دوشنبه, ۴ تیر, ۱۴۰۳ / 24 June, 2024
مجله ویستا

تندبادهای خطر در افغانستان


تندبادهای خطر در افغانستان
در حالی كه ۳ سال است هرج و مرج بر عراق حكمفرمایی می كند، سیاستمداران كاخ سفید اغلب اوقات به افغانستان به عنوان میدان پیروزی خود در نبرد با تروریسم اشاره می كنند. حتی كسانی كه بابت موقعیت نیروهای ائتلاف در افغانستان نگران هستند، بر این ادعا پا می فشارند كه آمریكا در سازمان «ناتو» كه همواره از سیاست های آمریكا پیروی كرده است، در افغانستان استراتژی درستی را اتخاذ كرده اند و فكر می كنند مشكل بزرگی در این نقطه از كره زمین وجود ندارد. اما واقعیت آن است كه افغانستان در خطر تبدیل شدن به نسخه ای مشابه عراق قرار دارد. افغانستان كشوری است كه دولت آن در معرض فروپاشی است.
بی نظمی مسأله ای عادی در این كشور به حساب می آید و هرج و مرج كه از سوی القاعده حمایت و كنترل می شود، جای جای این مملكت را گرفته است. به علاوه سیاستی كه آمریكا در این منطقه اتخاذ كرده است، كاملاً ناقص و ناكافی به نظر می رسد. ما سعی كرده ایم افغانستان را با استراتژی افغانی پیش ببریم. اما آنچه اخیراً بیش از هر زمان دیگری آشكار است، این است كه گفته می شود تنها راهی كه با آن می توان كنترل این كشور را در دست گرفت و آن را به نقطه تثبیت رساند، اتخاذ سیاست پاكستانی است.
در مقاله ای كه بزودی در فارین افرز به چاپ می رسد و به قلم «بارنت رابین» از گزارشگران خبره افغانستان تهیه شده، آمده است: افغانستان كشوری در حال نزدیك شدن به نقطه حساس و پرمخاطره است. طالبان به نیروهای پیاده نظام مجهز شده اند حتی در برخی مناطق این كشور شاهد اجرای قوانین طالبانی هستیم یعنی حكومتی محلی كه دولت و دادگاه خود را دارد.
شورشی های طالبان اخیراً نیز به حملات انتحاری كه تاكنون در افغانستان سابقه نداشت، روی آورده اند و از ابزار و ادواتی استفاده می كنند كه مشابه آن در عراق دیده شده است.
آن طور كه رابین نوشته است ۳۵ درصد مدارس بخش جنوبی افغانستان تعطیل است. او علت چنین وضعی را ضعف در قدرت و سیاست لرزان دولت خوانده است و می گوید: «سربازان بین المللی كه در این كشور حضور دارند، چهره این كشور را شبیه كشوری ساخته اند كه از سوی نیروهای خارجی اشغال شده است و بی گمان افغان ها سرانجام چنین سیاستی از سوی خارجیان را پس خواهند زد.
رئیس جمهور افغانستان «حامد كرزای» و همتای او در پاكستان «پرویز مشرف» آشكارا بر سر چگونگی مبارزه دوباره با طالبان چالش دارند. مشرف، كرزای را متهم كرده است كه نیرو و امكانات لازم را ندارد و ضعیف برخورد می كند. در مقابل «كرزای» نیز «پاكستان» را مسبب تجدید قوای طالبان می داند و می گوید، پاكستان به طور منحنی از طالبان در مرزهای مشترك دو كشور و همچنین در داخل كشور پاكستان حمایت می كند. اینها چیزهایی است كه آنها به مأموران عالیرتبه غربی و ناظران بی طرفی كه در هر دو كشور حضور دارند، گفته اند و به عقیده من همان طور كه یكی از افسران عالیرتبه آمریكایی كه به دلیل حساسیت موضوع نمی خواهد نامش فاش شود، می گوید؛ «مدارك موجود حاكی است، حق با كرزای است».
