یکشنبه, ۲۶ آبان, ۱۳۹۸ / 17 November, 2019
مجله ویستا

زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو


زلف معنبر برفشان گو جان ما بر باد شو    جعد مسلسل بر گشا گو بنده‌ای آزاد شو
چشم مکحل باز کن بر عاشقان افکن نظر    گو در میان مردمان عاشق کشی بنیاد شد
در خانقه سر خوش درآ گو شیخ شهر از دین برا    بگذر به مسجد گو خلل در حلقه‌ی زهاد شو
خالی کن اقلیم دلم از لشگر ظلم و ستم    گو در زمان حسن تو ویرانه‌ایی آباد شو
ای در دل غم پرورم صد درد بی‌درمان ز تو    یک مژده درمان بده گو دردمندی شاد شو
از خاطر من بر مدارای ناصح شیرین ادا    کوه غم آن سنگ دل گو محتشم فرهاد شو

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی






روزنامه همشهریسایت عصرایرانسایت آفتاب نیوزخبرگزاری ایرناوبگردی