تا چندی پیش، اثرگذاری تنش در تنگه هرمز بر نرخ بهره آمریکا بیشتر یک زنجیره تحلیلی شامل اختلال در عرضه انرژی، افزایش قیمت نفت و سوخت، فشار بر تورم، تغییر انتظارات و در نهایت واکنش فدرال رزرو بود. اکنون بخش مهمی از این زنجیره را میتوان در دادهها مشاهده کرد. تورم مصرفکننده آمریکا در اوت 0.4درصد افزایش یافته، قیمت بنزین تنها در یک ماه 3.9درصد بالا رفته، انتظار تورم یکساله خانوارهای آمریکایی در نظرسنجی دانشگاه میشیگان از 4.0 به 4.6درصد جهش کرده و بازار احتمال افزایش ۲۵واحد پایهای نرخ سیاستی فدرالرزرو در نشست پیشرو را به حدود ۸۵درصد رسانده است. بنابراین پرسش امروز دیگر صرفا این نیست که آیا تنگه هرمز میتواند بر اقتصاد آمریکا اثر بگذارد. پرسش مهمتر برای سیاستگذار ایرانی این است که این قدرت اقتصادی تا چه زمانی برای دارنده آن بازده خالص مثبت دارد.
این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
اهمیت تنگه هرمز را نباید با وابستگی مستقیم آمریکا به نفت خلیجفارس اندازه گرفت. آمریکا امروز بسیار کمتر از چند دهه گذشته به واردات نفت منطقه وابسته است. در نیمه نخست۲۰۲۵ تنها حدود ۰.۴میلیون بشکه در روز نفت خام و میعانات از کشورهای خلیجفارس از مسیر تنگه هرمز وارد آمریکا شده که معادل حدود ۲درصد مصرف فرآوردههای نفتی این کشور است. در مقابل، در همان دوره روزانه حدود ۲۰.۹میلیون بشکه نفت و فرآورده، معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی، از این تنگه عبور میکرد و بیش از ۲۰درصد تجارت جهانی LNG نیز به آن وابسته بود. آمریکا ممکن است از نظر فیزیکی وابستگی محدودی به نفت تنگه هرمز داشته باشد؛ اما از قیمت جهانی انرژی، تورم وارداتی و پیامدهای مالی آن مصون نیست. نفت در بازاری جهانی قیمتگذاری میشود و مصرفکننده آمریکایی بنزین را بر مبنای خودکفایی نسبی کشورش خریداری نمیکند.
تحولات روزهای اخیر این آسیبپذیری را آشکارتر کرده است. خط لوله شرق-غرب عربستان که طی ماههای اخیر روزانه ۴ تا ۵میلیون بشکه نفت را به دریای سرخ منتقل میکرد و یکی از مهمترین راههای دور زدن تنگه هرمز بود، پس از حمله اخیر موقتا متوقف شده است. همزمان تحولات جزیره پریم و بابالمندب، مسیر غربی انتقال نفت منطقه را نیز پرریسکتر کرده است. نرخ اجاره نفتکشهای بسیار بزرگ در مسیر دریای عمان به چین به Worldscale ۴۵۰ رسیده که تقریبا معادل ۱۱.۵دلار هزینه حمل برای هر بشکه است. بنابراین شوک کنونی را دیگر نمیتوان فقط با قیمت برنت توضیح داد. جهان همزمان با شوک قیمت انرژی، کرایه حمل، بیمه و امنیت مسیرهای تجاری مواجه است و اختلال در یک گلوگاه در حال سرایت به مسیرهایی است که قرار بود جایگزین آن باشند.
آژانس بینالمللی انرژی نیز دیگر بر بازگشت سریع بازار به وضعیت عادی حساب نمیکند. این نهاد اکنون انتظار دارد عرضه جهانی نفت در سال۲۰۲۶ حدود ۵.۷میلیون بشکه در روز کاهش یابد و بازیابی بخش مهمی از جریان عادی عرضه خلیجفارس به سال۲۰۲۷ موکول شود. این یعنی بازار جهانی با یک جهش موقت چند روزه در قیمت نفت روبهرو نیست، بلکه احتمال یک اختلال چند فصلی در عرضه، حملونقل و موجودیها افزایش یافته است. …