قیمت طلا امروز




 سرباز قهرمان

 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

چگونه جی. دی. سالینجر افسانه‌ سرباز قهرمان آمریکایی را درهم شکست

جاسپر کریون - روزنامه‌نگار پژوهش‍گر - که عمده آثار او با مضمون انسان و جنگ در نشریاتی چون «نیویورک تایمز»، «پولیتیکو» و «هارپر» منتشر شده است، در مقاله‌ای در سایت ادبی «لیترری‌هاب»، به نقش جنگ در شکل‌دهی مفهوم قهرمان‌پروری کاذب و درهم شکستن این تابو در ادبیات آمریکا، به‌ویژه در رمان «ناتور دشت» پرداخته است.
 چگونه جی. دی. سالینجر افسانه‌ سرباز قهرمان آمریکایی را درهم شکست
به گزارش ایسنا، او در این مطلب می‌نویسند: از جمله اقلامی که سربازان در میدان‌های نبرد جنگ جهانی دوم با خود همراه داشتند، «انجیل محافظ قلب» بود؛ کتابی مذهبی و جیبی که توسط ارتش توزیع می‌شد و گاه جلدی فلزی داشت و به‌خوبی در جیب پیراهن فرم سربازان جای می‌گرفت. دست‌کم در یک مورد شگفت‌انگیز، همین کتاب همچون زرهی جان‌بخش عمل کرده و جلوی گلوله‌ای پیش از ورود به بدن سربازی را گرفت. با این حال، این کتاب به‌طور کلی همان کارکرد سنتی خود را داشت: آرام‌بخش وجدان و القای حسی روحانی...

زمانی که «جروم دیوید سالینجر» در ۲۳ سالگی به‌عنوان سرباز وظیفه به خط مقدم جبهه اعزام شد، تمثیل‌های مسیحی را کنار گذاشت و حماسه خود را نوشت؛ او در کنار تجهیزات نظامی‌اش، کاغذ سفید و یک ماشین‌تحریر نیز با خود داشت. یک‌بار، هنگامی که یگان او زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفته بود، سربازی که برای پناه گرفتن می‌دوید، سالینجر را دید که زیر میزی خم شده و با شتابی دیوانه‌وار - همچون خبرنگاری که برای رساندن خبر تلاش می‌کند - مشغول تایپ کردن بود.

این سرباز جوان نویسنده که امروزه در سطح جهانی با نام مستعار ادبی‌اش، «جی. دی. سالینجر»، شناخته می‌شود، بسیاری از هولناک‌ترین وقایع جنگ را از سر گذراند. او در عملیات پیاده‌شدن نیروها در سواحل نرماندی شرکت کرد، در «نبرد بولج» جنگید و در آزادسازی «کائوفرینگ» که یکی از اردوگاه‌های فرعی بازداشتگاه «داخائو» بود، نقش داشت. او پیش‌نویس‌های اولیه‌ آثارش را همراه خود می‌برد؛ نوشته‌هایی که آغشته به عرق تنش و بازتاب‌دهنده‌ واکنش‌های غریزی و بی‌پرده‌اش نسبت به وقایع جنگ بود. این تأملات و نوشته‌ها بعدها صیقل یافتند و به نخستین متون آمریکایی بدل شدند که بی‌پروا تصویر مقدس‌مابانه‌ی سرباز آمریکایی و افسانه‌های زیبا و فریبنده درباره‌ جنگ را به چالش می‌کشیدند. کلمات سلینجر همچنین با قدرتی تمام، آن الگوی اغواگر و مسحورکننده‌ مردانگی آمریکایی را که در گذشته، حال و آینده موتور محرک اصلی جذب نیرو برای ارتش ایالات متحده بوده و هست، در هم می‌شکست.

داستان‌های تاثیرگذار سالینجر به‌سرعت او را به یکی از رساترین و موفق‌ترین صداهای «نسل خاموش» (Silent Generation) بدل کرد. سالینجر نیز همچون بسیاری دیگر، با آسیب‌های روانی عمیقی از جنگ بازگشت. او تجربیات دوران جنگ خود را تمام‌وکمال در قالب داستان‌نویسی واکاوی می‌کرد. او به‌ندرت درباره‌ سوابق خدمت نظامی‌اش سخن می‌گفت یا می‌نوشت، هرچند تصاویر همان لحظات نادر که با صراحت و صداقت بیان می‌شد، تکان‌دهنده و دلهره‌آور بود. او یک بار خطاب به دخترش گفته بود: «بوی گوشت در حال سوختن، هرگز به‌طور کامل از مشامت پاک نمی‌شود؛ مهم نیست چقدر عمر کنی.»

افکار و نظریات او درباره جنگ جهانی دوم اغلب در لایه‌های داستانی مربوط به زندگی داخلی پنهان می‌شد یا در مکان‌های نظامی دور از خط مقدم جریان داشت. سالینجر تنها یک بار درباره درگیری مستقیم و فعال نوشت؛ در داستان کوتاهی منتشرنشده به نام «سنگر جادویی» (The Magic Foxhole) که شرحی درباره از دست رفتن اعضای بدن و سلامت روان برخی از «سربازان جوان» آمریکایی در جریان بمباران نرماندی است. این داستانی هولناک، به‌ویژه برای آن دوران است و همچون احساسات عذاب‌آلود خود سالینجر درباره «عذاب وجدان بازماندگان» جلوه می‌کند. شاید سالینجر با نوشتن این داستان می‌کوشید، دریابد که آیا جان سالم به در بردن حیرت‌انگیزش از مهلک‌ترین صحنه‌های نبرد، صرفا ناشی از شانس محض بوده یا مداخله‌ای الهی در کار بوده است.

