با آغاز جنگ ایران و آمریکا و اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، یکی از حیاتیترین آبراههای انرژی جهان، نگرانیها درباره تأمین نفت چین افزایش یافت. بخش بزرگی از نفت مورد نیاز این کشور از خاورمیانه تأمین میشد و اختلال طولانیمدت در عرضه، این احتمال را ایجاد میکرد که چین برای جایگزینی بشکههای از دسترفته وارد رقابت گستردهای در بازار جهانی شود؛ اتفاقی که میتوانست فشار تقاضا را افزایش داده و قیمت نفت را به سطوح بسیار بالاتری برساند.
اما برای بررسی اینکه چرا این سناریو طوری که انتظار میرفت محقق نشد، ابتدا باید به یک سؤال پاسخ داد: چین پیش از آغاز جنگ روزانه چه میزان نفت از خاورمیانه وارد میکرد و تا چه اندازه به نفت عبوری از هرمز وابسته بود؟
سهم چین از نفت خاورمیانه
خاورمیانه در آستانه جنگ یکی از مهمترین منابع تأمین نفت چین بود. آمار گمرک چین نشان میدهد در سال ۲۰۲۵ این کشور روزانه حدود ۴.۹ میلیون بشکه نفت خام در روز فقط از عربستان سعودی، عراق، امارات متحده عربی، عمان، کویت و قطر وارد میکرد؛ حجمی معادل ۴۲ درصد کل واردات نفت خام چین. عربستان با سهم ۱۴ درصدی حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز، عراق با سهم ۱۱ درصدی حدود ۱.۳ میلیون بشکه، امارات حدود ۸۰۰ هزار بشکه، عمان نزدیک ۷۰۰ هزار بشکه و کویت حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز نفت در اختیار بازار چین قرار میدادند.
اما این آمار یک بخش مهم از تجارت نفت چین را نشان نمیدهد: ایران.
گمرک چین از سال ۲۰۲۲ واردات نفت خام از ایران را عملاً ثبت نکرده است، در حالی که دادههای ردیابی نفتکشهای Kpler نشان میدهد چین در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت ایران خریداری کرده است. این میزان معادل حدود ۱۲ درصد کل واردات نفت خام چین و بیش از ۱۳ درصد واردات دریایی این کشور بود.
نکته مهم این است که نمیتوان این ۱.۳۸ میلیون بشکه را بهسادگی به رقم ۴.۹ میلیون بشکه آمار گمرکی اضافه کرد؛ زیرا بخشی از نفت ایران برای دور زدن تحریمها با مبدأ کشورهایی مانند مالزی ثبت شده و برخی محمولهها نیز ممکن است با مبدأ اندونزی، عراق، عمان یا امارات وارد آمار چین شده باشند؛ بنابراین جمع ساده این ارقام میتواند به محاسبات اشتباه منجر شود.
با این حال، تصویر کلی روشن است: تقریباً نیمی از نفت وارداتی چین پیش از جنگ از خاورمیانه تأمین میشد و بخش بزرگی از این جریان نیز به تردد امن از تنگه هرمز وابسته بود.
رویترز نیز پیش از تشدید بحران سهم خاورمیانه در واردات نفت چین را حدود نصف برآورد کرده بود.
در چنین شرایطی، بزرگترین واردکننده نفت جهان در برابر یک انتخاب مهم قرار داشت: ورود به بازار و رقابت برای خرید میلیونها بشکه نفت جایگزین، یا استفاده از راهبردی که نیاز آن به بازار جهانی را در زمان اوج بحران کاهش دهد.
بعد از شروع جنگ چه اتفاقی افتاد؟
با آغاز جنگ و اختلال در مسیر هرمز، روند واردات نفت چین بهسرعت تغییر کرد.
این کشور که در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ بهطور متوسط روزانه ۱۱.۹۹ میلیون بشکه نفت خام وارد میکرد، در ماه مارس همچنان وارداتی معادل ۱۱.۷۷ میلیون بشکه در روز داشت، اما از آوریل روند نزولی شدت گرفت؛ واردات به ۹.۳۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت، در ماه مه به ۷.۷۹ میلیون بشکه رسید و در ژوئن با سقوط به ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز، پایینترین سطح در نزدیک به یک دهه را ثبت کرد.
به این ترتیب، چین بهجای ورود به رقابت برای خرید نفت جایگزین در شرایط افزایش قیمتها، چند میلیون بشکه از تقاضای روزانه خود در بازار جهانی را کنار کشید؛ اقدامی که ضمن کاهش فشار بر تأمین انرژی این کشور، به آزاد شدن محمولههای بیشتری برای سایر خریداران و کاهش فشار صعودی بر قیمت جهانی نفت کمک کرد.
