
حجتالاسلام علیرضا اشرفی، محقق کتاب «بر مدار مزار» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره چرایی پرداختن به شخصیت شهید حاج قاسم سلیمانی گفت: سوژهای در تراز حاج قاسم، با آن پیشینه، خدمات، دایره گسترده تأثیرگذاری، تشییع میلیونی و آن سطح از دلدادگی مردم، اساساً نیازی به توجیه برای پرداختن ندارد. به نظرم این سؤال بیش از همه متوجه نهادها و شخصیتهایی است که در این حوزه مسئولیت و اشراف داشتهاند؛ اینکه چرا تا امروز مطالعه جدی و تولید اثر فاخر درباره چنین شخصیتی شکل نگرفته است. اگر هر کشور و هر فرهنگی قهرمانی با چنین میزان اثرگذاری در اختیار داشت، قطعاً تا امروز چندین فیلم سینمایی و آثار شاخص بینالمللی درباره او تولید میکرد.
اشرفینسب افزود: غفلت از روایت چنین قهرمانی، تنها یک کمکاری هنری نیست، بلکه به نوعی نادیده گرفتن ظرفیتهای هویتی و فرهنگی جامعه است. روایت حاج قاسم، تنها روایت یک فرد نیست؛ روایت یک ملت، یک باور و یک مسیر تاریخی است که باید با دقت، عمق و زبان هنری مناسب بازگو شود.
محقق کتاب بر مدار مزار با اشاره به زاویه نگاه این اثر گفت: در رابطه با خود شهید حاج قاسم سلیمانی، تا جایی که ما رصد کرده بودیم، آثاری تولید شده بود و این اطمینان وجود داشت که بهواسطه جایگاه ایشان بهعنوان یکی از سرداران بزرگ و اثرگذار جبهه مقاومت، باز هم آثار متعددی تولید خواهد شد. به همین دلیل تلاش کردیم زاویهای را انتخاب کنیم که یا اصلاً روایت نشده بود یا کمتر به آن پرداخته شده بود و آن هم بازتاب شهادت حاج قاسم در زیست و زندگی مردم بود. از این منظر، آثار درخور و جدی چندانی وجود نداشت. نمونههایی که کار شده بود، بیشتر توسط مجموعه راهیار انجام شده و عمدتاً به بازتاب شهادت حاج قاسم در زندگی مردم شهرهایی مثل کرمان، سبزوار، مشهد، اهواز و شیراز میپرداخت اما در جاهای دیگر، از این زاویه کمتر به حاج قاسم پرداخته شده بود. این جنس روایت میتواند عمق دلبستگی مردمی به قهرمان بزرگشان را نشان دهد.
اشرفینسب با اشاره به فضای فکری حاکم بر سالهای پیش از شهادت حاج قاسم بیان کرد: سالها جریان روشنفکری و غربزده با شعارهایی همانند نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران تلاش میکرد القا کند که جامعه ایرانی از آرمانها و اهداف حاکمیت جداست؛ اینکه مردم یکسری دغدغه دارند و حاکمیت دغدغههایی متفاوت و در اصل پیوندی میان نگاه مردم و نگاه حاکمیت در عرصههای برونمرزی وجود ندارد. حضور منطقهای ایران را بهعنوان رفتاری حاکمیتی معرفی میکردند که مردم به آن تمایلی ندارند اما با شهادت حاج قاسم، کسی که بخش عمده فعالیتها و خدماتش برونمرزی بود، ناگهان یک تشییع عظیم شکل گرفت؛ تشییعی که با رسیدن خبر شهادت، حس و حالی عجیب در توده مردم، میان زن و مرد، شهری و روستایی، اصناف مختلف و گرایشهای سیاسی متنوع ایجاد کرد؛ این اتفاق، روایت جریان روشنفکری و غربزده از جامعه ایرانی را بهکلی برهم زد و خط بطلانی بر آن کشید.
محقق کتاب بر مدار مزار با اشاره به اینکه ما شاهد تشییع چندمیلیونی بودیم و واکنشهایی از اقشاری که شاید در نگاه اول اصلاً تصور نمیکردیم در این مراسم حاضر شوند، داشتیم، گفت: دخترها و پسرهایی که آمدند، استوری گذاشتند، خطاب به دشمن نوشتند، از شهید یاد کردند و حتی برای او هزینه هنری دادند. تشییع حاج قاسم نشان داد که ایرانی برای کسی که بخش بزرگی از عمر و خدمتش را خارج از مرزها سپری کرده، ارزش قائل است، برایش سوگواری میکند و با آرمانهایش همراه است. این اتفاق نشان داد نهتنها تضادی میان دغدغههای مردم و نگاه حاکمیت در عرصه برونمرزی وجود ندارد، بلکه در بسیاری موارد این دو کاملاً با هم منطبقاند. تشییع حاج قاسم نمونه عالی این همپوشانی بود.