داستان «سنگر جادویی» با نمادی تاثیرگذار از ماهیت دردآور جنگ آغاز می‌شود: کشیشی نظامی که در میان غرش انفجار گلوله‌ها، سراسیمه و چهار دست‌ و پا به دنبال عینکش می‌گردد. سپس با سرباز جوانی به نام «گاردنر» آشنا می‌شویم که به‌ طرز معجزه‌آسایی خود را به سنگرهایی می‌رساند که از بمباران در امان مانده‌اند. گاردنر از نظر جسمی آسیبی نمی‌بیند، اما روانش در حال فروپاشی است. در مقطعی، او دچار توهم می‌شود و مرد دیگری را با کلاه‌خودی عجیب درحال پیشگویی در سنگر خود می‌بیند؛ کسی که گمان می‌کند، پسر هنوز متولد نشده‌اش، «ارل» است.

اگرچه گاردنر «ظاهری دیوانه‌وار» داشت اما سالینجر تصریح می‌کند که او «مجنون» نبود. بلکه به تعبیر نویسنده، گاردنر دچار نوعی «فرسودگی ناشی از نبرد» شده بود؛ حالتی که «در آن آدم شبیه مرده‌ها به نظر می‌رسد، یا شروع می‌کند به فریاد زدن و گفتن این حرف به همه که ای کاش غیرنظامی بود و نه عضوی از این ارتش لعنتی.» در اواخر داستان، گاردنر تصمیم می‌گیرد پسر خیالی‌اش را بکشد تا او را از رنج‌های جنگ مصون نگه دارد، اما وقتی می‌بیند پسرش مشتاق است که به سربازی شریف بدل شود، از تصمیم خود منصرف می‌شود. گاردنر با لحنی سرد توضیح می‌دهد: «می‌خواستم به او شلیک کنم، اما گفت که می‌خواهد اینجا باشد.»

بخش عمده‌ای از نوشته‌های دیگر سالینجر در طول جنگ، از طریق الگوی کم‌مایه و تخیلی از روی خودش به نام هولدن کالفیلد، هدایت می‌شد. هولدن شوخ‌طبع، بدبین و بسیار ترش‌رو است؛ یک ملحد که خود را بی‌رحم توصیف می‌کند و بی‌رحمانه به جنگ و نهادهای وابسته به آن حمله می‌کند.

پس از آتش‌بس، سالینجر به خانه‌اش در کنتیکت بازگشت؛ جایی که قطعات خود را به رمانی کاملا منسجم با عنوان «ناتور دشت» تبدیل کرد که امسال ۷۵ ساله می‌شود. این رمان، هولدن را در یک مدرسه خصوصی در خارج از فیلادلفیا به نام «پنسی پرپ» قرار داد که جایگزینی برای مدرسه واقعی سالینجر بود: آکادمی نظامی ولی فورج. سالینجر اولین بار در سال ۱۹۳۴ پس از اخراج از مدرسه مقدماتی منهتن مک‌برنی، در سنترال پارک وست به «فورج»، آن‌طور که افراد داخلی آن را می‌نامند، وارد شد. او ۱۵ ساله بود.

فورج به اشخاصی که «سیب‌های گندیده» می‌نامیدند، خدمات ارائه می‌داد و می‌توانست بسیار تنبیه‌کننده باشد. کمی قبل از اینکه سالینجر نام‌نویسی کند، یک دانشجوی دانشکده افسری در شرایط مشکوکی از پنجره دانشکده سقوط کرد و جان باخت. سالینجر مانند بسیاری از دانشجویان دانشکده افسری، در مورد آن مکان دچار تناقض بود. او شعری احساسی در سالنامه کلاس خود نوشت که هنوز در گردهمایی‌های مدرسه خوانده و در مکاتبات شخصی علاقه عمیق او نسبت به دانشجویانی که تجربه او را به اشتراک گذاشته بودند، نشان داده می‌شود. با این وجود، نویسنده «ناتور دشت» همچنین ناامیدی‌های شدید خود را در مورد مدرسه در رمان خود بیان کرده است. در حالی که گروه «زندگی پسر»، ارگان داخلی پیشاهنگان پسر، دکان آهنگری را به‌عنوان دژ رهبری نظامی تبلیغ می‌کرد، سالینجر آن را پناهگاهی برای پسران گمشده می‌دانست. هولدن در صفحه اول می‌گوید: «آنها در پنسی هیچ کاری بیشتر از هر مدرسه دیگری انجام نمی‌دهند؛ من هیچ کس را در آنجا نمی‌شناختم که فکری باز داشته باشد. شاید یک یا دو پسر. اگر همین هم بوده تعداد زیادی بوده است و احتمالا آنها از این طریق به پنسی آمده بودند.»

در روایت سالینجر، پنسی گرفتار جمعیتی از جوانان مشکل‌دار، معلمان فاسد و بچه‌های پولدار لوس است، ترکیبی که اغلب باعث سوءاستفاده می‌شد. خود آهنگری دقیقا در حال تبدیل شدن به همین بود، نوعی جهش‌یافته از نخبه‌پرورترین آکادمی نظامی آمریکا - وست پوینت - که بر روی یک بدنه‌ آموزشی بسیار جوان‌تر کار می‌کرد. مدرسه در آن زمان برنامه‌ درسی منسجم و فوق‌برنامه‌های قوی داشت؛ از جمله یک گروه موسیقی در سطح جهانی که برای مقامات به اجرای کنسرت می‌پرداختند که شامل رئیس جمهور وقت - ریچارد نیکسون - نیز می‌شد. اما به لطف گروه بزرگی از دانشجویان سرکش از هر سن و پیشینه‌ای، محیطی پویا و خونسرد نیز وجود داشت. این گروه برای مدتی شامل شاه سیمئون، پادشاه تبعیدی بلغارستان نیز می‌شد. سیمئون در حالی که یک روز در پاییز ۱۹۵۸ چکمه‌هایش را واکس می‌زد، به یک خبرنگار محلی عطش خود را برای بازپس‌گیری قدرت در خارج از کشور اعلام کرد. او با غرولند گفت: «من برای تاج و تخت به دنیا آمده‌ام و هرگز از سلطنت کناره‌گیری نکرده‌ام و هیچ برگه‌ای را برای واگذاری سلطنت امضا نکرده‌ام.»

