نویسنده: عبدالله عبید دیپلماسی ایرانی: ایالات متحده در میانه مذاکرات صلح با طالبان در دوحه در اوایل ماه ژانویه، یک حمله با هواپیمای بدون سرنشین در عراق انجام داد و سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه ایران را ترور کرد. تهران در تلافی این حمله 8 ژانویه ده ها موشک بالستیک به دو پایگاه عراقی مقر نیروهای آمریکایی شلیک کرد که بیش از 100 نفر در آن حمله آسیب دیدند. با این حال، دو کشور از پیشروی بیشتر در مسیر تشدید تنش ها خودداری کردند که این مساله تا اندازه ای از نگرانی جامعه بین المللی کاست. اکنون که چندین هفته از این جریانات گذشته، بسیاری بر این باورند که دوران آسودگی خاطر به پایان رسیده است. تصور اینکه حملات تلافی جویانه در عراق از خشم ایران کاسته باشد، ساده انگارانه است. هر چه باشد، ایالات متحده فرد شماره دو ایران که به این کشور در بازپس گیری موقعیت دیرینه به عنوان یک قدرت منطقه ای کمک کرده را ترور کرده است. سردار سلیمانی به ایران در شکلدهی به سیاست گذاریهای منطقهای آن و اعمال نفوذ در افغانستان، عراق، لبنان، فلسطین، سوریه و یمن عمدتا با افزایش هزینه برای متحدان ایالات متحده، کمک کرد. در نتیجه، دشمنی بین ایران و ایالات متحده پس از ترور او قطعا شدیدتر شده است. رهبر معظم ایران پس از سردار سلیمانی، سردار اسماعیل قاآنی، جانشین او، را برای فرماندهی نیروهای قدس برگزید. اندکی پس از انتصاب سردار قاآنی، کارشناسان و ناظران در تفسیرهای خود اینطور اعلام کردند که او کاریزما یا توانایی های سلیمانی به عنوان یک فرمانده نظامی را ندارد. برخی حتی گفتند که ایران احتمالا گروههای متحد خود را از طریق یک کمیته متشکل از فرماندهان اداره و نفوذ خود را در منطقه حفظ خواهد کرد و نه از طریق تنها یک فرمانده. قطعا زمان می برد تا قاآنی بتواند خود را به مردم ایران و آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم ایران، اثبات کند. با توجه به انتصاب سردار قاآنی برای فرماندهی نیروهای قدس و با توجه به اینکه انتقام جویی ایران پایان نیافته، سوال این است که ایران چه زمانی و چطور ترور سردار سلیمانی را تلافی خواهد کرد؟ یک مثل افغان هست که می گوید: «هیچ چیزی بیشتر از فشار دادن یک ناخن آسیب دیده، درد ندارد.» ناخن آسیب دیده آمریکا هم افغانستان است و از این رو، می تواند بهترین مکان برای انتقام جویی ایران باشد. سردار قاآنی زمانی که جانشین فرمانده نیروی قدس بود، بر عملیات در کشورهای آسیای میانه از جمله افغانستان و پاکستان نظارت داشت. او در دهه 1990 برای تحت کنترل درآوردن طالبان با ائتلاف شمالی همکاری کرد و طالبان هم در واکنش به این همکاری در 8 اوت 1998 به کنسولگری ایران در شهر مزارشریف حمله کرد و 12 دیپلمات ایرانی را کشت که این اتفاقات داشت به جنگی تمام عیار بین ایران و افغانستان می انجامید. قاآنی مدت ها پس از سرنگونی طالبان در افغانستان در نتیجه حمله سال 2001 ایالات متحده، همچنان به فعالیت در افغانستان ادامه داده و نفوذ خود را بر سیاست گذاری های افغان حفظ کرده است. ایران همچنان با افراد و احزاب متعلق به ائتلاف شمال از جمله عبدالله عبدالله، مسئول اجرایی ارشد دولت اتحاد افغان، ارتباط نزدیکی دارد. عبدالله عبدالله برای تسلیت شهادت سردار سلیمانی به سفارت ایران در کابل رفت و حامد کرزای، اولین رئیس جمهوری افغان دوران پسا طالبان ترور فرمانده ایرانی