یکی از مسائل مهم نظام آموزشی ایران، غلبه نگاهی است که میتوان آن را «دانشگاهگرایی» نامید. نگاهی که آموزش عمومی را نه به عنوان یک دوره مستقل و دارای هویت، بلکه بیشتر بهعنوان مقدمهای برای ورود به آموزش عالی میبیند. در این نگاه، موفقیت مدرسه تا حد زیادی با موفقیت دانشآموز در مسیر کنکور، قبولی دانشگاه و در نهایت ورود به یک رشته دانشگاهی سنجیده میشود.
مشکل از جایی آغاز میشود که این هدف، سایر کارکردهای مدرسه را به حاشیه میراند. مدرسه باید جایی برای یادگیری زندگی اجتماعی، مسوولیتپذیری، ارتباط با دیگران، توانایی حل مساله، کار گروهی، شناخت استعدادها و حتی تجربه کردن باشد. اما وقتی مقصد اصلی، دانشگاه تعریف شود، طبیعی است که بخش قابل توجهی از انرژی مدرسه، خانواده و دانشآموز صرف یادگیری مطالبی شود که برای موفقیت در آزمونها ضروری تلقی میشوند.
در چنین شرایطی، مهارتهایی مانند تصمیمگیری، ارتباط موثر، سواد مالی، آشنایی با دنیای واقعی کار و توانایی مواجهه با مسائل روزمره ممکن است در اولویت پایینتری قرار بگیرند. حتی خلاقیت و تجربهورزی نیز گاهی در برابر ضرورت «تمام کردن کتاب» و آمادگی برای امتحان، فرصت چندانی پیدا نمیکنند.
این مساله فقط به مدرسه محدود نمیشود. … …



































































































































