در حالی که خدمت سربازی بعدی در فورج، مانند اکثر مدارس نظامی دیگر از این نوع، اجباری نبود، با این وجود میزبان یک برنامه قوی و داوطلبانه برای استخدام افسران، به علاوه یک خط لوله جذب نیرو به آکادمی‌های خدمت بود. در عوض، مدارسی مانند فورج، یک الگوی نظامی جدید را به‌وجود آوردند که پیروان آن اغلب ممتاز، بی‌ادب و آسیب‌دیده بودند؛ درست مانند هولدن کالفیلد.

هولدن مشتاقانه علیه پنسی پرپ شورش می‌کند، اخراج می‌شود و به نیویورک سیتی فرار می‌کند، جایی با رذایل و خطرات خاص خود، اما بدون آن نوع تبلیغات و تظاهری که جنبه تاریک مدرسه را پنهان می‌کند. هولدن مانند اکثر پسران مدرسه نظامی خصوصی، جوان است. در ۱۶ سالگی، او با لحنی تسلیم‌شده مانند یک جانباز خسته از جنگ صحبت می‌کند. او با انرژی جنسی فروخورده، عادت بد سیگار و دیدگاهی تاریک از جهان دست‌وپنجه نرم می‌کند. دیوید شیلدز و شین سالرنو در زندگینامه‌ خود با عنوان «سالینجر» که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، اظهار می‌کنند که «کچر» عمیقا از تجربیات سالینجر در خطوط مقدم آگاه بوده است. آن‌ها گزارش می‌دهند که او در دوران خدمتش به عنوان مامور اطلاعات ارتش، برای درمان بیماری روانی در بیمارستان بستری شده بود و در آنجا، از جمله موارد دیگر، بازجویی‌های سختی را متحمل می‌شد.

او از این تجربه با این باور بیرون آمد که «دیگر نمی‌توانست به آن آرمان‌های قهرمانانه و والایی که دوست داریم، تصور کنیم نهادهای فرهنگی‌مان (آمریکا) پاسدار آن‌ها هستند، اعتقاد داشته باشد.» در اینجا شاهد دیدگاه‌های تند و تلخ سالینجر درباره جنگ جهانی دوم در همان بخش‌های آغازین رمان «ناتور دشت» (Catcher) هستیم؛ آنجا که هولدن جزئیاتی از دوران خدمت برادرش، «دی.بی.»، را بازگو می‌کند. دی.بی. به هولدن می‌گوید که ارتش ایالات متحده «عملا به اندازه نازی‌ها پر از آدم‌های پست و عوضی است.» دی.بی. در دوران مرخصی‌اش بسیار افسرده و دلسرد بود. هولدن تعریف می‌کند: «تقریبا تمام وقتش را روی تخت دراز می‌کشید. حتی به‌ندرت به اتاق نشیمن می‌آمد.» این توصیف شباهت عجیبی به وضعیت روحی خود سالینجر در دوران خدمت نظامی دارد؛ به‌ویژه در روزی که قاعدتا باید سرشار از شور و شعف می‌بود. در ۸ مه ۱۹۴۵، زمانی که ارتش آلمان سرانجام تسلیم شد، سالینجر روز را در اروپا به تنهایی سپری کرد؛ او روی تخت‌خوابی صحرایی دراز کشیده بود و در حالی که تپانچه کالیبر ۴۵ خود را در دست داشت، به شلیک کردن به کف دستش فکر می‌کرد.

رمان «ناتور دشت» پس از انتشار در سال ۱۹۵۱، به‌سرعت به یکی از کتاب‌های پرممیزی (سانسورشده) در آمریکا بدل شد.

اگرچه تا اواسط دهه ۱۹۵۰ تب‌​​وتاب پسران آمریکایی برای کسب اعتبار از طریق خدمت نظامی رو به فروکش بود، اما همه آن‌ها به سلامت از این دوران عبور نکردند. ارنست همینگوی نماد ادبی آن نسل از سربازان سنتی بود؛ کسی که همچون بسیاری از مردان هم‌نسل خود، از همان دوران کودکی سرنوشتش با خدمت نظامی گره خورده بود. همینگوی در سال‌های آغازین قرن بیستم و در دوران کودکی، با استدلالی ساده می‌پنداشت که جنگ، کاری است که «مردان همواره انجام می‌داده‌اند.» تصورات رویاپردازانه او درباره خدمت نظامی، همچون بینایی‌اش، مبهم و تار بود. پس از آنکه ارتش در هجده‌سالگی به دلیل ضعف بینایی، همینگوی را نپذیرفت، او به‌عنوان راننده آمبولانس به صلیب سرخ پیوست و در جریان جنگ جهانی اول در خطوط مقدم جبهه در ایتالیا فعالیت کرد، تا اینکه در حوادثی پیاپی بر اثر آتش خمپاره و مسلسل مجروح شد.

همینگوی بعدها مسیر دیگری برای حضور در میدان نبرد یافت: فعالیت به‌عنوان خبرنگار. در اوت ۱۹۴۴، او در حین پوشش خبری وقایع جنگ جهانی دوم، برای کمک به آزادسازی پاریس سلاح به دست گرفت. کمی بعد، با سالینجر دیدار کرد؛ مشخصا در بار هتل «ریتز»، جایی که سالینجر از روز آزادسازی، بخش عمده‌ وقت خود را در آنجا می‌گذراند، محفل‌داری می‌کرد و نوشیدنی می‌نوشید. همینگوی از داستان‌های کوتاه سالینجر که در آن زمان گروهبان‌یکم ۲۵ ساله‌ای بود، تمجید کرد و آن دو ساعت‌ها با یکدیگر به گفت‌وگو پرداختند. همینگوی بعدها در نامه‌ای به سالینجر نوشت: «گوش فوق‌العاده‌ای داری؛ با لطافت و عشق می‌نویسی، بی‌آنکه [نوشته‌ات] آبکی و لوس شود.»