ذخایر نفت؛ سپراقتصادی چین برای روزهای بحران
چین پیش از آغاز جنگ، طی ماهها بهطور مستمر بر حجم ذخایر نفتی خود افزوده بود؛ راهبردی که در زمان اختلال هرمز به یکی از مهمترین سپرهای اقتصاد این کشور تبدیل شد. برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد موجودی نفت چین در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۴ میلیارد بشکه رسیده بود و این کشور در طول همان سال بهطور متوسط روزانه نزدیک به ۱.۱ میلیون بشکهنفت به ذخایر خود اضافه میکرد.
بر اساس برآوردهای بینالمللی، چین با احتساب ذخایر دولتی و تجاری راهبردی، بزرگترین ذخایر نفت خام جهان را در اختیار داشت. پکن با انباشت نفت در دورهای که قیمتها پایینتر و دسترسی به عرضه آسانتر بود، عملاً خود را برای روزهای بحران آماده کرد؛ بهطوریکه با آغاز اختلال در هرمز، ناچار نبود برای تأمین نیاز خود با هر قیمتی وارد رقابت در بازار جهانی شود و میتوانست بخشی از کاهش واردات را با تکیه بر ذخایر انباشتهشده مدیریت کند.
راهبرد چین در بحران هرمز چه بود؟
راهبرد پکن در برابر شوک هرمز را میتوان در یک اصل خلاصه کرد: نخریدن نفت گران به هر قیمت و کاهش نیاز به بازار جهانی پیش از استفاده گسترده از ذخایرخود.
چین در روزهای نخست بحران برخلاف انتظار بازار فوراً مخازن راهبردی خود را باز نکرد. در ۱۲ مارس، دولت حتی درخواست سینوپک برای دسترسی به حدود ۹۵ میلیون بشکهاز ذخایر تحت کنترل دولت را رد کرد و به پالایشگاهها اعلام شد فعلاً ذخایر استراتژیک و تجاری دولتی آزاد نخواهد شد.
همزمان پکن صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت جت را محدود کرد تا فرآوردههای تولیدشده به جای خروج از کشور، نیاز بازار داخلی را پوشش دهند. سینوپک نیز برنامه پالایش خود را بیش از ۱۰ درصد، معادل حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه در روز کاهش داد. به این ترتیب، چین به جای رقابت با سایر خریداران برای یافتن میلیونها بشکه نفت جایگزین، ابتدا تقاضای پالایشگاههای خود برای نفت خام را پایین آورد.
این سیاست در ماههای بعد شدت گرفت. همانطور که پیشتراشاره شد واردات نفت خام چین که در سهماهه نخست سال بهطور متوسط حدود ۱۱.۸۵ میلیون بشکه در روز بود، در ماه مه به ۷.۷۹ میلیون بشکه و در ژوئن به ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. همزمان پالایشگاهها نیز تولید خود را کاهش دادند؛ میزان پالایش در ماه مه به ۱۲.۶۶ میلیون بشکه در روز رسید که حدود ۲.۳ میلیون بشکه کمتر از متوسط سهماهه نخست بود. محدودیت صادرات فرآورده نیز باعث شد پالایشگاهها برای تأمین بازار داخلی مجبور نباشند همان حجم قبلی نفت خام را فرآوری کنند. در کنار این سیاستها، ضعف اقتصاد، کاهش مصرف دیزل در بخش ساختوساز و افزایش سهم خودروهای برقی و هیبریدی نیز به کاهش تقاضای واقعی برای سوخت کمک کرد.
زمان استفاده از ذخایر کی فرا رسید؟
استفاده از ذخایر زمانی آغاز شد که بحران طولانیتر شد. تا اواسط مارس پکن حاضر به آزادسازی آنها نبود، اما در اواخر آوریل گزارش شد سینوپک و پتروچاینا در حال استفاده از ذخایر تجاری هستند. طبق گزارش رویترز، قرار بود سینوپک در فاصله آوریل تا ژوئن روزانه حدود یک میلیون بشکه نفت از ذخایر دریافت کند؛ اقدامی که حتی به بازوی تجاری این شرکت اجازه داد برخی محمولههای نفت غرب آفریقا، برزیل و کانادا را دوباره در بازار نقدی عرضه کند.
دادههای ماه مه نخستین نشانه روشن از برداشت خالص از ذخایر را نشان داد. چین روزانه ۹ میلیون بشکه وارد و ۴.۳۷ میلیون بشکه تولید داخلی داشت؛ در مجموع ۱۲.۱۶ میلیون بشکه نفت در روز در اختیارش بود، در حالی که پالایشگاهها ۱۲.۶۶ میلیون بشکه فرآوری کردند. این اختلاف نشان میدهد در آن ماه تقریباً ۵۰۰ هزار بشکه در روز از موجودیها برداشت شده است.
نکته مهم این بود که کاهش واردات بیش از چهار میلیون بشکه در روز بود، اما برداشت از ذخایر فقط نیم میلیون بشکه بود؛ یعنی بخش عمده شوک نه با خالیکردن مخازن، بلکه با کاهش پالایش و مصرف نفت خام جذب شد.
