آدم ها ممکن است امسال دستمزد بالاتری گرفته باشند و حتی روی فیش حقوقی شان رشد دیده شود. اما اگر قیمت ها با سرعتی نزدیک به دو برابر شدن بالا رفته باشند، آن رشد تبدیل به یک حرکت نمایشی می شود. اینجا همان نقطه ای است که جامعه وارد سوء تفاهم جمعی می شود. پول بیشتر شده، اما پولدارتر شدن اتفاق نیفتاده. فاصله میان این دو جمله، همان فاصله میان آرامش و اضطراب است. بیست و سه هزار و نود و سه هزار میلیارد، صفر هایی که به خانه ها نمی رسند
درآمد ملی جاری کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۳ هزار و ۹۳ هزار میلیارد تومان گزارش شده است. این عدد وقتی بین ۸۷ میلیون نفر تقسیم می شود، همان سهم سرانه سالانه حدود ۲۶۵ میلیون تومان را می سازد و در ماه می شود ۲۲ میلیون و ۱۲۰ هزار تومان. اما همین جا باید مکث کرد. درآمد ملی سرانه، حقوق ماهانه یک فرد نیست. کل درآمدی است که اقتصاد تولید می کند؛ از نفت و کارخانه و مغازه تا دولت و بخش های دیگر. و مهم تر از آن، همه این درآمد مستقیم در جیب خانوار نمی نشیند. بخشی در دولت می ماند، بخشی در شرکت ها، بخشی تبدیل به سرمایه و بدهی و بودجه می شود. جامعه با عددی روبه رو است که به نام همه نوشته می شود، اما به شکل مساوی در زندگی همه دیده نمی شود. چهار میلیون و هفتصد و هشتاد و هشت هزار، عددی که درد را واقعی می کند …






























