سالینجر در همینگوی، خدای نویسندگی و روحیه‌ای خویشاوند می‌دید. با این حال، گاهی اوقات از مردانگی بی‌رحمانه‌ همینگوی، که به‌نظر سالینجر اغلب شامل پنهان کردن حقیقت کامل وجود یک سرباز بود، خشمگین می‌شد. در رمان «ناتور دشت» هولدن «وداع با اسلحه» همینگوی را به عنوان یک «کتاب ساختگی» مسخره می‌کند. خود سالینجر نیز یک فیلم جنگی تماشا می‌کند که احساسات‌گرایی‌اش تقریبا او را به حالت تهوع می‌اندازد. سالینجر یک بار به دوستی گفته بود که نسبت به بیش‌ارزش‌گذاری همینگوی از شجاعت فیزیکی محض که معمولا «شهامت» نامیده می‌شود، به‌عنوان یک فضیلت احساس منفی دارد، پیش از آنکه اعتراف کند «من خودم [شهامت] کمی دارم. 

در زیر پوست پرحرفی همینگوی، دردی پنهان و ضعیف نهفته بود. آثار او با تنش پیرامون رابطه‌ نیروبخش و اغلب خودویرانگر بین مرد آمریکایی و نظامی‌گری شکل گرفته است. این تعامل در هیچ کجا به اندازه‌ «خورشید همچنان طلوع می‌کند»، کتابی درباره‌ یک قهرمان جنگ که زخم‌هایش او را از نظر جنسی ناتوان کرده است، آشکار نیست. با وجود تفاوت‌های بین این دو نویسنده، سالینجر با روحیه‌ای تازه از هتل «ریتز» بیرون آمد تا بنویسد. او همچنین از رفتار نرم همینگوی در حضورش شگفت‌زده و تا حدودی آرام شد. همینگوی به وضوح حقیقت را در تز مهم سالینجر دید: اینکه در میان بسیاری از چیزهایی که جنگ نابود کرده، بخش‌های مهمی از خود، مانند معصومیت کودکی، آرامش درونی و خوش‌بینی، وجود دارد. در حالی که همینگوی هرگز علنا درباره «ناتور دشت» اظهار نظر نکرد، گفته می‌شود که یک نسخه از رمان را که توسط سالینجر شخصی‌سازی شده بود، در خانه‌ محبوبش در هاوانا نگهداری می‌کرد. سالینجر در نامه‌ای منتشر نشده در سال ۱۹۹۵ به یکی از همکلاسی‌های سابقش در دانشکده نظامی فورج، از شعر سه‌بیتی شاد و پرانرژی که درست قبل از فارغ‌التحصیلی سروده بود و پس از شهرت نویسنده در کلیسای مدرسه به نمایش گذاشته شد، ابراز پشیمانی کرد. بخشی از آن چنین است:

در این آخرین روز اشک‌هایت را پنهان مکن

غم تو شرم‌آور نیست؛

دیگر در میان خطوط خاکستری قدم نزن؛

دیگر بازی نکن.

چهار سال به شادی گذشت -

آیا آن دوران گذشته عزیز می‌ماند؟

پس اکنون،

این روزهای زودگذر را گرامی بدار،

تا زمانی که اینجا هستی، اندک روزهایی که می‌گذرند.

سالینجر که در آن زمان ۷۶ سال داشت، گویی احساس می‌کرد ارزیابی‌اش از مدرسه سابق خود بیش از حد اغراق‌آمیز و شیرین‌کارانه بوده است. او خطاب به دوستش نوشت: «سال‌هاست که قصد دارم سری به آنجا بزنم و یا آن نمایشگاه را برچینم و یا دست‌کم، پایین‌تر از آن دیوارنوشته‌ای‌ رکیک اضافه کنم.» سالینجر همچنین به یاد «مجموعه جالبی از آدم‌های ناسازگار» می‌افتاد که در «فورج» (مدرسه نظامی) با آن‌ها دوست شده بود و خاطرات تلخ و شیرینی که با هم داشتند.

با این حال، ترک مدرسه نظامی بود که بیشترین لذت را نصیب سالینجر کرد؛ او نوشت: «اگرچه [فورج] در مجموع برای من شوخی بسیار بدی بود و تظاهرها و ژست‌هایش به‌شکلی جبران‌ناپذیر پوچ و حقیرانه به نظر می‌رسید، اما با خود می‌اندیشم که آیا هرگز دوباره آن‌قدر احساس آزادی و رهایی لذت‌بخش داشتم که در آن پیاده‌روی دلپذیر به سمت شهر «وین» و آن غذاخوری، در یک روز یکشنبه و پس از دریافت مجوز خروج، تجربه کردم؟»

در نوشته‌ای دیگر که هنوز منتشر نشده و پسرش «مت» آن را به اشتراک گذاشته است، سالینجر از «نقص عمیقی» سخن می‌گوید که از همان سنین پایین در آمریکایی‌ها شکل می‌گیرد. او این پدیده را «احترام ناسالم به اقتدار صرفا اسمی» می‌نامید. سالینجر درباره تجربه شخصی خود نوشت: «این شرطی‌سازی در دوران کودکی و جوانی‌ام، متغیر اما بی‌وقفه ادامه داشت: اقتدار مطلق والدینم (که آدم‌های ناآگاهی بودند)، اقتدار مطلق تقریبا تمام معلمان مدارس ابتدایی در دهه‌های بیست و سی (که بیشترشان — یا بسیاری‌شان — عاشق قدرت و پیردخترهایی عبوس و تلخ‌خو بودند، البته با استثناهایی نادر) و سپس در مراحل بعد، مدرسه نظامی و اقتدار بی‌رحمانه و قدرت مطلق کادر آموزشی، افسران دانشجو و درجه‌داران (که در مجموع، گروهی به همان وحشتناکی بودند که ذهن آدمی می‌تواند تصور کند).»

