سرزمین در وهله اول، معنای یک منطقه جغرافیایی را به ذهن متبادر میکند؛ منطقهای که با مرزهای سیاسی امروزی تفکیک شده است. اما در نگاهی عمیقتر، گاه این مرزها را درمینوردد و محدودهای جغرافیایی فراتر از آن را که تحت عنوان کشور نامگذاری شده است، شامل میشود. بنابراین، سرزمین در معنایی والاتر، مفهومی بیشتر ذهنی و ادراکی است. در این معنا، «سرزمین» به مفهوم «وطن» نزدیکتر میشود و ابعاد جغرافیایی آن هرچه بیشتر رنگ میبازد. در این طیف معنایی از سرزمین، که از یک محدوده جغرافیایی تا یک ادراک کاملاً ذهنی متفاوت است، وجوه مختلفی میتواند در تعریف آمایش اثرگذار باشد. هرچند نامگذاری آمایش بهعنوان علم تخصیص منابع با صفت سرزمینی، این انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد میکند که این مراتب یا لایههای مفهومی کلمه سرزمین در آن دیده شده باشد، اما توجه به چند نکته در راستیآزمایی این امر در «سند آمایش سرزمین ایران» ضروری است.
نخست اینکه این عنوان اولینبار در نتیجه ترجمه سند Aménagement du territoire از فرانسوی به فارسی درآمده و لابد در آن ترجمه، این تکامل معنایی و چندلایهبودن مفهوم سرزمین مغفول مانده است. هرقدر متولیان تهیه سند Aménagement du territoire در «فرانسه» به این مضامین دقت کرده باشند و هرقدر این ترجمه در لغت درست و بهجا باشد، بار مفهومی این کلمه در این میان بهعنوان یک دانش منتقل نشده است. در فاصله سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۹۹، دستاندرکاران تهیه «سند آمایش سرزمین» در «ایران» دچار تحولات دانشی، علمی و گاه سیاسی شدهاند و دقت در لایههای مختلف این مفهوم و در ادامه، دقت در ابعاد متنوع این سند افزایش پیدا کرده است؛ دقت در لایههایی که گاه پررنگ یا کمرنگ شدهاند، مانند تغییر اصطلاحی این سند در سال … …





























































































