
روزنامه سازندگی/ «نجات از بحران» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم عبدالرضا فرجیراد است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
با آغاز اعتراضات اخیر در ایران و افزایش فشارهای خارجی، یک پرسش اساسی دوباره و با صدایی بلندتر مطرح شده است. راه برونرفت از این وضعیت کجاست؟ آیا ما عملاً به بنبست رسیدهایم، یا هنوز میتوان تصمیماتی گرفت که اوضاع را مهار و کشور را از مسیر فرساینده کنونی خارج کند؟
پاسخ روشنتر از آن است که گاهی وانمود میشود. ریشه بحران بیش از آنکه در بیرون از مرزها باشد، در داخل است. اگر گرهها در داخل باز نشود هیچ ابتکار خارجی کارساز نخواهد بود. سالهاست که هشدار داده میشود. انحصار تصمیمگیری، فاصله گرفتن از جامعه و بیاعتنایی به نقدها، سرانجام هزینههای سنگینی تحمیل میکند.
نخستین گام در شرایط کنونی، ایجاد احساس مشارکت در همه گروههای داخلی است. آزادی بخشی از زندانیان، باز شدن فضا برای فعالیت احزاب مختلف و مشورت با شخصیتهای سیاسی و مسئولان کارآزموده گذشته میتواند، پیام روشنی به جامعه بدهد. اداره کشور نباید در انحصار یک حلقه محدود باقی بماند. رؤسایجمهور پیشین، مدیران باتجربه و چهرههای ملی میتوانند در کنار هم بنشینند و برای آینده برنامهای طراحی کنند که با سرعت اجرا شود و فضای بهبود را در داخل شکل دهد. چنین فضایی میتواند، طرفهای خارجی را به عقبنشینی وادارد و حتی مسیر گفتوگوهای سازنده را هموار کند.
ما بیش از هر چیز به تصمیمات جمعی نیازمندیم؛ تصمیماتی که هم بر مسائل داخلی اثر بگذارد و هم بر سیاست خارجی و تحولات منطقهای. وقتی همه نیروهای مسئول و حتی منتقدان پایبند به اصل بقا و ثبات کشور در تصمیمسازیها نقش داشته باشند، طبیعی است که روندهای تنشزا کاهش مییابد و امکان مدیریت بحران فراهمتر میشود.
در عرصه اقتصاد، واقعیتها سرسختتر از شعارها هستند. تحریمها، کمبود منابع و پیامدهای یکسانسازی نرخ ارز، فشار را بر زندگی مردم افزایش داده است. با مبالغ ناچیز، درد معیشت درمان نمیشود. دولت تلاشهایی انجام میدهد اما وقتی اعتماد عمومی فرسوده باشد حتی تصمیمات درست نیز اثرگذاری خود را از دست میدهند. بدون بازگرداندن گفتوگو، بدون پذیرش مسئولیتها و بدون کنار گذاشتن کینههای قدیمی، هیچ نسخه اقتصادی شفابخش نخواهد بود. میدان باید برای دلسوزانی باز شود که دغدغه اصلاح دارند، نه برای کسانی که هزینه خطاهایشان را از جیب مردم میپردازیم.
در سطح عالی حاکمیت، بزرگترین خلأ، همدلی است. نبود این همدلی، تصمیمات را کند و جامعه را بیپناه میکند. درست است که بحرانها یکشبه حل نمیشوند؛ اما ناامیدی کاشته شده، اعتراضها را تداوم میبخشد و بهانه را به دست بازیگران خارجی میدهد تا با تزریق ترس و بیاعتمادی، التهاب را عمیقتر کنند. وقتی مردم آیندهای روشن نمیبینند، هر جنگ روانی سادهتر اثر میگذارد.
نمایشهای نظامی و تهدیدهای آشکار، بخشی از همین جنگ روانی است. اما مقصر اصلی بیرون نیست؛ پایه لقّی است که در داخل رها شده. جامعهای که بر سر حداقلها هم به توافق نرسد، مانند میزی است که پایهاش شکسته باشد. بنابراین همگرایی داخلی، نه شعار که پیششرط هر اقدام مؤثر است.
در اقتصاد، نشانههای اشتباههای مزمن بهخوبی دیده میشود: تورم افسارگسیخته، بازنگشتن درآمدهای نفتی و ماجرای تلخ سوءاستفادهها. وقتی شنیده میشود ارز برای واردات کالا دریافت شده اما در بازار فروخته شده یا صرف واردات سودآورتر شده است، چگونه میتوان از مردم خواست به نظام تصمیمگیری اعتماد کنند؟ این رفتارها با هر عنوانی خیانت به منافع عمومی است. دولت وظیفه دارد با اقتدار منابع ازدسترفته را بازگرداند؛ اما تا زمانی که ساختارها شفاف نشوند و همدلی جای رقابتهای فرسایشی را نگیرد، مشکل به شکل ریشهای حل نخواهد شد.
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به انسجام، گفتوگوی واقعی و برنامهریزی مشترک نیاز دارد. باید جسارت کنار گذاشتن نارضایتیهای گذشته را داشت و فضا را برای فعالیت مسئولانه باز کرد. اصلاحات داخلی، تنظیم سیاستهای منطقهای و حرکت سنجیده به سمت مذاکره، نه عقبنشینی بلکه عین عقلانیت است. در چنین شرایطی، طرف خارجی ناچار به عقبنشینی خواهد شد. تجربههای اخیر جهان نشان داده هرجا شکاف داخلی افزایش یافته، راه مداخله بیرونی هموارتر شده است. ونزوئلا نمونهای از این وضعیت است که اگر در داخل همگرایی و انسجام داشت، ترامپ جرأت ربودن مادورو را نداشت.
راه عبور، از بازسازی اعتماد، تصمیمات جمعی و بازگرداندن امید میگذرد. آینده این سرزمین با همدلی و شفافیت ساخته میشود، نه با تداوم شکافهایی که امروز همه را نگران کرده است.
منبع : آخرین خبر

















