روی دیگر این تصویر تیره‌وتار سالینجر، کودکی‌ای سرشار از آزادی بیان و رشد طبیعی است؛ دورانی که زیر بار سنگین قدرت، قوانین و انضباط تحمیل ‌شده از سوی بزرگسالان دل‌زده از دنیا و شیفتگان قدرت، قرار نداشت.

انتهای پیام







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
شوک ابوظبی به بازار ایران؛ قطع شاهراه دلاری و تجاری چه اثری بر دلار و قیمت‌ها دارد؟
سایت فرکانس

شوک ابوظبی به بازار ایران؛ قطع شاهراه دلاری و تجاری چه اثری بر دلار و قیمت‌ها دارد؟

به گزارش فرکانس، امارات متحده عربی طی سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران بوده و دبی نیز به‌عنوان یکی از مراکز مهم تجارت منطقه‌ای، نقش قابل توجهی در تأمین کالا و انجام مبادلات مرتبط با ایران داشته است. به همین دلیل، هرگونه محدودیت در مسیرهای تجاری و مالی میان دو کشور می‌تواند فراتر [ ]
خالی‌فروشی طلا چیست؟ | خطر خالی‌فروشی در بازار طلای آنلاین؛ خریداران مراقب باشند
سایت فرکانس

خالی‌فروشی طلا چیست؟ | خطر خالی‌فروشی در بازار طلای آنلاین؛ خریداران مراقب باشند

به گزارش فرکانس، بازار خرید و فروش آنلاین طلا طی سال‌های اخیر با استقبال قابل توجه کاربران مواجه شده است؛ اما افزایش تعداد معاملات، نگرانی‌ها درباره نحوه نگهداری طلا، میزان پشتوانه پلتفرم‌ها و امکان تحویل واقعی دارایی خریداری‌شده را نیز بیشتر کرده است. بر اساس اطلاعات مطرح‌شده، طی سه سال گذشته ۵۰۸ پرونده …
آمریکایی‌ها بیشتر از ما به پایان این شرایط نیاز دارند/ وزیر خزانه‌انه‌داری رجزخوانی می‌کند؛ دیگر چه کاری مانده که انجام نداده‌اید؟
سایت تابناک

آمریکایی‌ها بیشتر از ما به پایان این شرایط نیاز دارند/ وزیر خزانه‌انه‌داری رجزخوانی می‌کند؛ دیگر چه کاری مانده که انجام نداده‌اید؟

همتی رئیس کل بانک مرکزی افزایش قیمت دلار در بازار آزاد را متأثر از فضای روانی و تبلیغاتی دانست و گفت: اقتصاد ایران از شرایط سخت عبور خواهد کرد؛ بر این باورم...
سنجش و کنکور در خدمت مؤسسات پولی-آموزشی/ حرکت آهسته و پیوسته علیه مدرسه
سایت تابناک

سنجش و کنکور در خدمت مؤسسات پولی-آموزشی/ حرکت آهسته و پیوسته علیه مدرسه

آیا افزایش مصنوعی پیچیدگی سوالات کنکور، پاسخی به نیاز‌های واقعی سنجش است یا بازتابی از ناهماهنگی میان سیاست‌گذاری آموزشی و زیست‌جهان دانش‌آموزان؟
سایت ایران آنلاین

از چنگیز وثوقی چه خبر؟

ایران آمادگی کامل برای مهار فشارها دارد؟
سایت ایران اکونمیست

ایران آمادگی کامل برای مهار فشارها دارد؟

با فشار اقتصادی چند برابری، خوش‌خیالی مسئولان و جیب خالی مردم، یا با این به اصطلاح بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ چه کار کنیم...
سایت رکنا

عکس / سفر در زمان «لیلا فروهر» در 10 سالگی و در نمایی از فیلم سلطان قلب ها؛ سال 47

موبایل و تبلت چه اثری بر روان کودک دارند؟ راهنمای مدیریت زمان صفحه‌نمایش
روزنامه هفت صبح

موبایل و تبلت چه اثری بر روان کودک دارند؟ راهنمای مدیریت زمان صفحه‌نمایش

مطالعه جدید فنلاندی نگاه جالبی به رابطه میان صفحه‌نمایش و رشد شناختی کودکان ارائه می‌دهد، اما نباید از آن نتیجه گرفت که هرچه کودک بیشتر با موبایل و تبلت کار کند، ذهن قوی‌تری خواهد داشت.
رازهای زیبایی زنان خاورمیانه؛ ترفندهای سنتی برای پوست، مو و ظاهری شاداب
روزنامه هفت صبح

رازهای زیبایی زنان خاورمیانه؛ ترفندهای سنتی برای پوست، مو و ظاهری شاداب

ترفندهای زیبایی خاورمیانه ترکیبی از سنت، فرهنگ و استفاده از مواد طبیعی هستند؛ از حنا و روغن زیتون گرفته تا عسل، رایحه‌های گیاهی و سبک‌های خاص آرایش چشم.
         
