به نوشته نشریۀ فایننشیالتایمز، سقوط جایگاه نخستوزیر ایتالیا نزد ترامپ، محدودیتهای همسویی ایدئولوژیک میان آمریکا و اتحادیه اروپا را آشکار میکند. تجربه جورجیا ملونی به داستانی عبرتآموز برای رهبران اروپایی تبدیل شده است که وسوسه میشوند باور کنند همسویی ایدئولوژیک با دونالد ترامپ میتواند برای آنها نوعی مصونیت سیاسی ایجاد کند.
خبر مرتبط فراتر از یک مشاجره معمولی؛ چرا «تسخیرکننده اروپا» با ترامپ در افتاد؟
اکوایران: در ۲۴ ساعت گذشته، فردی که ترامپ زمانی گفته بود «اروپا را تسخیر کرده است،» سه کاری را انجام داد که شاید برخی متحدان آمریکا در خلوت به آنها فکر کرده باشند، اما هرگز آشکارا بیان نکرده بودند. او گفت که ترامپ دروغ میگوید، به دشمنان باج میدهد و علیه دوستان خود موضع میگیرد.
نخستوزیر ایتالیا که زمانی یکی از سرسختترین متحدان اروپایی رئیسجمهور آمریکا محسوب میشد، بهسختی دریافت که دفاع از منافع ملی کشورش با دیدگاه تهاجمی «اول آمریکا» در جنبش ماگا سازگار نیست.
هنگامی که رم حاضر نشد به ارتش آمریکا اجازه دهد از پایگاههای ایتالیایی برای بمباران نامحبوب ایران استفاده کند، ترامپ علیه رهبری موضع گرفت که پیشتر او را «زنی فوقالعاده» خوانده و گفته بود که «واقعاً اروپا را تحت تأثیر قرار داده است.»
این گسست خیلی زود شخصی شد. ترامپ از ملونی شکایت کرد که «شجاعت ندارد» و بعداً او را متهم کرد که در اجلاس گروه ۷ در فرانسه برای بهبود محبوبیتش در نظرسنجیها، برای گرفتن عکس با او «التماس» کرده است. ملونی در پاسخ گفت که «دوست تو بودن» به محبوبیتش کمکی نکرده است؛ سخنانی که به جنگ لفظی میان آنها دامن زد، جنگی که بعید است روابط دوستانه سابقشان بتواند از آن جان سالم به در ببرد. چشمداشت نامعقول خانم نخستوزیر از ماگا
به گفتۀ استفانو استفانینی، سفیر پیشین ایتالیا در ناتو، گفت: «مفهوم "نخست آمریکا" باید برای هر شریک خارجی یک زنگ خطر باشد. با چنین فلسفهای نمیتوان انتظار همبستگی بیش از حد داشت.»
جورجیا ملونی در کنار استیو بنن، ایدئولوگ جنبش ماگا، در جشنواره سیاسی آتریجو در سال ۲۰۱۸/عکس از شاتراستوک
بنیامینو ایرْدی، مشاور پیشین سیاست خارجی دولت ایتالیا، گفت ملونی مرتکب این اشتباه شده بود که تصور میکرد داشتن یک جهانبینی مشترک ملیگرایانه و محافظهکارانه به او اجازه خواهد داد «یک رابطه ویژه» با رئیسجمهور آمریکا ایجاد کند.
ایردی که اکنون عضو ارشد صندوق مارشال آلمان است، گفت: «ماهیت معاملهگرانۀ ترامپ بهگونهای است که همسویی ایدئولوژیک فقط تا حد مشخصی پیش میرود. شما واقعاً باید بتوانید چیز ملموسی روی میز بگذارید.»
ملونی که زمانی رهبر آتشین مخالفان و منتقد سرسخت اتحادیه اروپا بود، محبوب جنبش ماگا محسوب میشد و بهدلیل حمله به بروکسل، مهاجرت غیرقانونی و «ایدئولوژی بیدار» که به گفته او هویت ایتالیا را تهدید میکرد، مورد تحسین قرار میگرفت.
اما پس از رسیدن به قدرت، با محدودیتهای این همسویی روبهرو شد. ترامپ و حلقه اطراف او نتوانستند محدودیتهای سیاسی داخلی و نهادیای را که ملونی با آنها مواجه بود درک کنند؛ از افکار عمومی مخالف گرفته تا نقش رئیسجمهور ایتالیا، سرجیو ماتارلا، در نظارت بر سیاست امنیت ملی در جریان بحرانهایی مانند حمله آمریکا به ایران. ناسازگاری ماگا با بینالمللیگرایی
جووانی اورسینا، استاد علوم سیاسی در دانشگاه لوئیس رم، گفت: «این واقعیت که او نمیتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد و در چارچوب مجموعهای از محدودیتها حرکت میکند، کاملاً از ذهن آنها دور مانده بود.» او افزود: «ترامپ... به منافع ملی ایتالیا احترام نگذاشت. "بینالمللگرایی ملیگرایانه" یک تناقض درونی است.»