در ماههای بعد نیز برداشت از ذخایر ادامه یافت، هرچند به دلیل محرمانه بودن آمار رسمی چین، درباره اندازه دقیق آن اختلاف وجود دارد.
برای ژوئیه، محاسبات مبتنی بر تولید، واردات و پالایش حتی مازاد حدود ۲۱۰ هزار بشکه در روز و بازگشت محدود به ذخیرهسازی را نشان میدهد، در حالی که Kpler و Vortexa با استفاده از دادههای ردیابی و ماهوارهای کاهش دهها میلیون بشکهای موجودی را برآورد کردهاند؛ بنابراین نمیتوان زمان و حجم دقیق آزادسازی ذخایر راهبردی چین را با قطعیت مشخص کرد؛ اما آنچه روشن است این است که پکن ذخایر را بهعنوان آخرین خط دفاع نگه داشت و ابتدا از انعطاف واردات، پالایش و صادرات فرآورده استفاده کرد.
نفت خاورمیانه با چه نفتی جایگزین شد؟
چین همزمان با کاهش شدید خرید از خاورمیانه، ترکیب تأمینکنندگان خود را نیز تغییر داد. دادههای Kpler نشان میدهد خاورمیانه که در سال ۲۰۲۵ حدود ۵۲ درصد واردات نفت خام چین را تأمین میکرد، در ماه مه ۲۰۲۶ تنها ۳۱ درصد از واردات این کشور را در اختیار داشت. صادرات نفت خاورمیانه به چین در پنج ماه نخست سال به حدود ۵۸۱ میلیون بشکه رسید که ۲۸ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بود. در مقابل، چین خرید از روسیه و آمریکای جنوبی، بهویژه برزیلرا افزایش داد.
روسیه مهمترین جایگزین عملیاتی برای بخشی از نفت از دسترفته خاورمیانه بود. تنها چند هفته پس از آغاز جنگ، سینوپک و پتروچاینا پس از چهار ماه وقفه دوباره برای خرید نفت روسیه وارد بازار شدند؛ نفت روسیه در آن زمان نسبت به محمولههای رقیب از برزیل و غرب آفریقا ارزانتر بود. این روند در تابستان شدت گرفت؛ سینوپک برای تحویل بین ژوئیه تا سپتامبر ۳۰ تا ۴۰ محموله نفت ESPO روسیه خرید که معادل حدود ۲۴۱ تا ۳۲۰ هزار بشکه در روز بود. فقط در ماه ژوئیه حدود ۷.۴ میلیون بشکه ESPO به سینوپک تحویل شد.
تغییر جهت سینوپک از عربستان به روسیه بسیار چشمگیر بود. این شرکت در ماههای مارس و آوریل هر ماه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت عربستان دریافت کرده بود، اما در ژوئن و ژوئیه هیچ نفت سعودی خریداری نکرد و حجم خرید آن در اوت نیز به تنها دو میلیون بشکه محدود شد.
در مقابل، نفت ESPO روسیه برای تحویل سپتامبر با تخفیف یک تا دو دلاری نسبت به برنت معامله میشد و طبق گزارش معاملهگران حدود ۱۰ دلار در هر بشکه ارزانتر از برخی گریدهای رقیب مانند نفت عمان و Tupi برزیل بود. علاوه بر قیمت، مسیر کوتاهتر روسیه از بنادر خاور دور به چین و اطمینان بیشتر در تحویل نیز مزیت مهمی محسوب میشد.
برزیل نیز به دومین مسیر مهم تنوعبخشی تبدیل شد. دادههای Kpler نشان میدهد همزمان با سقوط سهم خاورمیانه، واردات چین از آمریکای جنوبی و بهخصوص برزیل رشد قابل توجهی نسبت به سال قبل داشت. نفت غرب آفریقا نیز بخشی از سبد جایگزین بود، اما قیمت بالاتر و هزینه حمل بیشتر باعث شد برای پالایشگاههای چینی به اندازه نفت روسیه جذاب نباشد.
در نتیجه پکن تلاش نکرد تمام نفت از دسترفته خاورمیانه را بشکهبهبشکه از سایر کشورها جایگزین کند؛ بخشی را از روسیه و برزیل تأمین کرد و بخش بزرگتری را اساساً با کاهش واردات، پالایش کمتر، مصرف ذخایر و افزایش اتکا به تولید داخلی حذف کرد.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



































































































































