خانواده در نقش پرستار | هزینه‌های سنگین درمان
روزنامه هفت صبح

خانواده در نقش پرستار | هزینه‌های سنگین درمان

من یک کارمند ساده‌ام. هزینه دارو یک طرف و هزینه بیمارستان یک طرف دیگر. برای اینکه درمان دخترش متوقف نشود، خانه‌شان را فروخته است
مدرسه‌ای به اندازه یک محله
روزنامه هفت صبح

مدرسه‌ای به اندازه یک محله

مدرسه‌های جدید قرار است علاوه بر آموزش بخشی از نیازهای فرهنگی، ورزشی و مهارتی محله‌ها را پاسخ دهند
سایت اقتصاد ۲۴

ترامپ این جمله قالیباف را منتشر کرد؛ «ما گرسنه هستیم و توان ایستادگی نداریم

سایت اقتصاد ۲۴

فیلم/ نتانیاهو شماره موبایل خود را منتشر کرد

شش ماه پس از جنگ؛ مسکن از کدام بازارها جلو زد و در کدام شهر ها بیشتر رشد کرد؟
سایت اکوایران

شش ماه پس از جنگ؛ مسکن از کدام بازارها جلو زد و در کدام شهر ها بیشتر رشد کرد؟

این روزها انتخاب نوع سرمایه گذاری به یکی از دغدغه های مهم برای حفظ ارزش دارایی ها تبدیل شده است . جنگ نیز شرایط اقتصادی را تغییر داد و بازارهای مختلف را تحت تأثیر قرار داد. حالا با گذشت نزدیک به شش ماه از آغاز جنگ ۴۰روزه، بررسی کرده‌ایم که از ۸ اسفند ۱۴۰۴ یعنی درست روز قبل از آغاز رسمی آتش جنگ تا ۳۱ …
         
بنزین در دوراهی قیمت و اصلاح ساختار؛ نسخه سیاست‌گذار برای ناترازی چیست؟
سایت اکوایران

بنزین در دوراهی قیمت و اصلاح ساختار؛ نسخه سیاست‌گذار برای ناترازی چیست؟

اکوایران: پرونده بنزین بار دیگر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست‌گذاری اقتصادی دولت تبدیل شده است؛ چالشی که یک سوی آن با رشد مصرف، ناترازی تولید و مصرف، قاچاق و هزینه‌های فزاینده تأمین سوخت گره خورده و سوی دیگر آن به تورم، معیشت خانوارها و تبعات اجتماعی افزایش قیمت بازمی‌گردد. گفت‌وگو با چند نماینده …
سایت دیدبان ایران

قالیباف: «Make America Hungry Again»؛ آمریکا را دوباره گرسنه می‌کنیم!

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ رویای ۹ تریلیون دلاری سعودی؛ آینده «نئوم» چه شد؟

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ ۱۰ باور سلامتی که احتمالاً درست نیستند

مصائب پزشکان؛ آنچه از دور پیدا نیست
خبرگزاری ایسنا

مصائب پزشکان؛ آنچه از دور پیدا نیست

هر چند از دور به نظر نمی‌آید اما پزشکان و متخصصان چه در بخش دولتی چه در بخش خصوصی با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. تاخیر پرداخت حقوق پزشکان دولتی تا هشت ماه و افزایش سالانه تعرفه‌ها و مشکلات پرداختی بیمه‌ها در بخش خصوصی و وضعیت تورم، کار پزشکان را سخت کرده است.
سپاهان، تیمی برای قهرمانی یا فقط مدعی بودن؟
خبرگزاری ایسنا

سپاهان، تیمی برای قهرمانی یا فقط مدعی بودن؟

شکست برابر استقلال و تراکتور در هفته‌های دوم و سوم لیگ برتر، بار دیگر ضعف سپاهان در بازی‌های بزرگ را نمایان کرد؛ تیمی که در سال‌های اخیر هزینه زیادی برای ساختن یک تیم مدعی قهرمانی کرده اما همچنان نه در زمین راه‌حل مشخصی برای عبور از رقیبان اصلی دارد و نه در نقل‌وانتقالات توانسته نقاط ضعف خود را به‌طور …
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ ماجرای سهم ۱۱ درصدی ایران از دریای خزر چیست؟

دکتر مؤمنی و دریاچهٔ یخ‌زده!
سایت هم میهن

دکتر مؤمنی و دریاچهٔ یخ‌زده!

ما همه از محدودیت‌ها و تنگناهای دستگاه اجرایی کشور برای عملی کردن برنامه‌های خود خبر داریم، اما دولت آقای پزشکیان در وضعیتی کاملاً بی‌سابقه قرار گرفته است.
مطالعه‌ای درباره بیماری کندن خودخواسته مو!
سایت عصرایران

مطالعه‌ای درباره بیماری کندن خودخواسته مو!

یک مطالعه جدید توضیح می‌دهد که چرا مردم احساس می‌کنند مجبورند موهای خود را بکنند.
پزشکان آینده قربانی وابستگی به هوش مصنوعی می‌شوند؟
سایت هم میهن

پزشکان آینده قربانی وابستگی به هوش مصنوعی می‌شوند؟

گسترش استفاده از هوش مصنوعی در آموزش پزشکی، نگرانی‌هایی درباره تاثیر این فناوری بر توانایی دانشجویان و پزشکان آینده برای استدلال مستقل و تصمیم‌گیری بالینی ایجاد کرده به‌طوری‌که کارشناسان هشدار دادند اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی ممکن است باعث شود دانشجویان پزشکی برخی مهارت‌های اساسی را که برای …
مسئولیت بر دوش جنوب جهانی
سایت هم میهن

مسئولیت بر دوش جنوب جهانی

در مورد نقض‌های فاحش کنوانسیون‌های ژنو، موضوع صرفاً یک اختیار نیست، بلکه یک تکلیف است: دولت‌ها مکلف‌اند مظنونان را شناسایی و جست‌وجو کنند و یا آنان را مورد تعقیب کیفری قرار دهند یا مسترد کنند
آناتومی خشم و رسانه
سایت هم میهن

آناتومی خشم و رسانه

سیم ضامن اثری هوشمندانه، گزنده و از نظر فرمی منسجم است که نشان از تسلط مداوم گاس ون سنت بر سینمای شخصیت‌محور و اجتماعی دارد.
دشمن را از ضعف خود خبر‌دار نکنید
سایت روزنو

دشمن را از ضعف خود خبر‌دار نکنید

‌نمی‌شود که از یک سو هر نوع انذار راجع به کمبود منابع و تأثیر جنگ و تحریم‌ها و محاصرهٔ اقتصادی بر زندگی مردم را فرستادن پالس ضعف به دشمن دانست، اما از سوی...
    