آمریكا می خواهد این باور وجود داشته باشد كه اوضاع این كشور (افغانستان) رو به راه است اما تنها ذكر یك نمونه كافی است تا آشكار شود، آن طور كه آمریكا مدعی است، نمی توان به همه چیز خوش بین بود. «مشرف» یك فرد پیچیده است. او پاكستان را از خطر سقوط به موقعیت كشوری شكست خورده مصون كرده است. وی به شدت به اقتصاد، قانون، مذهب و حتی حقوق زنان در پاكستان حساسیت نشان داده است اما با نیروهای افراطی رو به رو است. به نظر می رسد، مشرف اعتقاد دارد تنها در یك بخش است كه باید به افراطیون اجازه دهد فعالیت روز افزونی داشته باشند. این بخش سیاست مشرف ناشی از ملاحظه عملیات آنها علیه دولت كرزای وحامیان غربی آن است. این بخش از دیدگاه پاكستان مسأله ای دیرینه و سنتی است. برپایه این اندیشه كه اساساً حاوی همان دیدگاه های افسران نظامی آن است، اسلام آباد معتقد است، بنیان نهادن یك استراتژی فراگیر ـ كه مبتنی بر وقایع داخلی افغانستان باشد ـ برای پاكستان حیاتی به شمار می آید. این دیدگاه مكانیكی ناشی از همان دیدگاه های ایام جنگ سرد است یعنی زمانی كه هندوستان و افغانستان به سمت اتحاد جماهیر شوروی گرایش داشتند و در راستای اهداف آن روز، ضد آمریكایی شده بودند و حالا نیز در اسلام آباد چنین تفكری وجود دارد كه با چنین گرایش هایی مقابله می كند و برپایه همین دیدگاه پاكستان باید به نیروهای خارج از افغانستان كمك كند زیرا در كابل تفكری ضد پاكستان ضد طالبان حاكم شده است. اینها واقعیتهایی هستند كه می توانند روشن كنند كه تا چه حد اسلام آباد مصر و معتقد است كه طالبان باید در سیاست خارجی افغانستان نفوذ پیدا كند.
بوش در ماه سپتامبر با هر دو رئیس جمهوری پاكستان و افغانستان دیدار داشت. در این میان «كرزای» مواضع محكم تری از خود نشان داد. او در قبال پیشنهادهایی كه شد، مقاومت نشان داد وحتی هشدار داد اگر آمریكا بخواهد او را مجبور به ترك افغانستان كند، كابل بیشتر به جانب روسیه و هندوستان كه در تضاد با پاكستان قرار دارند متمایل خواهد شد، «كرزای» همچنین به مشرف گوشزد كرد در حمایت اش از طالبان و دكترین ناسیونالیستی پشتو بازنگری كند. اما مشرف به دلیل وجود میلیون ها ناراضی پشتویی كه در این كشور حضور دارند، در تنگنا و فشار است.
آمریكا و «ناتو» باید «مشرف» را به سمتی سوق بدهند كه متوجه شود پاكستان در حال حاضر به نوعی دیگر از استراتژی نیاز دارد. استراتژی كه شاید عمیق نباشد اما محكم و استوار است.
اقتصاد پاكستان مدیون برنامه اصلاحاتی است كه ناشی از برنامه های نخست وزیر آن «شوكت عزیز» است.
انتظارها این است كه دو كشور پاكستان و هندوستان ، شبه قاره را به سمت دنیایی موفق پیش ببرند و موفقیت آن را تضمین كنند. جنوب آسیا می تواند هر روز بیشتر و بیشتر شبیه جنوبی ترین بخش آسیا شود كه اقتصاد آن با وجود مشكلات و تنش های تاریخی و منازعات مرزی رشد كرده است.
ایالات متحده همان طور كه ابتدا راه هایی برای موفقیت در افغانستان داشت اكنون به همان میزان، شكست در انتظار آن است. اگر واشنگتن قادر نیست «پرویز مشرف» را متقاعد كند كه طالبان را تضعیف كند، ناچار به این معنی است كه القاعده به عنوان تشكیلاتی كه توانسته حملات تروریستی را به سمت آمریكا و آمریكایی ها بكشاند، نیرویی دوباره خواهد یافت. این بخش از ناتوانی آمریكا فقط اعتبار آن را زیر سؤال نمی برد، بلكه مشكل این است كه در دراز مدت امنیت و سلامتی شهروندان آن را نیز به مخاطره خواهد انداخت.
نوشته: فرید زكریا منبع: نیوزویك
مترجم: بنفشه غلامی
منبع : روزنامه ایران