اشرفینسب با اشاره به شکلگیری جریان زیارت مزار شهید سلیمانی گفت: حاج قاسم سیزدهم دی به شهادت رسید و هجدهم دیماه در کرمان به خاک سپرده شد. از همان زمان، مزار ایشان به محل رجوع و زیارت اقشار مختلف تبدیل شد؛ بهطوریکه حتی چند سال بعد، بهویژه در پنجشنبهها و جمعهها، صفهای طولانی برای زیارت شکل میگیرد. بعد از شهادت حاج قاسم، گلزار شهدای کرمان رنگوبوی متفاوتی گرفت. از سراسر ایران، از شمال، جنوب، شرق و غرب، مردم میآمدند؛ علاوه بر خود کرمانیها و روستاها و شهرهای اطراف نیز حضور پیدا میکردند. در مصاحبهها با افرادی مواجه میشدیم که میگفتند با شهادت حاج قاسم، ارتباطشان با مزار شهدا شکل گرفته یا تقویت شده است. کسانی بودند که میگفتند برای زیارت اربعین، اول به زیارت حاج قاسم آمدهاند تا از او اذن بگیرند.
او ادامه داد: حتی مواردی داشتیم که مراسم عروسی در جوار مزار برگزار شده بود. یکی از خادمان مزار به من میگفت تا آن زمان نزدیک به ۱۴۰۰ مراسم عروسی در آنجا برگزار شده است. اینها همه نشان میدهد مزار حاج قاسم صرفاً یک محل دفن نیست، بلکه به بخشی از زیست معنوی و اجتماعی مردم تبدیل شده است.
محقق کتاب بر مدار مزار با اشاره به مشاهدات میدانی خود از مزار شهید سلیمانی گفت: همانجا دیدم مردی دو فرزند دوقلوی تازهمتولدشدهاش را آورده بود؛ یکی را روی مزار حاج قاسم گذاشت و دیگری را روی مزار همراه و محافظ ایشان. همانجا اعلام کرد اسم یکی را قاسم گذاشته و نام دیگری را هم به نام همراه و محافظ حاج قاسم انتخاب کرده است. از این دست روایتها را خادمان آن منطقه بسیار تعریف میکردند. وقتی شخصیتی اینگونه در دل و ذهن جامعه ایرانی تحول انفسی ایجاد میکند، نرفتن به سراغ او جای سؤال دارد، نه رفتن. مزار حاج قاسم صرفاً یک محل دفن نیست؛ به میعادگاه و محل تجمع تازهای در کنار دیگر میعادگاههای اصحاب جبهه حق تبدیل شده است.
اشرفینسب با ذکر نمونهای دیگر از مواجهات خود در کرمان ادامه داد: یادم هست فردی را دیدم که در فضای مجازی به عربی با دوستانش صحبت میکرد. ابتدا تصور کردم عربزبان است، اما بعد از پایان مکالمه دیدم فارسی صحبت میکند. جلو رفتم و فهمیدم اهل کرمان و معلم مکالمه عربی است. از او پرسیدم این افراد چه کسانی بودند؛ گفت چند دختر لبنانی هستند که سال گذشته برای زیارت مزار حاج قاسم به کرمان آمده بودند، بعد از زیارت، آنها را به خانهمان و بیتالزهرا بردیم، جایی که مراسمهای فاطمیه حاج قاسم برگزار میشد. از آن زمان ارتباطمان ادامه دارد و هر بار که به مزار حاج قاسم میآیند، با من تماس میگیرند تا دوباره در همان حالوهوا قرار بگیرند.
محقق بر مدار مزار با تأکید بر ضرورت ثبت این تجربهها گفت: وقتی شهادت یک نفر اینگونه در زندگی مردم بروز پیدا میکند و آنها را دچار تغییر و تحول میکند، ثبت و ضبط این کنش، این همراهی و این قدردانی از شهید، نهتنها ضروری، بلکه جزو وظایف ماست. اگر این کار انجام نمیشد، باید از ما پرسیده میشد که چرا چنین واکنش ملی و چندلایهای از چشم یک نویسنده یا محقق حوزه آیینها پنهان مانده است.
وی ادامه داد: در کشور ما نمونههای زیادی از این دست کنشهای مردمی وجود داشته که گزارههای جریان روشنفکری و غربزده را باطل کرده، اما متأسفانه کمتر به آنها پرداختهایم؛ از مراسم تشییع شهید رئیسی گرفته تا حضور پرشور مردم در دوران کرونا، کمکهای مردمی و همبستگی اجتماعی برای حمایت از کادر درمان و بیماران؛ چه از نظر پزشکی، چه مالی و چه روانی.
حجتالاسلام اشرفینسب تأکید کرد: سویه تحقیقات ما کمتر به سمت مردم و جامعه ایرانی رفته است، در حالی که اینجا دقیقاً یکی از خطوط درگیری است. ما باید برخلاف تصویری که رسانههای معاند از جامعه ایرانی پمپاژ میکنند، آن دلبستگی، همراهی، عشق، روحیه انقلابی و باور دینی مردم را در دل کنشها و خاطراتشان ثبت کنیم.
علیرضا اشرفی، محقق کتاب بر مدار مزار در پایان گفت: در گامهای بعدی، این روایتها باید به آثار هنری تبدیل شوند: شعر، موسیقی، سریال، فیلم سینمایی و نمونههای دیگر. مزار حاج قاسم هنوز هم محل تولید آثار هنری فراوانی است. بر مدار مزار فقط یک کتاب است و میتوان بر مدار مزارهای بسیاری، آثار متعدد دیگری نوشت و تولید کرد.
منبع : خبرگزاری مهر

















