بشکه‌ها راه خروج ندارند
سایت هم میهن

بشکه‌ها راه خروج ندارند

وقتی شریان ارزی کشوری که بودجه‌اش به بوی نفت معتاد است قطع می‌شود، بحران انرژی می‌تواند به سونامی تورم، اختلال در واردات و فرسایش معیشت بدل شود.
برتری تاکتیکی هرگز نمی‌تواند بی‌کفایتی راهبردی را جبران کند
سایت هم میهن

برتری تاکتیکی هرگز نمی‌تواند بی‌کفایتی راهبردی را جبران کند

هیچ میزان از برتری فنی نمی‌تواند بی‌کفایتی راهبردی ناشی از مطالبه انجام امور ناممکن از ارتش را جبران کند.
سال ۱۹۳۸ است، و ترامپ هیتلر است!
سایت هم میهن

سال ۱۹۳۸ است، و ترامپ هیتلر است!

شباهت فقط در شخص خلاصه نمی‌شود؛ در روش نیز دیده می‌شود: جایگزین کردن اجبار به جای توافق، بی‌اعتنایی به قواعد حقوقی که قدرت را محدود می‌کنند، و استفاده از تهدید نابودی یک ملت به‌عنوان اهرمی در مذاکره.
سیف تبریزی: چرا باید اهرم‌های ایران در خزر را با دست خود واگذار کنیم؟
خبرگزاری مهر

سیف تبریزی: چرا باید اهرم‌های ایران در خزر را با دست خود واگذار کنیم؟

کارشناس مسائل قفقاز با انتقاد از روند تصویب کنوانسیون حقوقی دریای خزر، نسبت به پیامدهای حقوقی، امنیتی و ژئوپلیتیکی آن برای ایران هشدار داد.
سایت فرارو

مکرون و بن سلمان در اختتامیه جام جهانی ورزش‌های الکترونیکی

سایت فرارو

ویدیو؛ ورود مفتی سابق سوریه به قفس

چرا نقش قهرمان دختر در ادبیات نوجوان کمرنگ است؟
خبرگزاری مهر

چرا نقش قهرمان دختر در ادبیات نوجوان کمرنگ است؟

نویسنده کتاب «گلادیمر» گفت: با انتخاب یک دختر نوجوان به‌عنوان شخصیت اصلی داستان، تلاش کردم خلأ حضور قهرمانان دختر در ادبیات نوجوان را جبران کنم و نقش و اثرگذاری آن‌ها را در جامعه نشان دهم.
یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین
خبرگزاری مهر

یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین

محمد خرمشاهی، طنزپرداز و روزنامه‌نگاری است که با نزدیک به یک قرن حضور در مطبوعات و برنامه‌های رادیویی، آینه‌ای از دردها و شادی‌های مردم بود و با زبانی طناز، کام جامعه را شیرین می‌کرد.
«اعتراف می‌کنم» از کلیشه‌های پلیسی فاصله دارد؛ نقش پررنگ زنان در سریال
خبرگزاری مهر

«اعتراف می‌کنم» از کلیشه‌های پلیسی فاصله دارد؛ نقش پررنگ زنان در سریال

یک منتقد سینما با اشاره به کلیشه های سریال های پلیسی در سال های اخیر بیان کرد که سریال «اعتراف می‌کنم» از این آثار متفاوت است.
سایت فرارو

همخوانی تصنیف «امشب شب مهتابه» توسط هنرمندان پیشکسوت

نگاهی به‌ «ادیسه» تازه‌ترین تجربه عظیم کریستوفر نولان‌
روزنامه هفت صبح

نگاهی به‌ «ادیسه» تازه‌ترین تجربه عظیم کریستوفر نولان‌

«ادیسه» در بهترین لحظاتش یک نمایش سینمایی خیره‌کننده و در ضعیف‌ترین بخش‌هایش حماسه‌ای گرفتار عظمت خودش است
سایت اعتماد آنلاین

کشف جسد دو مرد که با شلیک گلوله کشته شدند

سایت فرارو

ادعای ابوالقاسم طالبی درباره پرونده هلدینگ یاس و قالیباف: سردار سردار نکنید! نیستش!!

سایت فرارو

انتقاد یک مداح به دلار ۲۰۲ هزار تومانی/ مسئول حل بحران کیه؟

سایت فرارو

صفر تا ۱۰۰ ماجرای تراستی‌های نفتی

منظور بسنت از « Economic D-Day» چه بود؟
سایت فرارو

منظور بسنت از « Economic D-Day» چه بود؟

در ادبیات نظامی آمریکا از اصطلاح D-Day برای اشاره به زمان انجام یک حمله بزرگ در جنگ استفاده می‌شود. اما این اصطلاح بیش از آن که با معنای تخصصی‌اش شناخته شود، به عملیاتی مهم در تاریخ جنگ جهانی دوم اشاره دارد.
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازیگر مطرح پس از باران: من پول غذا ندارم، هفته ای چهار وعده غذا می خورم! | ببینید

حق با کیست/ «پروندۀ پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» در دادگاه افکار عمومی
سایت عصرایران

حق با کیست/ «پروندۀ پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» در دادگاه افکار عمومی

قرار نیست محکمۀ موازی تشکیل شود. کار جامعۀ مدنی، شنیدن، پرسش‌گری و بسط موضوع است. تشخیص مسئولیت کیفری را باید به نظام قضایی سپرد. ضرورت شنیدنِ روایت زنان با...
سایت رکنا

پدرکشی تلخ در پیروزی تهران / پسر بی مهابا 5 ضربه چاقو زد + جزییات

زنگ خطر برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای
سایت ایران آنلاین