دونالد ترامپ در حاشیه اجلاس گروه هفت در اِویان-له-بن، فرانسه، در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، با جورجیا ملونی گفتگو میکند/عکس از دفتر نخستوزیری ایتالیا
پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، ملونی، تنها رهبر اتحادیه اروپا که در مراسم تحلیف او شرکت داشت، تلاش کرد خود را بهعنوان پل ارتباطی اروپا با واشنگتن مطرح کند؛ به این امید که این جایگاه قدرت او را در بروکسل و در داخل ایتالیا تقویت کند.
اما در عوض، نزد بسیاری از رأیدهندگان ایتالیایی، نزدیکی ملونی به رئیسجمهور نامحبوب آمریکا به اعتبار او لطمه زده است. ترامپ تعرفههای سنگینی بر واردات اتحادیه اروپا وضع کرده، متحدان ناتو را برای افزایش چشمگیر هزینههای دفاعی تحت فشار قرار داده و به ایران حمله کرده است؛ سیاستهایی که آسیب جدی به منافع ایتالیا وارد میکنند.
ریکاردو آلکارو، مدیر پژوهش مؤسسه امور بینالملل در رم، گفت: «نزدیکی او به ترامپ هیچ نتیجه قابلتوجهی برایش به همراه نداشته است.» او دوستی سابق ملونی با ترامپ را در آستانه کارزار دشوار انتخاباتی او برای دور بعدی نخستوزیری، یک «آلباتروس انتخاباتی» خواند؛ یعنی باری سنگین که به موقعیت انتخاباتی او آسیب میزند.
خواستگاری سیاسی ملونی از حزب جمهوریخواه آمریکا، از جمله چهرههای بانفوذ جنبش ماگا، بیش از یک دهه پیش آغاز شد؛ زمانی که او هنوز چهرهای حاشیهای در میان مخالفان دولت بود و تلاش میکرد خود و حزب تازهتأسیسش، «برادران ایتالیا»، را از ریشههای نئوفاشیستیشان دور کند.
او تلاش داشت هویتی نو بهعنوان یک محافظهکار ملیگرای جریان اصلی برای خود بسازد: عضوی از یک خانواده سیاسی جهانی و محترم، نه یادگاری از راست افراطی ایتالیا در دوران پس از جنگ.
ملونی زمانی که در اپوزیسیون بود، دو بار برای سخنرانی در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران (CPAC)، گردهمایی سالانه جمهوریخواهان آمریکا، دعوت شد. در همین حال، استیو بنن، ایدئولوگ جنبش ماگا، در سال ۲۰۱۸ بهعنوان سخنران اصلی در جشنواره سیاسی «آتْرِجو» حزب او حضور یافت.
اورسینا گفت: «او بهخوبی میداند که سیاست بُعدی بسیار قدرتمند و فراملی دارد.» او افزود که جنبش ماگا در ابتدا به ملونی «یک خانه، یک ایدئولوژی» و «یک برند» ارائه کرد. ترامپ احترام زیردستان را از متحدان میخواهد
اما ملونی پس از رسیدن به نخستوزیری، با عملگرایی محتاطانه خود، خالصترین و سرسختترین طرفداران ماگا مانند بنن را ناامید کرد. بنن به رسانههای ایتالیایی گفت که او «کاملاً یک گلوبالیست» است که به «باورهای بنیادی» خود خیانت کرده است.
معترضان در جریان تجمع «بدون پادشاه» (No Kings) در رم، پلاکاردهایی با تصاویر بنیامین نتانیاهو، ویکتور اوربان، دونالد ترامپ و جورجیا ملونی در دست دارند/عکس از خبرگزاری رویترز
ملونی در کنار اتخاذ اقدامات سختگیرانه برای مهار مهاجرت غیرقانونی، سهمیه مهاجران قانونی را نیز افزایش داده و به کسبوکارهای ایتالیایی برای مقابله با کمبود نیروی کار کمک کرده است. او همچنین لحن ضداتحادیه اروپایی خود را تعدیل کرده و روابط کاری مؤثری با بروکسل برقرار کرده است.
یک مشاور سیاسی نزدیک به حزب برادران ایتالیا گفت: «نمیتوان به جنبشی نزدیک ماند که میخواهد وحدت اروپا را نابود کند. این نمیتواند هدف یک حزب محافظهکار در ایتالیا باشد. هدف، تغییر اتحادیه اروپاست، نه نابودی آن.»
ملونی در ابتدا روابط گرمی با دولت دوم ترامپ برقرار کرد و بیش از یک سال روی طنابی باریک حرکت کرد تا از تحریک رئیسجمهور آمریکا خودداری کند. او با واکنش تلافیجویانه اتحادیه اروپا به تعرفههای ترامپ مخالفت کرد، در برابر چرخش او از اوکراین به سمت ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، سکوت کرد و از انتقاد درباره تهدید ترامپ برای تصرف گرینلند نیز خودداری کرد.
