پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

قهرمانی از نقده


قهرمانی از نقده
اولین قایقران المپیکی ایران تنها چهار ماه پس از اینکه پاروزدن را یاد گرفت در آسیا قهرمان شد؛ ستاره یی که پس از ۱۰ ماه قایقرانی در مسابقات جهانی چین سهمیه المپیک گرفت. محسن شادی قایقران اهل نقده ایران اولین قایقرانی است که با سهمیه یی که خودش به دست آورده در این رقابت ها شرکت می کند. او با اینکه خیلی در دنیای قایق و پارو در رشته رویینگ شناخته شده نیست ولی می خواهد در پکن خودش را به همه بشناساند؛ «از المپیک به بعد همه مرا می شناسند.»
▪ وقتی سهمیه المپیک را گرفتی چه کار کردی؟
ـ خیلی خوشحال بودم. از خوشحالی زیاد هم می خندیدم هم گریه می کردم. من اولین قایقران ایران بودم که سهمیه المپیک را می گرفتم، خیلی برایم جالب بود که در حضور قهرمانان معروف این رشته پارو زدم و سهمیه گرفتم.
▪ شما را می شناختند؟
ـ نه آنچنان. البته من پیش از مسابقات جهانی شانگهای چین در مسابقات قهرمانی آسیا مدال طلا گرفته بودم ولی به خاطر سابقه کمی که دارم، کسی مرا نمی شناسد. حالا وقت زیاد است تا مرا بشناسند.
▪ واقعاً برای سهمیه المپیک به مسابقات شانگهای چین رفتی یا اینکه یک دفعه شانسی شد؟
ـ نه، شانسی هم مگر می شود در مسابقات آسیایی و جهانی پارو زد و سهمیه گرفت. آن هم با حضور قایقرانان چینی و هندی که همیشه قهرمان آسیا و جهان هستند. شانس این جور مواقع اصلاً جواب نمی دهد.
▪ واقعیت دارد که شما بعد از ۱۰ ماه قایقرانی سهمیه را گرفتید؟
ـ من از روز اول احساس می کردم که در قایقرانی نبوغ دارم.
▪ قهرمان ایران شدید؟
ـ پیش از اینکه در مسابقات قهرمانی کشور شرکت کنم و سه مدال طلا ببرم در مسابقات قهرمانی آسیا نفر اول شدم. مسابقات در کره جنوبی برگزار می شد و من بعد از چهار ماه آموزش نفر اول شدم.
▪ پس الان یک سال است که کلاً با دنیای قایقرانی آشنا شدید؟
ـ بله، فقط من خیلی جدی گرفتم و این طوری شد وگرنه اصلاً فکر نمی کردم این طوری شود.
▪ چطور با قایقرانی آشنا شدید؟
ـ خردادسال گذشته تیم ملی قایقرانی یک اردوی بلندمدت در سد حسنلو نقده برگزار کرد. من و چند تا از دوستانم که خبر مسابقات و اردو و قایقرانی را شنیده بودیم برای تماشا رفتیم. من خیلی علاقه نشان دادم. برایم جالب بود. از بچگی عاشق قایق و پاروزدن بودم. همیشه پای ثابت تمام کارتون هایی بودم که در آن آب و قایق و دریا بود.
▪ از همان اردوی سد حسنلو شروع کردید؟
ـ بله، مربی تیم ملی از من خواست سوار قایق شوم و پارو بزنم. خیلی تعجب کرده بودم. فکر کردم شوخی می کند ولی جدی حرف می زد. من هم رفتم پارو زدم و قبول شدم. سرعت و قدرتم خیلی خوب بود.
▪ پیش از قایقرانی در هیچ رشته ورزشی فعالیت نمی کردید؟
ـ فوتبال بازی می کردم و چند سالی هم کاراته کار می کردم، اما هیچ وقت حرفه یی ورزش نکرده بودم.
▪ قبلاً قایقرانی نکرده بودید؟
ـ نه، باور کنید برای اولین بار همان روز که مربی تیم ملی از من خواست پارو بزنم، سوار یک قایق درست و حسابی شدم. اصلاً اولین بار بود که قایق رویینگ را می دیدم. یک قایق دراز یک نفره که خیلی هم عجیب بود. با همه قایق هایی که در عمرم دیده بودم فرق می کرد.
▪ چه احساسی داشتید؟
ـ ذوق زده بودم. تا حالا نه قایق دیده بودم و نه پارو زده بودم. روز اول که سوار قایق شدم و خودم را در آب تنها دیدم، خیلی ترسیدم. چند دقیقه یی طول کشید تا به محیط عادت کردم. تنهایی پارو زدم. چند روزی طول کشید تا همه چیز برایم عادی شد.
