فروش نبشی مقوایی - محافظ لبه - …ترمینال شهیدکلانتری باربری عدل …کلاس فشرده آیلتس و تافلآگهی رایگان و ویژه سایت رایگان …

تناقض ها در خواسته های آمریکا و اسرائیل با ماهیت عادی سازی روابط
نویسندگان: باربارا ای. لیف و دانا استرول دیپلماسی ایرانی: محافظت از برتری نظامی اسرائیل هم یک الزام قانونی برای ایالات متحده به شمار می رود و هم یک فرآیند سیاسی است که در چند دهه گذشته هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه در برنامه های فروش سلاح به خاورمیانه به آن توجه داشتند. الزام محافظت از «برتری کیفی نظامی» اسرائیل در قانون انتقال کشتی های دریایی 2008 گنجانده و از زمان جنگ اعراب و اسرائیل در 1973 به یک مساله سیاسی بین واشنگتن و تل آویو بوده است. در متن قانون 2008 به «توانایی [اسرائیل] برای مقابله و شکست دادن هرگونه تهدید نظامی متعارف از یک کشور خاص یا ائتلاف احتمالی چند کشور و به حداقل رساندن آسیب از طریق استفاده از ابزارهای برتر نظامی» اشاره شده است. با توجه به اینکه امارات متحده عربی و اسرائیل اکنون روابط رسمی دیپلماتیک دارند، امارات دیگر تهدیدی برای اسرائیل به شمار نمی رود؛ اما باید دید که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، نهایتا به فروش «اف-35» توسط آمریکا به امارات رضایت می دهد یا خیر. در حال حاضر، دیدگاه اسرائیل در نتیجه احتمال اقدام نتانیاهو با موافقت با فروش جنگنده های آمریکایی بدون اطلاع وزیر دفاع اسرائیل، پیچیده شده است. نتانیاهو در پاسخ به نگرانی های مطرح شده توسط نهادهای دفاعی اسرائیل در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، گفت که هیچ توافق تسلیحاتی بخشی از عادی سازی روابط نبوده، اما با توجه به روابط نزدیک نتانیاهو با دونالد ترامپ می توان مطمئن بود که این ادعا هیچ اعتباری ندارد. گمانه زنی ها درباره رضایت اسرائیل به دستیابی امارات به هواپیمای «اف-35» زمانی تشدید شد که نتانیاهو گفت برای مخالفت با فروش به کنگره می رود و امارات در واکنش به این مساله جلسه برنامه ریزی شده بین سفرای اسرائیل و امارات در سازمان ملل را لغو کرد. از نظر قانونی چالش دولت ترامپ در طرح پرونده فروش «اف-35» به امارات این خواهد بود که نشان دهد اسرائیل همچنان از «برتری نظامی» برخوردار خواهد بود؛ اما در حال حاضر هیچ سامانه تسلیحاتی برای فروش در دسترس نیست که این شرایط را تحقق بخشد. این چالش غیرقابل حل نیست، اما زمان بر و ورای فرصت باقی مانده تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست. با توجه به همه تغییرات احتمالی در نتیجه انتخابات، جای تعجب ندارد که همه ذینفعان این توافق تسلیحاتی به تکاپو افتاده اند. به طور معمول، کاخ سفید فروش سلاح پیشرفته به هیچ یک از کشورهای خاورمیانه را قبل از اتمام ارزیابی دقیق فنی توسط کارشناسان اسرائیلی و آمریکایی، تایید نمی کند. اما به نظر می رسد دولت ترامپ آماده است روند اطلاع رسانی رسمی کنگره را تسریع بخشد. بازی ترامپ این است که قبل از انتخابات نوامبر مراحل قانونی مورد نیاز در کنگره را به سرعت طی و بعدتر درباره جزئیات سیاسی و فنی مذاکره کند.  اگرچه اسرائیل حق قانونی برای ممانعت از فروش سلاح توسط ایالات متحده به یک کشور دیگر در خاورمیانه را ندارد، اما حمایت اسرائیل به ویژه در دوره اطلاع رسانی کنگره بسیار مهم است. اعضای کنگره از هر دو حزب با اسرائیل مشورت می کنند و ترجیح می دهند چراغ سبز واضح اسرائیل را دریافت کرده باشند. در حال حاضر هم واکنش مبهم اسرائیل به فروش «اف-35» به اماراتی ها دلیل اصلی شروع نشدن مذاکرات فنی است. هزینه عادی سازی روابط امروز، تمرکز بر روی سیاست و روند است: (1) انتظارات اماراتی ها برای دستیابی به تجهیزات سخت افزاری نظامی در ارتباط با تغییر وضعیت در روابطشان با اسرائیل؛ (2) نگرانی های امنیتی اسرائیل در تضاد با تمایل آن به ادغام بیشتر در منطقه (3) انگیزه های دولت ترامپ در فروش سلاح در ازای یک پیروزی استراتژیک در سیاست خارجی. البته مساله سیاست و استراتژی هم مطرح است: آیا این توافق انتظاراتی را برای سایر دولت های منطقه ایجاد می کند که در بلند مدت برتری نظامی اسرائیل را در برابر اقدام متعادل کننده عادی سازی روابط زیر سوال ببرد؟ بسیاری از کشورهای منطقه همانند امارات از مدت ها پیش «زیر میز» با اسرائیل و عربستان رابطه داشت اند. با توجه به نقش میانجی گری آمریکا در توافق امارات و اسرائیل، پایتخت های عربی این مساله را مد نظر گرفته اند که آیا واشنگتن به تعهد آشکار خود برای فروش اف-35 (و سایر سامانه های پیشرفته) به ابوظبی عمل خواهد کرد، و آیا محصولات قابل تحویل آمریکایی به اندازه کافی قانع کننده هستند که ارزش آشکارسازی روابط با اسرائیل را داشته باشند؟ هر یک از پایتخت های عربی یک فهرست آرزوها برای واشنگتن دارد که ترکیبی از تغییرات در سیاست های آمریکا، انگیزه های اقتصادی و مسائل دفاعی است. تاریخ در رابطه با مصر و اردن و اکنون هم امارات نشان داده که در دولت های دموکرات و جمهوری خواه، روابط رسمی با اسرائیل سازگاری استراتژیک با ایالات متحده را تسهیل می کند. این احتمال هم وجود دارد که اسرائیل نگران تبدیل شدن «اف-35» و سایر سلاح های ارتقاء دهنده برتری نظامی به شرایط جدید توافق های عادی سازی روابط تبدیل شود. ممکن است مصر و اردن با توجه به پیمان های صلح موجود خود با اسرائیل در صدد دستیابی به اف-35 برآیند؟ آیا دیگر کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی «اف-35» و دیگر سلاح های پیشرفته ایالات متحده را به عنوان بخشی از بسته عادی سازی روابط خود با اسرائیل مطرح خواهند کرد؟ این سوالات دو نگرانی عمده ایجاد خواهند کرد: (1) نیاز به تنظیم مجدد رویکرد برای حفظ برتری نظامی اسرائیل در میانه عادی سازی روابط، و (2) ثبات بلند-مدت کشورهایی که سلاح های پیشرفته تری دارند. از دیدگاه اسرائیل، ایران و ترکیه بارزترین نمونه ها از این دست هستند؛ شرکای امنیتی که پیشتر ارتباط مستحکمی داشتند و ساختارهای به ظاهر پایدار حکومتی دارند. چالش های ژئوپلیتیک بزرگ تر و خطرات طولانی مدت برای برتری نظامی اسرائیل در منطقه وجود دارد. تعهد ایالات متحده به امنیت اسرائیل هم در تبدیل شدن ارتش اسرائیل به موثرترین نیروی جنگی در منطقه نقش داشته و هم به عنوان بازدارنده ای موفق در برابر استفاده از نیروی نظامی علیه اسرائیل عمل کرده است. اما این برتری نظامی به خطر افتاده چون دولت های عربی می توانند برخی سلاح ها را از ایالات متحده خریداری کنند یا به چین، روسیه و سایر صادرکنندگان سلاح که مکلف به حفظ برتری نظامی اسرائیل نیستند، روی آورند. رقابت در خاورمیانه بین ایالات متحده و دشمنان آن به ویژه در عرصه فروش اسلحه هر لحظه جدی تر می شود و در این میان، موج عادی سازی روابط با اسرائیل از یک آرزو دوردست، شکلی حقیقی تر به خود می گیرد. در ظاهر امر، عادی سازی روابط با اسرائیل برخی از خطرات امنیتی آن را برطرف می کند و دریچه همکاری با دولت های عربی را در برابر تهدید مشترک ایران گسترش می دهد؛ اما اگر هر یک از توافق های عادی سازی روابط با درخواست جدیدی برای سخت افزارهای نظامی پیچیده ایالات متحده همراه شود، آنگاه ایالات متحده در ورطه تشدید شونده و ناپایدار تکمیل و ارتقاء حمایت از اسرائیل گرفتار خواهد شد. در چنین شرایطی، احتمالا اسرائیل و ایالات متحده خیلی زود در یک تقاطع استراتژیک قرار می گیرند و مجبور خواهند شد مفهوم برتری کیفی نظامی اسرائیل را از نو تعریف کنند. منبع: وار آن دِ راکز / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34