
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جامجم نوشت: پس از ۴۰ روز جنگ مستقیم و ۶۸ روز آتشبس، روند تحولات به نقطهای رسیده که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در صریحترین موضعگیری خود اعلام کرد: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است» و همزمان از صدور مجوز برای بازگشایی تنگه هرمز و رفع فوری محاصره دریایی آمریکا علیه ایران خبر داد.
در سوی دیگر، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران نیز اعلام کرد متن یادداشت تفاهم روز جمعه در ژنو به امضا میرسد. وی همچنین تأکید کرد که پایان محاصره دریایی آمریکا و توقف دائمی عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان بخشی از توافق حاصل شده است. وی در عین حال تصریح کرد که این توافق به معنای اعتماد ایران به آمریکا نیست و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همچنان آمادگی کامل خود را حفظ خواهند کرد.
همزمان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران نیز با انتشار بیانیهای تأیید کرد که متن تفاهم پایان جنگ نهایی شده و براساس توافق صورت گرفته، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان به صورت فوری و دائمی متوقف میشود و محاصره دریایی علیه ایران نیز پایان مییابد. این بیانیه همچنین اعلام کرد مذاکرات مربوط به توافق نهایی فقط پس از اجرای تعهدات اولیه طرف مقابل دنبال خواهد شد.
در کنار تهران و واشنگتن، میانجیهای منطقهای نیز از نهایی شدن توافق سخن گفتهاند. شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان که در ماههای اخیر یکی از مهمترین نقشها را در روند میانجیگری ایفا کرده بود، از دستیابی طرفین به توافق اولیه خبر داده و اعلام کرده که مراسم امضای رسمی آن در سوئیس برگزار خواهد شد.
لبنان؛ جبههای که به میز مذاکره رسید
اما اهمیت این توافق تنها در پایان جنگ خلاصه نمیشود. آنچه بیش از همه توجه تحلیلگران را جلب کرده، مسیری است که دو طرف برای رسیدن به این نقطه طی کردهاند. در روزهای اخیر و پس از حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، ایران آشکارا از آمادگی خود برای پاسخ موشکی به اهداف اسرائیل سخن گفت. در چنین شرایطی، به تدریج اخباری درباره تلاش فشرده میانجیها برای جلوگیری از تشدید تنش منتشر شد. نتیجه این تلاشها، نه صرفا درخواست برای خویشتنداری، بلکه ارائه مجموعهای از امتیازات فوری و ملموس به ایران بود؛ از رفع محاصره دریایی به طور کامل و همزمان با شروع اجرای توافق و بازگشایی مسیرهای تجاری گرفته تا توقف جنگ در تمامی جبههها و آغاز روند آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکه شده ایران.
همین مسأله شاید مهمترین پیام تحولات اخیر باشد. جنگی که با هدف تغییر رفتار ایران آغاز شد، در پایان به نقطهای رسید که آمریکا ناچار شد برای حفظ توافق و جلوگیری از گسترش درگیری، بخش مهمی از مطالبات تهران را در دستور کار قرار دهد. به بیان دیگر، آنچه امروز در ژنو و اسلامآباد روی میز قرار دارد، صرفا محصول مذاکرات دیپلماتیک نیست؛ بلکه نتیجه ماهها مقاومت، ایستادگی و حفظ اهرمهای قدرتی است که ایران در میدان نبرد و در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه در اختیار داشت.
از همین رو، بسیاری از ناظران در تهران معتقدند توافق کنونی را نمیتوان صرفا یک آتشبس یا تفاهم موقت دانست. این توافق در واقع نخستین مرحله از فرآیندی است که نشان داد جمهوری اسلامی توانست در یکی از پیچیدهترین رویاروییهای تاریخ معاصر خود، بدون عقبنشینی از اصول بنیادین، طرف مقابل را به پذیرش بخشی از واقعیتهای جدید منطقه وادار کند.
هرمز؛ اهرمی که معادله جنگ را تغییر داد
اگر قرار باشد فقط یک عامل را بهعنوان مهمترین متغیر تغییردهنده مسیر جنگ و مذاکرات معرفی کنیم، بدون تردید باید از تنگه هرمز نام برد. جنگی که در ابتدا با محاسبات نظامی آغاز شد، به تدریج به حوزه اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و تجارت بینالمللی کشیده شد و همین مسأله باعث شد معادلات اولیه واشنگتن و متحدانش دستخوش تغییر شود.