▪ پس ترسیده بودید؟
ـ اولین بارم بود که یک حس جدید را تجربه می کردم. تازه پارو زدن یک نفره آن هم در یک قایق عجیب و غریب کار ساده یی نیست. فقط اگر پارو کمی از حد معمول کج تر شود، باید از زیر آب بیرون بیایی.
▪ از افتادن در آب ترس نداشتید؟
ـ من همیشه ترسو بودم. ولی گذشته از شوخی کار سختی است. در مسابقات شانگهای چین که سهمیه المپیک گرفتم قایقران کره جنوبی که قهرمان المپیک هم هست ۲۵۰ متر مانده به خط پایان چپ کرد و رفت زیر آب و قهرمانی را از دست داد. باید حواست جمع باشد وگرنه اگر بخواهم بگویم که چند مرتبه در آب افتادم اصلاً باورتان نمی شود.
▪ در مسابقات قهرمانی چطور؟
ـ نه خدا را شکر تا حالا که چنین اتفاقی برایم نیفتاده. اگر هم بیفتد که عادی است.
▪ اگر در یک مسابقه مهم چپ کنید، چه کار می کنید؟
ـ هیچی فریاد می کشم. خیلی حرصم می گیرد، هم مسابقه را از دست می دهم، هم باید قایق را کولم بگیرم و شنا کنم که این قسمتش خیلی بدتر از دست دادن مسابقه است.
▪ قایقرانی چقدر در رویاهای کودکی تو نقش داست؟
ـ نقش داشت، ولی نه آن طور که شما فکر می کنید که صبح تا شب به قایقرانی و پارو زدن فکر کنم. این طوری نبود ولی از بچگی علاقه داشتم. مثلاً عاشق کارتون هاکلبری فین بودم. یادم می آید روزهای جمعه این کارتون را پخش می کردند و من هر جا که بودم خودم را می رساندم تا هاکلبری فین را ببینم. همیشه دوست داشتم ببینم بالاخره با آن قایقش کجا می رود و چه کار می کند. دوست داشتم مثل او یک روز زندگی روی آب را تجربه کنم ولی نشد.
▪ یعنی سعی کردید ولی نشد؟
ـ نقده یک رودخانه زیبا دارد که از وسط شهر می گذرد. این رودخانه نزدیک خانه ما بود. همیشه دوست داشتم یک قایق داشتم و می انداختم داخل رودخانه و تا آخر آن می رفتم. ولی هیچ وقت نشد. کمی هم برای اینکه به آخر رودخانه برسیم، اختراعات عجیب و غریب می کردیم.
▪ چه اختراعاتی؟
ـ مثلاً با لاستیک های قدیمی ماشین و چوب و الواری که پیدا می کردیم، یک بلم می ساختیم که دیدنش هر آدمی را به خنده می انداخت. به هر چیزی شبیه بود جز یک قایق که بخواهی سوارش شوی. آن قایق ها با آن قیافه شان حتی یک دقیقه هم روی آب دوام نمی آوردند، تا سوارشان شویم، از هم باز می شد. البته چوب ها و طناب ها را آب می برد ولی ما چند دقیقه یی با تیوب لاستیک خودمان را سرگرم می کردیم تا خیلی شرمنده بچه ها نشویم. آخرش هم خیس آب از رودخانه بیرون می آمدیم و دوباره از فردا کار قایق سازی ها شروع می شد.
▪ هیچ وقت فکر می کردید به اینجا برسید؟
ـ به کجا، من که هنوز به جایی نرسیده ام.
▪ اینکه حالا به مسابقات قایقرانی المپیک رسیدید.
ـ نه هیچ وقت. یعنی هیچ وقت به اینکه قایقران می شوم و در مسابقات جهانی شرکت می کنم، فکر نکرده بودم. از همان روز اول هم به این روزها فکر نمی کردم، اصلاً فکر نمی کردم موفق شوم، چه برسد به اینکه قهرمان آسیا شوم و سهمیه المپیک را بگیرم و حالا هم در المپیک پارو بزنم.
▪ در این مدت چقدر حرفه یی شدید؟ چقدر المپیک برایتان مهم شده؟
ـ خیلی زیاد. الان من به جایی رسیده ام که خیلی ها آرزویش را دارند. نباید این فرصت را از دست بدهم. المپیک جای بزرگان و قهرمانان ورزشی است، حالا که خدا این لطف را به من کرده چرا قدرش را ندانم. من این فرصت را به سادگی از دست نمی دهم.
▪ فکر می کنید در المپیک چه نتیجه یی می گیرید؟
ـ راستش را بخواهید من پیشگویی بلد نیستم.
منبع : روزنامه اعتماد