در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات استراتژیک، همواره منازعات بر پایه توازن قوا و موازنه تهدید و شاخصهای سختافزاری نظامی سنجیده میشوند. طبق پارادایم واقعگرایی سنتی، طرفی که از بودجههای دفاعی نجومی، پیشرفتهترین سامانههای پدافندی و پشتیبانی تسلیحاتی ابرقدرتهای جهانی برخوردار باشد، دست برتر را در میدان نبرد دارد. اما بازخوانی تحولات غرب آسیا طی دو دهه اخیر - بهویژه در صحنه نبرد یمن - این نظریههای تکبُعدی مادی را با چالشی بنیادین مواجه کرده است. قرآن کریم در چارچوب یک نگرش هستیشناختی و جامعهشناختی عمیق، قوانین حاکم بر تاریخ و جوامع را در قالب «سنن الهی» تبیین میکند. قوانینی تخلفناپذیر که بر سرنوشت مستکبران و مستضعفان حاکماند. تحولات میدانی روزهای اخیر در یمن، آزادسازی خیرهکننده بیش از ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از اراضی اشغالی، فروپاشی سازمان رزم ارتش مجهز سعودی، فرار تحقیرآمیز سربازان متجاوز سعودی و نیروهای اجارهای آن و به غنیمت درآمدن انبوهی از تجهیزات آمریکا و کشورهای غربی توسط رزمندگان مقاومت یمن، دقیقاً تلاقیگاه تحقق سنت قرآنی و دگرگونی در معادلات کلان ژئوپلیتیکی است که یک گروه بهظاهر کوچک با ابتداییترین امکانات نظامی اما با ارادهای الهی و پولادین برای سعودیها رقم زدند. خداوند متعال در قرآن کریم در سوره مبارکه بقره، آیه ۲۴۹، قانون بنیادین مواجهه جبهه حق و باطل را اینگونه ترسیم میفرماید:
«کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ» چهبسا گروه اندکی که به توفیق خدا بر گروه بسیاری پیروز شدند و خدا با شکیبایان است.
همچنین این کتاب آسمانی و هدایتگر در سوره مبارکه انفال، آیه ۳۶، در تحلیل هزینهکردهای سرسامآور جبهه کفر و طواغیت عالم برای خاموش کردن نور حق، قاعده قطعی حسرت و مغلوبیت را چنین بیان میفرماید: …




































































































































