در شرایطی که برآوردهای مستقل میگویند یک خانواده برای سرپا ماندن حداقل به ماهی ۹۰ میلیون تومان درآمد نیاز دارد، دیگر نمیتوان به خواندن اعداد بسنده کرد. باید به کف خیابان رفت تا دید زیر پوست شهر چه میگذرد. برای لمس این واقعیت، به میان زنان دستفروش در جنوب شهر تهران رفتیم؛ زنانی از بخش بزرگی از طبقۀ کارگر غیررسمی و بدون چتر حمایتی مؤثر که بحران معیشت را یکتنه به دوش میکشند.
ستایش؛ تقاص تورم از نسل آینده
ستایش، زنی حدوداً ۳۵ ساله، بار سنگین نانآوری خانواده را یکتنه به دوش میکشد. او همزمان با مراقبت از همسر بیمار و دختر ششسالهاش، با هزینههای کمرشکن زندگی دستوپنجه نرم میکند. برای او، هزینههای سرسامآور درمان و شهریۀ مدرسه یک طرف ماجراست اما افزایش ۱۰ میلیون تومانی اجارۀ خانه در سال جاری، کوه مکافاتش را سنگینتر کرده است.
با تورم فعلی، تأمین مواد مغذی برای فرزند در حال رشدِ ستایش، به مأموریتی دشوار تبدیل شده است. سفرۀ این خانواده مدتهاست از پروتئین خالی شده و او در بهترین حالت، ماهانه تنها بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان میتواند گوشت بخرد.
وقتی دختر کوچکش کنار او میایستد، واقعیت تلخ وضعیت تغذیه در مناطق حاشیهای خود را بیشتر نشان میدهد؛ جثۀ کودک، بسیار کوچکتر از سن واقعیاش به نظر میرسد. قد و قامت این بچه، در حد یک نوزاد است.....
الهه؛ کارگرانی که خانه ندارند، فقط سقف دارند
الهه و همسرش، هر دو حدوداً ۳۰ساله و دستفروشاند. آنها تا ساعت ۱۱ شب روی سنگفرش خیابانها کار میکنند. کار طاقتفرسا آنها را در چرخهای فرسایشی گرفتار کرده است. …































































































