پنجشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 30 May, 2024
مجله ویستا


به بچه ها بگوییم که باخویشتنداری موفق می شوند


خویشتنداری فرزند شما، مقیاس خوبی برای اندازه گیری (تخمین زدن) میزان موفقیت او در آینده است. این كه او چطور می تواند استرس را كنترل كند و مسوولیت پذیر باشد، بستگی دارد به میزان سازگاری او با یكی از والدین (یكی از بزرگترها).
كودكان چگونه خویشتنداری را كه باعث موفقیت در مدرسه و زندگی می شود، می آموزند؟ شاید پاسخ تكاندهنده باشد. آنها خویشتنداری را از ما می آموزند. كارشناسان معتقدند تربیت مؤثر خیلی ساده انجام می شود و آن هنگامی است كه والدین نقش معلم یا الگو را ایفا می كنند. كودكان ما با سرمشق قرار دادن والدین و تقلید از آنها، تربیت می شوند. بچه ها با مشاهده رفتار والدینشان و نسخه برداری از آن می توانند اعتماد به نفس، قضاوت مناسب، همدلی با دیگران و خود نظمی (خویشتنداری) را یاد بگیرند و در خود رشد دهند (در خود درونی سازند). افراط و تفریط در تربیت جواب نمی دهد و كارایی ندارد. نه تنبیه سخت و نه رها ساختن فرزندان، در آموزش عزت نفس یا خویشتنداری، به آنها كمك نمی كند. هنگامی كه ما فرزندان را تربیت می كنیم، هدف، آموزش خویشتنداری است؛ نه فقط متوقف كردن موقتی رفتار نامناسب. گرچه تنبیه شدید و فریاد و تهدید، شاید برای لحظه ای رفتاری را متوقف كند؛ اما این اقدام ها سرانجام این پیام را به كودكان می رساند كه آنها بد هستند و شاید آنها را در آینده به رفتار بدتر سوق دهد. اگر داد و فریاد و رودست زدن، ابزار مناسبی برای كنترل كردن بچه ها بود، پس به نظر می رسید یك بار استفاده از آن باید مؤثر باشد؛ در حالی كه اغلب والدین كه از این روش استفاده می كنند، نتیجه نمی گیرند حتی اگر آن را ادامه دهند.
مراحل رشد: والدین باید به سن كودك توجه داشته باشند و سطح توقعشان را با سن كودك هماهنگ كنند. به عبارتی، آنها می توانند از سن كودك به عنوان راهنمای سطح توقع خود استفاده كنند. یك كودك نوپا در سن پر خطر دو سالگی، تلاش می كند راهی را پیدا كند تا بتواند سلامت آن را طی كند. یك نوجوان، جویای هویت و استقلال است. نوجوانان به راهی نیاز دارند كه در آن، هویت یابی و طغیان را به سلامت طی كنند؛ وگرنه ممكن است بچه های خیابانی و خرابكار را انتخاب كنند.
تكنیك هاك تربیت (انتظام): یك انجمن روان شناسی امریكایی این پیشنهادها را ارائه می دهد. والدین ناموفق، كودك را بدنی یا زبانی مورد آزار قرار می دهند و به او ضربه می زنند؛ اما این برخوردها مؤثر نیست و آنها شدیدا بهداشت روانی كودك و رشد بزرگسال را به خطر می اندازند. شرمنده كردن، تحقیر كردن و زدن كودك، نه تنها مفید نیست؛ زیان آور هم هست. فریاد و داد و بیداد بیش از حد، معمولا فقط میزان تعارض را افزایش می دهد و پذیرش و حرف شنوی كودك را از میان می برد. بدنام كردن كودك، برای او و خانواده مضر است؛ چرا كه او باور می كند بد است و در نتیجه بدرفتاری می كند. تهدید بیش از حد ممكن است به اعتبار شما لطمه بزند و فورا كودك یاد می گیرد برای شما ارزشی قائل نشود و به آنچه می گویید، اهمیتی ندهد.
در تكنیكهای تربیت صحیح، از یك الگو استفاده می شود، این كه شما چطور با ناكامی و استرس و مشاجره برخورد می كنید، بر فرزندتان تأثیر می گذارد. معین كردن محدودیت هایی كه به وضوح تعریف شود، بسیار مهم است. كودك باید بداند چه چیزی پسندیده و چه چیزی غیر قابل قبول است. تنبیهی مؤثر است كه درست مطابق تقصیر كودك باشد؛ نه كمتر، نه بیشتر. فرستادن كودك به رختخواب قبل از شام، به دلیل انجام ندادن تكالیف، مفید نیست؛ اما محدود كردن و یا حذف كردن برنامه تلویزیون برای چند شب، مناسبتر خواهد بود. پذیرفتن و بخشیدن اشتباهات، ویژگی ای است كه خیلی خوب به درد ما می خورد و برای ما كارایی دارد. وقتی كودكان سعی می كنند خیلی كارها را خودشان انجام دهند، بعضی از اشتباهات و خسارت های مالی را می توان پیش بینی كرد. به طور مثال، وقتی كودك سعی می كند ظرف بشوید، ظرفهای زیادی ممكن است بشكند. در مراحل مختلف رشد كودك داشتن انتظارات قابل قبول از توانایی های او، بسیار مهم است. مثلا از بچه های نوپا نمی توان توقع داشت از خودشان پذیرایی كنند یا مدت طولانی یك گوشه ساكت بنشینند. در آخر باید گفت: پدر و مادر برای نفوذ بر فرزندشان باید در شرایط مختلف، هم انعطاف پذیر و هم ثابت قدم باشند. كودكان باید محدود شوند؛ اما محدودیت هایی كه موجب رشد شخصیت و خلاقیت آنها شود.
منبع : بنياد انديشه اسلامي