
به گزارش خبرنگار ایلنا، داستان کوتاه به تدریج جایگاه خود را در میان مخاطبان پیدا کرده است. البته این حوزه ادبی در کشور ما قدمتی دیرینه دارد. در مثنوی، گلستان و بوستان وبسیاری از آثار کهن دیگر ادبی، داستانهای کوتاهی روایت میشوند. اما نگارش داستان کوتاه به شیوه ادبیات مدرن در ایران تازگی دارد. از سویی دیگر، بسیاری از نویسندگان براین باورند که سبک رئالیسم برای بیان مشکلات و دغدغههای اجتماعی بسیار مناسب است.
خسرو عباسی خودلان، نویسنده و برنده جایزه کتاب سال به خبرنگار ایلنا گفت: به جز کتاب « من بن بطوطه هستم»، کتاب «سنگ یحیی» را نیز منتشر کردهام که در سال 95 به چاپ رسیده است. همچنین یک اثر خاطرهنگاری نیز داشتهام. او افزود: موضوع و مضمون داستانهای کتاب « من بن بطوطه هستم»، مربوط به مهاجرت است.
عباسی درباره افزایش توجه به داستان کوتاه در ایران طی دهههای گذشته بیان کرد: در ادبیات داستانی کوتاه، آثار بسیار خوبی در ایران تالیف و منتشر میشوند و در این حوزه داستانی بسیار قدرتمندتر از رمان ظاهر شدهایم.
او افزود: مساله اصلی اینجاست که داستان کوتاه به این دلیل به وجود آمده که سبک زندگی مردم تغییر کرده است.
عباسی گفت: بحث مخاطب یکی از عوامل اصلی شکلگیری و گسترش داستان کوتاه است. با تغییر فرم زندگی و تحولات ناشی از انقلاب صنعتی و دیگر دگرگونیهای اجتماعی، روایتهای کلان و رمانهای حجیم چندجلدی بهتدریج جای خود را به داستانهایی دادند که در زمانی کوتاه خوانده میشوند و نیازمند درگیری طولانیمدت مخاطب نیستند. داستان کوتاه، متناسب با ریتم تند زندگی مدرن، امکان خواندن و دریافت معنا را در فرصتی محدود فراهم میکند و همین ویژگی، آن را به قالبی پرمخاطب تبدیل کرده است.
او افزود: همین تحولات باعث شده داستان کوتاه در سراسر جهان با استقبال گستردهای روبهرو شود. در ایران نیز حدود یک قرن است که داستان کوتاه به شکل مدرنش وارد ادبیات شده و همزمان با تغییراتی که در شیوه زندگی و در نتیجه پیشرفتهای دورههای مختلف تاریخی رخ داده، بهتدریج جایگاه پررنگتری پیدا کرده است.
عباسی گفت: میتوان گفت ما بهنوعی پیش از ورود داستان کوتاه مدرن نیز با روایتهای کوتاه آشنا بودهایم. در آثاری چون مثنوی، نوشتههای نظامی و حتی رباعیات خیام، گونههایی از روایتهای فشرده وجود دارد که البته به شیوه داستان امروزی و مدرن نوشته نشدهاند، اما از نظر ایجاز و تمرکز بر موقعیت، به داستان کوتاه نزدیکاند. این پیشینه، بهویژه در نثر آثاری چون نوشتههای سعدی و دیگر نویسندگان کلاسیک، باعث شده داستان کوتاه برای مخاطب ایرانی قالبی ناآشنا نباشد و با استقبال بیشتری روبهرو شود.
او افزود: بخش مهمی از نثر درخشان فارسی، در قالب حکایتهای کوتاه شکل گرفته است؛ روایتهایی فشرده که از نظر ساختار و کارکرد، به داستان کوتاه نزدیکاند. در شعر فارسی نیز با موقعیتهای روایی و حکایتی فراوانی روبهرو هستیم که البته در زبان و ساختار شعر پرداخته شدهاند. این آشنایی دیرینه با روایتهای کوتاه، از علاقه تاریخی ما به گزیدهگویی میآید؛ علاقهای که ریشه در پیشینه شعری و نثری ما دارد. در آثاری چون نوشتههای سعدی، حکایتهای کوتاهی دیده میشود که هدفی اخلاقی، تعلیمی یا تادیبی را دنبال میکنند و همین پیشینه، در استقبال بیشتر از داستان کوتاه در ادبیات داستانی ایران، هم از سوی نویسندگان و هم از سوی مخاطبان بیتاثیر نبوده است.