زنگ خطر برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای

رسانه قرار است آینه باشد، نه آینه‌ای که فقط زشتی‌ها را بزرگ‌نمایی کند، بلکه آینه‌ای که واقعیت را همان‌گونه که هست پیش روی جامعه بگذارد. مسأله اما از جایی آغاز می‌شود که رسانه، به جای آنکه ابزار کشف حقیقت و مطالبه‌گری عمومی باشد، به ابزار معامله تبدیل شود، جایی که خبر نه برای آگاهی‌بخشی، بلکه برای فشار …
گره اصلی در واشنگتن است/ میانجی‌ها به جای تهران، باید آمریکا را قانع کنند/ نادیده گرفتن فشارهای اقتصادی به صلاح آینده کشور نخواهد بود
سایت فرارو

گره اصلی در واشنگتن است/ میانجی‌ها به جای تهران، باید آمریکا را قانع کنند/ نادیده گرفتن فشارهای اقتصادی به صلاح آینده کشور …

یک تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به سفر فیلد مارشال عاصم منیر به تهران تأکید کرد که سفر فرمانده ارتش پاکستان نشانه حسن نیت اسلام‌آباد برای تنش‌زدایی منطقه‌ای است، اما گره اصلی در واشنگتن قرار دارد، نه تهران. بنابراین میانجی‌ها باید توان خود را صرف قانع‌کردن کاخ سفید و مهار سیاست فشار اقتصادی کنند.
جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران؛ همه چیز به رفتار چین بستگی دارد
سایت عصرایران

جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران؛ همه چیز به رفتار چین بستگی دارد

ترامپ پیش از این تحریم‌هایی را علیه پالایشگاه‌های به اصطلاح قوری چین - کارخانه‌های مستقل کوچک تا متوسط که نفت ایران را فرآوری می‌کنند - اعمال کرده بود. ا...
         
علیرضا بیرانوند؛ به چه درد نظام وظیفه و خدمت سربازی می‌خورَد؟
سایت عصرایران

علیرضا بیرانوند؛ به چه درد نظام وظیفه و خدمت سربازی می‌خورَد؟

اگر سربازی رفتن او سایه جنگ را دور و ارز را ارزان و خودرو را سهل الوصول و ازدواج را ممکن می کند، برود! ما که بخیل نیستیم اما تو را به خدا سربازی رفتن آدم مشه...
خواسته ایران تأمل بیشتر عراق در خلع سلاح گروه‌های مقاومت است/ پیشنهاد واشنگتن برای همکاری اقتصادی ایران، عراق و آمریکا
سایت تابناک

خواسته ایران تأمل بیشتر عراق در خلع سلاح گروه‌های مقاومت است/ پیشنهاد واشنگتن برای همکاری اقتصادی ایران، عراق و آمریکا

شاهرخی گفت: تقویت اقتصاد استان‌های ایران و عراق مستلزم کاهش بروکراسی اداری و جلوگیری از معطلی استان‌ها در دریافت مجوز‌های تجاری توسط مراکز سیاسی است. لذا، اع...
سایت تابناک

رئیس دفتر رئیس جمهور:کاهش سهمیه بنزین قطعی است

روایت اژه‌ای از یک مورد تاسف‌آور درباره تراستی‌ها
سایت تابناک

روایت اژه‌ای از یک مورد تاسف‌آور درباره تراستی‌ها

وضعیت تولید، قیمت و مصرف حامل‌های انرژی و مشخصاً بنزین، مطلوب نیست و نیازمند اصلاح در این فقره هستیم، تقریباً یک اجماع میان متخصصان و دست‌اندرکاران امر وجود...
سایت تابناک

آیا حیوانات واقعا فکر می‌کنند؟

سایت تابناک

افشاگری معاون پزشکیان: شیشه‌هایم را خرد می‌کنند!

پای امارات به دلار ۲۰۰ هزار تومانی باز شد!!!
سایت تابناک

پای امارات به دلار ۲۰۰ هزار تومانی باز شد!!!

«بر اساس اطلاعات مطرح‌شده، بسته جدید فشار‌های تحریمی که از امروز آغاز می‌شود، به‌طور مشخص می‌تواند با هدف ایجاد اختلال در این حساب‌ها و شبکه پرداخت مرتبط با...
         
سایت تابناک

تصاویر بمباران تاسیسات اتمی سوریه توسط اسرائیل

بازار در تسخیر هیجان - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

بازار در تسخیر هیجان - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین کریمی در چنین شرایطی، مردم احساس می‌کنند اگر امروز خرید نکنند، فردا باید همان کالا را با قیمت بالاتری تهیه کنند. همین تصور ساده می‌تواند موجی از تقاضا ایجاد کند که خود به افزایش قیمت و تشدید هیجان بازار منجر شود.این پدیده در بازارهایی مانند طلا، ارز، خودرو، مسکن و حتی برخی کالاهای مصرفی [ ]
اقتصاد در محاصره شوک‌های هزینه‌ای - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

اقتصاد در محاصره شوک‌های هزینه‌ای - سایت خبری اقتصاد پویا

کریمی/ مسئله اصلی این است که اقتصاد ایران همزمان با دو نوع فشار مواجه است. از یک سو، عوامل پولی و تقاضایی مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه و ناترازی بانک‌ها به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها کمک می‌کنند و از سوی دیگر، شوک‌های سمت عرضه هزینه تولید و توزیع کالا را بالا می‌برند. زمانی که این [ ]
ماجرای عجیب تعطیلی برخی پمپ‌بنزین‌ها در تهران!
سایت تابناک

ماجرای عجیب تعطیلی برخی پمپ‌بنزین‌ها در تهران!

گزارش‌های دریافتی از مخاطبان تابناک از بسته بودن یا اختلال در فعالیت شماری از جایگاه‌های سوخت در نقاط مختلف تهران حکایت دارد؛ از شرق پایتخت تا جنوب تهران.