آموزش و پرورش وظیفه بیشتری داشته باشد.
شبنم عزیزی
منبع : روزنامه جوان