اگرچه او گفت قانون اساسی ایتالیا مانع از پیوستن رم به «هیئت صلح» جنجالی ترامپ میشود، وزیر خارجه خود، آنتونیو تاجانی، را بهعنوان «ناظر» به نخستین نشست این هیئت اعزام کرد؛ حتی پس از آنکه ترامپ ایران را بمباران کرد و قیمت انرژی در سراسر جهان بهشدت افزایش یافت، ملونی از محکوم کردن یا تأیید حملات خودداری کرد و گفت اطلاعاتی را که بر اساس آنها این حملات انجام شده بود در اختیار ندارد.
اما ماریو سکی، سخنگوی سابق دولت ملونی، گفت تصمیم یکجانبه واشنگتن برای حمله بدون مشورت با شرکای مهمی مانند ایتالیا، روابط را بهشدت متشنج کرده است. سکی گفت: «اگر متحد میخواهید، باید با متحدان صحبت کنید. مشکل کاخ سفید همین است... به نظر من، منشأ این فاصله گرفتن همین بود.»
حمله ترامپ به پاپ لئو چهاردهم پس از آنکه او جنگ ایران را محکوم کرد، ملونی را در موقعیتی قرار داد که چارهای جز واکنش نداشت. آلکارو گفت: «سکوت برای هیچ نخستوزیر ایتالیایی گزینهای نبود؛ چه رسد به نخستوزیری که هویت سیاسی خود را بهعنوان زنی مسیحی و کاتولیک بنا کرده است.»
انتقاد مکتوب و محتاطانه ملونی که در آن حمله به پاپ را «ناپذیرفتنی» خواند، بدون آنکه نامی از ترامپ ببرد، رئیسجمهور آمریکا را که پیشتر از عدم حمایت اروپا از کارزار او علیه ایران خشمگین بود، بهشدت عصبانی کرد.
آلکارو گفت: «از نگاه ترامپ، این یک بیاحترامی به مقام او بود. او نتوانست احترامی را که یک رئیس از زیردستانش انتظار دارد نشان دهد.» ماگا: دشمن اتحادیه
رم اکنون تلاش میکند شکافی را مهار کند که مقامهای ایتالیایی آن را عمدتاً «شخصی» میدانند. پس از آنکه ترامپ پیش از نشست اخیر ناتو خواستار صدور «دستور منع تماس» علیه ملونی شد، رم اعلام کرد که دیگر به تحریکات او پاسخ نخواهد داد.
جورجیا ملونی در کنار دونالد ترامپ در دفتر بیضی کاخ سفید/عکس از خبرگزاری فرانسه
مقامهای ایتالیایی تأکید دارند که روابط دوجانبه همچنان مستحکم است و ملونی و وزیرانش در حال تقویت روابط با دیگر چهرههای دولت آمریکا، از جمله وزیر خارجه، مارکو روبیو، هستند. سکی گفت: «اینکه دولت ترامپ و کابینه ملونی با یکدیگر در حال گفتوگو هستند، قطعی است.»
اما تحلیلگران میگویند مشکلات ملونی با کاخ سفید تنها بازتاب شخصیت ترامپ نیست، بلکه ناشی از جهانبینی جنبش ماگا نیز هست؛ جهانبینیای که ظاهراً از متحدان آمریکا انتظار دارد تقریباً بهطور کامل از واشنگتن تبعیت کنند.
استفانینی گفت: «دشوار است بگوییم ناتوانی در همکاری با شرکا ویژگی جنبش مگا است یا چیزی در شخصیت ترامپ وجود دارد که همکاری را ناممکن میکند. اما بهطور کلی، جنبش مگا آنقدر خودمحور و انزواطلب است که اساساً کل مفهوم همکاری و تقسیم مسئولیت برای آن بیگانه است.»
ایردی گفت دشمنی ریشهدار ماگا با اتحادیه اروپا بهعنوان یک پروژه سیاسی نیز باعث میشود برای هر رهبری که دیدگاهی پاناروپایی دارد، «صمیمی شدن» با دولت آمریکا برای مدت طولانی دشوار باشد.
او گفت: «فضای ایدئولوژیک جنبش ماگا تلاشی جدی برای تضعیف و تجزیه اروپاست. این تصور که میتوانید یک رهبر طرفدار اروپا در یک کشور اروپایی باشید و همزمان به معنای واقعی کلمه دوست [ماگا] نیز باشید، ذاتاً و عمیقاً دچار تناقض است.»








































































