این توئیت ضرغامی علاوه بر اینکه به یکی از پیچیدهترین سریالهای سالهای اخیر اشاره دارد، پیام سیاسی واضحی را هم منتقل میکند: بدون اصلاحات مداوم و صرفاً با قدسیسازی، یک حکومت دوام نمیآورد. این دقیقاً همان نکتهای است که رمان و سریال «سرگذشت ندیمه» هم بر آن تأکید دارند و تلاش میکنند نشان دهند وقتی یک جامعه تحت انقیاد یک حکومت ایدئولوژیک درمیآید، چه اتفاقی میافتد.
پرسشی که بعد از خواندن این توئیت و خواندن رمان یا تماشای سریال برای مخاطب پیش میآید، این است که چرا ضرغامی بعد از دیدن این سریال به فکر ارائه چنین هشداری افتاده است؟ جواب واضح است؛ چون گیلیاد خلقشده توسط آتوود شباهتهای مستقیمی با ایران دارد و این صرفاً تفسیری نیست که از دل سریال بیرون آمده باشد؛ خود آتوود هم در مصاحبههایی به ایران پس از انقلاب بهعنوان یکی از نمونههای واقعی مورد توجه خود اشاره کرده است.
آتوود در یک گفتوگوی رادیویی در مارس ۱۹۸۶، هنگام توضیح محدودیت حضور زنان در عرصه عمومی گیلیاد، مستقیماً ایران آن زمان را مثال میزند. او بعدها نیز نوشته که به ایران رفته و روند سرکوب زنان پس از انقلاب را دنبال کرده است.
دانستن این نکات است که به توئیت ضرغامی معنا میدهد. به احتمال زیاد، ضرغامی بدون توجه به این سابقه، میان گیلیاد «سرگذشت ندیمه» و ایران شباهتهایی پیدا کرده که او را به فکر فرو برده است؛ ضرغامی حق دارد. ایران امروز شباهتهایی با گیلیاد تصویرشده در «سرگذشت ندیمه» دارد. …



































































































































