این نویسنده داستانهای کوتاه درباره تاثیر گسترش شبکههای اجتماعی و رواج روایتهای کوتاه نیز در افزایش اقبال به این قالب بیان کرد: عادت مخاطبان به خواندن متنها و روایتهای هرچه کوتاهتر، در سطح جهانی و نه صرفا در ایران ـ به تقویت جایگاه داستان کوتاه کمک کرده است. این موضوع را میتوان بهویژه در دوره معاصر به آن افزود، اما در کلیت امر، تغییر ساختار زندگی انسانها و ورود تلویزیون، سینما و دیگر هنرهای تصویری، نقش مهمی در کمرنگ شدن روایتهای بلند و افزایش گرایش به فرمهای کوتاه روایی داشتهاند.
او افزود: این تحولات تا حدی جای کتابها و رمانهای بزرگ و روایتهای بلند را گرفته و در نتیجه، گرایش به داستان کوتاه در سراسر جهان افزایش یافته است. در ایران نیز ادبیات مدرن داستانی دقیقا با داستان کوتاه شکل میگیرد؛ از جمالزاده تا صادق هدایت، نخستین آثار شاخص ادبیات داستانی ما در قالب داستان کوتاه نوشته شدهاند. مجموعه این عوامل باعث شده داستان کوتاه به یکی از قالبهای پرطرفدار ادبی تبدیل شود.
برنده جایزه کتاب سال گفت: در عین حال، کارکرد این قالب در شبکههای اجتماعی نیز پررنگتر شده است. در فضایی مانند اینستاگرام و دیگر پلتفرمها، نویسنده فرصت محدودی برای نوشتن دارد و ناچار است در متنی کوتاه، چه در کنار تصویر و چه بهصورت مستقل، منظور خود را به مخاطب منتقل کند؛ امری که بیش از پیش به رواج روایتهای کوتاه دامن زده است.
او افزود: تمام این عوامل باعث شده استقبال از داستان کوتاه افزایش یابد و مخاطبان، حتی در مواجهه با کمبود وقت یا فشار برای تولید محتوا، به یادگیری مهارتهای روایتنویسی و سایر جنبههای خلق داستان روی بیاورند.
عباسی گفت: گرچه سبک مجموعهای که در مورد آن صحبت میکنیم عمدتاً رئالیسم است، گاهی عناصری غیرمعمول، مانند ورود مردگان به روایت، دیده میشود، اما پایه و مبنای داستان همچنان بر واقعگرایی است. در حوزههای مختلف ادبی نیز، نویسندگان معمولاً آثار کوتاه و سرپایی خود را بهعنوان نمونهای مستقل از داستان اصلی نمیپذیرند و آن را به شکل کاملتری ارائه میکنند.
او افزود: واقعگرایی، هرچند بسته به جهتگیری داستان میتواند به عناصر فراواقعی یا فرمهای دیگر نزدیک شود، در این مجموعه عمدتاً به دلیل دغدغههای اجتماعی انتخاب شده است. موضوع اصلی اثر، یکی از مسائل و مشکلات اجتماعی روز است و نویسنده بر این باور است که رئالیسم بهترین بستر برای نشان دادن این دغدغههاست. در هر شکل و شمایلی، واقعگرایی مبنای اصلی روایت است و امکان مواجهه مستقیم با واقعیت عریان را برای مخاطب فراهم میکند.
عباسی گفت: واقعگرایی این امکان را میدهد که با زندگی به شکلی بیپرده و بدون هیچ پوشش یا تزئین روبهرو شویم و با واقعیت عریان مواجه شویم؛ واقعیتی که تأثیر مستقیم بر تجربههای انسانی ما دارد. بسیاری از تجربههای معرفتی و عرفانی نیز باید ریشه در همین واقعیت داشته باشند. وقتی دغدغههای اجتماعی، مانند موضوع مهاجرت، به این بستر اضافه میشوند، ترکیبی از مسائل فردی، اجتماعی و روانشناختی شکل میگیرد که پیچیدگی روایت را بیشتر میکند.
او افزود: در چنین شرایطی، هیچ مسئلهای صرفاً اجتماعی نیست؛ همزمان ابعاد روانشناختی، فردی و ذهنی نیز دارد. این چندلایگی باعث میشود واقعگرایی پررنگتر جلوه کند و شخصیت در موقعیتی ناپایدار قرار گیرد تا زمانی که به نوعی آرامش برسد. غالباً ما در مسیر سفر، گذر و مهاجرت با واقعیت درگیر هستیم و تا زمانی که به آرامش نسبی نرسیم، ذهن فرصت جستوجوی تجربهها و مفاهیم جایگزین واقعیت را پیدا نمیکند.
منبع : ایلنا
















