در حمله هوایی ایالات متحده را محکوم کرد. به رغم تنش ها در دهه 1990، بین ایران و برخی عناصر طالبان نیز ارتباطاتی بوده و برخی گزارش ها از حمایت پنهانی ایران از شاخه هایی از طالبان در یک دهه گذشته حکایت دارند. در سپتامبر 2019 که ایالات متحده به مذاکرات صلح پایان داد (دونالد ترامپ دستور لغو مذاکرات را داده بود)، تهران به منظور گفت و گو درباره آینده افغانستان، میزبان هیئتی از طالبان شد. این مذاکرات هیچ نتیجه ملموسی نداشت و صرفا به عنوان اقدامی برای برانگیختن خشم ایالات متحده قلمداد شد. اکنون که واشنگتن و طالبان به توافق صلح دست یافته اند، به نظر می رسد که تهران به حاشیه رانده شده است؛ با این حال، حمایت ایران از برخی دسته ها در طالبان می تواند برای امریکا مخاطره آمیز باشد. در سال 2018 چندین تصویر از سردار قاآنی در زمان سفر او در پوشش معاون سفیر ایرانی با نامی غیرواقعی به افغانستان منتشر شد. او به بامیان، استانی با اکثریت جمعیت شیعه در مرکز افغانستان، سفر و با استاندار دیدا کرده بود تا شرایط ساخت بیمارستانی با بودجه ایران را بررسی کند. ایران بیشترین طرفداران را در بخش مرکزی افغانستان دارد. سفر قاآنی نشان می دهد که ایران توانایی نفوذ به یک محیط غیردوستانه را دارد. این سفر همچنین تمایل ایران به شکل دهی سیاست گذاری های کابل در دوران پس از خروج نیروهای آمریکایی را نشان می دهد. می توان گف که سفر مخاطره آمیز سردار قاآنی بیشتر با هدف تقویت شبکه افراد متحد و نفوذ او در کشور همسایه صورت گرفته است تا اینکه بخواهد یک گردش دیپلماتیک باشد. سردار قاآنی اکنون در سمت فرماندهی نیروی قدس سپاه می تواند از آشنایی خود با بازیگران سیاسی و غیرسیاسی در افغانستان برای اقدام علیه ایالات متحده استفاده کند. احمد شجاع جمال، کارشناس افغان، در سال 2019 از حمایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از گردان فاطمیون سخن گفت. او شمار نیروهای این گردان را ده ها هزار نفر برآورد کرد که عمده اعضای آن را پناهجویان شیعه افغان در ایران و افغانستان تشکیل می دهند. بسیاری از این نیروها که در زمان جنگ در سوریه در حمایت از بشار اسد، رئیس جمهوری این کشور، تجربه عملیاتی خوبی به دست آورده اند، اکنون به افغانستان بازگشته اند. قاآنی در گردان فاطمیون با افرادی طرف است که آمده اند حملاتی علیه ایالات متحده انجام دهند و وعده رهبر معظم ایران درباره «انتقام سخت در انتظار مجرمان» را تحقق بخشند. با توجه به توافق صلح انتظار می رود ایالات متحده شمار نیروهای خود را در افغانستان در برابر تعهد طالبان به ممانعت از حملات علیه غرب، به میزان قابل توجهی کاهش دهد. بدین ترتیب، هر گونه اقدام گردان فاطمیون یا هر عامل دیگری در انتقام جویی سردار سلیمانی می تواند نقض توافق صلح قلمداد شود. تا زمانی که ترامپ به سیاست «اعمال فشار حداکثری» علیه ایران ادامه دهد، تهران انگیزه چندانی برای تسهیل خروج نیروهای آمریکایی از خاک افغانستان نخواهد داشت. به رغم تحولات اخیر که در ظاهر از کاهش تنش ها و عقب نشینی از آستانه جنگ تمام عیار بین ایران و ایالات متحده حکایت داشتند، همچنان این احتمال که سردار قاآنی تصمیم بگیرد انگشت آسیب دیده آمریکا را فشار دهد، وجود دارد. او انگیزه، تجربه و منابع لازم را در افغانستان برای انتقام جویی ترور سردار سلیمانی در اختیار دارد. منبع: شورای آتلانتیک / مترجم: طلا تسلیمی