سه شنبه, ۶ اسفند, ۱۳۹۸ / 25 February, 2020

مجله ویستا

به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی


به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی    به نزد جلالت چه شاهی چه شنگی
جهان پر حدیث وصال تو بینم    زهی نارسیده به زلف تو چنگی
همانا به صحرا نظر کرده‌ای تو    که صحرا ز رویت گرفتست رنگی
ز عکس رخ تو به هر مرغزاری    ز دیبای چینی گشادست تنگی
شگفت آهوی تو که صید تو سازد    به هر چشم زخمی دلاور پلنگی
ز جعدت کمندی و شهری پیاده    جهانی سوار و ز چشمت خدنگی
اگر خواهی ارواح مرغان علوی    فرود آری از شاخ طوبا به سنگی
به تو کی رسد هرگز از راه گفتی    بر نار و نورت که دارد درنگی
کیم من که از نوش وصل تو گویم    نپوید پی شیر روباه لنگی
من آن عاشقم کز تو خشنود باشم    ز نوشی به زهری ز صلحی به جنگی

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




روزنامه شهروندسایت ورزش سهسایت دیدارنیوزسایت همشهری‌آنلاینروزنامه دنیای اقتصادسایت مشرقخبرگزاری یورونیوزروزنامه ایرانروزنامه آفتاب یزدخبرگزاری مهر