
ورزش 3/صحبتهای پیمان حدادی در یک برنامه تلویزیونی، شفافسازی جامعی در خصوص شایعات استعفای اوسمار لوس ویرا از هدایت پرسپولیس به دلیل جریمه مالی ارائه داد. واکاوی ریشههای ناراحتی اوسمار، فراتر از یک دلخوری ساده، نشاندهنده نبردی پنهان بر سر تعیین قلمرو در اردوگاه سرخپوشان است. ماجرا از انتشار یک بیانیه از سوی باشگاه پرسپولیس پس از شکست مقابل گلگهر آغاز شد.
در واکنش به دومین شکست متوالی که شانس صدرنشینی را از سرخپوشان سلب کرد، پس از بیانیه هیأت مدیره، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس با انتشار نامه هشتبندی و شبانه خطاب به مدیر تیم و معاون ورزشی اعلام کرد که تصمیمات جدیدی را در این خصوص اتخاذ کرده که بخشهایی از آن بسیار عجیب و بیسابقه است.
در این نامه 20 درصد از قرارداد بازیکنان تیم پرسپولیس کسر و به آنها اعلام شده که تنها در صورت پیروزی در سه دیدار آینده تیم پرسپولیس این جریمه لغو شده و مورد بخشش قرار خواهد گرفت.
بعد از این بیانیه بیسابقه، اوسمار بشدت از مدیریت باشگاه شاکی شد و خیلیها دلیل این موضوع را «مالی» میدانستند اما حدادی در مصاحبه اخیرش صراحتاً اعلام کرد که جریمه ۲۰ درصدی و مسائل مالی، علت اصلی ناراحتی سرمربی نبوده است؛ بلکه انتشار بیانیهای هشتبندی از سوی باشگاه، بدون هماهنگی با نفر اول کادر فنی، آتش این اختلافات را شعلهور کرده است.
حدادی مدعی است که جریمه بازیکنان به دلیل نتایج ضعیف، حقی قانونی و در حیطه وظایف مدیریت باشگاه است اما نکته استراتژیک اینجاست، وقتی بیانیهای صادر میشود که در آن از «کمکاری بازیکنان»، «بررسی علت مصدومیتها» و «تغییرات در نقلوانتقالات» سخن به میان میآید، آیا این یک تصمیم صرفاً مدیریتی است؟
اوسمار به درستی معتقد است که هرگونه قضاوت درباره کیفیت بازی بازیکنان یا ریشهیابی مصدومیتها، مستقیماً به دانش و مسئولیت فنی او بازمیگردد.
وقتی مدیریت بدون نظرخواهی از سرمربی، حکم به کمکاری بازیکن میدهد، در واقع اقتدار سرمربی را در رختکن خدشهدار کرده است. مرز باریک بین «حیطه مدیریتی» و «حیطه فنی» در پرسپولیس چنان مخدوش شده که حالا سرمربی احساس میکند هویت تخصصیاش زیر سؤال رفته است.
این ادعا در مرحله اول چندان غلط هم نیست و باشگاه وقتی میخواهد تصمیمی اتخاذ کند که به حیطه فنی هم باز میگردد بهتر است با سرمربی به عنوان مسئول اول فنی تیم مشورت کند.
مشکل پرسپولیس نه در عدد و رقم جریمهها، بلکه در فقدان «فرهنگ مشورت» نهفته و مدیریت باید بداند که سرمربی، پیمانکار نیست، بلکه معمار تیم است. نادیده گرفتن او در تصمیماتی که مستقیماً روی روحیه و عملکرد تیم اثر میگذارد، نتیجهای جز بیثباتی و ایجاد فضای دوقطبی نخواهد داشت.
اوسمار از این بیانیه هشتبندی بشدت ناراحت شده بود و تا حدودی هم حق داشت، البته که باشگاه نیز باید از نظر مدیریتی اقدامات خود را انجام دهد و از این نظر حق باشگاه محفوظ است اما با یک مشورت ساده میشد به درستی این موضوع را مدیریت کرد تا هم باشگاه اقدام مدیریتیاش را انجام دهد و هم سرمربی تیم ناراحت نشود.
به نظر میرسد تنها کلید چاره برای عبور از این بحران خودساخته، بازگشت به میز گفتوگو و احترام به سلسلهمراتب تخصصی است. اگر قرار است تصمیمی مدیریتی اتخاذ شود که ترکشهای فنی دارد، مشورت با سرمربی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای بقای آرامش در باشگاه است. مدیریت باید بیاموزد که قدرت، در تحکم نیست بلکه در هماهنگی است.
البته در همین راستا ظاهراً جلسه روز دوشنبه تا حدی راهگشا بوده و حدادی و اوسمار توانستهاند یکدیگر را متقاعد کنند که از این پس نحوه همکاریشان باید چگونه باشد اما باید در نظر داشت اتفاقات اینچنینی معمولاً پیامدهایی دارد که از مصدومیت گروهی از بازیکنان یا افت ناگهانی آنها خطرناکتر است و باید زوتر جمع شود.

منبع : آخرین خبر

















