در طول هفتههای بحران، بازارهای جهانی بارها به کوچکترین خبر مرتبط با هرمز واکنش نشان داد.
افزایش هزینههای بیمه کشتیها، نگرانی شرکتهای کشتیرانی، نوسانات بازار انرژی و هشدارهای مکرر مصرفکنندگان بزرگ نفت نشان داد این آبراهه همچنان یکی از حساسترین گلوگاههای اقتصاد جهانی است. آنچه در عمل رخ داد، اثبات دوباره همان واقعیتی بود که ایران طی دهههای گذشته بارها بر آن تأکید کرده بود؛ اینکه امنیت هرمز بدون نقشآفرینی ایران امکانپذیر نیست.
در چنین شرایطی، واشنگتن با وضعیتی روبهرو شد که ادامه جنگ میتوانست هزینههایی بسیار فراتر از میدان نبرد برای اقتصاد جهانی ایجاد کند. به همین دلیل، بازگشایی هرمز و پایان محاصره دریایی نه تنها به یکی از بندهای اصلی توافق تبدیل شد، بلکه در عمل به نشانهای از پذیرش نقش غیرقابل انکار ایران در معادلات منطقهای نیز بدل شد.
محاصره دریایی؛ ابزاری که به نتیجه نرسید
یکی از مهمترین ابزارهای فشار علیه ایران در جنگ، محاصره دریایی بود. هدف از این اقدام روشن به نظر میرسید؛ افزایش فشار اقتصادی و محدود کردن ظرفیتهای تجاری ایران برای وادار کردن تهران به پذیرش شروط طرف مقابل. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، با محاسبات اولیه تفاوت داشت. ایران نه تنها توانست در برابر این فشار مقاومت کند، بلکه به تدریج هزینههای سیاسی و اقتصادی ادامه محاصره را برای طرف مقابل افزایش داد. اکنون پایان محاصره دریایی در متن توافق قرار گرفته است؛ موضوعی که از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانه شکست یکی از اصلیترین ابزارهای فشار آمریکا در طول جنگ محسوب میشود.
آزمون اصلی هنوز باقی است
با وجود همه این تحولات، نباید فراموش کرد که توافق فعلی پایان مسیر نیست. همانگونه که مقامات دو طرف نیز تأکید کردهاند، مذاکرات اصلی درباره موضوعات بنیادین در مرحله بعدی دنبال خواهد شد. پرونده هستهای، نحوه رفع تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تضمینهای اجرایی توافق از جمله موضوعاتی هستند که همچنان نیازمند گفتوگو و تصمیمگیری خواهند بود.
تجربه برجام نیز به روشنی نشان داده است که فاصله میان امضای توافق و اجرای واقعی تعهدات میتواند بسیار قابل توجه باشد. از همین رو، شاید مهمترین چالش پیشروی تیم مذاکرهکننده ایران نه رسیدن به توافق، بلکه تضمین اجرای آن باشد؛ موضوعی که در ماههای آینده اهمیت آن بیش از پیش آشکار خواهد شد.
توافقی که روایت جنگ را تغییر داد
صرفنظر از آنچه در مراحل بعدی مذاکرات رخ خواهد داد، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت. در روزهای آغازین جنگ، بسیاری از مراکز مطالعاتی و رسانههای غربی از تغییر نظام یا حداقل تغییر رفتار ایران، تضعیف موقعیت منطقهای تهران و افزایش فشارهای اقتصادی بهعنوان اهداف اصلی عملیات نظامی سخن میگفتند اما اکنون، پس از گذشت بیش از دو ماه از آغاز آتشبس و ماهها کشمکش نظامی و سیاسی، توافقی روی میز قرار دارد که در آن از بازگشایی هرمز، پایان محاصره دریایی، توقف جنگ در تمامی جبههها و آغاز روند رفع بخشی از محدودیتها سخن گفته میشود. این روند نشانگر آن است که ایران توانست در یکی از دشوارترین دورههای تقابل خود با آمریکا و اسرائیل، از اهرمهای قدرت ملی برای تبدیل دستاوردهای میدانی به دستاوردهای سیاسی استفاده کند.
منبع : خبرگزاری مهر

















































